جمعه ۰۱ آذر ۱۳۹۸ - ۲۲ نوامبر ۲۰۱۹

سرزنش همگانی از تسخیر سفارت امریکا

۱۵ آبان ۱۳۹۸

سرزنش کردن همگان از بابت حمایت شان از اقدام تسخیر سفارت امریکا، بخصوص در سایه قرار دادن استقلال طلبی مردم ایران، برخوردی غیر عقلانی با یکی از مراحل تاریخ کشور ماست. به عوض این برخورد احساسی و یک جانبه، جا دارد که به ارزیابی عینی از آن رویداد دست زد. پرسش این است که در کورمال کورمال رفتن در راه استقلال، که این شیوه راه پیمودن، خود ضعفی بوده و هست، چه نتایجی بدست امده است؟

رویداد تسخیر سفارت امریکا در تهران، بمناسبت چهلمین سالگرد آن، مورد اظهار نظر واقع شده است. زمانه، زمانه نکوهش هر اقدامی است که سرنخی با رژیم جمهوری اسلامی و یا با انقلاب بهمن 57 ایران دارد. تسخیر سفارت امریکا در ایران نیز با این منطق مورد ابراز نظر یا بعبارت دقیق تر مورد ابراز احساسات است. سرزنش همگانی بابت حمایت از این اقدام.

اکنون و امروزه روشن است که این اقدامی تندروانه، غیردیپلماتیک و زیانمند برای کشورمان بوده است. این اقدام به لحاظ ایدئولوژیک و مادی و مالی منافع عظیمی برای حکومتیان و بخصوص دستگاه ولایت فقیه داشته است.

در این میان، یک طرف مهم زمینه ساز تسخیر سفارت امریکا در تهران، مورد فراموشی قرار می گیرد. انگلیس و بخصوص امریکا، با کودتایی که علیه دولت مصدق و در مخالفت با استقلال طلبی و ملی کردن نفت ایران داشتند، کشور ما را وابسته به خود کردند و استقلال ایران را به مطالبه ای عمومی تبدیل نموده بودند.

انقلاب ایران در اوج جنگ سرد، دفاعی رو در رو بود با امریکا. ایرانیان بحق از امریکا می ترسیدند و از آن احساس خطر می کردند. همه هم می دانند و امروز هم می دانند که امریکا دست روی دست و بیکار ننشسته بود. ایرانیان مارگزیده بودند و از طناب سیاه و سفید می ترسیدند. تسخیر سفارت امریکا، با این پیشینه، و بنا به مطالبه استقلال، در آن روزگار، مورد حمایت همگانی واقع شد. سفارت هیچ کشور دیگری که در آن کودتا، دستی چون امریکا نداشت، نه تسخیر شد و نه می توانست مورد بدبینی واقع شود. پشتیبانی همگانی از تسخیر سفارت امریکا، بیان مطالبه استقلال طلبی ملتی بود که در اوضاع پر از هرج و مرج سیاسی آن روز، با اقدامی بروز کرد که شکلی داشت غلط، زمخت و زشت. میان مضمون استقلال طلبی و شکل غیردیپلماتیک، و غلط آن باید تفاوت قائل بود. برای مطالبه ای ملی و تاریخی، شکلی غلط انتخاب شد، که مردم استقلال طلب در انتخاب این شکل نقشی نداشتند.

از ان مطالبه قاعدتا باید دفاع کرد و این شکل غلط را نیز مورد انتقاد قرار داد. شکلی که برای استقلال ایران نیز صدمات زیادی به بار اورده است. کجای تاریخ و کدام کشور را سراغ داریم که مطالبات برحق مردم، در یک جاده باز و بدون انحراف پیش رفته که استقلال طلبی ایرانیان را چنان بخواهیم.

بدون جمله پردازی، روشن است که دستگاه استبداد مذهبی حاکم در ایران، در دشمنی با امریکا و دشمن تراشی برای کشورمان، منافع مادی و معنوی داشته و دارد. این دشمنی و دشمن تراشی مغایر منافع و مصالح ملی و استقلال و آزادی کشورمان می باشد. محکوم کردن این روش های جمهوری اسلامی و دعوت به مبارزه علیه ایدئولوژی و دیپلماسی ایران بر باد ده حاکم جای تردیدی ندارد. اما، این یک امر است و رویدادی مربوط به چهل سال پیش و در شرایط ان زمان، امری دیگر.

سرزنش کردن همگان از بابت حمایت شان از اقدام تسخیر سفارت امریکا، بخصوص در سایه قرار دادن استقلال طلبی مردم ایران، برخوردی غیر عقلانی با یکی از مراحل تاریخ کشور ماست. به عوض این برخورد احساسی و یک جانبه، جا دارد که به ارزیابی عینی از آن رویداد دست زد. پرسش این است که در کورمال کورمال رفتن در راه استقلال، که این شیوه راه پیمودن، خود ضعفی بوده و هست، چه نتایجی بدست امده است؟ بیلان چیست؟ در کجا ایستاده و برای ادامه کار، چه باید کرد؟

از احساس باید فراتر رفت و به برنامه و کارنامه پرداخت. ورنه، چاره ای نیست جز از این طرف بام چشم بسته عقب نشستن و از ان طرف بام سقوط کردن و در جای خود در جا زدن. کورمال کورمال رفتن و بی حافظگی را چیزی جز برخورد های احساسی ببار نمی اورند. مرز نازک عشق و نفرت و چرخش از قطبی به قطب دیگر با همان منطق و روش مطلق نگر محصول برخورد احساسی است. تبادل نظری با یک ناظر صاحب نظر در این مورد، نمونه هایی را به من یاد اوری کرد که بعنوان مثال در اینجا می اورم:

از ضد امپریالیسم به طرفداری از امپریالیسم و سیاست ها و اقدامات مداخله جویانه ی قدرت ها گذر کردن، تایید ویا سکوت تایید آمیز نسبت به کودتای ضد ملی 28 مرداد، قتل لومومبا، کودتا در شیلی و در دیگر کشورها؛

از ضدیت با اشغالگری اسرائیل به تایید یا سکوت تایید آمیز اشغالگری؛

از ضد دیکتاتوری شاه به تایید مدرنیزاسیون صنعتی و سکوت تایید آمیزنسبت به دیکتاتوری؛

جالب است که همه این چرخش ها هم در گردونه ی چرخش مصلحت و دنباله روی از فضا سازی های قدرت ها و جناح ها ی قدرت در داخل و خارج صورت می گیرند؛

ازمنزه طلبی ایدئولوژیک ـ سیاسی وسکتاریسم به بی پرنسیبپی و تقلید شگرد همه باهم قدرت محور. و دراین جا یعنی همه چیز درپای مصلحت قدرت. بدیل هم شکل قدرت حاکم؛

از مدافع پرشور استقلال ملی، به نفی و تحقیر امر استقلال ملی به بهانه ی جهانی شدن رابطه ی اقتصادی؛

نقد ایدئولوژی و سیاست های واپسگرایانه و ضد دموکراتیک جمهوری اسلامی در داخل و در روابط بین المللی، نمی تواند بهانه و سبب ساز پذیرش ایدئولوژی ها و سیاست های ضد استقلال ملی وغیر دموکراتیک از گونه ی دیگر باشد.

چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ - ۶ نوامبر ۲۰۱۹

دیدگاه‌ها

شایداین نکته کمی وضع آن زمان راروشنترکندمیان احزاب وسازمانهای چپ کدامشان دیدمنفی راجع به سازمان مجاهدین داشتند.نداشتندکه هیچ دید مثبت هم داشتند ولی الان بعدچهل سال هم روندمجاهدین نشان داد که نیرویی نبودندکه که سزاورآنحمایت باشنددقت کنید این راالان میگوییم نه آنزمان وازاین دست فراوان وبه نظرفقط چپها بودندکه درست میگفتند آن هم به لحاظ پشتوانه علمی اندیشه آنها.حرف زیاداست ولی همین مثال شاید فرق تحلیل آنزمان با این زمان راروشن کند
0

بسیاری ازاتفاقاتی که دراوان انقلاب می گذشت به نظرصددرصددرست بودگذشت زمان بودکه نادرستی آنراثابت کردکشورهای سلطه برداشت خودشان رامیکنندوگاهی درست آگراندیسمان میکنندروی اشتباهات هنوزحزب توده نتوانسته ازجواب بی بی سی که چرا راهپیمایی زنان درمبارزه باحجاب اجباری راکه درنوشته هایش انان را زنان باعرض معذرت هرجایی تحریک شده ازطرف آمریکا را جواب دهد.یا جبهه گرفتن علیه لیبرال هانه درتسخیرسفارت امریکا یا بعدآن انگلیس وبعدترعربستان مردم دخیل نبودندولی عرض کردم مردم به درستی دشمانان رامیدیدندولی هزاران راه نرفته هم مردم داشتندوهم احزاب جهت احقاق حق.آنزمان کدری زمینه سیاسی درایران به حدی بودکه گرگ میش دیده میشد.دیگرخودتان بهترازمن میدانیدراجع به آنزمان ببخشیدزیادی حرف زدم امیدوارم نکته رارسانده باشم
0

اقاي بهرام
سرزنش همگاني كه در اين مورد طي مصاحبه ها و نوشتجات در ايران اينترناسيونال و بي بي سي منعكس شده اند، مواضع درست اند؟
0

فضای بین مواردی که فرمودیدهمان فضای کدری است که راه رابرمواضع درست میبنددمثالی ازهمین الان میزنم اقای فتحی ازاتحاد جمهوری خواهان درمصاحبه بی بی سی باعنایت فانی ازسئولات فانی گیج میشوند وبه جای آنکه بگویندمامتکی به حرکت مردم هستیم واگراصلاح طلبان دردفاع ازمنافع مردم حرکتی بکنندازآنها دفاع میکنیم عملا به بیراهه رفت وگفت انتظارماازاصلاح طلبان این است وبازفانی پرسید چگونه برای گذارنسخه میپیچیدیعنی چگونه میخواهیدحکومت راعوض کنیدبازموضع ازبالا گرفت وحرفی ازمردم نزدمیخواهم بگویم یکسری ازاشتباهات راتوجیه نکنیم اشغال سفارت پشتیبانی ضمنی مردم رادربرداشت ولی اگربه خودمردم بوداین اتفاق نمی افتادوآقای فتحی اگربه پشتوانه مردم تکیه داشتندجواب فانی راراحت میدادندوبه اشتباه نمی افتادند
0

افزودن دیدگاه جدید