جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸ - ۱۸ اکتبر ۲۰۱۹

ایجاد امید، اعتماد، همبستگی و اراده ملی در راه گذار به دمکراسی!

۱۸ مهر ۱۳۹۸

ائتلاف فراگیر جمهوری‌خواهی عرفی (سکولار)، فعالیت فکری و فرهنگی و سیاسی مشترک و متحد و انعکاس آن در سپهر عمومی و اذهان شهروندان و مردمان داخل و خارج کشورمان. این تلاش‌ها می‌توانند گام مهمی در جهت ایجاد امید، اعتماد و همبستگی و اراده ملی در راستای گذار به دمکراسی و جمهوریت سکولار دمکرات باشد،

مقدمه

در طول شهریور و مهرماه، جند گروه، سازمان و اتحاد سیاسی مخالف جمهوری اسلامی و مدافع دمکراسی و گذار به دمکراسی، در کشورهای مختلف، کنفرانس و کنگره برگزار کردند.

همبستگی جمهوری خواهان ایران، شورای مدیریت گذار (تازه تاسیس)، حزب دمکرات مشروطه - لیبرال دمکرات ، اتحاد جمهوری خواهان و برخی نیروهای مشابه.

محور اصلی گفت وشنود همه این نیروها و کنفرانس‌ها، وضعیت سیاسی جامعه، شرایط و چگونگی گذار بوده است. آنچه در میان نیروهای جمهوری خواه برجسته بود، تلاش برای گسترش همکاری ها و ایجاد ائتلاف میان جمهوری خواهان بود. و انچه درمیان همه تشکل‌های یاد شده محسوس بود، علیرغم برخی پرخاشگری‌ها و برخورد افشاگرانه توسط بعضی از فعالان این تشکل‌ها، فعال‌ترشدن و راه‌جوئی برای برقراری گفت وشنود و فهم همدیگر درجهت رفع مشکلات در اه گدار بود.

من درطول سه دهه گذشته مقالات زیادی در باره ضرورت همکاری و اتحاد میان نیروهای آزادی خواه و دمکرا ت در راستای ایجاد رژیم دمکراتیک نوشته ام؛ از جمله در سال 1369 در یک مصاحبه با فرخ نگهدار گفتم: « رژیم اسلامی عامل اصلی اشاعه فرهنگ و سنن عقب مانده، مانع رشد و شکوفائی اندیشه و فرهنگ و فضای دمکراتیک و باز سیاسی است.»

نوشتم:«درشرایط کنونی از مهمترین وظایفی که که پیشروی احزاب، سازمان‌ها و نیروهای ترقی‌خواه کشور قرار دارد، تلاش و همکاری در راه نوسازی افکار وفرهنگ جامعه درجهت اندیشه و فرهنگ دمکراتیک و آزادی، همکاری و اتحاد با هم حول فشار آوردن به رژیم درجهت تحقق آزادی های سیاسی، آزادی احزاب و انتخابات آزاد است.

تاکید کردم :«ازاین طریق است که نیروهای اپوزسیون رژیم می توانند به هدف خود که برکناری این رژیم و ایجاد یک رژیم دمکراتیک است برسند:» 1-

امروز می خواهم بازهم در باره همکاری و اتحاد بنویسم.

مهمترین رویکردها و اقدامات لازم درجهت گذار دمکراتیک به دمکراسی

1- به رسمیت شناختن استقلال فکری و برنامه‌ای و سازمانی نیروهای مدافع آزادی و دمکراسی؛

2- رویکردِ خردمندانه و دمکراتیکِ نیروهای ملی-دمکراتیکِ (چپ و میانه و راست) متشکل و غیرمتشکل به همدیگر؛

3- گفت و شنود و هم‌اندیشی برای فهم همدیگر، راه یابی برای همکاری و رفع مشکلات راه

4 - توجه و تاکید بر وجوه اشتراکات حول بنیانهای دمکراسی و گذار دمکراتیک و مسالمت آمیز به دمکراسی در عین حال نقد سیاستهای و رفتار و بیان شفاف و اشکار تفاوتها و اختلافات در سپهر عمومی.،

5- پرهیز از قطب سازی و ایجاد دو قطب متضاد میان طرفدران گذار دمکراتیک به دمکراسی

6- تلاش مسؤلانه و پی‌گیرانه فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برای پایان دادن به پراکندگی و تفرقه میان نیروهای آزادی‌خواه، عدالت‌جو و دمکرات کشور درجهت سازمان یابی و متشکل شدن آنها در سازمانها واحزاب

7 – همکاری‌های عملی حول اشتراکات در ر استای گذار دمکراتیک

8- تلاش برای پیوند با کنشگران جنبش‌های مردم‌نهادِ (زنان، کارگران، معلمان، دانشجویان و مدافعان حفط محیط زیست و صلح)؛

9- حمایت و پشتیبانی از خواسته های برحق و دمکراتیک جنبش‌های مردم‌نهاد و کمک به سازمان‌یابی و ارتقای آنها؛

10- تلاش برای ایجاد امید، اعتماد، همبستگی و اراده‌ی ملی در جهت کاهش مخاطرات و هزینه‌ها و تسهیل راه گذار دمکراتیک ومسالمت آمیز به دمکراسی.

- نظر به مصالح ملی و مردمی جامعه و کشورمان؛

- باتوجه به قواعد اساسی دمکراسی و پذیرش حق شهروندان و مردم برای بر قراری حاکمیت ملی - مردمی خود و اتنخاب شکل دولتِ مدرن دمکرات؛

- نظر به مبرمیتِ و اهمیت ایجاد امید، اعتماد، همبستگی و اراده ملی در راستای گذار از جمهوری اسلامی به دمکراسی.

لازم است موارد زیر مورد توجه طرفداران گذار دمکراتیک به دمکراسی قرار بگیرد.

1- لازم است سازمان‌ها، احزاب و دیگر نیروهای جمهوری‌خواه سکولار - دمکرات، متشکل‌تر و منسجم‌تر شده و با حفظ هویت و استقلال سازمانی خود، ائتلافی فراگیرجمهوری خواهی تشکیل بدهند.

ائتلاف فراگیر جمهوری‌خواهی عرفی (سکولار)، فعالیت فکری و فرهنگی و سیاسی مشترک و متحد و انعکاس آن در سپهر عمومی و اذهان شهروندان و مردمان داخل و خارج کشورمان. این تلاش‌ها می‌توانند گام مهمی در جهت ایجاد امید، اعتماد و همبستگی و اراده ملی در راستای گذار به دمکراسی و جمهوریت سکولار دمکرات باشد،

2- نیروهای چپ طرفدار دمکراسی و گذار مسالمت آمیز و دمکراتیک به دمکراسی، لازم است تشکلی فراحزبی وفراگیر برای همکاری حول اشترکات برنامه ای و سیاسی خود تشکیل بدهند. نیروهای پراکنده چپ ایران، بیش از هرزمان و هر نیروی دیگر به تشکل یابی و حضور فعال فکر، فرهنگی و سیاسی دارند. درصورتیکه نیروهای چپ ایران در حالت پراکندگی و تفرقه واقعا موجود بمانند، روشن است که نخواهند توانست نقش جدی در پروسه گذار به دمکراسی داشته باشند. لازم است نیروهای چپ ایران، ایفا گر نقش مهمی در امید و اعتماد افرینی و ایجاد همبیستگی ملی باشد.

3. لازم است نیروهای سیاسی ملی - مذهبی، به پراکندگی خود پایان داده و حزب یا تشکل دمکراتیک مورد نظر خودرا تشکیل دهند. پراکندکی افراد طرفدار آزادی و دمکراسی از جمله نیروهای ملی مذهبی طرفدار آزادی، دمکراسی و جمهوری سکولار دمکرات، از آسیبهای فرایند ناتمام تشکل پذیری و حزبیت در جامعه ماست. لازم است این آسیب رفع و این پراکندگی پایان داده شود.

روشن است که این نیروها در صورت متشکل شدن، می توانند نقش موثری در تحقق استراتژی گذار به دمکراسی ایفا کنند.

4- نیروهای مشروطه خواه مخالفِ دخالتِ دولتهای خارجی در امر دولت سازی برای ایران، لازم است تکیف خود را با شاه پرستان و طرفداران دیکتاتوری رژیم سابق روشن سازند و حزب یا جبهه دمکراتیک مورد نظر خودرا تشکیل دهند( نه تشکل شاه محور ).

- متشکل تر شدن نیروهای چارگانه فوق و دیگر نیروهای مشابه و تشکیل ائتلاف فراگیر جمهوریخواهی و ائتلاف مشروطه خواهی و ورود به گفت وشنود و مذاکره با هم درجهت راه یابی برای همکاری حول گذار دمکراتیک و مسالمت آمیز، می تواند هزینه و خطرات را کاهش و راه را تسهیل کند.

موارد فوق گام‌های ضرور، سنجیده و از الزاماتِ گذاربه دمکراسی و تحقق برقراری حاکمیت مردم و نظام سیاسی - اجتماعی دمکراتیک است.

تجربه نشان می دهد که نمی توان عده ای را دور خود جمع کرد و مدیریت گذار تشکیل داد و بر این گمان بود که هزاران فرد ذیصلاح و چندین وچند سازمان و اتحاد به مدیبریت ما خواهند پیوست. رویکردهای هژمونیک، فرد محور و عمودی به دیگر نیروهای سیاسی - حتی نیروهای هم جهت وهم سیاست - عاملِ مهم در ایجاد انشقاق و انشعاب ها در تشکلها واتحاد ها بوده است.

معمولا افرادی که خودرا محور و برفراز حزب، سازمان و اتحاد ها می دانند هر جا که نقش محوری در ایجادِ تشکلها و اتحاد پیدا می کنند ، آنها را دچار انشقاق می کنند.

واقعیت این است که ایجاد امید، اعتماد، همبستگی و اراده ملی، در گرو افکار،گفتار، رفتار، تلاش های عملی و مدیریت صادقانه، دمکراتیک و اعتماد برانگیز نیروهای سیاسی طرفدار آزادی و دمکراسی است.

لازمه تشکیل مدیریت امید آفرین و اعتماد برانگیز گذار به دمکراسی، به رویکرهای دمکراتیک و تعاملی به همدگیر و تنظیم قواعد دمکراتیک با هم برای مدیریت گذار است.

پیش بسوی ایجاد امید، اعتماد، همبستگی و اراده ملی در راه گذار به دمکراسی

 

بخش: 

دیدگاه‌ها

لطفا توضیح دهید مشروطه خواهی "نه شاه محور" چیست و تبلور عینی آنها کدام نیروهاهستند و کدام نیروهای اجتماعی را نمایندگی می کنند؟
0

مجید جان!
من از روزی که تو را ندیده ام، هیچ اطلاعی از تو و دیدگاههایت ندارم. اما امروز روز خوبی بود. خانم‌ها به ورزشگاه رفته بودند و دماغ من چاق بود. می‌خواستم ببینم در باره این روز چه گفته می شود. ناگهان به این نوشته تو برخوردم. هم شاد شدم که به کاری که همواره به آن علاقه داشته‌ای پرداخته ای و هم نوشته ات را خواندم. پس من با دیدگاه‌های تو کاری ندارم.
اما نوشته ات بچه خوبانه است، یعنی مانند یک بچه خوب خواسته‌ای همه را از خود راضی بکنی. البته که بچه خوب خوب است، اما نه در سیاست. جامعه، هنر و همه آنچه تو مردم نهاد نامیده ای بهترین جا برای بچه خوبی است. نتیجه چه می شود؟
هرگز نمی‌توان پادشاهی خواهی و جمهوری خواهی را در سیاست زیر یک سقف درآورد. توجه بفرما خواهش می کنم، در سیاست.
به جز سیاست در همه جا جمهوریخواهان و پادشاهی خواهان می‌توانند و باید هم در کنار هم و دوشادوش هم کار و فعالیت بکنند. و امروزه رشد سیاسی جامعه سیاسی ایران به جایی رسیده است که به چنین تفکیک هایی بپردازد. یعنی توانایی تفکیک کار در آنچه تو مردم نهاد نامیده ای و فعالیت سیاسی. امروزه در میان ایرانیان حتی ژورنالیسم سیاسی را هم می‌توان از سیاستمداری تفکیک کرد چون وظیفه های اجتماعی جداگانه دارند. تنها در سیاست است که جموریخواهی و پادشاهی خواهی زیر یک سقف نمی آید. جمهوریخواهی که ترویج و تبلیغ سیاسی جمهوریخواهانه نمی‌کند دیگر چه جمهوریخواهی می‌تواند باشد! و اگر چنان کند که نمی‌تواند بچه خوب برای پادشاهی خواهان باشد.
ملی مذهبی‌ها چرا باید حزب جداگانه خود را داشته باشند؟ مگر حزب سیاسی جای تبلیغ مذهبی است؟ مگر می‌خواهند از سیاستمدار مبلغ مذهبی بتراشند، هنوز هم؟ ملی مذهبی‌هایی که جمهوریخواهند جایشان میان جمهوریخواهان است، نقطه سر خط.
می‌دانی چرا جمهورخواهان ملی مذهبی‌ها را میان خود راه نمی دهند؟ سربسته بگویم چون آن‌ها مراسم مذهبی شان را از فعالیت سیاسی جدا نمی کنند. و کسی که نتواند چنین تفکیکی بکند هرگز نمی‌تواند خدمتگزار دموکراسی باشد.
اما سربسته بگویم جمهوریخواهان هم نمی‌دانند با تاسوعا و عاشورا چه باید بکنند که ایرانی هم هست، تا چه رسد به روزه داری که معلوم نیست عجمی است یا عربی است. سیاستمداری که تکلیفش را با تاسوعا و عاشورا روشن نکرده باشد بهتر است در ممالک محروسه ایران فکر سیاستمداری را از سر بیرون کند. و البته که چراغ برق را حیدراموغلو به آرامگاه امام هشتم شیعیان برد، همانی که گتمیشدی خویا، خویلولارا گارار گویا، یتیملرین گارنی دویا.
اینکه می‌بینی کسانی خود را جمهوریخواه می نامند و در فتوحات خود با پادشاهی خواهان زیر یک سقف سیاسی درمیآیند محصول گذشته‌ای است که توانایی تفکیک در جامعه و سیاست را نداشت و آن‌ها هم در گذشته سپری شده درجا می‌زنند.
هوشنگ
0

افزودن دیدگاه جدید