يكشنبه ۱۰ فروردين ۱۳۹۹ - ۲۹ مارس ۲۰۲۰

سینه خونین بهمن

به یادِ سیاهکل و آن عاشقان شرزه؛

۰۸ بهمن ۱۳۹۸



آخرین گلوله را چه کسی بر سینه شب

شلیک کرد !؟

و قهقهه مستانه اش از فراز جنگل

گذشت -

که مردگان را در شب نشینی با ابلیس

به هراس آورد



به یادِ سیاهکل و آن عاشقان شرزه؛



سینه خونین بهمن





زمستان با شما می آید

و شما ... با طراوتِ جنگل -



در سایه سارِ انبوه درختان

و چشمان عقابی در کهکشان

یادمانِ عطش آلودِ

گامهایتان ،

در سینه یِ خونین بهمن

می ماند ،



آخرین گلوله را چه کسی بر سینه شب

شلیک کرد !؟

و قهقهه مستانه اش از فراز جنگل

گذشت -

که مردگان را در شب نشینی با ابلیس

به هراس آورد !



از کوله بارهایِ خسته

بر گُرده هایِ نفس هایِ ممتد

هنوز خوشه های خورشید

بر شاخسار گلبوته ها می بارد ،



این راز را در ژرفایِ زمین

کاشتید ،

و از تکرار واژه ها ،

پندارِ وهم آلود و

هول ؛

در سیاهی شب گذشتید

شمایان ماندید ،



که ما فراموش نمی شویم !

و با درخت و صخره و مِه -

و نخستین برف زمستان ،

که قله ها را می پوشاند

با شمایان ... به گفتگو می نشینیم .



رحمان - ا ۷ / ۱۱ / ۱۳۹۸



------------------------

نقاشی همراه: اثر ماندگار زنده یاد بیژن جزنی با نام «سیاهکل»

دیدگاه‌ها

ضمن تشکرازرحمان ازشمی صلواتی خبری نیست دلتنگش هستیم
0

افزودن دیدگاه جدید