جمعه ۰۴ مهر ۱۳۹۹ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۰

استراتژیهای اتحادیه های کارگری معطوف به کار نامتعارف - بخش پایانی

مرکز اسپانیائی مطالعات تخصصی در علوم اجتماعی

۲۲ آذر ۱۳۹۸

آیا اتحادیه ها از انگیزه های لازم برای نمایندگی کارگران موقت برخوردارند؟ این سؤال اولی است که باید به آن پاسخ گفت. به زعم نگارنده اتحادیه های کارگری اسپانیا از هر دو انگیزۀ ایدئولوژیک و سازمانی برای ایفای این نقش برخوردارند. هر دو اتحادیۀ سراسری اسپانیا (CCOO و UGT) همیشه خود را به عنوان سازمانی مدافع کل طبقۀ کارگر معرفی کرده اند. بنابراین این اتحادیه ها در وجه ایدئولوژیک دارای انگیزه برای نمایندگی کارگران موقت هستند.

۳. اتحادیه های کارگری اسپانیا و کارگران نامتعارف - ادامه

  • اثرات کار موقت بر ظرفیت نمایندگی اتحادیه های کارگری اسپانیا

ورود قابل ملاحظۀ گروه دیگری از کارگران، غیر از پشتوانۀ جا افتادۀ اتحادیه های کارگری، در بازار کار می تواند ظرفیت نمایندگی اتحادیه ها را در وجوه و اشکال زیر تحت تأثیر گیرد:

    • گزارۀ 1: اثرات کمی. ورود مشاغل موقت هم از میزان عضویت و هم از آرای اتحادیه ها کاسته است.
    • گزارۀ 2: اثرات کیفی. ظرفیت نمایندگی اتحادیه ها، به علت ناتوانی آنها برای حمایت از کارگرانی غیر از پشتوانۀ جاافتادۀ شان، تضعیف شده است.

داده های موجود در ارتباط با گزارۀ اول حاکی از آن اند که میزان حمایت از اتحادیه های کارگری توسط کارگران کاهش نیافته است، بلکه حتی افزایش یافته است. میزان عضویت در اتحادیه ها در تمام بخشهای تولیدی، خاصه در بخش کشاورزی، صنعت و نیز در بخش خدمات، فزونی داشته است. همچنین میزان مشارکت در انتخابات اتحادیه ای، در خلال یک دهۀ پایانی قرن گذشته از 4/75 درصد به 7/80 درصد رسیده بوده است(1). بنابراین نمی توان مدعی شد که ورود کارگران موقت به بازار کار موجب تضعیف حمایت طبقۀ کارگر از اتحادیه های کارگری در اسپانیا بوده است. تنها می توان گمان زد که اگر اتحادیه های کارگری به کارگران موقت توجه بیشتری می داشتند، حمایت کارگران از اتحادیه ها نسبت به سطح کنونی بیشتر می بود.

با این حال، داده های موجود گزارۀ دوم را تأئید می کنند. این داده ها نشان می دهند که حمایت کارگران موقت از اتحادیه ها در سطح بسیار نازلی قرار دارد. در ابتدای همان دهۀ گفته شده، درصد اعضای اتحادیه ها که به مشاغل موقت اشتغال داشتند، فقط 12 درصد بود و فقط 15 درصد آرای داده شده در انتخابات اتحادیه ها متعلق به کارگران موقت بود.

بنابراین اتحادیه های کارگری اسپانیا قادر به تأمین حمایت لازم از کارگران موقت نبوده اند. این واقعیت یک چالش واقعی را در برابر این سازمانها برای تحکیم ظرفیت نمایندگی شان قرار می دهد، زیرا: 1- امروزه کارگران موقت سهم بزرگی از نیروی کار را تشکیل می دهند، 2- مطالبات و نیازهای این گروه از کارگران غیر از مطالبات و نیازهای کارگران حامی جاافتادۀ اتحادیه هایند.

حمایت محدود از اتحادیه ها در میان کارگران موقت را می توان مبتنی بر شرایط کاری که این کارگران با آن مواجه اند، توضیح داد. از یک طرف استخدام موقت دربخشهائی بیشترین میزان را دارد که حضور اتحادیه ها در آنها بسیار محدود است(2). از سوی دیگر هراس از اخراج نزد کارگران موقت، موجب آن است که درصد بیشتری از آنان، تمایل ضعیفی برای پیوستن به اتحادیه ها و رأی دادن به آنها از خود نشان دهند. با این وجود، این فقط جزئی از مسئله است. اگر شرایط کار تنها دلیل آنان برای عدم عضویت در اتحادیه ها و عدم شرکت در انتخابات اتحادیه ها می بود، نبایست موضع کارگران موقت در قیاس با دیگر گروه های کارگری نسبت به اتحادیه ها چندان متفاوت می بود. اما این درست وضع واقع است. تحقیقات، و مشخصاً تحقیقات انجام یافته توسط پولاویجا، نشان می دهند که موضع کارگران موقت نسبت به اتحادیه های کارگری در قیاس با کارگران ثابت منفی تر است. به عبارت روشنتر کارگران موقت نه تنها به اتحادیه ها نمی پیوندند و به آنها رأی نمی دهند، بلکه موضع چندان مثبی هم نسبت به این سازمانها ندارند.

  • استراتژی اتحادیه های کارگری در رویکرد نسبت به کارگران موقت

هدف از این بخش آخر نوشتۀ حاضر، از یک سو ارائۀ مشوقهای ایدئولوژیک و سازمانی ای است که اتحادیه های کارگری اسپانیا می توانند برای ایفای نقش نمایندگی کارگران موقت در نظر داشته باشند؛ و از سوی دیگر ترسیم بافتار نهادی و سازمانی اتحادیه گرائی در اسپانیاست.

آیا اتحادیه ها از انگیزه های لازم برای نمایندگی کارگران موقت برخوردارند؟ این سؤال اولی است که باید به آن پاسخ گفت. به زعم نگارنده اتحادیه های کارگری اسپانیا از هر دو انگیزۀ ایدئولوژیک و سازمانی برای ایفای این نقش برخوردارند. هر دو اتحادیۀ سراسری اسپانیا (CCOO و UGT) همیشه خود را به عنوان سازمانی مدافع کل طبقۀ کارگر معرفی کرده اند. بنابراین این اتحادیه ها در وجه ایدئولوژیک دارای انگیزه برای نمایندگی کارگران موقت هستند.

اتحادیه های گفته شده از انگیزه های سازمانی برای این مهم نیز برخوردارند. در درجۀ اول کارگران موقت بخش بزرگی از کل نیروی کار را تشکیل می دهد. حمایت از این گروه کارگران می تواند موجب تقویت کاملاً چشمگیر قدرت اتحادیه ها در امر نمایندگی کارگران گردد. به علاوه در خلال دو دهۀ اخیر استخدام ثابت جای خود را مدام بیشتر و بیشتر به استخدام موقت سپرده است(3). اهمیت کمّی مشاغل موقت و تقلیل نسبی مشاغل ثابت بنیان انگیزه های سازمانی اتحادیه ها برای نمایندگی از کارگران موقت است.

من در ارتباط با بافتارهای نهادی و سازمانی، سه عامل دیگر را نیز در نظر می گیرم که دفاع از کارگران موقت را تسهیل کرده اند. از یک سو، در دو دهۀ آخر قرن گذشته دو اتحادیۀ سراسری نامبرده در تدوین سیاستهای مشترک با هم همکاری داشته اند. خاتمۀ مجازی رقابت اتحادیه ای در سطح ملی می تواند به اثرگذاری بیشتر استراتژیهای اتحادیه ای بیانجامد. از سوی دیگر رشد انفجاری استخدام موقت، اجماعی را در عرصۀ سیاسی و اجتماعی برای کاهش این نوع استخدام موجب شده است. بر این زمینه برای اتحادیه ها ساده تر خواهد بود تا پیرامون شرایط کار بهتر برای کارگران موقت به مذاکره با کارفرمایان و دولت اقدام کنند.

با این وجود دو عامل نیز هستند که می توانند نمایندگی مورد بحث را دشوار کنند. تعارض بین منافع کارگران ثابت و کارگران موقت یکی از آنهاست. ترس اتحادیه های کارگری از تضعیف حمایت اعضای جاافتادۀ آنها در صورتی که دفاع از منافع کارگران موقت، به معنای بدتر شدن شرایط کار گروه نخست باشد، می توانسته دلیلی برای امتناع از تدوین یک استراتژی فراگیر بوده باشد.

ساختار سازمانی اتحادیه ها مانع دیگری را برای نمایندگی کارگران موقت تشکیل می دهد. حضور اتحادیه ها در شرکتهای کوچک و آژانسهای کاریابی، که در آنها عقد استخدامهای موقت رواج دارد، سخت محدود است.

با در نظر گرفتن تمام این عوامل، استراتژی ممکنه توسط اتحادیه های کارگری اسپانیا در رویکرد نسبت به کارگران موقت می تواند یک استراتژی نیمه فراگیر باشد. اتحادیه ها از انگیزه های ایدئولوژیک و سازمانی برای نمایندگی از کارگران موقت برخوردارند، اما ترس از تنزل حمایت پشتوانه جاافتاده و دشواریهای دسترسی به شرکتهائی که محل حضور بیشترین کارگران موقت است، می توانند به محدودیت واقعی در دفاع از این گروه کارگران گردد.

این نکته البته فقط گزاره ای است که در واقعیت باید آزموده شود.

***

(1)- بنا به تحقیقات انجام شده، این حمایت بیشتر از اتحادیه ها، در اثر رشد اقتصادی در دهۀ گفته شده و به دلیل روی آوری مستقیمتر اتحادیه ها به کارگران در نتیجۀ تمرکززدائی از روند قراردادهای جمعی بوده است.

(2)- استخدام موقت مشخصاً در شرکتهای کوچک بسیار رایج است؛ جائی که حضوراتحادیه ها در آنها بسیار مشکل است. بخشی از این قراردادهای موقت هم توسط آژانسهای کاریابی عقد می شوند، که حضور اتحادیه ها در آنها فوقالعاده دشوار و پیچیده است.

(3)- این روند جایگزینی بیش از همه متوجه کارگران ثابت کم مهارت بوده است.

افزودن دیدگاه جدید