پنجشنبه ۰۱ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۰ فوریه ۲۰۲۰

مشکلات تشکل یابی نهادهای مدنی و دمکراتیک ایرانیان در خارج کدامند؟ - (بخش اول)

۱۳ بهمن ۱۳۹۸

 اما در سال های گذشته ما بارها مشاهده کرده ایم که تنها ایجاد، حفظ و گسترش حس اتحاد در مبارزه، کافی نیست، و باید در جستجوی مسائلی بود که بتوان به شکلی انرژی اجتماعی و اعتراضی ذخیره شده در میان ایرانیان را در داخل و خارج از کشور آزاد کرد.

توضیح نویسنده: مطلب زیر تلاشی کوچک در جهت فهم مشکلات رفتاری فعالین تشکل های دمکراتیک ایرانیان در خارج از کشور و بویژه در بلژیک می باشد. من در این بحث تلاش کرده ام که اصل نوشته ام به فعالیت های انجام گرفته از فردای انتخابات تقلبی ۱۲ ژوئن سال ۲۰۰۸، متمرکز شود. متن اولیه این نوشته در نوامبر سال ۲۰۰۸ تهیه شد. این مطلب در اوایل سال ۲۰۰۹ به پایان رسید و تا امروز در جایی انتشار نیافته است. مضامین این نوشته با وضعیت و مشکلات امروز ما به نظرم هنوز انطباق دارد. شاید تلاشی برای توجه بیشتر و ره جویی برای مشکلات کنونی باشد.

-----------------------------------



توافقات مشترک برای همکاری جهت حمایت از خواسته ها و مبارزات مردم در داخل کشور

از فردای انتخابات
۱۲ ژوئن ۲۰۰۸ و با انجام کودتای انتخاباتی در ایران، جمعی متنوع و وسیع از ایرانیان ساکن بلژیک برای دفاع از خواسته های مدنی مردم کشورمان و مخالفت با انتخابات نمایشی دور هم گرد آمدند و به حمایت همه جانبه از حرکت های داخل کشور روی آوردند. حساسیت لحظه و نیاز به فعالیت و همبستگی با داخل کشور باعث شد که هموطنان ما در بلژیک پس از مدتی بحث و گفتگو به این توافق برسند که در هفت عرصه مشترک زیر فعالیت های مشترکی را سازمان دهند:

یک- خواهان ابطال انتخابات؛

دو- برگزاری انتخابات مجدد بصورت آزاد و تحت نظارت بین المللی؛

سه- افشای سرکوب و نقض شدید حقوق بشر در ایران؛

چهار- جلب همبستگی بین المللی برای دفاع از خواستها و مبارزات مردم در کشور؛

پنج- عدم شناسایی احمدی نژاد در سطح بين المللي به عنوان رئیس جمهور؛

شش- برعلیه کسی يا گروهی مرگ یا درود نگويیم؛

هفت- هر گروه، حزب يا فردی در حين احترام به دیگر شرکت کنندگان، بتواند با پرچم و پلاکارد خود آزادانه در آکسیون های ما شرکت کند.

هفت خواست بالا پس از مدتی بحث و گفتگو در فضایی دمکراتیک در میان فعالین سیاسی، فرهنگی، حقوق بشری و دمکراتیک، نتیجه توافقات شد. البته در عمل این موارد فوق با توجه به زمان و چگونگی پیشرفت جنبش سبز، اولویت و درجه بندی اش تغییر می کرد.

ایجاد تشکل حول اشتراکات:

ما فعالین ایرانی در شش ماه اول فعالیت خود بسیار تلاش نمودیم که در اغلب آکسیون های که تحت نام «ایرانیان ساکن بلژیک» و از ماه دوم با نام «کانون مدافعان حقوق بشر در ایران-بلژیک»، انجام می گرفت؛ توجه به امر فعالیت در عرصه بین المللی و جلب افکار عمومی بلژیکی یا اروپائی برای همراهی و همبستگی با جنبش اعتراضی مردم کشورمان را با خود داشته باشیم. در اصل سیاست استفاده از امکانات جامعه جهانی برای جلب همبستگی افکارعمومی با مردم و خواسته های آنان در ایران، یک حرکت کاملا سنجیده بر اساس تجربه و نیز مطالعه شده از طرف مسئولین تشکلات مختلف ایرانیان در بلژیک بود. لازم به توجه است که ما بر این نظر بودیم که امکانات جامعه جهانی و همبستگی افکار عمومی در سطح بین المللی می تواند فرصت های بیشتری را در اختیار مردم و فعالین مدنی کشورمان قرار دهد. البته قابل تاکید است که سطح موفقیت تلاش ها و ارتباطات ما، به میزان زیادی به سطح تلاش های اعضای تشکل و نیز وضعیت و فعالیت مردم و مبارزین در داخل کشور دارد. در واقع انعکاس مطالبات و مبارزات مردم کشورمان به نهادهای بین المللی و سازمان های غیر دولتی، وسائل ارتباط جمعی، اتحادیه اروپا و سازمان ملل و نیز ایجاد ارتباط و سازماندهی آکسیون های متعدد به منظور تسریع حرکت و بالا بردن روحیه مردم و مبارزین در داخل کشور. البته در این بین وجود تشکلی متنوع و پلورال از ایرانیان ساکن بلژیک با محوریت دفاع از حقوق بشر توانست نزد بلژیکی ها، در مرکز اتحادیه اروپا و نیز در میان ایرانیان در دیگر کشورها، ما را در جهت پیشبرد اهداف مشترکمان یاری رساند در واقع تجربه فعالیت شش ماهه برای بسیاری از همراهان کانون مداقعان حقوق بشر در ایران بلژیک، بسیار غنی و پر بار بود.

تنوع و ارزش گذاری مثبت در فعالیت های مشترک:

من در این نوشته همواره از وجود تنوع و تفاوت در پیشبرد کارها و نظرات در میان فعالین ایرانی در بلژیک در عرصه های مختلف نام برده ام و بر این اعتقادم که انديشه ها و تجربیات کسب شده از طریق نقد تکمیل و پر قوت می شوند. شاید مناسب باشد که در این نوشته متذکر شوم که اگر فعالیت های عملی در حد این تنوعات و نظرات متنوع باقی بمانند، فعالیت های متشکل نمی توانند از سیمایی مشترک و توافق شده، برخوردار شوند. یعنی اینکه اگر این نیروهای متنوع موجود در تشکل یا تشکل ها نتوانند در حد اشتراکات بوجود آمده باقی بمانند، ادامه کاری فعالیت مشترک با مشکلات اساسی مواجه می شود. پس وجود توافق در حین تنوع، دارای اهمیت بسیار بالایی برای ادامه فعالیت های میان ما ایرانیان فعال در عرصه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در سطح بلژیک است. به نظرم می بایست با حفظ توافقات و اشتراکات و ارزش گذاری روی آن، نسبت به چگونگی گسترش آن توافقات با هم بیشتر بحث و گفتگو کنیم و از این طریق بتوانیم راه ها، سلیقه ها و پیشنهادات متفاوت را بررسی کنیم. پس با این حساب روشن است ما فعالین و همراهان کانون مناسب است نسبت به ضرورت نو کردن شیوه های کار، نوع نگرش، گسترش نیروها و افزایش توافقات هرچه بیشتر توجه و دقت لازم و بیشتری را از خود نشان دهیم و پرشورانه دست در دست هم بصورت صمیمانه در جهات مشترک تلاش کنیم. ضمن تاکيد بر اين نکته نيز ضرورت دارد که اين گونه مباحث جدی، فضا و برخوردی آرام را از ما طلب می کند. فضای غبارآلوده کنونی که هر گفتگویی را با انگ سياسی به مجادلات سياسی تبدیل می کند و می تواند بحثهای دوستانه و دمکراتیک را متشنج و عصبی کند، شايسته اين گفتگو نيست.

تشکل دمکراتیک چگونه جایی است؟

تشکل دمکراتیک، محل شرکت و ارتباط داوطلبانه ایرانیان در چارچوب یکسری اشتراکات توافق شده که پرنسیپ های دمکراتیک مبنای فعالیت ها حول و حوش آن است، می باشد. طبیعی است که در این کادر فعالیت، هر فرد باید از موقعیت شرکت و صحبت کردن در یک چارچوب برابر با دیگران برخوردار باشد و اینکه تصمیمات تنها بر اساس توافقات صورت گرفته انجام گیرد. ما حتماً می دانیم که برخورداری از حقوق برابر هنگامی در یک تشکل دمکراتیک قابل حصول است که شرایط دیگر نیز وجود داشته باشد. مثلاً تمام کسانی که در این فعالیت ها شرکت مستقیم دارند باید از حق شرکت در جلسات، گفتگوها، تصمیمات و انتخابات برخوردار باشند یا اینکه همه ایرانیانی که در این تشکل ها تصمیم به همراهی و مشارکت در امر سازماندهی دارند باید از حق رای برابر برخوردار باشند و هیچگونه تبعیضی میان اعضای تشکل وجود نداشته باشد.

در هر شرایط و در هر زمان باید به تمایلات و گرایشات همراهان و فعالین یک تشکل دمکراتیک احترام گذاشت. و دیگری را بخاطر دگر اندیش بودن نباید تحت فشار گذاشت. ما برای بحث، گفتگو پیرامون گرایشات و تمایلات سیاسی افراد، برای همکاری به یک تشکل دمکراتیک نیامده ایم بلکه فقط و فقط برای همکاری و پیشبرد یکسری توافقات مشترک است که تصمیم گرفته ایم که با هم تلاش مشترک یا جمعی کنیم. انتقاد و دفاع از گروه های سیاسی، شخصیت ها و یا دیگر جمع ها ربطی به فعالیت دمکراتیک و مشترک ما ندارد. فعالیت های سیاسی حزبی یا سازمانی و بیرونی ما ربطی به تشکل دمکراتیکی که با آن فعالیت می کنیم، ندارند. در یک تشکل دمکراتیک مناسب و عقلانی نیست که بعضی از اعضا در صورت رای نیاوردن یا تصویب نشدن پیشنهاداتشان به شکل گروه فشار عمل کنند و در فعالیت های توافق شده تحت بهانه های گوناگون مانع ایجاد کنند. چنین برخوردهایی با کار دمکراتیک و جمعی مطابقت ندارد. و به روحیه کار دمکراتیک و مشترک ضربه می زند. همه ما می دانیم که در توافقات بوجود آمده میان فعالین اجتماعی و سیاسی در یک تشکل دمکراتیک، بحث در اقلیت و اکثریت قرار گرفتن و حتی موضوع گروه های سیاسی اصلاً موضوعیت ندارند! معمولاً توافقات حاصل شده برای همکاری و همراهی در یک تشکل دمکراتیک با توافق گرفته می شوند و بدین طریق یک هویت جمعی توافق شده ایجاد می شود و فعالیت ها در آن چارچوب پیش می رود.

در فعالیت های دمکراتیک نباید نگران همکاری نکردن این یا آن در موارد معینی بود. منطق کار دمکراتیک و مشترک ایجاب می کند که به انتخاب ها و سلیقه ها تا حد ممکن احترام گذاشته شود. اگر بخشی از ما بعد از بحث و گفتگوی متمدنانه و دمکراتیک به این نتیجه برسیم که دیگر نمی توانیم در تشکل برای همکاری با هم باقی بمانیم، من هیچ اشکالی در این جدایی نمی بینم. اما این روند باید بشکلی پیش رود که جدایی منجر به تخریب رابطه و فعالیت های مشترک بعدی نشود. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در بلژیک زندگی خواهیم کرد و اوضاع و احوال ایران مجدداً بسیاری از ما را در کنار هم قرار خواهد داد. چنین امر مهمی لازمه اش این است که احترام به حقوق دمکراتیک یکدیگر بگذاریم و رابطه ها را تنها بر اساس اشتراکات تنظیم کنیم و بر سر اختلافات فقط با هم بحث و گفتگو کنیم!

ما می توانیم و مناسب هم هست که در تشکل های دمکراتیک گوناگون به فعالیت های خود ادامه دهیم و بهتر است که به این نوع فعالیت های دمکراتیک احترام گذاشت. احترام گذاشتن به انتخاب فعالیت افراد در این یا آن تشکل به معنی قبول داشتن مضامین آن نوع فعالیت نیست. پس در چنین وضعیتی، راحت تر و بهتر می توانیم تفاوت ها را در میان خود ببینیم. اما توجه داشته باشیم که نباید فقط در سطح این تفاوت ها باقی بمانیم. منطق ایجاب می کند در این نوع از فعالیت ها، همکاری ها را بر اساس توافقات نیز برجسته کنیم. نفی کردن، حذف کردن، تهمت زدن، تخریب کردن تحت هر بهانه ای که صورت گیرد موجب تقویت فعالیت های دمکراتیک و توافق شده نمی شود و باید با اینجور نگرش افراد و گرایش ها، فاصله ایجاد کرد.

آیا هدف از تشکیل تشکل مدنی، تقویت کار دمکراتیک هدفمند و پایدار است؟

پیش تر متذکر شدم که تشکل های دمکراتیک تصمیماتش بصورت دمکراتیک و بر اساس توافقات، گرفته می شود. اما توجه داشته باشیم که دمکراتیک و متنوع بودن به معنی بی در و پیکر بودن نیست. اتفاقاً یک تشکل دمکراتیک را هنگامی جدی خواهند گرفت که بتواند از یک ساختار و منش دمکراتیک پایدار که توافقات محور اصلی آن تلقی شود، برخوردار باشد. از نظر منطق می توان دمکراتیک بودن را به معنی خویشتن داری و احترام به یکدیگر، و نیز به توافقات صورت گرفته معنی کرد. بنابر این تشکیل چنین تشکلی از افراد، این ضرورت را ایجاب می کند که دیگر سازماندهی یک آکسیون، تنها در دست یک یا دو نفر از دوستان خلاصه نشود. در واقع برای دمکراتیک کردن هر چه بیشتر تشکل و مشارکت دادن طیف بیشتری از اعضا می شود با انتخاب یک کمیته اجرائی مشخص برای یک دوره شش یا یکساله، وسعت و حوزه قدرت افراد تصمیم گیرنده در تشکل را از دست یک یا دو نفر خارج و به دست پنج یا هفت یا هر تعداد دیگری که شرایط و توافقات ایجاد شده ایجاب کند، سپرد. تشکیل گروه های کار و متشکل شدن بسیاری از اعضا و همراهان تشکل در آن گروه ها، باعث تقویت مشارکت و قوت ایده چنین گروه های کاری می شود. هر چند که در تقویت، تهیه برنامه، تقسیم کار، مسئولیت و سپس تصویب آن، گروه های کار نیاز به وقت و کار بیشتری برای تثبیت خود خواهند داشت. به نظرم وظیفه اولیه کمیته اجرائیه و دیگر اعضای یک تشکل دمکراتیک این است که هر چه زودتر گروه های کار خود را ایجاد و در ادامه با حضور و مشارکت فعالین تشکل، گروه های کار را تقویت کنند. در واقع تمام تلاش ما مناسب است در این جهت متمرکز شود که هر کدام از فعالین، خود را بصورت مشخص در یک گروه کار تعریف کند. اگر گروه های کار ما بتوانند خود را تقویت و تثبیت کنند نیروی بالقوه تشکل افزایش می یابد و قدرت و امکان سازماندهی ما بالا می رود و ادامه کاری و آینده فعالیت تشکل تضمین می گردد.

روشن است که یک تشکل دمکراتیک همواره نیاز به تقویت، گسترش و تثبیت گروه های کاری که در آن فعالیت می کند، دارد. اگر به این امر مهم توجه نکنیم مجدداً تشکل در چند فرد خلاصه می شود و در میان مدت و مشخصاً در دراز مدت ما با مشکلات زیادی مواجه خواهیم شد. از نظر من نباید تخصص و مجموعه امکانات را در انحصار یک فرد قرار داد. اگر چنین شود همه امکانات و کارها در آن فرد یا افراد خلاصه می شود و چنانکه میدانیم چنین وضعیتی به نفع کار جمعی نیست. به نظرم امکانات و تجربه را می بایست در گروه های کار وارد و حفظ کرد و بدین طریق با تغییر مسئولین در مجامع عمومی سالیانه و یا با رفتن یک یا دو نفر نشود ضربه ای به مجموعه فعالیت تشکل وارد کرد. ما دمکراتیک بودن را نباید در حرف و در چند فرد خلاصه کنیم. تشکل دمکراتیک ما نیاز به فراتر رفتن دارد و این تنها می تواند بشکل دمکراتیک پیش رود. جمع فعالین اجتماعی ایرانیان در بلژیک، دارای وسعتی از عقاید و منافع گوناگون می باشند که می خواهند در چارچوب خواسته های مردم ایران و برای همبستگی با آنان، فعالیت مشترک کنند و از این طریق با یکدیگر در ارتباط برای همکاری باشند. این نیروی گرد آمده نیاز دارد که عده ای را برای مدتی از میان خود برای سازماندهی حرکت های توافق شده تعیین کند تا بلکه آنان بعنوان مسئولین حرکت به هماهنگی و ساماندهی فعالیت ها بر اساس قوانینی که جمع با آن توافق کرده، مبادرت کنند. مسئولین تعیین شده یا انتخاب شده در واقع نماینده و تصمیم گیرنده انجام عمل به نفع توافقات یک جمع وسیعتر از خود هستند. این جمع نمایندگی یک گروه با تجربه از رای دهندگان را تشکیل می دهند. این جمع بصورت دوره ای از طریق اعضای تشکل تعیین می شوند و در چارچوب توافقات دست به سازماندهی می زنند. تجربه نشان داده است که اگر به موضوعات و توجهات فوق توجه و دقت لازم صورت نگیرد ما مجبور هستیم تجربیات را مدام تکرار و تکرار کنیم و این جز صرف وقت، نیرو، امکانات و از دست دادن اعتبار و اعتماد و خسته شدن از هم چیز دیگری را نصیب کار مشترک ما نمی کند. بی توجهی به موارد فوق باعث می شود که با گذر زمان نیرویمان هر چه بیشتر کاهش بیابد و هر بار دست به تاسیس تشکل های یکروزه یا یکماهه بزنیم و بدین طریق نتوانیم یک تشکل پایدار، متشکل، گسترده و مشترک از مجموعه نیروهای دمکرات و آزادیخواه ایجاد کنیم و روشن است که چنین نتیجه ای به فعالیت های دمکراتیک و ادامه کاری آن ضربه خواهد زد.

فضای موجود در تشکل های ایرانیان در بلژیک:

بعد از زندگی ده الی سی و پنج ساله ما در بلژیک، شاید نیاز به این باشد که هر چه بیشتر برخوردهای مسالمت جویانه، آرام و ایجاد و تقویت فضای گفتگو و تبادل نظر را در ارتباط با فعالیت دیگر فعالین عرصه اجتماعی بوجود آوریم. تقویت توافقات میان خود، جستجوی اجماع عمومی و مشترک در درون تشکل و بیرون از آن باعث می شود که فعالیت های ما هر چه بیشتر همگانی شود و فضای عمومی برای جلب افکار عمومی هرچه بیشتر آماده شود. در واقع ما با احترام به مصوبات و تصمیمات و نیز به یکدیگر می توانیم براحتی فعالیت در عرصه های توافق شده را تقویت کنیم و بدین طریق موفق خواهیم شد در تصمیم گیری ها و تصمیمات جامعه ایرانیان، بلژیکی ها و اروپائی ها اثر گذاری کنیم. روشن است چنانکه می دانیم توانایی هر نهاد مدنی ایرانی به میزان زیادی به نفوذ آن در میان افکار عمومی بستگی دارد و بدون آن فعالیت ها تضعیف می شود.

حس اتحاد و همدلی میان ایرانیان در بلژیک:

به نظر می آید که ایجاد حس اتحاد و همدلی میان ایرانیان و دادن قوت قلب به یکدیگر که ما بسیاریم و با وجود تمام مشکلات باز هم در میدان مبارزه ایم می بایست از اهمیت زیادی برای فعالین اجتماعی و سیاسی در بلژیک برخوردار باشد. اما در سال های گذشته ما بارها مشاهده کرده ایم که تنها ایجاد، حفظ و گسترش حس اتحاد در مبارزه، کافی نیست، و باید در جستجوی مسائلی بود که بتوان به شکلی انرژی اجتماعی و اعتراضی ذخیره شده در میان ایرانیان را در داخل و خارج از کشور آزاد کرد. انتخابات ریاست جمهوری و اعتراضات قبل و بعد از آن چنین فضایی را در میان ایرانیان ایجاد و تقویت کرد. در واقع ما با نوعی از احساس امنیت و اطمینان در میان خود و مردم مواجه شدیم. و همین امر موجب حضور وسیع ایرانیان دراعتراضات عمومی در داخل و خارج از کشور شد. اگر به تجربه 6 ماهه اول فعالیت خود در بلژیک در مقطع جنبش سبز نگاه کنیم می توانیم چنین روحیه ای را به خوبی ببینیم. در ماه های اول، اتحاد و همدلی بوجود آمده میان مردم بسیار بالا بود زیرا در حوادث ایران و نیز در آکسیون های اعتراضی که در بلژیک و دیگر کشورها برای همبستگی با داخل کشور انجام می گرفت به عینه می دیدند که دیگرانی که سال ها از مسائل سیاسی و اجتماعی فاصله گرفته بودند نیز در اعتراضات شرکت می کنند. و این روش برخورد در واقع باعث تقویت نوعی احساس امنیت در میان ایرانیان در داخل و خارج از کشور برای حضور وسیع در اعتراضات شد.

مشاهدات و تجربیات اعتراضات اخیر در ایران گویای این واقعیت اساسی است که از نظر عملی و نیز آمادگی بخش قابل توجهی از مردم و همچنین از همه مهمتر ایجاد و تقویت حس اتحاد و همدلی عملی میان مردم معترض، چنین فضایی را ایجاد و تقویت کرد و با همگامی و همراهی با مردم کشورمان، ما فعالین اجتماعی و سیاسی در چند ماه اول با سازماندهی مناسب در تقویت این روحیه مبارزاتی خوب عمل کردیم و هر کدام از ما برای ایجاد و حفظ همکاری های مشترک، گام هایی را از ایده آل های مطلوب خود چشم پوشی کردیم و گفتیم که سیاست هنر عمل به ممکنات است و ساختن امکان از دل این فرصت ها، باید از ممکن ترین راه برای پیشبرد مبارزه محسوب شود و اینرا هم اضافه کنم که لزوماً راهی که انتخاب کردیم می تواند ایده آل مطلوبمان نبوده باشد. اما سعی و تلاش کردیم که در چارچوب دفاع از شعارهای داخل کشور خودمان را متحد کنیم تا بلکه بتوانیم بعنوان یک تشکل مدنی دمکراتیک با گرایشات مترقی طرفدار حاکمیت مردم، متحد به پشتیبانی از هموطنان و خواسته های آنها در داخل کشور بپردازیم!

سطح اعتماد به مسئولین و نمایندگان تشکل:

در میان ما ایرانیان متاسفانه به دلایل گوناگون تاریخی و فرهنگی چندان درجه بالايی از اعتماد نسبت به ارگان های مدیریتی نهادی که توسط خودمان تشکیل و انتخاب شده، وجود ندارد. معمولاً ما عادت کرده ایم که به انتخابات خود احترام نگذاریم و از آن دفاع نکنیم. متاسفانه روحیه اعتماد، همبستگی و مسئولیت پذیری در میان فعالین و اعضای تشکل های ایرانی در خارج و از جمله در بلژیک در سطح پایینی است. ما همواره سعی و تلاش داریم که مشکلات خود را به دلایل نامشخص و نادرست حل نکنیم و می گذاریم آنها روی هم تلنبار شوند و با این رفتار به تقویت روحیه دمکراتیک و همبستگی میان خود یاری نمی رسانیم. و بدین طریق قانون گرایی، رعایت توافقات، انتخاب ها، تصمیمات و مسئولیت پذیری میان ما تضعیف می شود. تجربه نشان می دهد که این موارد به فعالیت ها، ارتباط های ما و روحیه کار مشترک بر اساس توافقات ضربات اساسی می زند. البته چنین وضعیتی تنها مختص تشکلات دمکراتیک نیست بلکه در سازمان ها و احزاب سیاسی نیز وضع چنین است. اینکه چگونه می شود بر این ضعف تاریخی و اجتماعی غلبه کرد نیاز به کار تحقیقی روانشناسان و دیگر کارشناسان و متخصصین امور اجتماعی و تاریخی دارد و من تنها تلاش دارم به تجربه زندگی و تلاش خود برای عریان کردن این معضل تاریخی و اجتماعی جامعه ایرانیان بپردازم.

ادامه دارد

دیدگاه‌ها

مقاله و نقطه نظرات خوب و جالبي هستند٠
بد نيست كه ايشان رابطه أين نوع حركتهاي دمكراتيك را إز نظر زمان و اينكه ايا أين نوع حركتها با مرحله انقلاب ارتباط دارند يا نه،روشنتر تحليل و بيان ميكرد.
به نظر من ، أين نوع نكاه به مسأله ، در درجه اول به شناخت إنسانها إز دمكراسي داشته ، كه متاسفانه ما ايرانيان نه در حكومت قبل و نه در طَي ٤٠ سال كذشته ، با ان آشنا نشده ايم .
0

افزودن دیدگاه جدید