پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۸ - ۱۲ دسامبر ۲۰۱۹

حزب چپ ايران (فدائيان خلق): جنبش زنان در خدمت گذار از جمهوری اسلامی

۱۳ مرداد ۱۳۹۸

آیا باید این جنبش های اجتماعی آگاهانه الویت های خود را انتخاب کنند و یا مانند گذشته بر اساس نظرات چپ سنتی همانند مردم به جان رسیده از سر ناچاری با آمدن به خیابان خواهان سرنگونی و گذار از حاکمیت سیاسی شوند؟

استراتژی سیاسی حزب چپ ایران (فدائيان خلق) در سند سیاسی مصوب اولین کنگره آن بر اساس ارزیابی از اوضاع سیاسی کشور به نقش جنبش های اجتماعی و جنبش زنان پرداخته داست.

استراتژی حزب چپ برای جبش زنان نقش مبارزات اعتراضی، چالش‌کشیده‌ شدن کل نظام زیر شعار دموکراسی برای گذار از جمهوری اسلامی و استقرار جمهوری سکولار و دمکرات است.

1- آیا این استراتژی حزب چپ ایران با توجه به قابلیت ها و توان جنبش زنان در ایران واقع بینانه است؟

2- آیا این استراتژی حزب چپ ایران با استراتژی های تعیین شده بوسیله نمایندگان سیاسی جنبش زنان در ایران، همسو است؟

بر اساس ارزیابی سند سیاسی حزب چپ ایران "جمهوری اسلامی وارد روند فروپاشی شده" و قابلیت ها و نقش های جنبش های اجتماعی و جنبش زنان را برای هدف استراتژیک خود مبنی بر گذار از جمهوری اسلامی را چنین در نظر می گیرد:

"ما برای گذار از جمهوری اسلامی و استقرار جمهوری سکولار و دمکرات با اتکاء به جنبش های مدنی و مبارزات دمکراتیک مردم ایران مبارزه می کنیم.... روش راهبردی ما برای گذار، بر مبارزات دموکراتيک مردم، جنبش های اجتماعی، نهادهای مدنی، استواری جنبش زنان کشورمان علیه تبعیض و نابرابری، جنبش های دمکراتیک ملی و قومی و بسیج پایگاه اجتماعی چپ در میان کارگران، زحمتکشان و مزد و حقوق بگیران و فرهنگ سازان و دانشگاهیان جامعه استوار است..... ما بر پيوند اعتراضات گروه های مختلف اجتماعی و جنبش های اجتماعی تبعیض ستیز زیر شعار آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی تاکید داریم".

استراتژی حزب چپ ایران درباره جنبش زنان را می توان چنین جمعبندی کرد:

در شرایط کنونی، حاکمیت سیاسی در حال فروپاشی است، برای گذار از جمهوری اسلامی و استقرار جمهوری سکولار و دموکرات با اتکا بر مبارزات اعتراضی جنبش های اجتماعی و جنبش های زنان و ارتقاء سطح اعتراضات مردمی و به چالش‌کشیده‌ شدن کل نظام زیر شعار آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی، اولویت استراتژیک عمومی مردم ایران است.

رابطه استراتژی حزب چپ ایران و جنبش زنان

در طول سه دهه گذشته استراتژی های جنبش زنان در دو اوضاع سیاسی متفاوت عمل کرده اند:

وضیعت اول حالت عادی سیاسی (آنچه در ادبیات سیاسی چپ سنتی، دوره رکود نامیده می شود) بوده است که طیف های متنوع جنبش های زنان مطالبات معین طیف خود را در در اولویت قرار داده اند که با روش های مبارزاتی مدنی و تاکید بر نهادسازی و با رابطه غیرخصمانه با سازمان های دولتی همراه بوده اند.

شرایط دوم دوره های کوتاه مدت استثنایی بوده است که خواسته های سیاسی عمومی جامعه به اولویت اصلی جنبش زنان بطور موقت تبدیل می شوند. بطور نمونه بعد از انتخابات ٨٨ ، به مدت کوتاهی خواسته های سیاسی عمومی اولویت اصلی بطورموقت پیدا می کنند اما در بقیه دوره طولانی شرایط عادی سیاسی این خواسته های سیاسی دارای اولویت استراتژیک نبوده اند.

به عبارت دیگر اینکه در دوره های طولانی مدت عادی سیاسی استراتژی جنبش زنان اولویت خواسته های سیاسی و تغییرات در قدرت سیاسی را دنبال نمی کنند، بلکه اولویت با مطالبات ویژه طیف های متنوع جنبش زنان خواهد بود و تنها در شرایط استثنایی کوتاه مدت موقت اولویت با خواسته های سیاسی عمومی می شود.

آیا شرایط کنونی دوره استثنایی سیاسی برای جنبش های اجتماعی و جنبش زنان است؟

استراتژی سیاسی حزب چپ ایران (فدائيان خلق) بطور عملی به این پرسش جواب مثبت می دهد و نقش جنبش زنان را در شرایط کنونی با اولویت هدف سیاسی اعتراضی گذار از جمهوری اسلامی تعیین کرده است.

اگر ارزیابی سیاسی حزب چپ ایران و اولویت سیاسی "فروپاشی و گذار" را بپذیریم، چگونه اقشار مختلف مردم، کارگران، معلمان،پرستاران و ... که در شرایط کنونی مطالبات صنفی – معیشتی را در اولویت "استراتژیک" دارند و در شرایط کنونی از میزان رشد کیفی و سازمانیابی ناچیزی برخودار هستند، می‌باید بنا بر استراتژی حزب چپ ایران با یک جهش و چرخش استراتژیک " زیر شعار دموکراسی توازن قوای کنونی، گذار به یک جامعه‌ی آزاد و عادلانه را هموار سازد".

آیا باید این جنبش های اجتماعی آگاهانه الویت های خود را انتخاب کنند و یا مانند گذشته بر اساس نظرات چپ سنتی همانند مردم به جان رسیده از سر ناچاری با آمدن به خیابان خواهان سرنگونی و گذار از حاکمیت سیاسی شوند؟

بیان این واقعیت به وسیله سند سیاسی حزب چپ که "مبارزه‌ی مدنی برای آزادی های اجتماعی و سیاسی در اشکال متکثر و طیفی از مقاومت های مدنی در سراسر کشور جریان دارد" و این در خواست مبنی بر اینکه "به‌ منظور گره‌ زدن شاخه‌های مختلف جنبش اعتراضی به‌همدیگر، از راهکارهای موثر در جهت توانمندسازی اعتراضات مردم است" بطور خودی نتیجه نمی دهند که این جنبش های اجتماعی آمادگی آن را دارند که درشرایط کنونی در یک جهش و چرخش استراتژیک از اولویت صنفی – معیشتی خود به اولویت سیاسی گذار از جمهوری اسلامی" توازن قوای کنونی" را بهم بزنند.

حزب چپ ایران در موضوع توازن قوای بین حاکمیت و مردم می باید از نیروی سوم، اپوزیسیون خشن ضد دموکراتیک وابسته به راست جهانی را همچنین در نظر بگیرد.

جنبش های زنان چه می گویند؟

در گذشته احزاب سیاسی زنان را بعنوان نیروهای بدون هویت سیاسی و در انتزاع در نظر می گرفتند اما در شرایط کنونی به سادگی می توان از طریق نمایندگان سیاسی و نظریه پردازان طیف های متنوع آنها از میزان توان و استراتژی های سیاسی آنها آگاه شد.

آیا بخش غالب طیف های جنبش زنان در ایران با این ارزیابی سند سیاسی حزب چپ ایران مبنی بر اینکه در شرایط کنونی"جمهوری اسلامی وارد روند فروپاشی شده" و زمان"گذار از جمهوری اسلامی" فرا رسیده است، موافق هستند؟ و پیگیری اولویت مطالبات معین بطوره عمده حقوقی طیف های خود را در برابر نیازهای شرایط استثنایی سیاسی را جایگزین خواهند کرد ؟

حزب چپ ایران خواهان" پيوند اعتراضات گروه های مختلف اجتماعی و جنبش های اجتماعی تبعیض ستیز مانند جنبش های زنان زیر شعار آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی" است. آیا نمایندگان سیاسی جنبش های زنان با توجه به شرایط کنونی سیاسی و میزان رشد کیفی خود، موافق این گونه جهش و چرخش استراتژیک در فعالیت های خود هستند؟

ویژگی های جنبش زنان در ایران

حزب چپ ایران بر شیوه "اعتراضات مدنی" تاکید دارد. بر مبنای نظر حزب "جنبش زنان پایدارترین جنبش اجتماعی و بسترساز جنبش دموکراتيک علیه جمهوری اسلامی است"، واقعیت این است که بخش غالب فعالیت ها و دستاوردهای سه دهه گذشته جنبش زنان در ایران از طریق اخذ مجوزهای رسمی و شبه رسمی انجام گرفته شده است.

آنچه در طول سه دهه گذشته و یا در یکسال گذشته در جنبش های اعتراضی کارگری و مردم بجان رسیده دیده شده است در جنبش زنان عملی نشده است. "پایداری" جنبش زنان در استمرار فعالیت های آن بوده است. آگر جنبش کارگری بعد ازهر دهه خاموشی به اعتصابات کوتاه مدت دست زده است، جنبش زنان گونه ای استراتژی پایدار و مستمر داشته است که بطور نمونه در دوران تاریک فعالیت های اجتماعی توانست در سال 1373 "جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست" را تاسیس کند.

جنبش زنان در ایران در دو دهه گذشته در برابر تهدیدات چپ و راست افراطی مبنی بر تغییر استراتژی نهاد و فرهنگ مدنی سازی از طریق رابطه غیر خصمانه و مدنی ( متمدنانه) با دستگاههای دولتی، از خود پایداری نشان داده است. ( به یقین اقامت درون کشورداشتن جنبش زنانی ها باعث وجود امنیت داشتن آنها در برابر خشم راست و چپ افراطی خارج از کشور به اتهام مماشات با رژیم، بوده است).

حزب چپ ایران بدرستی بر مبارزه‌ی مسالمت آمیز، مبارزات مدنی، تامین مطالبات گروههای اجتماعی تاکید دارد. آنچه ویژگی فعالیت های جنبش زنان در ایران بوده است، تکیه کامل بر مسالمت آمیز بودن فعالیت های مدنی جهت اولویت داشتن مطالبات معین زنان و تلاش در جهت عدم بهانه فراهم ساختن برای حاکمیت در امنیتی و خطرناک بودن و سرکوب فعالیت های جنبش زنان بوده است.

حزب چپ ایران که برای گذاراز جمهوری اسلامی و استقرار جمهوری سکولار و دمکرات با اتکاء به جنبش های مدنی و مبارزات دمکراتیک مردم ایران است، با پرسش های اساسی جهت توضیح واقع بینانه بودن استراتژی خود درباره جنبش زنان روبرو است:

آیا این استراتژی حزب چپ ایران صرفا برای شرایط کنونی است که "جمهوری اسلامی وارد روند فروپاشی شده" است . در این صورت نقش جنبش های اجتماعی و جنبش زنان برای زمانی که جمهوری اسلامی مانند دهه 70 و 80 در حال فروپاشی نبوده، حالتی که می تواند در آینده نزدیک در ارزیابی حزب چپ پذیرفته شود، چگونه استراتژی حزب تغییر خواهد کرد؟ِ یک حزب جدید نیاز دارد که برای شرایط عادی سیاسی استراتژی خود را نیز مطرح کند.

آیا با توجه به ارزیابی "جمهوری اسلامی وارد روند فروپاشی شده" و سطح رشد ناچیز نهادها و سازمان‌های مدنی که نشان کیفیت پایین سازمانیابی جنبش‌های مدنی هستند، آیا اتکا به این جنبش های مدنی برای گذار از جمهوری اسلامی واقع بینانه است؟

آیا در صورت فروپاشی جمهوری اسلامی بدون وجود و نقش اصلی جنبش های اجتماعی سازمانیافنه در نهادهای مدنی بلکه بعلت شورش" مردم بجان رسیده" در شرایط کنونی، نیروهای ضد دموکراتیک از امکانات بیشتری جهت جانشینی حاکمیت برخودار نیستند؟

استراتژی حزب چپ ایران چه تفاوت هایی با استراتژی های چپ های افراطی که حداقل دو دهه است که جمهوری اسلامی را در حال فروپاشی ارزیابی کرده اند، دارد؟

در نتیجه:

حزب چپ ایران (فدائیان خلق ) نقش جنبش های اجتماعی و جنبش زنان را در شرایط کنونی بطور کامل به وجود یک عامل وابسته ساخته است : "جمهوری اسلامی وارد روند فروپاشی شده" است.

این نتیجه گیری حیاتی استراتژی حزب چپ ایران خواهان جایگزینی روند ها ی بطئی طولانی مدت مورد نیاز رشد و قوام نهاد های مدنی جنبش های اجتماعی و جنبش زنان، برای یک جهش و چرخش استراتژیک با هدف بسیج اجتماعی فراگیر زیر شعار دموکراسی جهت گذار از جمهوری اسلامی است.

حزب چپ ایران در دفاع از استراتژی خود حداقل با یک مشکل درباره نقش جنبش زنان در استراتژی خود روبرو است:

جنبش های زنان همانند گذشته و درنظرات چپ سنتی دیگر یک توده بی نام ونشان در انتزاع و تجرد، نیستند . در طول یک ساله گذشته در نظرات نمایندگان سیاسی بخش غالب جنبش زنان در ایران تا کنون هیچگونه نشانه ای از پذیرش یک جهش و چرخش استراتژیک به سوی آنچه حزب چپ ایران از نقش جنبش زنان ترسیم کرده است، دیده نشده است.

 

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید