شنبه ۱۴ تير ۱۳۹۹ - ۴ ژوئیه ۲۰۲۰

گزارش ویژه: "ما را به حساب آورید!(1) "- بخش پانزدهم

انتشار نقشه راه و سرعت بخشیدن به تغییر از طریق جنبش های چندمقطعی و ائتلاف های راهبردی

۲۹ آذر ۱۳۹۸

مانع نهایی که بر سر راه زنان در رهبری وجود دارد ناشی از نگرش و باورهای خود زنان است. مارتینز از اتحادیه کارگریCUT در برزیل می گوید: "بعضی وقتها فکر می کنم دلیل این که زنان به سکوهای قدرت نمی رسند آن است که زنانی هستند که از همنوعان خود برای رسیدن به این جایگاه حمایت کافی نمی کنند. در سطوح ملی آنچه زنان ندارند یک بدنه است. منظورم این است که ما زنان باید در کنش روزانه احساس وحدت عملی داشته باشیم.

خطرات ناشی از عدم همیاری با هم

در ارزیابی از آمارگیری سال 2017 ITUC برخی موانع مکرر بر سر راه رهبری زنان، بدون در نظر گرفتن مکان و زمینه، تاکید شده است؛ یکی از انها عدم وجود حمایت در ارتباط با وظایف مراقبت خانواده بود. زنان کارگر عمدتاً مسئولیت های ریشه دار در مراقبت از خانه و خانواده را دارند، چه به عنوان همسر و چه به عنوان مادر، دختر و یا هر سه. افزودن وظایف کنشگری و مسئولیت های اتحادیه-محور که عمدتا در شب و ساعات بعد از کار و محل های ناامن صورت می گیرد بر مسئولیت های خانوادگی برای بسیاری غیرممکن است.

در اندونزی لیلی فنیا می گوید که زنان "شانس آن را یافته اند که وقتی که به موضوع رهبری می رسد، اساسنامه به آنها این حق را داده است که تا 40% مقام های سطح رهبری را اشغال نمایند. شانس دیگر آن که 30% از تمام امکانات آموزشی و تربیتی، در سطوح محلی، منطقه ای و ملی، باید به زنان عرضه شود. اما زنان با چالشی دوگانه هم روبرو هستند. آنها نه تنها کارگر اند، بلکه همزمان باید از خانواده شان هم مراقبت نمایند. "KSBSI هر کاری می کند که بتواند گنجایش اعضا را افزایش دهد و ارتباطات شبکه ای را بهبود بخشد. همچنین امکانات آموزشی و تربیتی، تشکیل گروه های بحث و مطالعاتی را برای مشارکت زنان کارگر فراهم آورد تا تجربیات خود را با هم شریک شوند. آنها نه تنها در باره چالش ها صحبت می کنند بلکه می توانند راه حل هایشان را برای این موانع نیز مطرح کرده به اشتراک بگذارند." در کنگره اتحادیه های صنفی غنا در مقابل مشکل بزرگ زنان در یافتن مهدکودک قابل اعتماد، کنگره سعی کرده خود مثال زدنی باشد." نه تنها تعهد کرده است که هر وقت جلسه ای می گذارد بهترین امکان مراقبت از کودکان را خود عرضه نماید، بلکه این امکانات را در محل ساختمان ستاد مرکزی خود نیز در اختیار اعضا قرار دهد.

مانع دیگر بر سر راه رهبری زنان که در ارزیابی پیشگفته ظاهر شده آزادی برای سازماندهی و حق چانه زنی و مذاکره جمعی در برخی کشور هاست، و در عین حال سوء استفاده و اعمال خشونت کلامی، مزاحمت های آنلاین و تهدید های فیزیکی که زنان با آن روبرو می شوند اگر بخواهند سرشان را در جمع بلند کنند و حرفشان را بزنند. ما مثال های متعددی در درون جنبش اتحادیه ای داریم – از هجمه ها و تهدیدات فیزیکی که نعیمه شریف دبیرکل اتحادیه کارگران و باربران بندری و دریانوردان لیبی که تنها بخاطر فعالیت های اتحادیه ای و دفاع از حقوق زنان کار با آن روبرو شد تا تعداد بیشماری از اعضای اتحادیه ها که در کلمبیا و هندوراس به قتل رسیده اند. حتی خارج از جنبش اتحادیه ای، رهبران زنی که به مقام های بالا رسیده اند یا پست های سیاسی بالا دارند، با سوء استفاده ها و تهاجم فیزیکی روبرو هستند که ظاهرا در پوشش نگرانی درباره کیفیت کار و یا شایستگی و گاه فساد مالی ابراز شده است؛ نمونه رهبر ملاوی جویس باندا، دیلما روسف در برزیل، جولی گیلارد در استرالیا همه شاهدی بر این شیوه هستند. در همین زمینه است که عدم موفقیت هیلاری کلینتون برای رسیدن به ریاست جمهوری آمریکا را می توان در تبعیض جنسیتی در اذهان ناخودآگاه عامه رأی دهندگان آمریکایی تعریف کرد.

آلخاندرو انگریمن از اتحادیه CTA در آرژانتین یک مانع نامرئی دیگر را در راه رهبری زنان ارتباطات معرفی می کند: "به طور مثال ممکن است در یک جلسه تعدادی همکار زن حضور داشته باشند، اما حقیقت آن است که آنها ممکن است در بحث شرکت نکنند. مثل مردان نیست که دوست دارند 5 تا 10 دقیقه صحبت کنند، و بعد مرد دیگری شروع می کند و پنج تا ده دقیقه هم او صحبت می کند. زنان معمولاً مدت کوتاهی در بحث شرکت می کنند، و ما در آرژانتین این شرایط را به وضوح می بینیم." او چنین ادامه می دهد: "شرکت در بحث بدین صورت وسیله مردان نشاندهنده نگاه مردسالارانه و سکسیسم در عمل است. ما بر این باوریم که حضور زنان در این بحثها ضرورت حیاتی دارد، اما باید راه حلی پیدا کنیم که شنیدن صدای زنان را ممکن سازد. حقیقت دیگری هم هست که مردان اصلاً با حضور ما در این صحنه احساس راحتی نمی کنند."

سرانجام مانع نهایی که بر سر راه زنان در رهبری وجود دارد ناشی از نگرش و باورهای خود زنان است. مارتینز از اتحادیه کارگریCUT در برزیل می گوید: "بعضی وقتها فکر می کنم دلیل این که زنان به سکوهای قدرت نمی رسند آن است که زنانی هستند که از همنوعان خود برای رسیدن به این جایگاه حمایت کافی نمی کنند. در سطوح ملی آنچه زنان ندارند یک بدنه است. منظورم این است که ما زنان باید در کنش روزانه احساس وحدت عملی داشته باشیم. ما تنها زمانی به این وحدت می رسیم که زنان CUT با چشم بسته به هر توافقی که مردان با کارفرما می رسند، تن ندهند." وی همچنین می گوید که مهم است که زنان عضو CUT از آنچه به دست آورده اند با چنگ و دندان دفاع کنند. "ما باید فضایی را که به زحمت فتح کرده ایم حفظ کنیم."

برای ماریا فرناندا کوروالیو فرانسیسکو مسئولی از UNTA-CS آنگولا، مردسالاری درونی شده چیزی است که با آن عمیقاً آشناست: "متأسفانه زنان UNTA با دشواری فراوان در رسیدن به رهبری روبرو هستند. ما تنها دو رهبر محلی زن داریم، اما در فدراسیون ملی هیچ زنی در جایگاه رهبری نداریم، بنابراین هنوز چالش بزرگی بر سر راه مان است." او ادامه می دهد: "البته اساسنامه تأکید دارد که همراه با تأمین اصل نمایندگی حضور زنان باید تضمین شود، با این وجود حتی در صنایعی که اکثریت را زنان تشکیل می دهند - مانند پرستاری، امور آموزشی و خدمات خانگی – باز هم خود آنان مردان را برای رهبری انتخاب می کنند. به عبارت دیگر زنان به طور ناخودآگاه به مردان برای این کار بیشتر اعتماد می کنند و تمایل نشان می دهند."

**

(1)گزارش کمیته زنان کنفدراسیون جهانی اتحادیه های صنفی ITUC-

https://www.equaltimes.org/IMG/pdf/women_in_leadership_en_final.pdf

افزودن دیدگاه جدید