چهارشنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۹ ژانویه ۲۰۲۰

دانشجویان پیشگام و پیشاهنگ

۲۱ آذر ۱۳۹۸

بر آمد سیاسی چپ دانشجویی نیز نه فقط میتواند متاثر از سازمان های سیاسی چپ بوده باشد، بلکه قادر است آنها را به نقد کشیده و خود تاثیرات ویژه خویش را بر سازمان های سیاسی چپ به جای بگذارد. از این نظر است که "پیشگامی" و "پیشاهنگی" جنبش دانشجوئی، بر پایه های خواستگاه تاریخی آن قادر است تا بار دیگر بصورتی سازمان یافته تر، غنی تر و موثر تری حضور خویش را در صحنه سیاسی کشور به نمایش بگذارد.

سال پنجاه و هشت، همه ما با شور و شوق عظیمی دوباره به دانشگاه بازگشته بودیم. ماها که دانشجویان سالهای سه و چهار بودیم و در زمان شاه با گروه کوهنوردی به کوه میرفتیم، به میزان به مراتب بیشتری در میان دانشجویان پیشگام برای خود حق آب و گل احساس میکردیم. اما تعداد دانشجویان سالهای یک و دو که بسوی دانشجویان پیشگام هجوم آورده بودند، خیلی زیاد بودند. همه آنها با شور و شوق عجیبی آماده کار و فعالیت بودند.

ساسان دانشجوی سال دو بود. او، نه تنها بچه با استعداد و کاری بود، بلکه آنقدر گرم و خودمونی بود و با همه رابطه صمیمی داشت و همه دوستش داشتند. ماها که محصول شرایط خفقان شاهی بودیم، هنوز ذهنمان با نحوه کار زیر زمینی مشغول بود، در حالیکه استعدادهای عجیب بچه های تازه به میدان آمده ماها را پس زده و عرصه های جدیدی را برای کارکردهایمان فراهم تر میکرد.

جمشید، به تئوریسن سیاری تبدیل شده بود که تمام وجودش فلسفه، اقتصاد و تئوری شده بود و روزی یک کتاب تمام میکرد. احمد هنوز هر روز به به فکر راه انداختن تظاهرات و شعار دادن بود. فاطی بخاطر اینکه رفقای دوران خفقان شاهی چند دسته شده و به هواداران سازمان، حزب و دیگران تقسیم شده بودند، حالت نیمه افسرده ای پیدا کرده بود. علی بخاطر محبوبیتی که میان بچه ها داشت، دائما سرگرم بحث و روشنگری بود. با وجود همه اینها، بچه های قدیمی جایگاه ویژه ای در میان بچه های پیشگام داشتند. صمیمیت و مهر رفیقانه میان رفقایی که به سازمان های سیاسی چپ غیر فدائی پیوسته بودند، با همان قوت و قدرت پیوندهای زمان شاه بر جای خود باقی بود.

ساسان و دیگران از نوشتارهای درشت روزنامه ها شابلون درست میکردند. از شابلون های الفبا استفاده کرده و پلاکاردهای پارچه ای و کاغذی را با عالیترین کیفیت درست میکردند. پوسترها و پلاکاردها را در جاهای مختلف دانشکده ها و دانشگاه نصب میکردیم. اطلاعیه ها و اعلامیه های سازمان را با خط نویسی های خیلی زیبا بر روی کاغذهای بزرگ و سفید می نوشتیم و در دیوارهای دانشکده نصب میکردیم. نمایشگاه کتاب، عکس توام با مقاله نویسی به راه میانداختیم. برای دانشکده استادهای ویژه ای پیدا میکردیم تا درس های ممنوعه زمان شاه را تدریس بکنند. نمایش فیلم را در دانشگاه سامان میدادیم. بچه های قدیمی دیگر به گروه کوهنوردی که زمان شاه برای خودش ابهتی داشت، چندان توجهی نمیکردند. تدارکات تظاهرات دانشگاهی و بیرون دانشگاه، هدایت بحث های سیاسی و فعالیت های به تازگی دیگر اولویت بیشتری یافته بودند.

یکی دیگر از کارهایی که رایج بود، قدم زدن با بچه هایی که بسمت پیشگام می آمدند بود، که با حوصله به سوالات سیاسی، تاریخی و تئوریک آنها پاسخ میدادیم و آنها را به مطالعه کتاب تشویق می نمودیم. در هیمن روزها بود که من کتاب "دون آرام" شولوخوف، را خوانده بودم. با خودم میگفتم، "تهران پر است از دانشجویان پیشگام؛ من هم مثل سوسیال دموکرات های زمان انقلاب اکتبر، باید به دورافتاده ترین نقاط ایران رفته و سوسیال دموکراسی را به آنجا ببرم". خود من متولد یکی از کوچک ترین و دورافتاده ترین شهرهای ایران بودم. دانشگاه را رها کرده و به شهر خود آمدم و به تشکیلات سازمان در آن شهر پیوستم.

اخراج من از دانشگاه بعد از تعطیلی سه ساله دانشگاه ها و دوری سی و دو ساله من از کشور موجب گشته تا هنوز تصویری که از دانشگاه در ذهنم شکل میگیرد، مربوط به چهل سال پیش بوده باشد. میدانم طی این چهل سال گذشته، جنبش دانشجویی ایران افت و خیزهای فراوانی را در شرایط بغرنج سانسور و خفقان جمهوری اسلامی ایران شاهد بوده است. این جنبش در شرایط خفقان و محدودیت های جمهوری اسلامی و نبود آلترناتیوهای سیاسی سکولار در جامعه، تلاش نموده است تا تاریخچه گذشته کشور و جنبش دانشجویی را به نقد بکشد. دانشجویانی که همیشه پیشاهنگان راه آزادی، عدالت و ترقی اجتماعی بوده اند، تجربه اصلاح طلبی حکومتی، پیش گرفتن راهکارهای مدنی، و پیش گرفتن جستار یابی های خویش از طریق کارکردهای هنری، فرهنگی و ادبی را تجربه نموده و در راه آرمان های انسانی خویش شهیدان زیادی به برگ زرین این جنبش افزوده، و باز هم در هر مقطعی پیشاهنگ و پیشگام جنبش های انسانی مردم کشور بوده اند. این پویش همیشه و پیوسته روند تکوین و تکاملی خویش را طی میکرده است. پیوند جنبش دانشجویی با جامعه مدنی، مردم عادی و تهی دستان و زحمتکشان کشور هیچگاه قطع نشده است.

جنبش دانشجویی پس از گذر از کوران های تاریک و خفقان جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر با قدرت تمام در صحنه سیاسی کشور ظاهر میگردد. برگزاری مراسم یادبود شانزده آذر و بزرگداشت محتشم یادواره شریعت رضوی؛ قندچی و بزرگ نیا، نشان میدهد که این جنبش بر پایه های استوار تجربیات تاریخی خویش پابرجا میباشد. به دنبال جنبش عظیم و سرتاسری آبان ماه اخیر، پیشگامی و پیشاهنگی و تلاش های هدفمند و هدایت گرانه جنبش دانشجویی را با مرور شعارها و خواسته هایی که طرح میکردند، میشود شاهد بود.

طبیعی است اگر طرح کنیم که برآمد سیاسی در جنبش دانشجوئی در پهنای سیاسی کشور بطور غالب و عمده متاثر از راهکارها و نحله های سیاسی پیشرو اجتماعی جاری در جامعه خواهند بود. در این میان، بر آمد سیاسی چپ دانشجویی نیز نه فقط میتواند متاثر از سازمان های سیاسی چپ بوده باشد، بلکه قادر است آنها را به نقد کشیده و خود تاثیرات ویژه خویش را بر سازمان های سیاسی چپ به جای بگذارد. از این نظر است که "پیشگامی" و "پیشاهنگی" جنبش دانشجوئی، بر پایه های خواستگاه تاریخی آن قادر است تا بار دیگر بصورتی سازمان یافته تر، غنی تر و موثر تری حضور خویش را در صحنه سیاسی کشور به نمایش بگذارد.

جنبش دانشجویی ممکن است از کم تجربگی رنج ببرد، ولی همیشه پاک و منزه و پیگیر بوده و از خواسته های خود کوتاه نمی آید. این جنبش قادر است از تجربیات و آموزه های پیشکسوتان خویش بیاموزد، و آنها را به نقد بکشد. بنا بر این، دیگر نمیتوان جنبش دانشجوئی را بصورت زایده ای از سازمان های سیاسی پیشرو سرتاسری یا منطقه ای دانست. برآمد سیاسی امروز آنها در پهنای سیاسی کشور نشان میدهد که میخواهند پیشگام و پیشاهنگ پیگیر آرمان های مردمی باقی بمانند. زنده ، پایدار و پاینده باد جنبش پیشگام و پیشاهنگ دانشجویی ایران.

دیدگاه‌ها

اگرتئوری های حزب جانیفتاده به عرصه خیزش همگانی مردم برسدامکان برگشت به همان اندیشه هابسیارمحتمل است ما بایدیادبگیریم که عقل راجایگزین احساس کنیم .ومسلما اینگونه تاثیرش بیشتراست امافرض که به لحاظ کمیت توانی آنچنانی برای تاثیرگذاری نداشتیم دراینصورت اگرموفقیت ما ایپسیلون هم باشدبازهمان جاویدمیماند.اگربتوانیم به فرزندانمان بگوییم درفلان قضیه به نفع توده زحمت من نیزدخیل بودم زیباترین تابلو را حداقل برای تاریخ رسم کرده ایم
0

افزودن دیدگاه جدید