پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹ - ۱ اکتبر ۲۰۲۰

اپوزیسیونی متعهد در خارج از کشور هست!

قسمت پایانی از مطلب: در بلاد غرب اپوزیسیونی بود!

۱۸ آذر ۱۳۹۸

آنچه طی این سال ها درتمامی اعتراضات دیده می شود همگامی وهمدلی مبارزان خیابان و کارخانه جات با یک دیگر است بدون تفکیک کردن وشکستن صفوف خودبر اساس گریش های مختلف. عمل درستی که ناشی از نیاز اجتماعی برای گسترده بودن دامنه مبارزه بر اساس یک هدف اساسی یعنی برکناری جمهوری اسلامیست. از این روهیچ خبری از اختلاف بین معترضان شنیده نشده.

حال با این تشتت وپراکندگی اپوزیسیون چه باید کرد؟

چه بایدی که همیشه مطرح بوده وبا هر برآمد اجتماعی، هراعتراض و آمدن مردم به میدان جدی ترمطرح می شود.

جریان ها وافراد سیاسی به هیجان می آیند، می نویسند در رابطه با این یا آن جریان سیاسی یا افراد موضعگیری می کنند. بحث های قدیمی را لباس تازه می پوشانند تا توجیهی بر درستی مشی وعمل کرد خود ارائه نمایند.

جنبش سبز ودامنه گسترده آن بخصوص حضورگسترده طبقه متوسط در آن یکی از تاثیر گذار ترین خیزش های داخلی بود که اپوزیسبون خارج ازکشور عمدتا چپ، جمهوری خواه وملیون را تحت تاثیر قرار داد.

اتحاد جمهوری خواهان متاثر از این جنبش دچار انشقاق شد.دل بستگی به اصلاح طلبان عمیق وامید به تغیر از طریق آن ها به اصلی ترین دل مشغولی همین اپوزیسیون اشاره شده در بالا بدل گردید.

اما تمام این امید واری ها برگزاری متینگ ها وتظاهرات نتوانست فاصله عمیق بین این جریان ها را کم کند. هر کدام نسبت به فرا خور درک و نیروئی که از نظر خود در داخل داشتند جایگاهی برای خویش تعریف کردندواز اتحاد عمل سر باز زدند.

خروج نیروهای وسیع وجوان فعال در جنبش سبزاز ایران بعد از سرکوب این جنبش اپوزیسیون را به تحرک آورد.هر جریان سیاسی تلاش می کرد با ردگیری فکری وگرایش این افراد تا حد ممکن بخشی از بدنه رو به پبری خود را با جذب آن ها ترمیم کند.

نیروهای تازه وارد برای مدتی نقل محافل بودند.تحلیلشان درست یا غلط مورد توجه قرار می گرفت ارج وقربشان بسیار. اما متاسفانه به جرئت می توان گفت حتی نیم در صد این تازه بر آمدگان جذب هیچ کدام از این جریان های اپوزیسون نگردید. بسیاری از این افراد تازه خارج شده خود را در مقام رهبران می دیدند وچنان نگاه از بالائی براین اپوزیسیون و رهبران یال و کوپال از دست داده آن داشتند که هر جوان دو روز در میدان بوده خود را محق به دادن رهنمود به این جریان هاو رهبران آن می دانست.

اپوزیسیون سبز تازه خارج شده از ایران که ترکیبی از کهنه کاران سیاسی، اجتماعی، مطبوعاتی که جایگاهی نیز در قدرت حاکمه داشتند ازوزیر تا وکیل، تا مدیران ارشد وزارت خانه ها و ژورنالیست ها و تعدادی سیاه لشگر جوان! در مدتی کوتاه وزن وتوان هر کدام از این جریان های اپوزیسیون را محاسبه کردند.سیگنال های دریافتی را به دقت رصد نمودند. اکثرا جذب مراکز رسانه ای مانند بی بی سی، صدای امریکا، مراکز تحقیاتی در رابطه با ایران ومفسران رسانه ای گردیدند.اواخرنیز با راه افتادن تلویزیون ایران انترنشنال بخش زیادی جذب این تلویزیون نو پا شدند. تعدادی بسیار اندک نیر کنشگران مستقل باقی ماندند.سیاهی لشگر باقی مانده نیز مانند هزاران مهاجر سیاسی باغرغر و انتقاد از غرب سرگرم تلاش برای گرفتن اقامت وتامین حداقل معاش شدند.

نهایت از این مخالفان خارج شده از ایران هر یک به یمن حمایت مراکز قدرت در کشورهای پذیرنده سریعا جائی وجایگاهی یافتند. هیچ تنوری برای اپوزیسیون خارج گرم نشد وچهره جوان وجدیدی به آن ها افزوده نگردید. همان ترکیب سنتی بر جای خود باقی ماند.با چشمانی متعجب از این جا گیری سریع افرادوحضورشان در رسانه ها.

خارج شدگان تازه نفسی که ترکیب جوان وفعال رسانه های یاد شده را تشکیل می دهند.

حال یک دهه گذشت. جنبش اعتراضی گسترده ای بار دیگربا ترکیب طبقاتی متفاوت از اقشار مختلف پای در میدان نهاده. جنبشی شکل گرفته براساس نارسائی های حکومت اسلامی. براساس عدم پاسخ گوئی رژیم در بر آوردن حداقل نیاز های مردم. جنبشی که چهل سال نا کار آمدی، فساد، دروغ، اجحاف،سرکوب وکشت وکشتار مخالفان زمینه ساز اصلی آن بوده.

اعتراضات وسیعی که مشروعیت نظام را زیر سوال برده وخبر از تداوم این اعتراضات می دهد.کشتار بی رحمانه مردم که اکثر آن را جوانان تشگیل می دهند همراه با نبود هیچ گونه رهبری و اتوریته فردی یا اپوزیسیونی که بتواند حداقل یاری رسان مردم عاصی در صحنه باشد بار دیگرحد اقلی از نقش اپوزیسیون خارج از کشور را بطور جدی در دستور روز قرارمیدهد!

هرجوانی که بر زمین می افتد تعهد وحمایت نیروهای مخالف نظام را طلب می کند. تعهدی که خود را در التزام به شکل گیری یک اپوزیسون متحد درصحنه مبارزه سیاسی داخل و خارج نشان می دهد.

ده ها هزار نفر عمدتاً جوان به بهای جان به صحنه آمدند. در خیا بان ها مشت گره کرده پای کوبیدند، شعار دادند وسرنگونی حکومت را خواستار شدند بی آن که رهبری وحمایت مشخصی داشته باشند. امری که اصلی ترین نیاز جنبش است. ده هزار جوان متحداً با هم در کنارهم با گرایش های گوناگون مبارزه کردند از طرفداران آقای رضا پهلوی تا گروه های قومی، از طرفداران چپ تا طرفداران چهره های سیاسی مستقل بی آن که بپرسند طرفداری کدام شخص یا جریان را می کنی؟

مسلماً بخش وسیعی هم بی آن که جریان یا فرد سیاسی معینی را در نظر داشته باشند صرفاً در مخالت با رژیم و خواهان سرنگونی آن! خواسته ای اساسی که در زیر پوست اعتراض به گرانی بنزین حرکت می کرد. همه و همه دریک صف مقابل رژیم. وحدت نظر وعملی که از دل نیاز های، اقتصادی،سیاسی، اجتماعی،اخلاقی وتجربه سال ها مبارزه با حکومت به دست آمده است.

آنچه طی این سال ها درتمامی اعتراضات دیده می شود همگامی وهمدلی مبارزان خیابان و کارخانه جات با یک دیگر است بدون تفکیک کردن وشکستن صفوف خودبر اساس گریش های مختلف. عمل درستی که ناشی از نیاز اجتماعی برای گسترده بودن دامنه مبارزه بر اساس یک هدف اساسی یعنی برکناری جمهوری اسلامیست. از این روهیچ خبری از اختلاف بین معترضان شنیده نشده.

برای کسانی که روزانه در گیر مشکلات زندگی وفکر برون رفت از اختاپوس حکومت اسلامی هستندتنها یک مسئله جدی وجود دارد! گسترش وتداوم هر چه بیشتر دامنه اعتراضات وکشاندن پای مردم به صف اعتراضات هرچه بر دامنه وحضور مردم افزوده شود. قدرت سرکوب کمتر و تشتت، شکاف در نیروهای حکومتی بیشتر وعمیق ترمی گردد.

در چنین شرایطی یک پارچگی واتحاد اپوزیسیون خارج ازکشوربدون اما واگر از اصلی ترین نیاز های جنبش اعتراضی است! نمایشی از تعهد، درک بالای سیاسی وپای بندی به خواسته ها ونیاز مردم وجدی بودن در مبارزه با جمهوری اسلامی وفائق شدن بر منیت های فردی وگروهی.

شکل گیری چنین اتحاد عملی در بین نیرو های اپوزیسیون قوت قلبی برای مبارزان داخل و محکم ترشدن وحدت عمل آن هاست. اکسیون ها، تظاهرات با فرا خوانی همگانی وحضور گروه های مختلف در این اکیسون ها نقطه امیدی برای شکل گیری یک اتحاد عمل در حمایت از جنبش داخل ومبارزه متشکل با حمهوری اسلامی است.

اتحاد عملی که می تواند قدم های اولیه خود را با تشکیل جلسات گفتگو بین احزاب وجریان ها، برگزاری متینگ های مختلف , نمایشگاه های مشترک در معرفی جنبش داخل کشور، افشا گری رژیم، دادن برخی رهنمود ها، اعلامیه ها نشان دهد. تا در فر آیند بیک اتحادعمل گسترده در صحنه سیاسی بدل شود.

مسلماً اگر اراده ای جدی برای برکناری رژبم و برپائی یک حکومت دمکراتیک نه بر اساس درک و پیشداوری ما بلکه بر اساس رای مردم واحترام به رای آنها باشد! این اتحاد عمل مرحله ای امکان پذیر خواهد بود.

چرا که نمی توان خود را مبارز سرسخت حکومت نشان داد وسخن از برپائی یک حکومت سکولار مبتی بر حقوق بشر و انتخابات آزاد را داد. اما درعمل گامی در جهت اتحاد گروه های سیاسی حاضر در خارج از کشور بر نداشت. نمی توان ناظر صعیف بودن عمل کرد تک تک هر جریان سیاسی اپوزیسیون بود ودانست که در صورت اتحاد عمل مشترک تمامی این نیرو ها باهم چه تاثیر عملی و روانی مهمی در مبارزه های پیش رو برمبارزان داخل نهاده می شود اما حرکتی جدی وصمیمانه خالی از خود محور بینی فردی و گروهی نکرد.

چنین نگرش واتحاد عمل مبتی بر خواست ونیاز جنبش نشانه سلامت، تدبیر، دور بینی وآینده نگری اپوزیسیون خواهد بود.

نشانه این که پیروزی جنبش داخل کشور بر هر امر مشخص گروهی وفردی رجحان داشته و در این راستا توان تاثیر گذاری ونقش هیچ فرد و گروهی کم بها داده نمی شود! هر کس جایگاه خود را بر اساس تلاش، تاثیر گذاری و نیروی مادی پشت سر خود خواهد یافت.

قدرت بخشیدن به جنبش داخل با شعار وصل کردن ویافتن نکات مشترک برای پیشبرد مبارزه از مهم ترین خواست های اپوزیسیون متعهد خارج از کشور است. تمرین ولو کوچک برای شکل داد به مبارزه مشترک و آمادگی حداقل برای تمرین تساهل، مدارا، دموکراسی و انتخابات آزاد برای روز بعد سرنگونی حکومت اسلامی با دیگر گروه ای اپوزیسون داخل وخارج.

 

دیدگاه‌ها

خبرخوش به آقای ایشچی که بلوک های سیاسی رابه عنوان حداقل اتحاداپزسیون پیشنهادداده بودندآقای فراهانی درتلوزیون برابری چنین پیشنهادی دادندهرچنداین حرف ازجانب ایشان بسیاربعیدمینمودولی مثل اینکه بلاخره به نیازاتحادپی برده بودندمن به سران اپزسیون میگویم حداقل ازمردم یادبگیرندکه وقتی واردخیابان میشوندهمه همدل ویکزبان وپشتیبان هم به صحنه می آیند.وای بررهبری که ازمردمش عقب مانده ترباشد.اصلا رهبران مختلف اپزسیون فرض رابراین بگذارندکه شدندرئیس مملکت ومیخواهند بادیگرکشورها واردتعامل شوند .چنین فرضی را هم نمیشودکردیاطرف مقابل ازدیگرکرات آمده وهیچ نقطه اشتراکی پیدانمیشود.وغم انگیزترنگاه احزاب وسازمانهای چپ به هم است که چنان خشن به هم نگاه میکنندکه انگارتنهامانع به قدرت رسیدن ایشان طرف مقابلشان است که ازقضاروزی دوست ورفیق هم بودندوحتی ممکن بودبرای هم جانشان رافداکنند.راستی راچهدجدایی است میان من وتو وندران جا که خطرهاست نجات من وتو
0

افزودن دیدگاه جدید