دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۹ اوت ۲۰۱۹

آدام اسمیت: مدافع سرمایه داری بی لگام؟

۰۸ تير ۱۳۹۸

نام آدام اسمیت در ذهن ما با بازار آزاد و بعد هم نئولیبرالیسم عجین شده است. اما آیا به راستی آدام اسمیت طرفدار یک سرمایه داری بی لگام بوده است، که در آن "انتظام همه چیز به دست نامرئی بازار" سپرده شده است؟ این تصویر مسخ شده ای از او است. اما آیا عنوان "یک سوسیال دموکرات نرم" را هم می توان به او اطلاق کرد؟

 

اهالی ادینبورگ در قرن هجدهم با شخصیت جالبی آشنا شده بودند، که گوئی کارش پرسه در خیابانهای شهر بود. او، با لباسی اندک، در حالی که با عصبیت سرش را به پس و پیش تکان می داد، با صدای عجیبی مدام با خودش حرف می زد. طبق یک حکایت مشهور، این شخص، که کسی جز آدام اسمیت (از 1723 تا 1790) نبود، زمانی غرق در افکارش، "نوشابه" ای برای خود آماده کرده بود با نان و کره، و وقتی چند جرعه از آن نوشیده بود، با جدیت تمام اعلام کرده بود که تا آن زمان "یک چنین چای مزخرفی ننوشیده بوده است".

جسی نورمان بریتانیائی، بانکدار و دانشمند سابق و نمایندۀ مجلس لاحق و از ماه پیش معاون وزیر اقتصاد بریتانیا - که سال گذشته زندگینامۀ خواندنی آدام اسمیت به نام اندیشه های آدام اسمیت و اهمیت آنها از او اتشار یافت - به اکراه می گوید: "آری، آدام اسمیت به معنای واقعی کلمه یک "پروفسور آشفته فکر" بود. اما او یک مدیر موفق نیز بود: ابتدا در دانشگاه و سپس در گمرک اسکاتلند. ما باید او را از کاریکاتوری که از او ساخته شده، نجات دهیم."

فانتزی نئولیبرالی

منظور جسی نورمان از کاریکاتور اسمیت فقط کاریکاتوری از زندگی شخصی او نیست. منظور نورمان مقدمتاً تصویر اشتباهی است که از نظریات اقتصادی اسمیت ساخته شده است؛ کسی که با انتشار کتاب ثروت ملل، به عنوان نویسندۀ انجیل اقتصاد، مورد احترام بوده است. از همین هفته نخستین ترجمۀ کامل این کتاب به زبان هلندی انتشار یافته است. بنا به توضیح ناشر "تا حال حاضر فقط ترجمۀ بخشهائی از این کتاب در به هلندی وجود داشت." مترجم هلندی کتاب ثروت ملل، یابیک فِین باس، هم در پیشگفتار خود می نویسد: "ثروت ملل بارها و بارها مورد سوء استفاده قرار گرفته است. این کتاب را به انجیلی برای حرص و آز تبدیل کرده اند".

منظور او مسخ افکار آدام اسمیت توسط دوستداران رادیکال بازار آزاد، مقررات زدائی و خصوصی سازی است. میلتون فریدمن علاقۀ بسیار داشت به آدام اسمیت استناد کند. فریدریش هایِک، الهامبخش میلتون، نیز عیناً چنین علاقه ای داشت. نسخۀ ثروت ملل که به هایک تعلق داشت، در همین ماه مارس سال جاری در یک مزایده به 150 هزار پوند به فروش رسید.

قابل توجه این که یکی از پرنفوذترین اندیشکده های بریتانیا انستیتوی آدام اسمیت است، که خود را به صراحت "نئولیبرال" می نامد.

این "بدفهمی و بدفهمانی" را می توان به سادگی توضیح داد. کتاب کلاسیک آدام اسمیت در عرصۀ اقتصاد، از زمره کتابهائی است که بسیار فراوان مورد استناد قرار گرفته و بسیار کم خوانده شده است؛ یکی از کتابهای کلاسیک سراسر تاریخ که کمترین خواننده را داشته است. آنچه از آدام اسمیت در اذهان هست، فقط یک مشت عبارت است. و طبعاً در قلۀ این عبارات هم "دست نامرئی" قرار گرفته است.

عبارت "دست نامرئی" در سراسر کتاب بسیار قطور آدام اسمیت فقط یک بار استفاده شده است: "یک دست نامرئی سرمایه گذار را به سمت هدفی هدایت می کند که او ابداً در نظر نداشته است". در برابر این یک جمله، جملۀ دیگری که به نظر می رسد اسمیت در آن انسان خودخواه را ترسیم می کند ابداً شناخته شده نیست: "ما بابت غذای مان خود را مدیون حسن نیت قصاب و بقال و نانوا نمی دانیم، بلکه مدیون این واقعیت می دانیم که آنان منافع خویش را پیش می برند".

بالاترین دستمزد

تصویر گفته شده، تصویری است از آدام اسمیت همچون ملبغ سرمایه داری بی لگام. اما این تصویر کهنه دیگر متزلزل شده است. در خلال سالهای گذشته نتایج تحقیق پشت تحقیق انتشار یافته اند که نشان می دهند آدام اسمیت نگاهی غنی تر به سرمایه داری داشته و ابداً مدافع یک سرمایه داری بی لگام نبوده است.

جئوفری آندرهیل، استاد حقوق بین الملل در دانشگاه آمستردام، به یاد می آورد که سفر شخص او برای کشف دوبارۀ آدام اسمیت چگونه آغاز شد. او می گوید: "من همیشه به دانشجویان ام توصیه می کنم به آنچه که با آن احساس آسودگی می کنند، بیشترین انتقاد را روا دارند. و برعکس، برای ایده هائی که در نگاه نخست غریب می نمایند، بیشترین سعۀ صدر را داشته باشند. مثل آنچه که در مورد آدام اسمیت رخ داده است: راست او را با آغوش باز پذیرفته است و چپ از او تبری جسته است.

تحلیل آندرهیل این است که "ما متفکر چون آدام اسمیت را با خط کش اقتصاد امروزی اندازه می گیریم. در این صورت انتقاد اسمیت از دولت بابت مداخله اش در اقتصاد یک رویکرد نئولیبرالی جلوه خواهد کرد. اما اسمیت در آستانۀ انقلاب صنعتی می زیست. در آن زمان هنوز این آریستوکراتها و نجبا بودند که حرف آخر را می زدند. دولت همه چیز بود، الا دستگاهی دموکراتیک. دولت در آن زمان مطلقاً غیر از دولت رفاه بود. وضع قوانینی چون قانون "بالاترین دستمزد" فقط حمایت از منافع ثروتمندان و قدرتمندان را تعقیب می کرد.

آندرهیل اضافه می کند: "ما باید خود را در دنیای آدام اسمیت قرار دهیم. آن گاه خواهیم دید که مثلاً ایدۀ او در این باره که ثروت ملل مشخصاً در نتیجۀ کار انسان های عادی حاصل می شود، ایده ای فوق العاده انقلابی است. در آن زمان بیشتر کارگران دست کمی از بردگان پالایش شده نداشتند و فاقد هر حق اقتصادی و اجتماعی بودند.

اقتصادشناسی رفتاری

یکی دیگر از سوء تفاهمات سرسخت این است که آدام اسمیت دو چهره دارد. در قرن نوزدهم دانشمندان آلمانی در بارۀ "مسئلۀ آدام اسمیت" حرف می زدند. این سوء تفاهم هم بر کتاب کمتر شناخته شده و "کمترتر" خوانده شدۀ او، نظریه در احساسات اخلاقی (1759)، استوار است. مسئله ظاهراً این است که آدام اسمیت در ثروت ملل انسان را موجودی ترسیم می کند که فقط منافع شخصی اش را در نظر دارد؛ در حالی که او در کتاب نظریه در احساسات اخلاقی در مقام یک فیلسوف اخلاق تمام عیار برآمد می کند. اما آدام اسمیت این هر دو اثر خود را، به حق، اجزاء یک امر واحد تلقی می کرده است.

اما آیا این آدام اسمیت است که "دورو" است یا ما باید او را در پرتو "اقتصادشناسی رفتاری" بازخوانی کنیم؟ در اقتصادشناسی رفتاری انسان به عنوان موجودی تماماً عقلائی و محاسبه گر تلقی نمی شود. تلاش اسمیت این نبود که کارکرد اقتصاد را تشریح کند، بلکه او در صدد فهم انسان بود. به زعم او "بده – بستان" یا مراودۀ بین انسانها - نه فقط در معاملات و تجارت، بلکه در تمام شئون مناسبات اجتماعی- اساس است. به همان قصاب و بقال مورد اشارۀ اسمیت برگردیم: اینها، برخلاف آنچه جریان اصلی اقتصاد سالهای مدیدی ادعا می کرده است، انسانهائی پنهان در مبادلات بازار نیستند. قصاب و بقال باید خود را به جای مشتری و مشتری باید خود را به جای آنها بگذارد. در اینجا هیچ خودخواهی ای حاکم نیست. آدام اسمیت نتیجه می گیرد که اقتصاد بدون همدلی به روغن سوزی می افتد و سرانجام از کار باز می ماند.

یک سوسیال دموکرات نرم

برای اثبات ادعاهای بالا مثالها در آثار اسمیت کم نیستند: اسمیت به عنوان طرفدار اخذ مالیات و آموزش عمومی رایگان، اسمیت که نگرانی خود را از وضع کارگران در یک کارخانۀ میخ سازی چنین بیان می کند: "از نظر تولیدی فوقالعاده است، اما روح کارگران را خواهد کشت".

و صد البته اسمیت دشمن شرکتهای بزرگ و سودهای بالاست.

تغییر تصویر آدام اسمیت در خلال چند دهه – از یک طرفدار متعصب بازار به یک منتقد شکار مهارنشدۀ سود - موضوع پیش پاافتاده ای نیست. این تغییر تا کی ادامه خواهد یافت؟ آیا نم نم به ما گفته خواهد شد که آدام اسمیت مخالف سرمایه داری بوده است؟

  • نورمان می گوید: "تصویر آدام اسمیت به عنوان یک اقتصاددان مدافع بازار آزاد تصویری دلبخواهی است. اما مرزهائی نیز وجود دارند. برای من یک آدام اسمیت نئولیبرال همان قدر اشتباه است که این ایده که گویا او یک سوسیال دموکرات نرم بوده است".

افزودن دیدگاه جدید