جمعه ۰۱ آذر ۱۳۹۸ - ۲۲ نوامبر ۲۰۱۹

علل گسترش خشونت فیزیکی و کلامی در فضاهای واقعی ومجازی

۲۸ مهر ۱۳۹۸

واژه ها و گزاره های مورد استفاده سرشار از خشم، نفرت و کینه و تهی از خرد و انصاف و احساس مسئولیت و بدون رعایت احترام و حرمت کلام و قلم، چونان ضربات سنگین و گلوله های زهرآگین، توسط بخشی از افراد در زندگی واقعی و شبکه های مجازی بسوی بخش دیگری شلیک میشوند. واژه ها و گزاره هائی که زخمهای عمیقی در روان و جسم افراد مورد تعرض یا طرفین بجای می گذارند و پیامدهای مخربی برای فرد و جامعه به بار می آورند.

طرح مسئله خشونت همانند دیگر آسیبهای اجتماعی، بررسی علل و عوامل تولید و تکثیر آن ، و پیدا کردن راه های پیشگیری و یا رفع آن درجامعه، بسیار ضروری و امری خردمندانه، واقع بینانه و آینده نگرانه است.

در مقاله حاضر قصد دارم از زوایای مختلف علل و عواملِ خشونت واقعی و مجازی در جامعه وکشورمان را شناسائی و راه حل هایی برای کاهش و رفع آن ارائه بدهم.

لازم است در همین جا یاد آوری کنم که بررسی و پرداختن به پدیده خشونت دراشکال مختلف در جامعه وکشور ما و ارائه راه حل برای کاهش و رفع آن، کارِ کارشناسان درعرصه های زبان، فرهنگ، اندیشه، روانشناسی، مسائل اقتصادی، اجتماعی و علوم سیاسی است. و این همه، خارج از دانش، تجارب و توانائی من است. با این وجود کوشش می کنم از زوایای مختلف به موضوع و مساله نزدیک شده و پاسخ و راه حل هایی پیدا کنم .

همچنان که نشریه میهن مطرح کرده، مدتی است فضای عمومی و سیاسی جامعه درعرصه های واقعی و مجازی (شبکه‌ها اجتماعی فیس بوک، تلگرام، واتس آپ، پالتاک، اینستاگرا وتویتر…) به جولانگاه خشونت های فیزیکی و کلامی از نوع دشنام و فحاشی های سیاسی و غیرسیاسی، دروغ ، تحریف نظرات دیگری، درست کردن صفبندی های سیاسی غیرواقعی،نابخردانه و دشمنانه تبدیل شده است .

بسیاری از افراد تحت عنوان نقد و انتقاد، نظرات و سیاستهای افراد و سازمانهای سیاسی را مورد تعرض و بدترین اهانتها و تهمت قرار داده و حیثیت آنها را تخریب می کنند.

واژه ها وگزاره های مورد استفاده سرشار از خشم ، نفرت و کینه و تهی از خرد و انصاف و احساس مسئولیت و بدون رعایت احترام و حرمت کلام و قلم، چونان ضربات سنگین و گلوله های زهرآگین، توسط بخشی از افراد در زندگی واقعی و شبکه های مجازی بسوی بخش دیگری شلیک میشوند. واژه ها و گزاره هائی که زخمهای عمیقی در روان و جسم افراد مورد تعرض یا طرفین بجای می گذارند و پیامدهای مخربی برای فرد و جامعه ببار می آورند.

در بسیاری ازموارد، هنگامی که A توسط B ، با تعرض فیزیکی یا با زبان لجام گسیخته خشن و توهین آمیزعلیه خود مواجه می شود، پاسخی سخت تر و خشن تری نثارB می کند.

و گاهی افراد مورد تعرض که خود معمولا در برخورد با دیگری دچارعصبیت نمی شوند، بخاطر تکرار مکرر تعرض ، دروغ ها و هتاکی ها، درمقام دفاع از خود، با واژه ها و گزاره های مشابه پاسخ می دهند.

اخبار دروغ و اسناد جعلی و عکسها و ویدئوهای نامناسب نیز، مدام در فضای مجازی پخش می شود.

البته رسانه های دولتی و عوامل امنیتی – اطلاعاتی جمهوری اسلامی ، در فضاهای واقعی، مجازی و رسانه ای هم موجد و مولد اصلی خشونت و فضای مسموم و هم گسترش دهنده آنها در اشکال و با شیوه های مختلف هستند.

خشونت و خشم و هتاکی در اشکال مختلف و به مناستهای مختلف در فضای واقعی و مجازی مدام تکثیر و باز تولید می شوند .

با وجود و گسترش چنین آفت و فضای مسمومی، این سوال مدتی است پیش روی اهل فلسفه، فرهنگ، هنر، ادبیات، روانشناسی و سیاست قرارگرفته است که چرا چنین است؟ علل و عوامل این آفت و آسیب اجتماعی از منظر جامعه شناختی، روانشناختی و معرفت شناختی، اقتصادی و سیاسی چیست ؟ و چه راه حل ها و راهبردی اجتماعی و سیاسی برای کاهش و رفع و دفع آن می توان در نظر گرفت ؟

فضاهای مجازی و رسانه هاه بمثابه ابزار تکثیر و بازتولید آفت خشونت

واژه ها و گزاره های مورد استفاده سرشار از خشم، نفرت و کینه و تهی از خرد و انصاف و احساس مسئولیت و بدون رعایت احترام و حرمت کلام و قلم، چونان ضربات سنگین و گلوله های زهرآگین، توسط بخشی از افراد در زندگی واقعی و شبکه های مجازی بسوی بخش دیگری شلیک میشوند. واژه ها و گزاره هائی که زخمهای عمیقی در روان و جسم افراد مورد تعرض یا طرفین بجای می گذارند و پیامدهای مخربی برای فرد و جامعه به بار می آورند.

درابتدا کوشش می کنم بظور فشرده به برخی امکانات و نقش این وسایل و فضاها درجامعه اشاره کنیم.

۱- سهولت دسترسی به فضای مجازی و رسانه ای در اشکال و شیوه های متنوع برای شهروندان ایرانی در داخل ( وجود ۴۰ میلیون تلفن دستی در دست مردم و…) و خارج از کشور

۲- فقدان محدویت های زمانی و مکانی برای استفاده از فضای مجازی در مکانها و زمانهای محتلف برای شهروندان

۳-کم هزینه بودن حضور و اظهار نظر، تبادل نظر و تعامل با دیگری

۴- تسهیل در ایجاد ارتباطات فردی، جمعی با مضامین مختلف در حوزه های صنفی، فرهنگی ، سیاسی و شخصی

۵ - تنوع ، جذابیت ، کسب اطلاع از بسیاری اتفاقات و خبرها در اسرع وقت

۶- دیده شدن و اظهار وجود فرد به شیوهای سالم و ناسالم در اشکال مختلف گفتاری، نوشتاری، شنیداری، تصویری

۷- دسترسی به افراد و گروه ها و سازمان هائی که پیش از این دست نیافتنی بودند

۸- امکان مخفی نگاه داشتن هویت اصلی و ناشناس ماندن و معرفی خود – فرد یا گروه – در قالب شخصیت دلخواه و جایگاه های شغلی، اجتماعی، خانوادگی، و عملکرد دلخواه و غیرمسئولانه

۹ - فقدان کنترل اجتماعی بر کاربران.

لازم به یاد آوری است که قبل از راه افتادن اینترنت و فضای مجازی در کشورمان، نوعی کنترل اجتماعی نانوشته و نامرئی روی نوشته جات افراد در نشریات غیراینترنتی وجود داشت. نویسندگان مقالات و مطالب در نشریات کتبی نمی توانستند با زبان و ادبیات لجام گسیخته سرشار از توهین، دروغ، جعل و فحشهای لومپنی به تخریب افراد دیگری بپردازند.

۱۰- ورود چندین میلیونی شهروندان کشور ما از همه اقشار وطبقات و شهر روستا به فضای مجازی و رسانه ای باتمایلات و گرایشات و خواسته های متفاوت

۱۱- سهولت کسب دانش و اطلاعات و تجارب و اندیشه از درون و بیرون کشور

۱۲ - سهولت آشنا شدن با فرهنگ، شیوه ، سبک و سطح زندگی مردم دیگرکشورها، در آمدن از فضای داخل کشور و وارد شدن به دنیای دیگر و جدید

۱۳- زیر سوال بردن ، افکار و خرده فرهنگهای دینی ، سنتی ورفتارخود و دیگران شهروندان با توجه به آشنائی با موارد فوق .

و

واقعیت این است که قبل از ورود اینترنت و فضای مجازی به کشور،خانه، محل کار و تحصیل و تفریح مردم، و قبل از گسترش رسانه ها، تعداد بسیار محدودی از شهروندان – عمدتاً روشنفکران و اهل هنر وفرهنگ و افراد سیاسی – در نشریات و برخی رسانه های غیردولتی و دولتی، مشارکت و اظهار نظرو اظهاروجود می کردند.

وسایل و فضا های مجازی و رسانه ای شخصی وگروهی، زمینه و امکانات وسیعی و مناسبی را برای استفاده تقریبا عموم شهروندان فراهم کرده است.

اغلب شهروندان در شهر وروستا، درداخل و خارج کشور، با زبانها، دانش، افکار وخرده فرهنگها، تجارب، آموزش، سواد واطلاعات ، خاستگاه اجتماعی وطبقاتی و شغل های سمت گیرهای سیاسی مختلف ومتفاوت، ازفضاهای مجازی و رسانه ای استفاده می کنند.

این وسایل و فضاها، ضمن اینکه تاثیرات مثبتی در جهات مختلف فکری، فرهنگی و سیاسی در جامعه دارد اما در عین حال ابزار و عوامل بروز، گسترش و باز تولید خشونت کلامی ،هنجارشکنی و حرکات سخیفی از نوع دشنام و فحاشی های سیاسی و غیرسیاسی، دروغ ، تحریف نظرات دیگری و جعل تاریخ ، درست کردن صفبندی های سیاسی غیرواقعی، نابخردانه و دشمنانه شده است.

اما لازم است تاکید شود که اینترنت و فضای مجازی و رسانه ای آفریننده و مولد زبان و فکرهای جزمی، تعبدی دینی و اسطوره ، مطلق گرا ، خشونت زا، توهین و فحش های رکیک نیست ، بلکه ابزار و فضاهائی در جهت بازتاب و تکثیر است.

علل و عوامل اصلی تولید و گسترش خشونت کلامی در فضای واقعی ومجازی

قبل از راه افتادن اینترنت و فضای مجازی در کشورمان، نوعی کنترل اجتماعی نانوشته و نامرئی روی نوشته جات افراد در نشریات غیراینترنتی وجود داشت. نویسندگان مقالات و مطالب در نشریات کتبی نمی توانستند با زبان و ادبیات لجام گسیخته سرشار از توهین، دروغ، جعل و فحشهای لومپنی به تخریب افراد دیگری بپردازند. اما لازم است تاکید شود که اینترنت و فضای مجازی و رسانه ای آفریننده و مولد زبان و فکرهای جزمی، تعبدی دینی و اسطوره ، مطلق گرا ، خشونت زا، توهین و فحش های رکیک نیست ، بلکه ابزار و فضاهائی در جهت بازتاب و تکثیر است.

لازم به یاداوری است که قاعدتا نهادهائی نظیر، زبان، دین، فرهنگ، اقتصاد، سیستم آموزش و پرورش و سیاست در پیدایش، تکثیر، بازتولید یا کاهش و رفع آفت ها و آسیب های اجتماعی نظیر خشونت نقش مهمی دارند ولی اینکه کدام یک نقش و سهم برجسته ای دارند بسته مجموعه شرایط ، متفاوت است.

بنظر می‌رسد با توجه به شرایط کنونی جامعه ما، مهم‌ترین علل و عوامل گسترش و بازتولید خشونت عبارتند از:

۱- زبان ، فرهنگ و ادبیات سیاسی

زبان، فرهنگ وادبیات سیاسی حاکم بر جامعه کنونی ما نیز مانند دیگر جوامع، قاعدتا بازتابی از زبان، دین و اسطوره، سنت و فرهنگ تاریخا شکل گرفته وساختار اقتصادی و اجتماعی واقعا موجود وعمدتا محصول عملکرد نظام سیاسی حاکم وبرآیندی ازتجربه ها،رفتارعمومی و شخصی است.

فرهنگ وادبیات سیاسی هژمونیک و حاکم برجامعه، به طور مشخص به رفتارهای شهروندان سمت و سو وشکل می دهد. درکشورما طی صد واندی سال – از انقلاب مشروطیت تا کنون- در پروسه گذار از جامعه عشیرتی – قبیله ای و ارباب رعیتی و دینی سنتی به جامعه مدرن سرمایه داری، تغییر و دگرگونی های مهمی در زبان، فرهنگ واندیشه و رفتار شهروندان و اقشار مختلف جامعه درجهت آشنائی و درک وفهمِ خرد خردمندانه ، خرد ورزی خردمندانه و واقع بینانه اندیشه انتقادی، سکولاریسم، آینده نگری، قانون و حاکمیت قانون ، حقوق،عدالت قضائی و اجتماعی و اقتصادی، آزادی، دمکراسی و حفاظت از محیط زیست و صلح ورابطه مسالمت آمیز به معنا و مفهوم معاصر، مفاهیم به مفهوم جدید معاصر رخ داده است.

اما با وجود چنین تغییر و دگرگونیهای بزرگ درجامعه، متاسفانه هنوز، زبان و فرهنگ و ادبیات سیاسی حاکم برجامعه عمتدا مبتنی برسنت، دین، تعبد، جزمیت، تقلید، مطلق نگری، قدرت محوری، آمریت-تابعیت؛ شخصیت پرستی، عدم تساهل ومدارا، بدبینی و بی اعتمادی به شهروندان و مردم و ملت است. برتردانستن دین و مذهب وافکاروسیاست و رفتار خود در همه زمینه ها، رابطه عمودی قدرت؛ دشمن محوری و دشمن شناسی ، مسولیت گریزی، خلف وعده وعدم پاسخگویی حاکمان ومسولان نظام به مردم و خدعه و دروغ گوئی به مردمان ونگرش منفی و بی اعتمادی رهبران و مسئولان اصلی نظام به شهروندان وملت دراداره اموراجتماع ازویژگی های اصلی جمهوری اسلامی است.

این زبان، فرهنگ سیاسی وادبیات، در طول ۴۰ گذشته، راهنمای اصلی رهبران و مسئولان جمهوری اسلامی درتببین سیاست های کلان واستراتژیک داخلی و خارجی برای اداره امورجامعه و کشوربوده است.

همچنانکه در بالا اشاره شد، زبان، فرهنگ وادبیات سیاسی هژمونیک و حاکم برجوامع از جمله جامعه ما، معمولا به رفتارها واعمال شهروندان سمت و سو وشکل می دهد.

بنابراین زبان ،فرهنگ سیاسی و ادبیات و رفتار و اعمال رهبران ومسولان جمهوری اسلامی، از مهمتری علل و عوامل تولید کننده و گسترش خشونت های فیزیکی، زبانی و کلامی در جامعه بوده است.

۲- تغییر وتحولات جمعیتی

از میان مجموعه علل و عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، روانشناختی، جمعیتی و سیاسی؛ جمهوری اسلامی اصلی ترین و مرکزی ترین نقش و سهم را در تولید و گسترش آسیبهای اجتماعی به ویژه خشونت فیزیکی وکلامی دارد.

- افزایش سریع جمعیت از ۳۶ میلیون در سال ۱۳۵۷ به حدود ۸۳ میلیون ،

- تغییر ترکیب جمعیتی از روستانشینی به شهرنشینی و انتقال فرهنگ روستایی به شهر. قبل از انقلاب حدود ۷۰ درصد روستانشین و ۳۰ درصد شهرنشین داشتیم این درصد کاملا عوض شده و حدود ۷۰ در صد شهر نشین و ۳۰ در صد روستانشین داریم.

- مهاجرت از روستاها و شهرستانهای کوچک به شهرهای بزرگ و بوجود آمدن ازدحام در شهرها بخصوص شهرهای بزرگ

ناگفته روشن است که تامین معیشت، بهداشت و آموزش وپروشِ مناسب به شهروندان از دوران کودکی تا سنین بالا ، از علل و عوامل سلامت اجتماعی و روانی جامعه وفقدان آن موجود و مولد آسیبهای اجتماعی مختلف از جمله خشونت های واقعی و کلامی است.

۳- علل و عوامل حقوقی، اجتماعی

- تبعیض همه جانبه حقوقی، قانونی، دینی و مذهبی، فرهنگی، زبانی ، اجتماعی و سیاسی حاکم بر جامعه

- تشدید بهره کشی وغارت بی سابقه طبیعت وثروت های اجتماعی و ملی توسط مسئولان معمم و مکلّا و خودیهای حکومتی و نوکیسه ها،

- گسترش بیکاری، فقر، طلاق ، تغریب و آلودگی محیط زیست،

گسترش و تشدید نابرابریها وشکافهای اجتماعی و طبقاتی و جنسیتی وقومی – ملی

گسترش اعتیاد، فحشا و دزدی

آشکار وبرملا شدن خدعه، دروغ، ریا ، اختلاس و دزدی و فساد و ناکارائی وناتوانی مسئولان رده بالای جمهوری اسلامی

شکستن احترام و تقدس روحانیت حاکم در جامعه وناامیدی اقشار مختلف مردم از مسئولان معمم ومکلای حکومت

- گسترش و تشدید روز افزون و انباشت نارضایتی های شهروندان و اقشار محتلف مردم،

- سرکوب فکری، فرهنگی، اجتماعی ، جنسیتی و سیاسی شهروندان واقشار مختلف جامعه توسط حکومت

فقدان فضای باز، آزاد و دمکراتیک جهت طرح خواستها و ابراز نارضایتی ها

۴ - عوامل روانشناختی در تشدید و گسترش خشونت

گفت و شنود می تواند برای نفی واقعیت دیگری و تمامیت نظرات وسیاستهای او و اثبات حقانیت و برتری خود بکارگرفته شود، یا می تواند پنجره ای برای شناختن و فهم دیگری، سنجش و نقد نظرات و سیاست های او برای تبادل نظر و تعامل و شاید نزدیکی نظری و همدلی در این یا آن مورد باشد.

- ناکامی بخش بزرگی از شهروندان در دستیابی به شغل، ازدواج و تامین حداقل زندگی شرافتمندانه و مناسب کرامت انسانی

توهین و تحقیر شهروندان وشکستن کرامت انسانی آنها توسط حکومت

فقدان تکیه گاه مطمئن شخصی ، اجتماعی یا دولتی برای تامین معیشت و دیگر نیازها ی فردی یا خانوادگی

- ناامیدی از دست یابی به موفقیت و زندگی بهتر

- عدم اعتماد به درایت ، کارآیی و صلاحیت رهبران و مسئولان معمم و مکلای جمهوری اسلامی برای حل مشکلات و اداره امور جامعه وکشور

- ناامیدی از رهبران ومسولان حکومت

اگر بخواهیم مطالب بالا را بطور فشرده در یک پارگراف خلاصه کنیم می توان گفت: مجموعه موارد پنجگانه ای که فوقا مطرح شد، علل و عوامل تولید و گسترش دهنده خشونت در اشکال مختلف در فضاهای واقعی و مجازی کشور هستند.

اما واقعیت این است که از میان این مجموعه علل و عوامل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، روانشناختی، جمعیتی و سیاسی، جمهوری اسلامی اصلی ترین و مرکزی ترین نقش و سهم را در تولید و گسترش آسیبهای اجتماعی بویژه خشونت فیزیکی وکلامی دارد.

۴۰ سال تبعیض، ۴۰ سال سرکوب و زندان و کشتن، ۴۰ سال تحقیر و توهین، ۴۰ سال ندانم کاری و تخریب، ۴۰ سال دشمن ستیزی در داخل کشور و درخارج کشور آشتی ودوستی و همبستگی ملی ببار نمی آورد و نیاورده است بلکه نارضایتی را در میان مردمان مختلف تلنبار، عصبیت را گسترش، خشم را افزون و خشونت را پردامنه تر کرده است. مسئولیت اصلی خشونت در جامعه با جمهوری اسلامی و با رهبران و مسولان درجه اول آن است.

زمینه های کاهش، ر فع و دفع آسیب اجتماعی خشونت در جامعه ما

۱- جدائی نهادهای دین از نظام سیاسی

حذف قوانین و ساختار های حقوق و سیاسی مبتنی بر تبعیض

تدوین قوانین ضدخشونت و تعیین نهاد مردم نهاد قانونی برای نظارت بر دولت و نهادهای دینی و مذهبی جهت جلوگیری از تعرض و اعمال خشونت برشهروندان

۲- غلبه بر تبعیض

تامین برابری حقوق شهروندان و اجرای بی‏خدشه حقوق بشر که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و پروتکل‏های الحاقی – حذف کلیه قوانین تبعیض‏آمیز و مغایر با حقوق و آزادی‏های فردی و اجتماعی و حقوقی بشر

کاهش نابرابری های اجتماعی ، اقتصادی، جنسیتی، قومی، ملی و زبانی

۳کار فکری و فرهنگی گسترده در راستای خشونت پرهیزی و جلوگیری از خشونت

۴- آزادی بیان ، رسانه ها ، تشکلهای مدنی ، صنفی و احزاب سیاسی، تجمعات و اعتراضات مسالمت آمیزبرای همه شهروندان

۵تغییر و تحول در سیستم آموزشی در سطوح مختلف

- احترام به دیگری و عدم حذف یکدیگر،

- عدم دخالت نهاد دین و مذهب در سیستم آموزشی

- ایجاد شرایط و فضا در محیط آموزشی در سطوح مختلف برای محصلین جهت شناخت و فهم دیگری، اشاعه فرهنگ گفت وشنود برای تبادل نظر، مفاهمه و تعامل وزندگی مسالمت آمیز با یکدیگر ،

- آموزش فن و هنرِ مدیریتِ روابط فردی و جمعی و جلوگیری از تعرض به دیگری

- آموزشِ اندیشیدن، خردمندانه و انتقادی اندیشیدن در باره پدیده های اجتماعی ، در باره افکار، گفتار و رفتار خود و دیگری ،

- آموزش فنون و مهارت در نوشتن و سخن گفتن و تبیین فکر و نظر خود

- آموزش نحوه ارائه نقد خود به دیگری (فرد، گروه، حزب یا …)

- آموزش چگونگی استفاده از زبان و کار برد واژه ها در نوشتن ، گفتار و در رابطه با دیگری

- قویت و گسترش آشنائی با هنر، ادبیانت و موسیقی

- آموزش وترویج خشونت پرهیزی

گذار مسالمت آمیز و دمکراتیک از جمهوری اسلامی به دمکراسی و تشکیل نظام سیاسی – اجتماعی سکولار دمکرات با تکیه بر رای آزادِ، برابر حقوق مردم ایران، راهبرد و استراتژی کلان در جهت رفع خشونت و غلبه بران در جامعه است.

لازم است در همینجا مختصرا به موضوع اشاره کنیم که واژه ترکیبی « گفتگو»، « گفت و گو» و « گفت و شنود» معرف رابطه دوطرفه است. اما این واژه ، دارای ذات نیست یعنی ذاتا خردمندانه ، مداراگر، تساهل گر، تعامل گرا و دمکراتیک وسازنده یا ذاتا جزمی، منجمد، دین خو وغیرخردمندانه ومخرب و خشن نیست.گفت وشنود نیزخصلت پراگماتیستی دارد و بسته به شرایط می تواند مفاهیم مختلف و متفاوت داشته باشد.

بسته به اینکه چه کسی یا کسانی روی چه موضوعی با چه زبان و مضمونی و با چه هدفی باهم گفت وشنود می کنند، گفت وگو می تواند مفهوم و مضمون متفاوت پیدا کند . گفت وشنود می تواند برای نفی واقعیت دیگری و تمامیت نظرات وسیاستهای او و اثبات حقانیت و برتری خود بکارگرفته شود، یا می تواند پنجره ای برای شناختن و فهم دیگری، سنجش و نقد نظرات و سیاست های او برای تبادل نظر و تعامل و شاید نزدیکی نظری و همدلی در این یا آن مورد باشد.

در گفت وشنود و نوشته جات مبتنی بر زبان، فرهنگ و ادبیات سیاسی تعبدی، دین خو، مطلق گرا، آمرانه و دگماتیستی عمدتا و معمولا جائی برای اندیشیدن و نقد افکار، گفتار و رفتار خود و طرف دیگر و پبجره ای برای تبادل نظر وتعامل وجود ندارد. درگفت وشنود به این مفهوم ، همه پاسخها از طرف یکی و یا طرفین از قبل آماده است.

در قاموس گفت و شنود به مفهوم فوق، اندیشیدن خردمندانه درمضمون سخنان و نوشته دیگری، نقد و تجزیه و تفکیک نکات منفی و مثبت نظرات او، تعطیل است . بزبان دیگر گفت شنود به این مفهوم جاده یک طرفه است.

۴- راه حلهای روانشناختی در جهت کاهش و رفع خشونت ها

۱-۴ ایجاد شرایط ،امکانات و فضا برای تامین معیشت، مسکن، بهداشت، تحصیل و شغل و فراغت مناسب و شرافمندانه، توجه به استعدادها، خلاقیت ها، جایگاه اجتماعی، دیده شدن، احترام و اهمیت قائل شدن برای افکار و توانائی شهروندان بویژه زنان و جوانان و اعتماد به آنها برای سپردن مسئولیت های اجتماعی و سیاسی از موارد مهمی هستند که در صورت برنامه ریزی و مدیریت واجرایشان می توانند درجهت وخدمت کاهش ورفع درد ورنجهای وخستگی های فکری وروانی و ناامید ها ی ناشی از شکست و ناکامی ها شخصی، اجتماعی و سیاسی قرار بگیرند و موجب برانگیخت امید به موفقیت و زندگی بهترباشد.

۵ - تأمین اجتماعی

تأمین حقوق و شرایط دسترسی همه شهروندان به آموزش رایگان، بهداشت، مسکن مناسب، و تامین اجتماعی همه جانبه و فراگیر شامل بیمه‏های درمانی. بیکاری.

و ختم کلام اینکه گذار مسالمت آمیز و دمکراتیک از جمهوری اسلامی به دمکراسی و تشکیل نظام سیاسی – اجتماعی سکولار دمکرات با تکیه بر رای آزادِ، برابر حقوق مردم ایران، راهبرد و استراتژی کلان در جهت رفع خشونت و غلبه بران در جامعه است.

 

منبع: 
دو ماه نامه میهن

دیدگاه‌ها

مجید گرامی ممنون از نوشته پربارت . فقط تذکری را لازم می دانم که بیشتر به وضعیت سیاسی و سازمان ها و احزاب سیاسی بر می گردد. اگر چه به درستی محددیت ها را بر شمرده ای ، اما در این موردی که بیان خواهم کرد باید تلاش بیشتری شود . واقعیت آشکار آن است که در جامعه ما امر "مرجعیت" آسیب دیده است . مردم ، از همه اقشار و طبقات اجتماعی ، "مرجع" قابل اطمینانی برای تنظیم رفتار ها و کنش هایشان ندارند . یعنی سازمان های سیاسی ما که می توانند در مقام "مرجعیت اجتماعی" خالق حرکت فرهنگی - سیاسی باشند و کنش های درست ، اخلاقی ، تساهلگرا و روادار را ترویج و هوادارانشان را - که عموما نقش پر رنگی در این مباحثات اجتماعی دارند- به کنشی سزاوار پیشرفت و ترقی خواهی بکشانند. همه ایراد ها از حاکمیت قرون وسطایی، عقب مانده و تبعیض گرا و معتقد به خودی و غیر خودی هست ، اما انفعال نهادها ، سازمان ها و احزابی را که می توانند و باید "مرجع" کنش های اجتماعی افراد باشند نمی توان از نظر دور داشت . یک سوزن به خودمان ، یک جوالدوز به رقیب!
0

مابایدازهمان زمان که حرف امت شروع شدوسیعا با هرنوع عملی که به این تئوری ختم میشدآشکاراموضع میگرفتیم ونهایت تلاشمان مبارزه بااین حرف میبود هم منطق داشت وهم همه مردم پشتیبانی میکردندآنگاه بسترمبارزه کاملا روشن بودنه مثل الا ن کدرکه به لحاظ حکومت تمام مسیرها به امت ختم میشودوچپها برداشت خودشان رامیکنند وملت این وسط سرگردان
0

تمام معایب ازحکومت بسته ودیکتاوراست که راه رابر هرتعاملی بسته است وتا این حکومت هست سقوط جامعه همچنان ادامه میابد مردم بایستی بتوانند اعتراضات خودرابیان کنند وهیچ زمینه ای نیست وقتی کسی را که شش ماه یا بیشترحقوق نگرفته اعتراض میکند شکنجه وزندان میشودراه برهرمنطقی بسته میشودفقط یک حرف حکومت بایدعوض شودوهرچه زودترخسارت کمتروالا این جامعه است که نابودخواهدشدحکومتی که خودش ملیت راقبول نداردوبرای خودس امتی درست میکند که مرزی نداردپیامدش فقط نابودی کامل ایران است به معنای واقعی کما اینکه به نابودشدن هرچه دراین مملکت است هیچ عکسالعملی نشان نمیدهدچه جامعه چه زیرساختهای اقتصادی مشکل فقط حکومت است
0

افزودن دیدگاه جدید