چهارشنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۸ - ۲۹ ژانویه ۲۰۲۰

همیشه زخمی تازه بر تن دارم!

۲۲ دی‌ ۱۳۹۸

با دستان خسته و فرو مانده

بال می زنم،

در شبِ غمین میهنم

که اندوهش رهایم

نمی کند.

فوجی کبوتر سفید با بالهای سوخته

بال زدند و...

در آسمانِ سیاهِ غمزده

با انبوهِ آتش و خاکستر

فرو نشستند



در زمینی که هماره ،

به ماتم عزیزانش می نشیند .



زخمی تازه ،

در کنار زخمهای بیشمارم

سر باز می کند ،



نمک می پاشد

آنکه می گوید،

زخمهایم کهنه می شوند و ...

التیام می یابند.

با دستان خسته و فرو مانده

بال می زنم،

در شبِ غمین میهنم

که اندوهش رهایم

نمی کند.



ترانه های دست هایت را بخوان

و باز بخوان ،

شاید دوباره قلبم باز شود، -

در مشت های گره کرده ،



رحمان



 

افزودن دیدگاه جدید