چهارشنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۹ ژانویه ۲۰۲۰

راه بازدارندگی سرکوب و تداوم جنبش

۱۴ دی‌ ۱۳۹۸

مسلماً وقتی رژیم با شلیک گلوله قلب خواهر و برادر و رفیقمان را می درد، فتادن به دام مقابله زودرس آسان است آما اگر هوشیارانه عمل کنیم و به مقابله زودرس نپردازیم می توانیم جنبش را به سرانجام مطلوب و به پیروزی برسانیم.

 

حاکمیت "جمهوری" اسلامی با ایجاد جنگ خیابانی، سرکوب جنبشی را مد نظر دارد که توان میلیونی شدن را داراست راه بازدارندگی این سرکوب و تداوم جنبش چیست؟

راه حل مسئله بسیار ساده است اگر اجماع عمومی در تاکتیک و استراتژی مشخصی را دارا باشیم موفقیت کاملا در دسترس است تنها حرکت باید منطبق بر اصولی شود که همه آنرا به کار بندند. قصد این نوشته ارائه این راه حل موفقیت آمیز است. وگرنه ثمره هر حرکتی به جز شکست، همانند دیماه 96 و آبان 98 چیز دیگری نخواهد بود. شانس پیروزی را در بزنگاههای تاریخی از دست ندهیم چون شانس حرکت بعدی معلوم نیست کی به سراغ ما آید. 88 تا 96 به مدت 8 سال طول کشید و امیدوار این نباشیم که سیکل 96 به 98 کوتاهتر یا در مقدار زمانی دو حرکت قبلی اتفاق بیافتد. می تواند 10 تا سال دیگر هم حرکتی اتفاق نیافتد. پس نباید فرصت را به راحتی از دست بدهیم باید با دقت ریاضی پیروزی حرکت خود را فرموله کنیم و با حرکات حساب شده به سر منزل مقصود برسیم.

کاملاً مشهود است که برای انجام هر مقصودی به شکل برنامه ریزی شده ما همه امکانات لازم را بر آورد کرده و با برآورد دقیق می توانیم کاملا مطمئن باشیم که به هدف معطوف به یقین خواهیم رسید. این در برنامه ریزی های انواع و اقسام فعا لیتهای صنعتی، ساختمانی و اقتصادی و آموزشی و کاری به شکل روزمره انجام می گیرد. بعضی از کارها خصوصا در شکل ورزشی و رقابتی مانند والیبال و فوتبال، ... نتیجه مطلوب پیشاپیش قابل پیش بینی ندارد آما با شناخت و مطالعه تیم مقابل و تک تک افراد تیم مقابل می توان به برنامه ریزی بهتری در مقابله و پیروزی بر تیم حریف را بدست آریم. به همین صورت نمی توان حرکت توده ها را در جهت مقصود، یعنی براندازی رژیمی مستبد و سرکوبگر را به جنبشی خود به خودی در حرکت که هیچ برنامه ریزی بر آن نمی توان داشت انگاشت. در نگاه اول شاید به این برداشت نادرست رسید که حرکتهای اعتراضی توده ها تا شورش و قیام همگانی و اعتصاب عمومی عملی غیر برنامه ریزی شدنی هستند، اما با کمی دقت و بررسی نمونه های گذشته و حال بر اعتراضات مسالمت آمیز تا قیام عمومی و پیروزی شان به روشنی خواهیم دید، که حتی شورشهای خیابانی هم می توانند از اصول کلی پیروی کنند که سبب پیروزی نهایی آن شود. زمانی که پیشرفت سلاح سرکوب آنچنان پیچیده و پیشرفته در دستان حکمرانان نبود در جنگی نسبتا برابر همچون زمانی با شمشیر و چوب و چماق و نبرد تن به تن پیروزی کاملا قابل حصول بود و یا زمانیکه تفنگ در مقابل تفنگ هم تفاوت ویژه ایی وجود نمی داشت امکان جنگ مسلحانه و پیروزی بسیار محتمل بود قرن نوزده و بیست پر از نمونه های موفق آن است. اما در همان زمان هم نمونه های موفقیت آمیز حرکتهای آشتی ناپذیرانه مسالمت آمیز به پیروزی های فراوانی دست یافتند نمونه های هند، و مارتین لوتر کینگ در ایالات متحده، اسپانیا، آفریقای جنوبی، شیلی، اروپای شرقی، ... البته از نظر دور نمی داریم که تنها عامل پیروزی فقط عامل مسالمت آمیز نبوده و عوامل بسیاری دست به دست هم داده تا پیروزی نائل شود در مورد نمونه هند نوشته ایی از رضا جاسکی بر عامل جنگ جهانی دوم و پیشروی ژاپن در شرق و در گیری انگلیس در این جنگ عامل تعیین کننده در پیروزی هند در استقلالش بود که زمانی بعد از سرکوب آخر جنبش هند که از قضا غیر مسالمتآمیز بود دیگر هیچ امیدی به برگشت ان تا 30 سال آینده هم برای رهبرانش قابل تصور نمی بود. امروزه بنظرم صحنه پیروزی بر حکام مستبد و سرکوبگر در جنگی مسلحانه و یا تن به تن با در دست داشتن پیشرفته ترین سلاحها و ابزارهای شنود و کنترل و جاسوسی و کشف شبکه ها و یا هسته های مقاومت و سرکوب آن شانس نازلی نصیب انقلابیون شیوه مسلحانه برای پیروزی بر دستگاه سرکوب و استبداد وجود دارد. اما این پیروزی با "مرحله ایی" پیش بردن جنبش انقلابی توده ها از شکل مسالمت آمیز تا اعتصاب عمومی و قیام و غلبه کامل بر مراکز قدرت نظامی و دولتی ممکن است.

همه جنبش های پیروز را که مورد بررسی قرار دهیم به شباهت های بسیار آنها پی خواهیم برد، که در وهله اول شباهت ها، حرکت مسالمت آمیز توده ها برای بیان اعتراض به معضلی (عموماً اقتصادی همانند گرانی بنزین، و ... که در بطن نارضایتی سیستم ناکارآمد است.) که حکومت ها برایشان تراشیده راهی به جز خیابان پیش پایشان نگذاشته و نارضایتی خود را به این شکل نمایان می کنند که بسته به کمیت و وسعت معترضین، حکومتها یا دست به سرکوب یا تن به تعدیل یا عقب نشینی کامل می دهند. (غالب حاکمیتها در دهه های پیشین این عمل اعتراض خیابانی توده ها را نوعی تمرد و سرکشی تعبیر کرده و در جهت سرکوب آن اقدام می نمودند و این امر روال معمول آن دوران بود همانند دهه 60 میلادی اروپا و آمریکا. و در آمریکای لاتین و باقی دنیا هنوز که هنوز است کمابیش شاهد آنیم که حکومتها از حربه قوه قهریه برای سرکوب اعتراضات استفاده می نمایند. هر چند تا اندازه زیادی در اعمال سرکوب تعدیل انجام پذیرفته شده و امروزه حکومتها و خصوصا حکومتهای بورژوا لیبرال که دولتهای موقتی هستند و دیگر حاکمیتهای دائمی نیستند و محتاج رای مردم در دور بعدی انتخابات به هیچوجه سرکوبگری خونین را پیشه نمی کنند چون نه افکار عمومی این اجازه را به آنها می دهد و نه احزاب مخالف این عمل را بر می تابند هر حرکت خونین و سرکوبگرانه پایان آن حزب محسوب می شود. به همین خاطر سعه صدر بیشتری از خود به خرج می دهند و دست به کشت و کشتار وحشیانه توده ها همانند حاکمیت "جمهوری" اسلامی نمی زنند.) قدرت تقابل مستقیم مردم در تقابل با سرکوب حکومتها کاملا به تعدیل رفته زیرا قوه قهریه مجهز حکام زیر لوای به اصطلاح قانون و وظیفه به اصطلاح حفظ امنیت شهروندان، و باز هم به اصطلاح محافظت از مال و اموال عمومی، همه امکانات سرکوبگری را همانند امتیازی ویژه در اختیار حکام قرار داده است. این عامل مهم می بایست ما را به فکر وا دارد چه روش موثری می تواند این معادله را به نفع توده ها بر هم زند و لبه تیز و برنده سرکوب را کند و یا کلا از کار بیاندازد. هر چند می دانیم در نهایت تقابل برای براندازی حاکمیت یک شرط محتوم است.

حاکمیت "جمهوری" اسلامی می داند برای سرکوب قهری جنبشی که خاصیت میلیونی شدن را داراست بهترین راه، اقدام به تحریک به خشونت چه از طریق عوامل نفوذی خود در میان تظاهر کنندگان (برای تخریب اماکن عمومی و ایجاد هرج و مرج) و یا خود مستقیما با ضرب و شتم تظاهر کنندگان (برای تحریک به مقابله به مثل ) و چه با قتل تعدادی از مردم بی دفاع به راحتی جنبشی که می رود میلیونی شود را از راه بدر کند و راه را برای جنگ خیابانی که معمولا محل حضور تعداد کمی معترض خواهد بود با داشتن دست بالا و همه امتیازات حکومتی، مانند داشتن قوه قهریه به اصطلاح قانونی ،قوه به اصطلاح قضاییه مصدور و مجری احکام غیر عادلانه علیه مردم معترض، تا حد اعدام و زندان و در نهان شکنجه و آزار تا حد مرگ و اینچنین جنبشی که توان میلیونی شدن را می داشت را به راحتی به عنوان سرکوب شورشی که مخل امنیت و آسایش جامعه و شهروندان شده کار جنبش را با یکسره می سازد.

اگر به اصطلاح انقلابات یا تغییر رژیم ها را، از شروع تا پایان تظاهرات ها و قیام ها مورد مطالعه قرار دهیم مثل مصر، تونس، ایران سال 57 و بسیاری دیگر حرکتها، مراحل مختلفی را تا سرانجام حرکت طی مینمایند؛ در وحله اول همه جنبشها مسالمت آمیز حرکت یا جنبش خود را شروع می نمایند و حفظ و تداوم آن و پرهیز از مقابله با خشونت حاکمیت اولین اصل آن است، چیزی که حکومتهای تا بن دندان مسلح در طلب آن (مقابله توده ها) هستند. یکی از مهمترین اصل از اصول پیروزی یک قیام، حفظ آن از سرکوب حکومتی است،. قوام و دوام و پیروزی حرکت همانند حفظ نهالی است که با یک لگد بر آن می تواند از هستی ساقط شود، حالا با حفظ و نگهداری جنبش نو نهال که در زمانی چند ماهه به درختی مبدل گشته را نمی توان با لگدی از هستی ساقط نمود. حکومتها اول به خاطر اینکه بتوانند سرکوبگری خود را توجیه کنند محتاج مقابله به مثل، زد و خورد و کشت و کشتار و تخریب و ... هستند، تا از این طریق به این مقاصد خود دست یابند؛ که همانا فرستادن بخش بزرگی از معترضین به خانه هاشان به خاطر جنگ خیابانی و نا امنی، همین جا یعنی پایان جنبش توده ایی که می توانست میلیونی و فرا گیر شود. و سلب حرکت جنبشی که در پی تکوینش در زمان بیشتری می توانست از همه توش و توان و نیرویش بهره جوید تا رژیم را مثلا از طریق راههای بسیاری که جلوی پای حرکت گشوده می شد به زانو در آورد، همانند ، تونس، فرار دیکتاتور و سران و باز شدن فضا برای انتخابات آزاد، یا مثل مصر با دخالت ارتش و زندانی کردن مبارک و دم دستگاه حکومتیش و باز کردن فضای آزاد انتخاباتی، و یا در ایران 57 عاقبت با اعتصاب همگانی در مراکز کلیدی اقتصاد مثل نفت و نبرد مسلحانه در گرفتن مراکز قدرت نظامی و حکومتی، ... معمولا وقتی حاکمیت ها از ابزار سرکوب در کشت و کشتار تظاهرکنندگان آرام یا مسالمت آمیز استفاده می کنند بخشی از پشتیبانی مردمی خود را از دست می دهند و همچنین سبب انشقاق جدی در میان صفوف خودشان می شوند و در عرصه جهانی (کشورها و مجامع بین المللی) حکومت بخاطر کاربرد سرکوب و کشتار منزوی و محکوم و مترود می شوند به همین خاطر پرهیز از مقابله به خشونت و حفظ و وسعت بخشیدن به جنبش یکی از مهمترین اصل در اصول موفقیت یک جنبش است.

در بدو پیدایش حرکت اعتراضی از طریق جنگ خیابانی، در اکثر مواقع به خاطر تمرکز غیر قابل مقایسه قوه قهریه حکومت ها به تفنگ و شکنجه و زندان، حکومتها پیروز نهایی این جنگ نابرابر خواهند بود و یکی از تاکتیکهای سرکوب مردم توسط حاکمیتها تبدیل هر اعتراضی که در نهایت توان میلیونی شدن را داراست به جنگ خیابانی است. با تبدیل هر چه سریعتر حرکتهای مسالمت آمیز به جنگ خیابانی، و سرکوب فوری آن حرکت اعتراضی سبب خفه شدن آن حرکت، در نطفه است. در مقابل چنین ترفندی قدر مسلم تن ندادن به این جنگ خیابانی زودرس تا تبدیل حرکت اعتراضی به یک حرکت میلیونی و در قدم بعدی اعتصاب سراسری در مراکز اصلی اقتصادی و فلج کردن حاکمیت از این منظر و جنگ نهایی برای تسغیر مراکز قدرت دولتی و نظامی به شکل قهری در نهایت است.

اگر بخواهیم گزینه کم هزینه و موفقی را بر گزینیم همانا گزینه نگهداری نهضت و پرهیز از فتادن به حربه و دام رژیم در تبدیل زودرس مبارزه به جنگ خیابانی است تا شانس رشد و نمو این نهضت به حرکتی میلیونی فراهم شود. مسلماً وقتی رژیم با شلیک گلوله قلب خواهر و برادر و رفیقمان را می درد، فتادن به دام مقابله زودرس آسان است آما اگر هوشیارانه عمل کنیم و به مقابله زودرس نپردازیم می توانیم جنبش را به سرانجام مطلوب و به پیروزی برسانیم.

پس دست به دست هم، همدلانه و یک پارچه، گام اول حرکت فردا، منع یکدیگر از فتادن به دام رژیم در خشونت متقابل است باید تا میلیونی شدن جنبش، دندان روی جگر بگذاریم و از خشونت بپرهیزیم، بعد میلیونی شدن جنبش، صدها در برای عبور از این رژیم جلویمان باز می شود یک در هم قیام نهایی در تصاحب مراکز قدرت دولتی و نظامی توسط توده های میلیونی است!

 

دیدگاه‌ها

توده راباجنگ صنفی آشنابایدنمود.گفتگورابرسرفقروغنابایدنمود.درصف حزب فقیران اغنیاکردندجای .این دوصف راکاملاازهم جدابایدنمود.هرچه اعتراضات مردم صنفی ترباشدپایه درست تری برای گامهای بعدی چیده میشود.حکومت سعی داردکه خودرادرصف مردم جابزندوبرای این است که بعدازکشتاردستپاچه میشودوکشته هاراشهیداعلام میکند.این یک مسئله ومسئله دیگربایدبه نقاب ایده ئولوژی راازچهره حکومت انداخت ونشان دادکه مسئله اصلی ملت چپاول شدن است .این پایه هارا میسازد.هرنوع برخورداحساسی زیان آوراست
0

افزودن دیدگاه جدید