پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۸ - ۵ دسامبر ۲۰۱۹

کارگران ایرانی در قتلگاه کارگری قطر؛ سو استفاده جدید حکومت از کارگران

۰۹ آذر ۱۳۹۸

قطر تنها مقصد کارگران ایرانی نیست. کویت، سنگاپور، ترکیه و عراق نیز تحت نظر شرکت‌های اقماری سپاه پاسداران، به محل اشتغال سنگین کارگران ایرانی بدل شده‌اند. کارگرانی که بدون بهره‌مندی از هیچگونه حقوق اجتماعی به شکل برده در پروژه‌های سپاه در این کشورها کار می‌کنند.

در زمینه‌ی اقتصاد ملی، همواره این تصور وجود دارد که صادرات، کمک حال اقتصاد است و می‌تواند تولید ناخالص ملی را افزایش بدهد. این تلقی به ویژه از زمانی تقویت شد که کشورهای توسعه یافته به ویژه در غرب توانستند با رشد صادراتی، هژمونی سیاسی خود را نیز تقویت کنند. تلاش برای به دست آوردن بازارهای شرق، دلیل اصلی جنگ‌های بسیاری میان دولت‌های اروپایی بوده است و همین امر تصویری اتوپیایی از صادرات می‌سازد.

اما واقعیت این است که صادرات انواع و سطوح مختلفی دارد. صادرات ایران عمدتاً به شکل خام فروشی نفت و مواد معدنی است که به دلیل نبود تکنولوژی پیشرفته در کشور، حکومت با خام فروشی، یعنی صادرات در شکل اولیه، منابع ملی را برای پر کردن کسری بودجه‌های ناشی از فساد و ناکارآمدی، با قیمت بسیار پایین می‌فروشد. هر چند بحران جهانی‌ای که دامنگیر جمهوری اسلامی شده است، حتی امکان این خام فروشی را نیز محدود کرده است.

موضوع این مقاله، صادرات به صورت عام نیست. شکل خاصی از صادرات، که مختص فقیرترین کشورهای جهان است، این روزها توسط جمهوری اسلامی انجام می‌شود: صادرات کارگر غیر ماهر!

در این وضعیت، با توجه به افت ارزش پول ملی ایران، حکومت به میانجی شرکت‌های خصولتی و فاسد، جان کارگران را ابزار مال‌اندوزی و انباشت سرمایه می‌کند و کارگران که امیدی به یافتن کار در کشور ندارند را، برای کار به کشورهای دیگر می‌فرستد. اینبار مقصد قطر است!

برای روشن شدن موضوع بگذارید از وضعیت این روزهای قطر بگویم. جام جهانی 2022 در قطر برگزار خواهد شد. این کشور کوچک، با منابع نفتی بزرگ، تا پیش از تصمیم‌گیری برای برگزاری این رویداد ورزشی در این کشور، هیچ‌گونه زیر ساخت توریستی و ورزشی نداشت. بنابراین با صرف ملیاردها دلار تصمیم گرفت در مدت کوتاهی این زیر ساخت‌ها را ایجاد کند.

این تصمیم حاکمان قطر برای ایجاد سریع زیرساخت‌های ورزشی شامل تاسیس ورزشگاه‌های عظیم و همچنین هتل‌ها و شهرک‌های ورزشی، با قربانی کردن کارگران خارجی در حال انجام است. طبق آمار تا کنون 1400 کارگر نپالی، زیر فشار سنگین کار قطر جان خود را از دست داده‌اند. رقم بسیار بزرگ است. اما برای کسانی که پول را مهم‌تر از جان انسان‌ها می‌دانند، رقم‌های بزرگ‌تر از این نیز تاثیری بر عدم انتقال کارگران به قطر نخواهد داشت.

پس فجایع کارگری در قطر، بسیاری از کشورها از انتقال کارگران ساختمانی به این کشور منصرف شدند. اما اقتصاد بحران‌زده‌ی ایران، حاکمان ایران را به این فکر انداخته است که اینبار برای جذب مقادیری منابع مالی، روی جان کارگران ایرانی قمار کند. طبق آمار در حال حاضر 120 شرکت خصولتی ایرانی، با رانت سپاه، کارگران ایرانی را برای کار در این کشتارگاه کارگران اعزام می‌کنند.

سیف زاده، نماینده شورای مرکزی سازمان نظام مهندسی در این زمینه گفته است: فرصت سرمایه‌گذاری در قطر بسیار زیاد است، به طوری که پروژه‌های عمرانی متعددی در آستانه برگزاری جام جهانی تعریف شده، به طوری که در این بخش 160 میلیارد دلار پروژه ساخت و ساز در دستور کار است که مهندسان ایرانی می‌توانند سهم قابل توجهی از این کیک اقتصادی داشته باشند.

او عمداً به مساله‌ی مهندسی اشاره می‌کند. در حالی که کارگران ایرانی، قرار است در خط مقدم این سودجویی باشند. بنابراین قربانی شدن کارگران برای مسئولین جمهوری اسلامی، امری حاشیه‌ای و نا مهم شناخته می‌شود.

قطر تنها مقصد کارگران ایرانی نیست. کویت، سنگاپور، ترکیه و عراق نیز تحت نظر شرکت‌های اقماری سپاه پاسداران، به محل اشتغال سنگین کارگران ایرانی بدل شده‌اند. کارگرانی که بدون بهره‌مندی از هیچگونه حقوق اجتماعی به شکل برده در پروژه‌های سپاه در این کشورها کار می‌کنند.

جمهوری اسلامی می‌خواهد بحران اقتصادی خود را از طریق کارگران حل کند. این مساله از وضعیت سخت معیشتی کارگران در ایران، افزایش قیمت بنزین، و گرانی فزاینده آغاز می‌شود. اما به همین‌جا ختم نمی‌شود. رجوع دوباره به روش‌های برده‌داری در قالبی مدرن و با نام پروژه‌های مهندسی نیز بخش دیگری از سو استفاده‌ی دولت از کارگران است که یا به صورت چراغ خاموش انجام می‌شود و یا از آن به عنوان اقتدار و توانمندی تعبیر می‌شود.

افزودن دیدگاه جدید