سه شنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۸ ژانویه ۲۰۲۰

هفتاد سالگی تاسیس پیمان ناتو

۲۰ آذر ۱۳۹۸

کشورهای مختلف سرمایه داری عضو پیمان ناتو در بازتعریف خویش از دشمن خارجی، خواهان حفظ و تضمین منافع ویژه خویش اند و میخواهند تا از دشمنی با چین و روسیه فاصله بگیرند. آنها خواهان گسترش مناسبات خویش با چین، روسیه و دیگر کشورهایی اند که بصورتی تئوریزه شده از طرف قدرتمداری نئوکان های جناح نفتی – مالی نظامی، بعنوان "دشمن جنگ کلاسیک" آنها معرفی میشوند.

خبرهای مربوط به هفتادمین سالگرد تاسیس پیمان نظامی اتلانتیک شمالی "ناتو" را به زحمت بعد از چند روز گذشته از مراسم آن میشد در رسانه های خبری پیدا کرد. نه تنها ان را در سرفصل خبر ها نمیشد یافت، بلکه با تفتیش و جستجوی فراوان میشد اخبار آن را بازیابی مجدد کرده و مطالعه نمود.

پیمان نظامی آتلانتیک شمالی "ناتو" بعد از جنگ جهانی دوم میان کشورهای اروپای غربی و امریکا با هدف اتحاد عمل در مقابل حمله دشمن خارجی بسته شده بود. برای تضمین انگیزه های دوام بلند مدت این پیمان، باید یک دشمن حقیقی یا مجازی خارجی موجود بوده باشد، تا اینکه بودجه عظیم نظامی، مانورها و تمرینات و بالاخره پروژه های ژئوپولیتیک قدرت های حاکمه بر آن به پیش برده شود.

در دوران چهل – پنجاه ساله جنگ سرد، دولت های وقت اروپای شرقی در اتحاد با اتحاد جماهیر شوروی، به موازات پیمان ناتو، اقدام به تشکیل پیمان ورشو نموده بودند. اواخر دهه هشتاد رونالد ریگان و مارگرات تاچر قادر شدند تا میخائیل گارباچف را قانع کنند تا نه تنها پیمان ورشو را منحل نماید، درهای کشورهای بلوک شرق را برای دموکراسی غربی و سرمایه گذاری های بخش خصوصی باز نماید. در مقابل، روسیه و دیگر کشورهای بلوک شرق، با آغوش باز دمکراسی غربی پذیرفته خواهند شد.

پس از آن که گارباچف، بخش مربوط به تعهدات خویش با ریگان و تاچر را به عمل آورد، نه تنها روسیه را به اتحادیه سیاسی اقتصادی بلوک غرب سابق راه ندادند، بلکه هم پیمان ناتو همچنان بر جای خود باقی ماند، هم اینکه با کودتای سینمائی گارباچف از قدرت به زیر کشده شده و یلتسین دائم الخمر را بر سر کار آورده و تا خرخره در وام، قرضه ها و بدهی های تزریق شده دولت های غربی غرق کردند. نتیجه این شد که با کلاه بزرگی که بر سر گارباچف گذاشتند، پیمان ناتو بدون رقیب و یکه تاز در میدان ماند و گورباچف به بازنشستگی تاریخی سپرده شد.

امروزه، پیمان نظامی ناتو تحت تاثیرفشارهای زیادی از زوایای مختلف است. کشورهای اروپایی فشار میلیون ها پناهنده جنگ های خوان و مان سوز چندین دهه گذشته در خاورمیانه را بر دوش میکشند، آنها تحت فشار تهدید های تعرفه های گمرکی امریکا قرار دارند. دولت دونالد ترامپ از کشورهای اروپایی میخواهد که حد اقل دو درصد تولید ناخالص ملی خود را به بودجه نظامی اتخاذ دهند، که مورد استقبال این کشورها نیست. بحران بدهکاری های جهانی دنیای سرمایه داری کلان را با خطرات جدی ساختاری مواجه ساخته است. سرمایه داری نفتی نظامی جهانی که سرکردگی آن با آمریکا میباشد، جهت تامین و تضمین سرریز شدن سودهای کلان به حساب های بانکی خویش، همچنان به دنبال آفرینش دشمن های حقیقی و مجازی بوده و سرگرم افریدن مناطق تشنج ویژه در نقاط مختلف جهان است.

کشورهای مختلف سرمایه داری عضو پیمان ناتو در بازتعریف خویش از دشمن خارجی، خواهان حفظ و تضمین منافع ویژه خویش اند و میخواهند تا از دشمنی با چین و روسیه فاصله بگیرند. آنها خواهان گسترش مناسبات خویش با چین، روسیه و دیگر کشورهایی اند که بصورتی تئوریزه شده از طرف قدرتمداری نئوکان های جناح نفتی – مالی نظامی، بعنوان "دشمن جنگ کلاسیک" آنها معرفی میشوند.

گرچه از جمله مواردی که در نشست هفتادمین سالگرد تاسیس ناتو در لندن مطرح بود، تدارکات سیستم تهاجمی – دفاعی فضائی، حملات اینترنتی، و انگشت گذاشتن روی نقاطی از جغرافیای کره زمین که میتواند مناطق تشنج اینده جنگی آنها باشد صحبت نمودند، ولی اختلافات بر سر تعریف از دشمن مشترک، افزایش فشار آمریکا بر سهمیه بندی بودجه نظامی کشورهای اروپایی و مربوط کردن فشارها و تحریم های اقتصادی آمریکائی با مسائل امنیتی ناتو، عموم مسائل پایه ای دیگری بودند که مبنای وجودی ناتو را زیر سوال برده و تحت الشعاع قرار دادند.

با وجو همه اینها، علت وجودی ناتو همچنان تهدید و خطرات از جانب دشمن خارجی تعریف میشود. انها این دشمن خارجی را همچنان در وجود "روسیه" و "چین" تعریف می نمایند. گرچه صداهای پراکنده ای این دشمن را در "تروریسم" تعریف کرده و خواهان گسترش مناسبات با چین و روسیه هستند. در این زمینه آمریکا و انگلستان جلودار پیشبرد استراتژی دشمن تراشی خارجی در وجود چین و روسیه اند. نمونه های مسمومیت جاسوسان دو طرفه روسی در انگلستان و مسئله الحاق شبه جزیره کریمه به روسیه و ادعای ارضی اوکراین بر آن بطور مدام بر دهل های تبلیغات نظامی امنیتی آنها کوبیده میشود. این در شرایطی میباشد که آقای دونالد ترامپ در مساله تزریق میلیاردها دلار کمک های مالی و نظامی دولت خویش به قدرتمداران حاکمه بر اوکرائین، به موازات رشوه خواری پسر آقای "جو بایدن" معاون رئیس جمهور سابق از حزب دموکرات، با مشکل سوء استفاده های سیاسی درگیر هستند. تزریق چند میلیارد دلار از هفتصد میلیارد دلار بودجه نظامی امریکا به اوکرائین، چندان فشاری بر آمریکا وارد نمیکند.

در هفتادمین سالگرد تاسیس "ناتو" با وجود اینکه همچنان خطر دشمن خارجی در "چین" و "روسیه" تبلور یافت، چالش های امنیتی به فضا و دنیای تکنولوژی اطلاعاتی اینترنتی کشیده شد،شاید بشود گفته که این پیمان در یکی از پایین ترین سطح از نقاط اتفاق و اتحاد امنیتی خویش از زمان تاسیس آن قرار داشت. گرچه این وضعیت تا زمانیکه دونالد ترامپ "مرکانتالیست" بر سر قدرت در آمریکا میباشد ادامه خواهد یافت، اما هر کس دیگری غیر از ایشان در انتخابات بعدی آمریکا در سال دو هزار و بیست بر سر کار بیاید، برگه را برگردانده و کارائی امنیتی تهاجمی این پیمان را به وضعیت مشابه دوران اوباما و جرج بوش پدر و پسر باز خواهند گرداند. ادامه شرایط امروز نمیتواند تامین کننده منافع نئوکان ها و سرمایه داری نفتی – نظامی و مالی در دراز مدت باشد.

دیدگاه‌ها

اگرسرمایه بین المللی بود سرمایه داران به کشورهای نفت خیزهجوم می آوردند وسریعا آنجا را اباد میکردند نه به خاطرمردمش به خاطرسودش .اندیشه ای که پشت سرترامپ است همین است که تذکربدهدذات سرمایه ملی است .اگرسرمایه بین المللی بودحتما تمام وزارتخانه ها واهرم هایی که یک کشورداشت مثلا یک سی آی ای بین المللی هم داشتم .به صرف چند شرکت چندملیتی ویا یک محصول چندملیتی دلیل برسرمایه داری فراملیتی نمی شود.اینست که ناتو یک زائده ای میشود که خودشان نمی دانند با آن چکارکنند.ودریک کلام انترناسیونالیسم فقط دراندیشه سوسیالیستی است نه هیچ اندیشه دیگر
0

کمی سخت است خلاف جریان آب شنا کردن ولی به نظرمن ذات سرمایه ملی است وسرمایه داری بین المللی نداریم .اگربودبه جای ناتو چند ناتو داشتیم.سیاست گورباچف درازبین بردن پیمان ورشو درست بودزیرا آمریکا قرینه ای میخواست برای جنگ افروزی هایش .میگویم سرمایه داری بین المللی نداریم چون هنوزسودبازارجهانی به کشورهابازمیگرددنه یک بانک مفروظ جهانی .نداریم چون مرزها هنوزدرسرمایه مهم است .درست است که درکشورهای جهان سوم دربروی انواع شرکت های سرمایه بازاست اماسودبازبه کشورهای خودشان برمیگردد.اصولا هرچیزبین المللی یعنی مرگ سرمایه .جی پی اس را هرکشورثروتمندبرای خوددارد.ایستگاه بین المللی فضایی فقط اسمش بین المللی است ولی داخل آن هم مرزها وجوددارد.وهزینه هرکشوری مشخص است.اگریک شرکت چندملیتی باشددرنهایت سودهابه مرزهای خودبازمیگردد.مخصوصا علم بین المللی نداریم چون خودمنشائ ثروت است .بانک جهانی دراست است برای استثمارکشورهای عقب مانده نسخه میپیچدولی سودبه جیب هرکشورخاص میرود.هرچقدربخواهیدمثل می آورم
0

افزودن دیدگاه جدید