پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۸ - ۱۲ دسامبر ۲۰۱۹

گفتگو با مهرداد درویش پور درباره جنبش دانشجویی 18 تیر

۱۶ مرداد ۱۳۹۸

سرکوب خیزش هیجده تیر نشان داد که به عقب راندن استبداد نه تنها نیازمند سازمانیابی فراگیرتر و ایجاد تشکلات پایدار و مستقل در درون جنبش دانشجوئی است بلکه همچنین درگرو تداوم، اتحاد و همبستگی تمامی جنبش هایی سکولار و دمکراتیکی است که برای تحول جامعه می کوشند. امروز با برآمد دوباره جنبش کارگری و طرح شعارهایی در آن و در جنبش دانشجویی مبنی بر پیونند زدن آن با مطالبات زنان و کارگران، زمینه فراگیرترشدن این حرکت ها افزایش یافته است. 

مصاحبه‌گر: 

*مهرداد درویش‌پور ( متولد ۱۳۳۹ در تهران ) از اوان نوجوانی در جنبش چپ علیه استبداد سلطنتی و سپس استبداد دینی فعالانه حضور یافت. در خرداد ۱۳۶۰ با نقد نظریه‌ای رایج در ایران که لیبرال‌ها را یکی از دشمنان اصلی مردم می‌دانست، بنیادگرایی اسلامی را خطر اصلی در راه دموکراسی دانست. در ۱۳۶٢ به کردستان رفت و بیش از یک سال در کنار مبارزان کرد به سر برد. در ۱۹۸۴ به سوئد مهاجرت کرد و از جمله با انتشار نشریه تئوریک “تلاش” به نقد ارتدوکسی در چپ پرداخت. از نیمه دوم دهه ۱۹۸۰ با نقد انقلاب اسلامی، مجازات اعدام، خشونت و قدرت، سوسیالیسم استبدادی و مردسالاری به شکل‌گیری گفتمان‌های نوین چپ و دموکراتیک و به ویژه فمینیسم در سطح ایران یاری رساند.

درویش پور در نقد انقلاب اسلامی بر این باور است که با پایان عصر اقتدارهای سنتی (سلطنتی) و کاریزماتیک (جمهوری اسلامی) در ایران، زمینه گذار به اقتدار عقلایی در قالب جمهوری پارلمانی سکولار فراهم شده است. او از نظریه‌پردازان و فعالان شکل بخشیدن به بدیل جمهوری‌خواهی است و به لحاظ سیاسی تمایلات سوسیال دموکراتیک چپ و ضد تبعیض و عدالت جویانه دارد.

او در حوزه حقوق بشر، جنبش زنان، دانشجویی، ضدنژادپرستی و صلح نیز به لحاظ نظری و عملی فعال بوده و مقالات متعددی منتشر کرده است. در آغاز دهه نود عضو رهبری اتحادیه سراسری ضد نژاد پرستی به نام Stoppa Rasism
و از فعالان جنبش صلح و ائتلاف ضد جنگ در سوئد بود. از آغاز جنبش دانشجویی ١٨ تیر همراه با دیگر یارانش با پایه ریزی “جنبش همبستگی با دانشجویان ” و سپس ” جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران" که تظاهرات های بزرگ در استکهلم را سازمان دادند، فعالیت خود را بیشتر در زمینه حقوق بشر متمرکز کرد. در جنبش سبز نیز بزرگترین تظاهرات حمایت از مبارزات مردم ایران در خارج از کشور را در استکهلم به همراه دیگر یاران و دوستانش سازمان داد.

درویش‌پور از دهه ۱۹۹۰
فعالیت آکادمیک را به اشتغال اصلی خود بدل ساخت. سالها در دانشگاه استکهلم به عنوان استادیار و سپس به عنوان استاد جامعه‌شناسی و دانشیار در مددکاری اجتماعی در دانشگاه ملاردالن سوئد به تدریس و تحقیق پرداخت. از او چندین کتاب و دهها مقالات آکادمیک در زمینه زنان، مهاجرت، خشونت ناموسی و خشونت علیه زنان، تبعیض قومی و نژادی و هم پیوستگی به زبان‌ های فارسی، سوئدی و انگلیسی انتشار یافته است.

نشریه مُروا گفتگویی درباره خیزش دانشجویی 18 تیر با دکتر مهرداد درویش پور انجام داده است که در زیر می خوانید.

سوال- دکتر مهرداد درویش پور بار دیگر در آستانه سالگرد خیزش ۱٨ تیر ۱٣۷٨ قرار داریم. علاقمندیم با شما پیرامون این جنبش و مسایل و مبارزات دانشجویی گفتگویی داشته باشیم. لطفا توضیح دهید چه حوادثی باعث شد که در ۱٨ تیر ۷٨ جنبش دانشجویی در ایران اوج بگیرد؟ قبل از توضیح شاید مناسب باشد در باره مفهوم جنبش اجتماعی توضیحاتی از طرف شما داده شود؟

- مهرداد درویش پور: همان گونه که بسیاری از جامعه شناسان اشاره می کنند جنبش ها از زوایای گوناگون تعریف و تقسیم بندی می شوند. گاه برپایه این که کدام گروه های اجتماعی در آن شرکت می کنند (نظیر جنبش کارگری، دانشجویی، زنان، دهقانی و...) تعریف می شوند. زمانی ارزش ها و ایدئولوژی های حاکم بر آنها مبنای این تقیسم بندی ها است. (نظیر جنبش سوسیالیستی، نهضت اسلامی، جنبش ضد استعماری ملی ). گاهی نیز جنبشها را از زاویه نوع و میزان تحول خواهی آن تقسیم بندی میکنند. رفرمیستی، انقلابی یا رادیکال خواندن یا واپسگرا دانستن یک جنبش از این منظر قابل تفکیک است. از این سه منظر خیزش دانشجویی ۱٨ تیر، یکی از گسترده ترین جنبش های اجتماعی مسالمت آمیز، رادیکال و دمکراتیکی است که پس از انقلاب رخ داده است.



سوال- چه چیزی خیزش دانشجویان را در در
۱٨ تیر ۷٨ از شورش و از انقلاب جدا می سازد؟

- مهرداد درویش پور: در روزهای داغ جنبش دانشجویی ۱٨ تیر بسیاری بر این باور بودند که در ایران، انقلابی رخ داده است. آنها فراموش کردند که انقلاب اساسا حرکت گسترده و سرتاسری با هدف فتح قدرت سیاسی است که با وجود رهبری و با مضمون تعریف شده ای رخ می دهد، اما هر جنبش اجتماعی ضرورتا فتح قدرت سیاسی را هدف خود قرار نمی دهد. از این زاویه خیزش ۱٨ تیر انقلاب نبود. در عین حال جنبش اجتماعی از شورش متمایز است. هر شورشی را نمی توان جنبش خواند. اعتراضاتاتی که نه تداومی دارند، نه از هیچ گونه رهبری برخوردارند و نه برنامه معینی را دنبال می کنند، جنبش نیستند بلکه حرکت هایی خودانگیخته، ناگهانی و کاملا محلی هستند که یک باره سر بر کشیده و سریعا نیز پایان می یابند. اما جنبش دانشجویی ۱٨ تیر هم از تداوم برخوردار بود و هم آگاهانه بود و دارای سمت و سوی معینی بود و هم گرایش های کم و بیش روشنی آن را رهبری می نمودند و محدود به یک دانشگاه هم نبود.



سوال- محتوای سیاسی جنبش ۱٨ تیر ۷٨ چه بود؟

- مهرداد درویش پور: تا قبل از رخداد ۱٨ تیر بخش گسترده ای از جنبش دانشجویی تحت رهبری دفتر تحکیم وحدت از گفتمان اصلاح طلبی دینی در ایران حمایت می کرد، اما خیزش ۱٨ تیر نه تنها اقتدار ولایت فقیه را به زیر سئوال برد، بلکه به فاصله گیری روزافزون از اقتدار دینی حاکم و اتخاذ زبانی سکولار و دمکراتیک تر منجر گشت. در این دوران دگردیسی تدریجی دفتر تحکیم وحدت که مهمترین و گسترده ترین تشکل دانشجویی در آن زمان به شمار می رفت و چهره های برجسته آن همچون عبداله مومنی، علی افشاری، رضا دلبری و دیگرانی چون حشمت اله طبرزدی که از گفتمان اصلاح طلبی دینی به سکولاریسم روی آوردند نشانگر تاثیرات ۱٨ تیر در روند سکولاریزه کردن جنبش دانشجویی و تقویت صدای سوم است.



سوال: کدام ویژگی های دیگر، جنبش دانشجویی را پس از خیزش
۱٨ تیر با دوران مبارزات دانشجویی در رژیم شاه متمایز می کند؟

- مهرداد درویش پور: در دوران رژیم گذشته، جنبش دانشجویی شدیدا خصلت ایدئولوژیکی داشت و عمدتا تحت تاثیر گروه های مارکسیستی و کمونیستی بود. حتی در آغاز روی کار آمدن حکومت اسلامی اگرچه جنبش دانشجویی در برابر یورش “انقلاب فرهنگی” به رویارویی تمام قد با حکومت اسلامی می پردازد، اما همچون پشت جبهه گروه های اپوزیسیون عمل می کند. در ۱٨ تیر اما جنبش دانشجویی تا حدی زیادی از گروه بندی های سیاسی استقلال می یابد. حال آنکه در گذشته بویژه در یکی دو سال بعد از انقلاب فاقد هر نوع استقلالی بود. در واقع این گروهبندی های سیاسی در جامعه بودند که جنبش دانشجویی را رهبری می نمودند و دانشجویان به عنوان پشت جبهه آنها یا بستر اصلی عضوگیری آنها به شمار می رفتند. در حالی که در دوران ۱٨ تیر ۱٣۷٨ رابطه گروهبندی های سیاسی جامعه با جنبش دانشجویی معکوس شد. یعنی اساسا این جنبش دانشجویی است که گرایش های سیاسی را به نوعی به دنبال خود کشاند و روند ایدئولوژی زدایی را دنبال کرد. برای نمونه بسیاری از رهبران دانشجویی که پیشتر از دل نظام برخاسته بودند، سپس از آن روی برتافتند. همچنین هر چند بخش هایی از آنها با نیروهای اسلامی اصلاح طلب و یا نیروهای ملی و چپ سروکار دارند، اما این پیوندها، کمتر پیوندهای ارگانیک و حزبی است، بلکه بیشتر پیوندهای عقیدتی، مقطعی و موردی بر سر یک موضوع معین است که اگر جنبش دانشجویی پاسخ آن را نگیرد راه خود را می رود. کما این که بخش مهمی از جنبش دانشجویی که در ابتدا خود را حامی اصلاح طلبان دینی بود از آنان فاصله گرفت. البته در سالیان اخیر تلاش هایی به ویژه از سوی گروه بندی های راست هواخواه نظام گذشته برای تبدیل فعالان دانشجویی دیروز به دنبالچه سیاسی خود به قصد “بدیل سازی” صورت گرفته است که می تواند در صورت موفقیت خصلت انتقادی، مستقل، ضد قدرت، فراگیر و اعتماد آفرین جنبش دانشجویی را تضعیف نماید و در صورت ناکامی همان طور که تجربه نشان داده است به بی اثر ساختن این فعالان منجر شود.



سوال: چرا مبارزات و حرکات دانشجویی را بعنوان یک جنبش پیشتار (آوانگارد) در نظر می گیرند؟

- مهرداد درویش پور: عموما جنبش های دانشجویی جنبش هایی هستند که به لحاظ سنی به شدت جوان اند و هم از این رو از آرمانگرایی بسیار بالایی برخوردارند و از پویاترین گروه های اجتماعی محسوب می شوند. درعین حال دانشجویان از زمره گروه های اجتماعی سیال و فاقد موقعیت اجتماعی با ثبات هستند. امری که در رادیکالیسم این جنبش موثر است. معمولا گروه های باثبات تر اجتماعی، کمتر از رادیکالیسم گروه های اجتماعی جوان، سیال یا فاقد موفعیت اجتماعی برتر برخوردارند. جنبش دانشجویی به خاطر سروکار داشتن با علم و فکر و دانش نیز اساسا از ترکیب روشنفکری بالاتری برخوردار است، امری که میزان حساسیت های سیاسی را در آن افزایش می دهد. به لحاظ توان سازماندهی نیز مراکز دانشگاهی قادر به بسیج و سازماندهی منحصر به فردی هستند. دانشگاه ها به صورت طبیعی مراکز تجمع دانشجویان هستند که امکان حضور گسترده آنها در خارج از کلاس های درس نیز وجود دارد. این امر زمینه مساعدتری برای گفتگو، رابطه و سازماندهی در جنبش دانشجویی ایجاد می کند. این ویژگی به ویژه در کشورهای استبدادی، موقعیت و امتیاز جنبش دانشجویی را منحصر به فرد می سازد. جنبش دانشجویی
در این جوامع به خاطر ویژگی های فوق از قدرت بسیج و سازماندهی بهتر و سریعتری در مقایسه با دیگر اقشاربرخوردار است. این مجموعه ویژگی ها، جنبش دانشجویی را در بسیاری از کشورها به جنبشی رادیکال و پیشتاز (آوانگارد) بدل ساخته است که معمولا با فاصله ای جلوتر از دیگر جنبش های اجتماعی عمل می کند. این ویژگی جنبش دانشجویی در کشورهای جهان سوم پررنگ تر است، زیرا در این جوامع به دلیل استبداد دیرپا و در حال توسعه بودن، طبقات اجتماعی قوام یافته به مفهومی که جامعه شناسان در غرب از آن یاد می کنند، وجود ندارد.



در ایران نیز طبقات اجتماعی چندان شکل یافته و نیرومند نیستند. تشکل، خودآگاهی و احزاب خود را ندارند و یا ضعیف هستند. در این شرایط، نقش پیشتازی (آوانگاردی) جنبش روشنفکری و دانشجویی دو چندان می شود. به گونه ای که در خلاء حضور طبقات اجتماعی اصلی جامعه (که معمولا از طریق احزاب و تشکل هایشان خواسته های شان را بیان می کنند)، این جنبش روشنفکری و دانشجویی است که عملا به دماسنج تحولات اجتماعی در درون جامعه بدل می شود. این نقش وزین جنبش دانشجویی ضمن آنکه نقطه قدرت آن است پاشنه آشیل آن هم به شمار می رود. از آن رو که جنبش دانشجویی می تواند به سرعت دچار ذهنی گری شده و از حرکت عمومی جامعه فاصله بگیرد و با منزوی کردن خود عملا قدرت اثرگذاری اجتماعی لازم را از دست بدهد
. امری که جنبش دانشجویی چین در میدان تیانان من پکن یکسره با آن روبرو شد. حال آنکه جنبش دانشجویی در کره جنوبی و در ترکیه از تداوم و اثرگذاری بیشتری برخوردار بوده اند. در یوگسلاوی، به وارونه پیوند نسبتا مستحکم جنبش دانشجویی با اپوزیسیون، همبستگی فعال آن با دیگر جنبش های اجتماعی و برخورداری اش از حمایت بین المللی، در ایفای نقش بس موثر آن در برچیدن دیکتاتوری میلوسویچ کارساز بود.

در ایران اما خیزش دانشجویی ۱٨ تیرماه ۱٣۷٨ نه با سرنوشت چین روبرو گشت و نه با فرجام یوگسلاوی. بی شک موقعیت داخلی و بین المللی این کشورها نقش مهمی در پویش جنبش دانشجویی در هر یک از آن ها ایفا کرده است، اما به هر رو در ایران نیز نقطه قدرت پیشتاز جنبش دانشجویی همزمان به نقطه ضعف آن بدل گشت و با دستکم گرفتن قدرت سرکوب رژیم، خوش بینی به واکنش اصلاح طلبان و تصور ذهنی از امکان سراسری شدن خیزش ۱٨ تیر و میزان حمایت توده ای از آن ناکام ماند. نادیده گرفتن ناپایداری، ضعف و پراکندگی جنبش ها در به عقب راندن استبداد می تواند به سرکوب آنان منتهی گردد. امری که خود ناشی از غلو در ارزیابی از ظرفیت این جنبش ها و کم بها دادن به امر سازمان دهی پایدار است.



سوال- رابطه جنبش دانشجویی در مقطع ۱٨ تیر ۷٨ با جنبش های اجتماعی دیگر چگونه بود؟

- مهرداد درویش پور: در ایران در آستانه ۱٨ تیر پیوند جنبش دانشجویی با دیگر جنبش های اجتماعی اگر یکسره هم قطع نبود بسیار ضعیف بود. تنها در سالیان اخیر جنبش دانشجویی به تدریج به اهمیت پیوند با جنبش کارگری، معلمان و زنان و جنبش های ضد تبعیض قومی و... پی برده و تلاش می کند تا خود را به آن نزدیک سازد، البته کم اعتنایی جنبش دانشجویی علت اصلی این جداسری نبود. ویژگی گسست تاریخی نقش مهمی در این پراکندگی ایفا کرده که از قضا جنبش دانشجویی از آن مستثنی است.



سوال- آیا جنبش دانشجویی در ایران از تداوم تاریخی برخوردار بوده است؟

- مهرداد درویش پور: جنبش دانشجویی تنها جنبش اجتماعی در ایران است که از تداوم تاریخی برخوردار بوده است. در حالی که جنبش های اجتماعی دیگر با نوعی گسست روبرو بوده اند که امکان انتقال تجربیات و حضور مستمرشان را کاسته است. برای مثال در دوران مصدق طی یک دوره با اوج گیری جنبش کارگری روبرو بودیم، حال آنکه پس از شکست سال ٣
۲ هرچند اعتصابات و حرکت هایی صورت گرفت، اما تدوام نمی یابد و تنها در سال ۵۷ است که در پی خیزش عمومی جنبش کارگری دوباره برآمدی فعال می یابد. حال آنکه جنبش دانشجویی برغم افت و خیزهای خاص خود در مقیاس تاریخی جنبشی است که از استمرار برخوردار بوده و این باز هم نقش جنبش دانشجویی را در ایران برجسته تر می کند. یکی از عوامل اصلی منزوی ماندن خیزش ۱٨ تیر آن بود که جنبش های سازمان یافته دیگری در کار نبودند که به حمایت از دانشجویان بپردازند. به وارونه این جنبش دانشجویی ۱٨ تیر است که برغم سرکوب شدن الهام بخش دیگر گروه های اجتماعی می گردد که با تاخیر و بازهم عمدتا به صورت پراکنده به میدان آمدند. سرکوب خیزش هیجده تیر نشان داد که به عقب راندن استبداد نه تنها نیازمند سازمانیابی فراگیرتر و ایجاد تشکلات پایدار و مستقل در درون جنبش دانشجوئی است بلکه همچنین درگرو تداوم، اتحاد و همبستگی تمامی جنبش هایی سکولار و دمکراتیکی است که برای تحول جامعه می کوشند. امروز با برآمد دوباره جنبش کارگری و طرح شعارهایی در آن و در جنبش دانشجویی مبنی بر پیونند زدن آن با مطالبات زنان و کارگران، زمینه فراگیرترشدن این حرکت ها افزایش یافته است. هرچند که عدم توازن قدرت همچون همیشه حرف آخر را در این رابطه می زند.



- با تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار نشریه "
مُروا " قرار دادید.

- مهرداد درویش پور: من هم از شما بابت فرصتی که برای این گفتگو فراهم کردید تشکر می کنم.

 

منبع: 
اولین شماره فصلنامه مُروا نشریه جوانان هوادار حزب چپ ایران (فدائیان خلق)
بخش: 

دیدگاه‌ها

یکی ازمصاحبه های زیباست هم دلیل علمی واجتماعی وتاریخی کاش سرمشقی باشد
0

افزودن دیدگاه جدید