سه شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ - ۲۰ اوت ۲۰۱۹

اصلاح طلبان، براندازان و تحول‌خواهان

۱۳ مرداد ۱۳۹۸

برای تحول خواهان نوپا همه چیز باید از نو پایه گذاری شود. آن ها ناچارند با نقد هر دو گروه یاد شده خلاقانه راهکارهای جدید و بدیعی را با آزمایش و خطا کشف نمایند و طبیعی هست که هر دم به چپ یا راست بغلتند تا بتوانند مسیر درست و هموار را پیدا کنند.

به جز تحول خواهی که در چند دهه اخیر وارد ادبیات سیاسی گردیده، واژه های اصلاح طلبی و سرنگونی که دامنه آن از پیش از مشروطیت، هر چند با اصطلاحات سیاسی دیگر، همواره در سپهر سیاسی ایران مطرح بوده است.

هر کدام از این گرایشات طیف راست، میانه و چپ خود را دارد. خواسته ها و امال آنها که می توانند در هر یک از بخشهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نمود پیدا کنند.

وابستگی هر یک از سه گروه به تنهایی لزوما نشان دهنده اهداف ترقی خواهانه و یا ارتجاعی آنها نخواهد بود.

وزن و معیار برای ارزیابی هر کدام از آنها بستگی به آن دارد که تا چه مقدار از طبقات فرودست یا فرادست حمایت و پشتیبانی میکنند این معیار حتی نمی تواند به تنهایی نشان دهنده امال ترقی خواهانه یا واپسگرایانه آنها باشد. واقعیت این است که در شرایط فعلی جهانی هر سازمان و یا حزبی نتواند در برنامه های خود عدالت اجتماعی را با صلح، آزادی، حقوق بشر، دموکراسی، محیط زیست و برابری جنسیتی هماهنگ نماید نمیتوان آن را مترقی خواند.

در ادامه به جایگاه هر یک از جریانات سه گانه به تفکیک در سپهر سیاسی کنونی ایران پرداخته خواهند شد.

توضیح: در این مقاله از اسامی احزاب، سازمانها و شخصیتهای سیاسی نام برده میشود که به نظر نگارنده در چارچوب نحوه برخورد آنها با حاکمیت به سه دسته عمومی اصلاح طلب، برانداز و تحول خواه و زیرگروه آنها تقسیم بندی شده اند. ممکن است کسانی اساسا این تقسیم بندی را درست ندانسته و یا جایگاهی که برای آنها انتخاب شده را نادرست بدانند. واضح است اگر قرار بود این دسته بندی توسط فرد دیگری نوشته شود جایگاه هر جریان تغییر میکرد. همچنین کنار اسامی احزاب مترقی اسامی گرایشات دست راستی هم آورده شده ، هدف فقط دسته بندی بر محور تیتر اصلی مقاله میباشد و به افکار و برنامه های مترقیانه و یا ارتجاعی آنها نمی پردازد.

الف: اصلاح طلبان

طیف راست این جریان که از منافع طبقات فرادست اجتماعی حمایت میکند با فساد سیستماتیک عجین شده و تفاوت چندانی با حزب سازندگی ندارد. آنها با هزاران رشته با دستگاه حکومتی و اصولگرایان پیوند خویشاوندی و مودت دارند و از ابتدای انقلاب تاکنون در همه تصمیم گیری های حکومتی نقشی اساسی داشته اند همه دلواپسی این گرایش این است که همچنان از نعمات باد اورده در دستگاه حاکمه برخوردار باشد. مخالفت خود را صراحتا با خواسته های اعتراضی مردم بیان می کنند و در سرکوب آنها نقش معینی داشته اند. ولی در جهت تلطیف و ملایم نمودن رفتار اصولگرایان هستند از این دسته میتوان به نامهای زیر اشاره نمود عارف، زنگنه

این بخش جایگاه مهمی در همه دولتهای جمهوری اسلامی داشته است و در غارت اموال عمومی نقش بارزی داشته اند. تلاش آنها اینست که فاصله خود را با اصولگرایان و اصلاح طلبان میانه حفظ کنند.

اصلاح طلبان میانه:

این گرایش برخلاف راست اصلاح طلب هنوز در میان اقشار میانه جامعه پایگاه معینی دارد انها نمی خواهند بپذیرند که اصلاحات در جمهوری اسلامی به بن بست خورده است، هم تلاش میکنند در دستگاه حکومتی جایگاه مهمی داشته باشند و هم از منافع مردم صحبت میکنند. آنها اعمال ساختار شکنانه مردم را هضم نمیکنند و مخالف تغییرات ساختاری هستند. اعتقاد دارند که با ایجاد رفرم سیاسی امکان تغییر اساسی تدریجی در جمهوری اسلامی میسر است. آنها فاقد راه کار برای برون رفت از بن بست هستند. این گروه بسیار شکننده هستند و هر چقدر جامعه بیشتر دو قطبی می شود آنها به راست یا چپ اصلاح طلبان نزدیک می شوند. از سردمداران این گرایش میتوان خاتمی، حجاریان و کرباسچی را نام برد. پایگاه اجتماعی دو دسته نام برده در ایران و رهبران ان عموما در داخل سکونت دارند.

اصلاح طلبان چپ: گرایش چپ اصلاح طلبی امید چندانی به تغییرات اساسی در حکومت مطلقه ولایت فقیه نمیبیند ولی هنوز قادر به دست کشیدن از کلیت نظام نیستند. بخشی از این دسته عملا منفعل شده و شرایط را برای نمود سیاسی هموار نمی بینند اما بخش فعال ان از کوچکترین روزنه برای افشا اعمال جنایتکارانه و ضد بشری و فساد دامنگیر آن در جامعه فریاد دادخواهی بلند میکند از مبارزات مدنی جامعه و خواسته های کارگران و دیگر طبقات زحمتکش دفاع می نماید اما هنوز همه پیوندهای خود را با دیگر طلبان میانه از دست نداده است. در این زمینه می توان از کروبی، موسوی، اشکوری، صفایی فراهانی، سروش، کدیور و زیبا کلام نام برد. انها از مبارزه خشونت پرهیز علیه استبداد حاکم حمایت میکنند. قسمتی از انها به جدائی دین از حکومت باور دارند. بخشی از سوسیال دموکراتها، سکولار و چپها نظیر نگهدار و پورمندی نیز از این خط مشی پیروی میکنند. این گروه آمادگی پیوستن به جریان تحول خواهی را دارد پایگاه اجتماعی این دسته هم در داخل و هم به ندرت در خارج هستند. رهبران انها عموما یا زندان، یا در تبعید و یا مورد تعقیب نیروهای امنیتی قرار دارند.

همه سه دسته اصلاح طلبان به تغییرات تدریجی کم و بیش در همین ساختار موجود باورمند هستند. معتقدند که قانون اساسی فعلی با تغییراتی میتواند از قدرت مطلقه ولایت فقیه به تدریج بکاهد تا به نفی کامل نهادهای استصوابی منجر شود.

تفاوت اصلاح طلبان با تحول خواهان و براندازان در حفظ ساختار حکومتی موجود میباشد.

ب: سرنگونی طلبان:

این طیف بسیار گسترده است اغلب قریب به اتفاق آنها از ابتدای پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی از مخالفان سرسخت آن بودند.

کمونیستها، بخشی از سوسیالیستها، بخشی از ملی گرایان، بخشی از احزاب قومی تا بوروکراتهای طرفدار نئولیبرال و اقتصاد آزاد، مشروطه خواهان، طرفداران سلطنت موروثی، بازماندگان رژیم سابق، ناسیونالیستهای افراطی، تجزیه طلبان و سازمان مجاهدین را در بر میگیرد.

در این طیف هم طرفداران ایجاد بلافاصله جامعه سوسیالیستی وجود دارد، هم برپایی مجدد سلطنت موروثی و هم جمهوری، هم اقتدار گرایی بسبک جمهوری اسلامی یا کمونیستی و هم ایجاد جامعه دموکراتیک بسبک کشورهای غربی و حتی کشورهای اسکاندیناوی.

بخش عدالتخواه این گروه که عموما کمونیستها و سوسیالیستها هستند به دو قسمت تقسیم می شوند گروه چپ افراطی که هرگونه اصلاح، رفرم، سازش و توافق را از پیش رد میکنند به حیات سکتاریستی بدون هر نوع ارتباطی با دیگران را ادامه میدهند. این گروه مبارزه مسلحانه را حق بدیهی برای انقلاب می داند از آن جمله می توان به حزب کمونیست کارگری، حکمتیست، اقلیت، راه کارگر(حسام) گروه موسوم به اشرف دهقانی را نام برد. بخش غیر چپ این دسته را مجاهدین، ناسیونالیستهای افراطی، تجزیه طلبان و سلطنت طلبان موروثی تشکیل میدهند

با کمی اغماض و با تفاوتهایی قابل درک مشروطه خواهان و رضا پهلوی را باید از گروه بالا متمایز نمود.

اما بخش معتدل، مترقی و انقلابی براندازان، با توجه به آموزشهای م-ل از نظر تئوری مخالف امکان رفرم و اصلاحات در حاکمیت موجود نیستند، هر چند که معتقدند این رژیم همه درهای اصلاحات را بسته است و به این جهت خواهان سرنگونی آن هستند از این دست با تفاوتهایی می توان به حزب توده ایران، سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)، سازمان اتحاد فدائیان خلق و شورای موقت سوسیالیستها نام برد هر چند که حزب توده ایران در برنامه خود بجای سرنگونی «تغییر رژیم» را گنجانده ولی به هیچوجه خود را تحول طلب نمیداند .

این بخش نهایت تلاش خود را میکند تا به چپ روی و راست روی نغلتد آنها می توانند در شرایط معینی با گروه تحول طلبان به اتحاد عمل برسند

رهبران دو گروه نام برده در خارج کشور سکونت دارند و ‌پایگاه اجتماعی آنها هم در داخل و هم در خارج هستند

تفاوت عمده براندازان با تحول خواهان در امکان گذار مسالمت آمیز میباشد.

ج: تحول طلبان

پس از فروپاشی مسالمت آمیز در کشورهای بلوک شرق، پیروزی سوسیالیستها در انتخابات بخصوص در بعضی از کشورهای آمریکای جنوبی و همچنین موفقیت های که به بهار عربی معروف شد، در چند دهه اخیر بخشی از کمونیستها، سوسیالیستها و سوسیال دموکراتها و حتی بخشی از چپ های مذهبی را به این نتیجه رساند که راه سومی برگزینند. آنها معتقد هستند که امکان گذار مسالمت امیز با توجه به جامعه مدنی در حال تحول ایران میسر هست. انها باور دارند که نظام اسلامی مستبد، سرکوبگر و ضد حقوق بشر و دموکراسی هست این گروه که شعارهای صلح، آزادی، برابری، دموکراسی، عدالت اجتماعی، عدم تمرکز گرایی، تساوی کامل حقوق زن و مرد، اجرای مفاد حقوق بشر، جدایی دین از حکومت و حفظ محیط زیست را در سرلوحه برنامه خود قرار میدهد خواهان گذار مسالمت آمیز از جمهوری اسلامی و ایجاد یک جمهوری سکولار و دموکرات هستند.

گروه های اصلاح طلب و برانداز به سختی حاضر به رسمیت شناختن این دسته جدید هستند. آنها رقیب جدید را برانداز و یا رفرمیست قلمداد میکنند.

در این گروه سه تمایل عمومی وجود دارد بخش راست ان همچنان خود را با جناح چپ و به ندرت میانی اصلاح طلبان نزدیک می داند بخش چپ آن که عموما خود را مارکسیست میشناسد با کمونیستهای برانداز نزدیکی دارد اما بخش میانی تلاش میکند با ایجاد وحدت برنامه ای و نظری و رعایت دموکراسی درونی استحکام و انسجام تحول خواهی را حفظ نماید

در بخش راست تحول خواهان : اتحاد جمهوری خواهان، انواع گروه های جبهه ملی، تشکل مدیریت شورای گذار، بخشی از پژوهشگران مذهبی داخل کشور، وکلا و نویسندگان مترقی داخلی ، و خارجی، بخشی از اعضا حزب چپ ایران و سازمان اکثریت قرار دارند.

بخش میانی تحول خواهان را خط غالب حزب چپ ایران(فدائیان خلق) و اکثریت اعضا سازمان فدائیان خلق ایران - اکثریت و نویسندگان بیانیه ۱۴ نفر تشکیل میدهند.

و در قسمت چپ تحول خواهی میتوان از مارکسیستهای حزب چپ ایران و سازمان اکثریت ، جبهه دمکراتیک ایران و بعضی از پژوهندگان مارکسیست داخل و خارج نام برد.

جریانات ملی و قومی از جمله حزب دموکرات و کومله هرچند بعضا برانداز هستند میتوان هم در گروه های برانداز و هم تحول خواه ارزیابی نمود.

هم رفرمیستها و هم براندازها راه های تجربه شده ای را در سیر جنبشهای سیاسی میشناسند. آنها الگوهای معینی از قبل در ذهن دارند و از این نظر آلترناتیو شناخته شده ای ارائه میکنند.

اما برای تحول خواهان نوپا همه چیز باید از نو پایه گذاری شود. آن ها ناچارند با نقد هر دو گروه یاد شده خلاقانه راهکارهای جدید و بدیعی را با آزمایش و خطا کشف نمایند و طبیعی هست که هر دم به چپ یا راست بغلتند تا بتوانند مسیر درست و هموار را پیدا کنند.

به نظر میرسد این دسته جای پای محکمی در تحولات در رقابت با دو دسته قبلی برای خود بوجود اورده است.

هم اکنون همکاری و ائتلاف های جدید و پایداری در بین تحول طلبان در حال شکل گیری است. تلاش دیگر آنها ایجاد همکاری در بلوک چپ اپوزیسیون میباشد.

سیر تاریخی تحولات جهانی و داخلی در آینده معلوم خواهد کرد که شیوه کدام بخش بیشتر با واقعیت همخوانی داشته است..

 

اسماعیل

دیدگاه‌ها

نوشته ایدک «تلاش دیگر آنها ایجاد همکاری در بلوک چپ اپوزیسیون میباشد.» بلوک چپ از نظر شما تعریفش چیست؟ چه تلاشی کرده اید؟ چه برنامه ای دارید؟
0

افزودن دیدگاه جدید