جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸ - ۱۸ اکتبر ۲۰۱۹

رئیسی نمی تواند با مانورهای فریبندە، کارگران را از مبارزە باز دارد!

یادداشت

۱۲ مهر ۱۳۹۸

از هفت روز پیش اعتصابی برای آزادی کارگران زندانی هفت تپە شروع شدە است. در ظرف چند دهە اخیر این طولانی ترین اعتصابی است کە برای آزادی کارگران یک کارخانە و با کیفتی کە دیدە شدە انجام می گیرد. یکی از کارگران در آغاز این اعتصاب بە درستی گفت کە آنها در عین حال کە روی خواستهای قبلی شان تاکید دارند و پیگیر آنها هستند، ولی این اعتصاب آنها برای آزادی رهبران زندانی شان است کە آن را شروع کردەاند!

ابراهیم رئیسی کاندیدای رقیب روحانی در انتخابات آخرین دورە ریاست جمهوری با هم تلاشهایی کە از جانب بخشی از حکومت برای نشاندش بر صندلی ریاست جمهوری شد شکست خورد و نتوانست این مقام را بدست آورد. یکی از دلایل شکست وی

در انتخابات یقینا سوابق و نقش وی در سرکوبهای دهە های گذشتە و از همە مهمتر و بارزتر نقش وی در قتل عام وحشیانە زندانیان سیاسی در سال ٦٧ و پس از نوشیدن ناگریز جام زهرتوسط خمینی و پذیرش صلح با صدام بود. انتخاب وی در آن مقطع و شرایط بواسطە نگرانی حکومت از کنشهای بود کە ممکن بود در جامعە نسبت بە حکومت صورت بگیرد و حکومت را بە چالشهای غیر قابل کنترول مواجە کند. در آن شرایط خمینی و حکومت چارە را در قتل عام مخالفین زندانی دیدند و آن جنایت هولناک را مرتکب شدند.

وقوع جنبش تودەای دی ماە ٩٦ توسط مردم بجان آمدە از رژیم حاکم کە هدف برکناری رژیم را نشانە رفتە بود در ظاهر توسط حکومت فرونشاندە شد و برای زدودن اثرات آن بر تحولات آتی بە سیاە نمایی آن مشغول شدند. روحانی آنرا ساختە و پرداختە رقبای حکومتی اش خواند و با همان هایی کە متهم شان بە راە انداختن آن کردە بود در سرکوب جنبش همدست شد. کمی بعدتر نیز این جنبش را عامل فشار های امریکا لقب داد و سعی نمودبا زدن این انگها منکر نارضایتی و اعتراضات مردم نسبت بە حکومت شود .با این حال از آنجائی کە جنبش دی ریشە در نارضایتی وسیع تودەای داشت در اشکال اعتراضات وسیع کارگری و تودەای ادامە یافت و قدرتمند شد و بە قدرتی چالش برانگیز برای حاکمیت تبدیل شد. بر کشیدن رئیسی با آن سابقە ننگین یقینا نمی تواند بی ربط با نقشە های رژیم با این پدیدە و تدارک وسیع سرکوب اعتراضات کارگری و اجتماعی و نجات حکومت از اضمحلال توسط آنها باشد.

رئیسی نتوانست رئیس جمهوری را از آن خود کند، ولی با برکشیدە شدن اش بە ریاست قوە قضائیە اینک در چارت قدرت رژیم قدرت و موقعیت بە مراتب بیشتری از رئیس جمهور دارد. مضاعف بر آن رئیسی بواسطە سوابق گذشتەاش و شرایط ویژە و بحرانی رژیم یک قاضی القضات عادی نیست و قرار نیست کە مانند روسای پیشین دستگاە قضایی باشد. او با اختیارات و ماموریت ویژە و برای سرکوب و کنترول بیشتر مخالفان و منتقدین حکومت و تصفیە نظام آمدە است و در این راە از پشتیبانی اکثر جناح های حکومتی از رهبر و نیروهای امنیتی گرفتە تا سایر نهادهای قدرت و همە کسانی کە خواهان حفظ نظام هستند برخوردار است.

او البتە با تظاهر بە مبارزە با فساد و مبارزە با بی عدالتی کە هیچ کس جز غارتگران حاکم نمی تواند با آن مخالف باشد کارش را شروع کردە است. ولی دغدغە رئیسی و آنهایی کە وی را بر مسند قوە قضائیە نشاندەاند نە عدالت است و نە مبارزە واقعی با فساد چرا کە آنها خودشان در ایجاد فساد و بی عدالتی کمتر از دارودستە روحانی و اصلاح طلبان نقش و منفعت نداشتەاند. بی عدالتی، فقر و بیکاری و همچنین فساد در دوران ریاست جمهوری روحانی بە شدت رشد نمودە است و همە قوانین و لوایحی کە در این مدت تصویب و بە اجرا نهادە شدەاند علیە مردم عادی و در جهت افزایش ثروت و قدرت ثروتمندان بودە است وبە بی عدالتی ها دامن زدەاند. بعبارتی دولت روحانی و حامیان آن در داخل و خارج از کشور در فراهم کردن میدان مانور برای رئیسی و افرادی از این قماش نقش اساسی داشتەاند. بە دلیل همین واقعیتهای غیر قابل کتمان این شعارها در حال حاضر در میان تودە مردم برد دارند و می توانند از طڕف رئیسی و محافظە کاران متظاهر بە عدالت خواهی مورد سئو استفادە قرار گیرند و عدەای از فقرا و بە حاشیە راندگان بی پناە را جلب کند. ولی کارگران و دیگر جریانات اجتماعی آگاە تر از آن شدەاند کە فریب این مانورها را کە برای بزک کردن چهرە کریە نظام و سرکوب جنبش ها و جریانات عدالت خواهانە را دنبال می کند بخورند. از این مانورها البتە می توان برای نشان دادن فریب کارانە بودنشان استفادە تاکتیکی کرد و این ادعاها را در عمل مانند کارگران اعتصابی هفت تپە بە چالش کشاند ولی بە دام آن نیفتاد.

از هفت روز پیش اعتصابی برای آزادی کارگران زندانی هفت تپە شروع شدە است. در ظرف چند دهە اخیر این طولانی ترین اعتصابی است کە برای آزادی کارگران یک کارخانە و با کیفتی کە دیدە شدە انجام می گیرد. یکی از کارگران در آغاز این اعتصاب بە درستی گفت کە آنها در عین حال کە روی خواستهای قبلی شان تاکید دارند و پیگیر آنها هستند، ولی این اعتصاب آنها برای آزادی رهبران زندانی شان است کە آن را شروع کردەاند!

او در سخنرانی اش ضمنا از ابراهیم رئیسی خواست کە بە کارخانە بیاید و همانطور کە وعدە دادە است بە وضعیت کارگران و کارخانە و زندانیان رسیدگی کند. در این میان و بدنبال بالا گرفتن اعتراضات تنها سخنگوی قوە قضائیە در پاسخ غیر مستقیم بە اعتصاب هفت تپە بر انجام وعدە رئیسی و تشکیل خارج از نوبت دادگاە تجدید نظر پروندە هفت تپە تاکید کردە است. ناگفتە پیداست کە این اظهارات سخنگوی قوە قضائیە نمی تواند دلیل دیگری جز این اعتصاب داشتە باشد. کارگران بە واقع با این اعتصاب و درخواست از رئیسی برای انجام وعدە هایش رئیس قوە قضائیە را بە چالش کشیدەاند. بر خلاف برخی اظهار نظرات بدبینانە نسبت بە درخواست کارگران از رئیسی و متوهم خواندن کارگران کارگران امروزە در پی سالها مبارزە و تجربە از روی توهم نسبت بە رئیسی نیست کە از او چنین درخواستی کردەاند. اگر آنها بدون مبادرت بە اعتصاب و تاکید روی همە خواستە های امروز و دیروزشان چنین اقدامی می کردند، شاید می شد ظن توهم بە آن داشت. شکل حرکت نشان می دهد کە کە توهمی در کار نیست و همراە کردن درخواست با اعتصاب یک امر تاکتیکی است کە هم رئیسی را بە دست انداز می اندازد و هم یک نوع پوشش دفاعی موقت برای تحمل بیشتر اعتصاب از طرف دستگاە سرکوب ایجاد می کند بدون اینکە کارگران مجبور بە تعدیل خواستە هایشان شوند!

این درست است کە درخواستهای کارگران همچنان با پاسخ منفی و حوالە بە آیندە روبرو خواهد شد، ولی از آن سو هم هزینەهایی را بە رئیس دستگاە قضایی وارد می کند کە حداقل در مقطع کنونی بە نفع وی و نقشی کە سعی میکند ایفا کند نیست.

افزودن دیدگاه جدید