يكشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰

ورزش زنان، تلاش رهایی

نگاهی به مبارزات زنان ایرانی در عرصه ورزش و دستاوردهای آن ها

۱۶ اسفند ۱۳۹۸

ورزش زنان در بعد از انقلاب طی چند دهه فراز و نشیب های زیادی را طی کرده است. در دهه ی اولیه انقلاب که ایران درگیر جنگ و جا افتادن نظام جمهوری اسلامی بود ورزش به طور کلی محلی از اعراب نداشت چه برسد به ورزش زنان. در این دهه درب باشگاه ها به روی زنان بسته بود و هیچ ورزشکار زنی در مسابقات بین اللملی شرکت نکرد. حتی مسابقات درون کشوری نیز کم رنگ بود.

این روز ها در هر کوی و برزنی شاهد دختران و زنان جوانی هستیم که با کیف و وسایل ورزشی بر دوش یا در دست به سمت آینده در حرکتند.

ورزش از دیدگاه اکثریت مردم یک فعالیت بدنی است که می تواند به صورت انفرادی و یا گروهی صورت پذیرد. این فعالیت ها می تواند به صورت حرفه ای و آماتور انجام شود. ورزش های آماتور معمولا ورزش های همگانی را در بر می گیرد و ورزش های حرفه ای نیز ورزش هایی هستند که اغلب اوقات افراد برای شرکت در مسابقات ملی و جهانی در آن فعالیت می کنند. تا کنون بسیار کم به جنبه های اجتماعی آن پرداخته شده است. به خصوص درحوزه ورزش زنان. در این مقاله سعی بر این است که مختصری از سیر تاریخی مبارزات مدنی زنان، به خصوص زنان ایرانی را که همیشه مورد تبعیض بوده و هستند، در حوزه ورزش مورد بررسی قرار دهد.

سیر تاریخی

ورزش نیز مانند تمامی فعالیت های اجتماعی میدان مبارزه با تبعیض ها و نابرابری ها جنسیتی بوده و هست. برای مثال در یونان باستان مردم ورزش می کردند و در رقابت های ورزشی شرکت می کردند. اما از شرکت زنان درآن رقابت ها جلوگیری می شد. هم حضور در رقابت ها و هم تماشای رقابت های مردان برای زنان ممنوع بود، و اگر کسی سرپیچی می کرد حکمش اعدام بود.

حتی در ورزش های المپیاد که هر چهار سال یک بار به منظور پرورش جسم و روان نونهالان و جوانان ترتیب داده می شد، زنان حق شرکت و حتی تماشای مسابقات را نداشتند. تا این که هپیوهریا زن شجاع یونانی با تلاش و پشتکار خاص خود پای زنان را به عرصه ورزش و میدان مسابقات ورزش یونان باز کرد. چندی نگذشت که زنانِ با انگیزه و مبارز دیگری موفق شدند برای اولین بار زیر نام "هریا"، مسابقاتی را در حضور مردان برپا کنند و عرصه های نبرد ورزشی را با قدم های خود فتح کردند. روند تبعیض علیه زنان در طول تاریخ همه جا از جمله در میادین ورزشی جاری بود، ولی زنان با تلاش فراوان در جای جای کره خاکی خود را به اثبات رساندند و حتی در برابر انتقادهای کارشناسانی که فکر می کردند ورزش حرفه ای برای زنان مناسب نیست، چون طبق نظر آنان زنانگی ( رفتارهای زنانه، اندام زنانه و احساسات زنانه ) را تحت شعاع قرار می دهد، ایستادگی کردند و نشان دادند که نه تنها ورزش به زنانگی آنها هیچ آسیبی نمی رساند، بلکه باعث افزایش اعتماد به نفس، افزایش توان فکری و جسمی و علاوه برآن ایجاد نشاط و سلامتی در زنان می شود، که تاثیر مستقیمی بر سلامت جامعه دارد.

زنان نیمی از جمعیت جامعه را تشکیل می دهند و علاوه بر آن به علت نقش مادری و همسری، شادی، نشاط و سلامتی روح و جسمشان بر کل جامعه تاثیر مثبت می گذارد. در اثر این تلاش پیگیر زنان در عرصه برابری جنسیتی و رفع تبعیض از زنان بود که جوامع پیشرفته کم کم به ناگزیر با ورزش زنان کنار آمدند. کسب این موفقیت ها سال ها طول کشید و با پشت کار، تلاش خستگی ناپذیر، تحمل تحقیر ها و توهین ها و سختی هایی حاصل شد که زنان در این عرصه به عنوان یکی از حوزه های نابرابری زنان متحمل شده اند. زیرا جامعه مردسالار در آمیخته با سنت ها و خرافاتی، که در بسیاری از موارد خود زنان هم در حفظ و جان سختی آن نقش داشتند، همیشه در پذیرش برابری زنان با مردان مقاومت کرده است و همچنان مقاومت می کند.

با توسعه سرمایه داری و گسترش جهانی آن و نیاز به کار ارزان، زنان وارد بازار کار شدند. محدودیت های بسیاری از پیش پای حضور زنان در محیط های کار برداشته شد. آزادی خواهی سرمایه داری در برابر سنت های دست و پا گیر فئودالی قد برافراشت و جنبش های مدنی زنان شکل گرفت. حاصل همه ی این مبارزات حضور نسبی زنان در میادین ورزشی در قرن بیستم بود. در بررسی این دست آوردها نمی توان از نقش جمهوری نو پای شوروی صرف نظر کرد، که برای اولین بار در تاریخ بشر ندای برابری واقعی زنان را در سراسر جهان سر داد و طی قوانین مدنی بر این برابری مهر عملی زد و در جامعه سوسیالیستی تحقق آن را به جهانیان نشان داد. هم پای این تحول عظیم در زندگی بشریت، زنان همه کشورها به ویژه کشورهای پیشرفته صنعتی به تلاش برابری خواهانه خود افزودند و دولت های مردسالار در عرصه رقابت با نظام نو پای شوروی هر روز به ناچار عرصه های جدیدی را در مقابل خواست و اراده زنان واگذار کردند و الان تقریبا هیچ ورزشی نیست که فقط خاص مردان باشد و زنان در تمامی میادین ورزشی به فعالیت می پردازند. اما از نظر تعداد شرکت کننده زن در کشورهای مختلف بر اساس نوع فرهنگ و امکانات این میزان مشارکت متفاوت است.

کشور ایران نیز از این حیث مستثنا نبود، زنان ایرانی نیز مانند تمام جوامع سالیان درازی برای گرفتن حق و حقوق از دست رفته خودشان مبارزه کردند. زیرا در ایران به دلیل حاکمیت دیدگاه های سنتی، زن ها بیشتر باید در خانه می ماندند و به امور خانه و خانواده رسیدگی می کرند. اما با تمام فشارهایی که بر روی زنان در دوران های مختلف وجود داشت، مشاهده می شود که زنان همچنان میدان مبارزه را ترک نکردند و در همه زمینه ها فعال بوده اند. شرح جزئیات مبارزه زنان امری تاریخی است که شرح آن در این مختصر نمی گنجد. در این مقاله قرار است مبارزه زنان در حوزه ورزش را مورد بررسی قرار دهم.

ورزش در ایران از دوران های قدیم وجود داشته است. زیرا کشور به مردان قوی و مبارز احتیاج داشته و از قدیم ورزش های تیراندازی، شمشیر بازی، کشتی، اسب سواری، شنا بین مردان رواج داشته است. و در بعضی از مناطق نیز ورزش های منطقه ای به صورت بازی های محلی مانند بز کشی، چوگان وجود داشته است، اما زنان نمی توانستند در این بازی ها شرکت کنند. ولی در روستاها وضعیت اندکی متفاوت بود. زنان در روستا می توانستند ورزش مردان را تماشا کنند. برای مستند کردن موارد بیشتر در این مورد منابع کافی در دست رس نداشتم. براساس بعضی خاطراتی که زنان از قدیم بازگو کرده اند، در بعضی روستا ها ظاهرا زنانی که از بزرگان قبیله و یا طایفه بودند می توانستند سوارکاری کنند، بعضی زنان جسور هم بوده اند که تیر اندازی، شمشیربازی و دیگر مهارت های مردانه را می آموختند. این موضوع بیشتر به جسارت فردی این زنان بستگی داشته است، زیرا همه زنان اجازه این کارها را نداشتند. این اقدامِ زنان خود اولین قدم ها در مبارزه زنان با تبعیض های جنسیتی بود. در روستا ها که شرایط زندگی کمی با شهر ها متفاوت بود زنان همپای مردان در کارهای دامداری و کشاورزی فعالیت داشته اند و به نظر می رسد از لحاظ فعالیت جسمانی و اجتماعی از زنان شهری کمی جلوتر بوده اند، اما این فعالیت ها همه تحت کنترل مردان صورت می گرفت، چون زن جزء دارایی مردان شناخته می شده است.

اما در شهرها وضع کمی متفاوت بود. زنان بیشتر در داخل خانه فعالیت می کردند، و کمتر به امور خارج از خانه می پرداختند. و تا مجبور نبودند نمی توانستند از خانه خارج شوند، چه برسد ورزش نمایند. زنان از ورزش کردن و هرگونه فعالیت های بدنی در شهر محروم بودند. البته در آن زمان زنان درباری می توانستند به ورزش و تفریحاتی مانند سوار کاری و شکار، آن هم فقط در محل های مخصوص خودشان بپردازند.

ورود زنان به عرصه ورزش و بخصوص ورزش حرفه ای به دوران پهلوی بر می گردد. در دوران رضا شاه با رویکرد به دنیای غرب و غربی سازی امور اجتماعی، و تصمیم گیری در این رابطه که زنان ایران نیز باید مانند زنان در غرب مدرن شوند، نیم نگاهی هم به ورزش زنان در جامعه انداخته شد. بعد از کشف حجاب، رضا شاه پهلوی جمعیت زنان با عنوان کانون بانوان[i] را تاسیس کرد که از حمایت دولتی برخوردار بود و سیاست های مدرن سازی رضا شاه را پی می گرفت. در یکی از بند های اساسنامه این انجمن از جمله نوشته شده بود « تشویق به ورزش‌های متناسب برای تربیت جسمانی با رعایت اصول سلامت». این انجمن نه برای به عرصه آوردن زنان به میدان، بلکه بیشتر نمایشی برای نشان دادن غربی شدن کشور بود. زنان وسیله ای برای نشان دادن سیاست های غربی رضا شاه بودند. اولین ورزش زنان ایرانی ورزش آکروبات و ژیمناستیک بود که از کشور بلژیک توسط خانمی که در آنجا تحصیل می کرد به ایران وارده شده بود و بیشتر در جشن ها و مراسم دولتی برای نشان دادن حضور زنان به سبک غرب مورد استفاده قرار می گرفت.

در زمان رضا شاه ورزش زنان رشدچندانی نداشت. البته مسئله ورزش در جامعه سنتی ایران برای زنان همیشه مسئله ساز بود و با دید منفی به آن نگاه می شد. حتی هر بار که نمایش های ورزشی زنان ترتیب داده می شد، از سوی روحانیون و جامعه سنتی محکوم می شد. که البته حکومت پهلوی به شدت آن را سرکوب می کرد.

در دوران پهلوی دوم ( محمد رضا پهلوی )ورزش زنان از مدارس شروع شد. با اینکه از زمان امیر کبیر ورزش در مدارس اجباری شده بود اما به دلیل عدم وجود زیر ساخت ها و یک سیستم مشخص پیگیری، حتی در مدارس پسرانه نیز به صورتی که باید پرداختن به ورزش وجود می داشت نبود. در زمان محمد رضا پهلوی ساعتی به ورزش در مدارس اختصاص داده شد، اما در همان زمان نیز امکانات بسیار محدودی برای ورزش وجود داشت و این کمبود در ورزش مدارس دخترانه نمود بیشتری داشت. البته در آن زمان وزارت ورزش هم وجود نداشت که بوجه ای مستقل داشته باشد. فقط سازمان ورزش وجود داشت که حمایت های لازم را نداشت. بررسی ها نشان می دهد فرح دیبا نقش مهمی در ورزش زنان داشته است . البته این کار ارزش فعالیت زنان مبارز در عرصه ورزش را کم نمی کند، زیرا خواسته زنان و فشار آنها برای ورود به عرصه ورزش باعث شد که فرح دیبا در این زمینه هم وارد شود. لازم به ذکر است که فرح پهلوی نیز چون سیاست های فرهنگی کشور را دنبال می کرد، قصد داشت فرهنگ غربی را که مد نظرش بود در ایران رواج دهد، از این رو با تاسیس "کانون دختران فرح" که فعالیت های مختلفی را در زمینه فرهنگی دنبال می کرد، در زمینه ورزش نیز قدم های کوتاهی برداشت. او سبب شد که دختران به باشگاه های ورزش بروند و آن هایی که در عرصه ورزش کار می کردند، دختران دیگر را به ورزش کردن تشویق نمایند. باید گفت که این فعالیت های ورزشی خالی از تبعیض هم نبود. زیرا بیشترین امکانات ورزشی برای زنان مربوط به قشر مرفه جامعه بود و امکانات ورزشی بیشتر در بالای شهر تهران و شهرستان های بزرگ برای زنان وجود داشت. و این خود نمودی از تبعیض، نابرابری و ظلمی بود که به دختران و زنان در ایران روا می شد. در آن زمان عرصه ورزش نه برای خود ورزش، بلکه نمایشی برای نشان دادن این امر بود زنان ایرانی هم مانند زنان غربی ورزش می کنند. چاپ عکس زنان ورزش کار، در آن زمان که نماد مدرنیته و غربی شدن کشور بود نیز از سیاست های حاکمیت برای حضور زنان در میادین ورزشی بود. اما زنان ما همین را غنیمت شمردند و حضورشان را در ورزش مطرح کردند. در آن زمان علاوه بر کمبود امکانات ورزشی برای زنان، عرف و سنت جامعه نیز کمتر به دختران اجازه حضور در عرصه ورزش را می داد. حتی دخترانی هم که به ورزش علاقه داشتند کمتر از حمایت خانواده هایشان برخوردار بودند، زیرا تعصبات پدر سالارانه ورزش در فضای مختلط را نمی پذیرفت و فضاهایی هم که مختص زنان باشد کمتر وجود داشت. و این عرصه مبارزه جدیدی را برای زنان ایرانی فراهم می کرد. با تمام کاستی ها، زنان در ورزش روز به روز پیشرفت هایی را تجربه می کردند که روحیه مبارزه جوی زن ایرانی را به رخ می کشید. با همه تبلیغات و ادعا ها، پهلوی دوم هم در این عرصه اقدام غیر نمایشی قابل توجهی انجام نداد و ورزش همگانی زنان در ورزش بی کیفیت مدارس باقی ماند. اما زنان با همت و پیگیری فردی موفقیت هایی در ورزش حرفه ای زنان کسب کردند.

اوج ورزش حرفه ای در ایران سال 1328 خورشیدی بود که ورزشکاران ایرانی در المپیک لندن شرکت کردند و حضور زنان در عرصه های بین الملی در ایران در سال 1337 در المپیک توکیو کلید خورد، که تنها سه ورزشکار زن درآن شرکت داشتند. اوج ورزش حرفه ای زنان نیز در سال 1353 در هفتمین بازی های آسیایی رقم خورد که زنان در رشته های بدمینتون، تنیس، تنیس روی میز، والیبال، و بسکتبال شرکت داشتند.

یکی از خواسته ها و موضوع مبارزات زنان ورزشکار ایرانی در برابر تبعیض جنسیتی در همان دوران پهلوی را می توان از ورود زنان به ورزش فوتبال عنوان کرد. فوتبال در ایران یک ورزش مردانه به حساب می آمد تا اینکه در دهه 40 زنان برای نخستین بار در بعضی از شهر ها به عنوان دروازه بان و گاهی بازیكن وارد تیم های محلی و خیابانی آقایان شدند. در سال 1348فدراسیون فوتبال تصمیم گرفت چندین نفر از زنان مستعد را برای آموزش در زمینه مربی گری به كلاس های آموزشی فیفا بفرستد. با بازگشت این مربیان به كشور، سران فوتبال تصمیم گرفتند تیم های فوتبالی را برای پرورش زنان مستعد تشكیل دهند. باشگاه تاج (استقلال كنونی)نخستین باشگاهی بود كه برای زنان كلاس های تمرینی گذاشت. پس از آن هم باشگاه های دیگر مانند پرسپولیس، دیهیم و عقاب نیز كلاس هایی را برای آموزش زنان تشكیل دادند. این روند تا زمانی که انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید ادامه داشت.

مبارزات زنان در عرصه ورزش بعد از انقلاب اسلامی ایران

با پیروزی انقلاب زنان ایرانی با چالش های بزرگی روبرو شدند که ورزش یکی از آنها بود. مشروعیت ورزش زنان در چهار سطح مورد سئوال قرار می گرفت:

1- شریعت و ورزش زنان

2- غربی بود ورزش و مغایرت آن با فرهنگ ملی و دینی

3- پوشش غیر اسلامی

4- مختلط بودن ورزش زنان و مردان

در آن زمان همه چیز تحت الشعاع انقلاب بود. شور انقلاب اسلامی مردم، ضربه بزرگی به ورزش حتی ورزش مردان زد. زیرا ورزش مردان نیز از نظر اسلامی کم و کاستی هایی داشت. از همان ابتدای انقلاب ورزش کردن کم رنگ شد و ورزش زنان تقریبا تعطیل شد. چون اغلب باشگاه های ورزشی که در دوران پهلوی فعالیت می کردند به دلیل اینکه مختلط بودند برای حفظ باشگاه های خود دیگر اجازه ورود زنان به باشگاه ها را ندادند و این خود اولین قدم برای حذف زنان از میادین ورزشی بود. و چون ورزشگاه های زنان خیلی کم بود کمبود امکانات نیز مزید بر علت شد و ورزش زنان کم کم رو به خاموشی گذاشت.

بعد از انقلاب حجاب اجباری شد که چالش بزرگی برای زنان ایرانی وجود آورد و گریبان ورزش زنان را هم گرفت. و یکی از دلایلی که قبلا هم ذکر شد همین پوشش زنان در ورزشگاه ها بود. چون در زمان پهلوی هم به درستی به ورزش زنان نپرداخته شده بود و ورزش بیشتر در دسترس زنان مرفه بود و در کل جامعه تسری پیدا نکرده بود، انقلاب نیز به راحتی توانست زنان را از ورزش کردن محروم نماید. زیرا سران انقلاب اسلامی ایران از این امر که ورزش زنان یک فعالیت غربی و غیر اسلامی است استفاده کردند و درب ورزشگاه ها را به روی زنان بستند.

البته باید از یک استثنا سخن به میان آوریم، که ناشی از مبارزات زنان در عرصه ورزش است. از این استثنا می توان در ورزش شنا که ازهمه بیشتر مورد هجوم واقع شد یاد کرد. زیرا ورزش شنا ورزشی با پوشش خاص است و علاوه برآن ورزشی بود که در زمان پهلوی به صورت مختلط هم انجام می شد، به هیچ عنوان مورد تایید و پسند حکومت اسلامی نبود و نیست. خانم ولی اوغلی یکی از عضوهای تیم ملی و از ورزشکاران حرفه ای و مدال آور دوران پهلوی در خاطرات خود می نویسد «بعد از انقلاب ورزش زنان ضربه خورد. آنها که در ورزش شنا بودند در همان ابتدا به سرعت به شرایط آن دوران واکنش نشان دادند، و زنان شناگرکه می دانستند اگر برای ورزش شنا کاری نکنند این ورزش در ایران اسلامی برای زنان خواهد مرد، سریع دست به کار شدند.» در ابتدای انقلاب جدا سازی جنسیتی شروع شد. ورزش نیز از این قانون پیروی کرد. خانم تونیا ولی اوغلی می نویسدکه او و یک شناگر دیگر و دو مربی با تماس هایی توانستند ساعت هایی را برای شنای زنان اختصاص دهند تا آنها بتوانند به فعالیت های شنای خود ادامه دهند. و البته در آن زمان به دلیل این که داوران و مربیان شنا مرد بودند شنا گران زن با محدودیت داور و مربی روبرو شدند. خانم ولی اوغلی می نویسد زنان ورزشکار میدان را خالی نکردند و به کمک زنانی که در دانشکده تربیت بدنی رشته شنا خوانده بودند طی یک دوره فشرده داوران و مربیانی را تربیت کردند و زنان به فعالیت ورزش شنای خود ادامه دادند، تا این که در تابستان 58 در اوج درگیری های انقلاب شنا گران زن توانستند در رقابت های بین المللی شرکت کنند. این امر به همت و تلاش زنانی اتفاق افتاد که در عرصه ورزش شنا فعالیت می کردند و نمی خواستند که ورزش شنای زنان نابود شود. ورزش شنا نابود نشد اما این آخرین باری بود که زنان ورزشکار در ایران توانستند در مسابقات بین المللی به دلیل پوشش ورزش شنا شرکت کنند.

ورزش زنان در بعد از انقلاب طی چند دهه فراز و نشیب های زیادی را طی کرده است. در دهه ی اولیه انقلاب که ایران درگیر جنگ و جا افتادن نظام جمهوری اسلامی بود ورزش به طور کلی محلی از اعراب نداشت چه برسد به ورزش زنان. در این دهه درب باشگاه ها به روی زنان بسته بود و هیچ ورزشکار زنی در مسابقات بین اللملی شرکت نکرد. حتی مسابقات درون کشوری نیز کم رنگ بود. ورزش در مدارس به خصوص مدرسه های دختران زیاد جدی گرفته نمی شد. البته این نه فقط به خاطر جنگ بلکه همان طور که پیشتر هم عنوان شد بیشتر به خاطر نگاه سران کشور به زن و ورزش زنان بود. در جمهوری اسلامی نیز مانند دوران پهلوی زنان نماد جامعه بودند. البته این بار نماد اسلامی بودن جامعه ایران، زن مسلمانی بود که باید حجاب داشته باشد و در خانه بنشیند خانه داری و بچه داری کند. در این نگاه ورزش، کار، تحصیل مربوط به مردان است. با همین دیدگاه بود که از همان روز های اول پیروزی انقلاب اسلامی مبارزه زنان شروع شد. که ورزش نیز یکی ازاین عرصه مبارزات بود.

در دهه شصت با تمام رکود ورزش زنان، دختران ما سعی می کردند در مدارس با تمام کاستی ها به ورزش هایی مانند ورزش والیبال، و یا ورزش های آمادگی جسمانی بپردازند. خاطرات تمام دختران ایرانی که در دهه شصت در مدرسه ها درس می خواندند گویای این مطلب است که دخترانی بودند که ورزش را دوست داشتند، تا جایی که حتی مسابقات فوتبال مردان را پیگیری می کردند و بر سر برد و باخت باشگاه های مختلف با هم کل کل و حتی شرط بندی می کردند. اما متاسفانه به دلیل کمبود امکانات و دید جامعه نمی توانستند به صورت حرفه ای به ورزش بپردازند. اما دختران و زنان دست از مبارزه برای ورزش کردن برنداشتند و با حضور خود در کوچه ها، پارک ها و با انجام ورزش هایی مانند والیبال، فوتبال همراه با پسران، بدمینتون، و بازی هایی مانند وسطی، زو و همین طور ورزش سخت و اما دلپذیر کوهنوردی در کوهستان ها به جامعه فشار بیاورند که زنان نیز مانند مردان نیاز به ورزش و حق ورزش دارند.

در دهه شصت ورزش برای بانوان در رکود بود. مسابقاتی وجود نداشت. باشگاه هایی برای زنان نبود. جنگ و مشکلات مالی مزید بر علت بود که ورزش بخصوص ورزش زنان به چیز تجملی و نیاز دست دوم جامعه تبدیل شود، غافل از این که ورزش در تمام دوران یک نیاز ، برای سلامتی، شادابی انسان است و نیز رقابت های سالم برای نشان دادن توان افراد در یک ورزش حرفه ای که خود بیان توان ورزشی یک کشور بین کشورهای جهان است. از این رو ورزش نمی تواند یک نیاز تجملی و یا نیاز دست دوم برای یک کشور باشد.

در اواخر دهه شصت جنگ پایان یافته بود و بعد از اتفاقات مهم یعنی انقلاب و بعد جنگی هشت ساله با کلی خسارات مالی، جانی، روحی و روانی، حالا قرار بود فصل جدیدی آغاز شود.این آغاز را هاشمی رفسنجانی که آن زمان رئیس جمهور و شخص دوم ممکلت بود با فصل سازندگی رقم زد، که همه ی ابعاد آن خود داستانی دیگر است.

دخترانی که در دهه شصت مبارزه خود را برای حق ورزش شروع کرده بودند به این مبارزه ادامه دادند، تا این که جوانه های ورزش زنان کم کم سربرآورد. فعالیت ورزشی دختران در مدارس ابتدا به مسابقات درون مدرسه، بعد به مسابقات بین مدارس و استانی تبدیل شد. رشته های بیشتری مورد خواست زنان قرار گرفت، و فشار زنان و بخصوص دختران جامعه برای حضور در ورزش های حرفه ای و رقابت های کشوری و جهانی یعنی رقابت های برون مرزی سبب شد که نظام به فکر اسلامی کردن ورزش زنان بیفتد. البته این امر هم مخالفان بسیاری داشت. زیرا هنوز خیلی ها نمی توانستند بپذیرند که ورزش برای زنان و دختران لازم است. در هر صورت فشار جامعه به دنبال حضور دختران و زنان در عرصه های مختلف مانند تحصیل، کار، باعث شد که نظام دست به کار شود. البته این اقدام صرفا به خاطر ورزش زنان نبود، بلکه هدف های سیاسی خود را نیز به دنبال داشت. همان طور که پیش تر گفته شد، زنان در قبل از انقلاب نماد مدرن شدن جامعه و اکنون زنان بعد از انقلاب نماد اسلامی شدن جامعه بودند. پس نظام می توانست از حضور زنان در عرصه ورزش بهره برداری سیاسی کند، البته زنان و دختران به همین هم راضی بودند زیرا در هر صورت می توانستند خود را به فضای ورزش و رقابت های ورزشی برسانند. در همین دوران دختران و زنان با استعدادی بودند که بعدها برای کشورمان افتخار آفریدند. پس نظام دست بکار شد. باشگاه های ورزشی مخصوص زنان، به دلیل مشکلات مالی بعد از جنگ البته به صورت محدود و بیشتر در شهرتهران و یا مراکز شهرهای بزرگ، که از نظر فضای سیاسی و اجتماعی نسبت به شهرهای کوچک بازتر شده بود تاسیس شد. در ورزش حرفه ای نیز یکی از ابتکارات به دست خانم فائزه هاشمی دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی رقم خورد. ایشان در سال 1369ریاست فدراسیون اسلامی ورزش زنان را بر عهده داشت و اولین کسی بود که قدم هایی در رابطه با ورزش حرفه ای و بازی های برون مرزی برداشت. با ابتکار و پیشنهاد نائب رئیس وقت کمیته ملی المپیک ج. ا. ایران در سال ۱۳۶۹ (خانم فائزه هاشمی) و نیز با موافقت ریاست کمیته بین‌المللی المپیک(IOC)، آقای خوان آنتونیو سامارانش، ریاست شورای المپیک آسیا (OCA)، آقای شیخ احمد الفهد الصباح و حمایت‌های ریاست جمهوری اسلامی ایران، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، تشکیل شورای همبستگی ورزش بانوان (فدراسیون اسلامی ورزش زنان) با هدف رفع این خلا در دومین جلسه هیئت اجرایی کمیته ملی المپیک در سال ۱۳۶۹ مطرح و به تصویب رسید.

فدراسیون اسلامی ورزش زنان در چهارچوب منشور المپیک با هدف برگزاری مسابقات ورزشی با حفظ و حراست از اصول و موازین اسلامی، تقویت همبستگی در میان بانوان مسلمان و تعالی هویت اسلامی زنان در میادین ورزشی، تحکیم مبانی، عدم تبعیض نژادی و طبقاتی بر طبق موازین اسلامی، ارتقاء فرهنگ ورزشی و گسترش و تقویت کادر ورزشی و تشکیل دوره‌های آموزشی در رشته‌های مختلف را در برنامه کاری خود قرار داده است.

در این بازی‌ها می‌توان به ۴ اصل زیر تو جه کرد:

۱- زنان مسلمان نمی‌توانند بدون روسری و لباس محافظ بانوان از نظر اسلام و به‌طور کلی حجاب کامل اسلامی از نظر اسلام در تمامی رشته‌های ورزشی و بین‌المللی رقابت کنند.

۲- انگیزه دادن به بانوان مسلمان و رقابت برای رسیدن به رکوردهای جهانی و مدال‌های زرین در بازی‌های منطقه ای و قاره ای و جهانی و حتی المپیک.

۳- این بازی‌ها می‌تواند یک رویداد بین‌المللی لقب بگیرد و نتایج این بازی‌ها در کارنامه ی بانوان و مردان ورزشکار و فدراسیون‌های ورزشی جهانی قرار گیرد.

۴- و اما از آن جا که قرار نبود این رقابت‌ها در ابتدا برای مردان مسلمان هم برگزار شود اما با تصمیم جدید کشور عربستان سعودی از سال ۲۰۰۵ میلادی یعنی از چهارمین دوره ی بازی‌های زنان این رقابت‌ها برای مردان هم برگزار شد و اما می‌توان اتحاد و همبستگی بین مسلمانان جهان و پیشرفت در ورزش و رسیدن به رکوردهای جهانی و کسب مدال‌های زرین در بازی‌های منطقه ای و قاره ای و جهانی و حتی المپیک را عاملی هم برای مردان و هم برای بانوان مسلمان برای برگزاری این بازی‌ها عنوان کرد.

این فدراسیون در دوره ریاست فائزه هاشمی، اقدام به برگزاری بازی‌های اسلامی زنان می‌کرد. بازی های اسلامی زنان توسط کشور جمهوری اسلامی ایران برگزار می شد که ابتدا فقط زنان مسلمان کشورهای اسلامی حق شرکت در آن را داشتند. این بازی‌ها در سال های ۱۹۹۳( با شرکت 10 کشور و 407 ورزشکار در تهران و رشت، با قهرمانی قرقیزستان) و در سال ۱۹۹۷ میلادی (در تهران با حضور 24 کشور و 748 ورزشکار در12 رشته با قهرمانی ایران)، در سال2001 (در تهران و رشت با حضور 23 کشور و 795 ورزشکار با قهرمانی ایران)، در سال 2005 (با حضور 44 کشور،1316 ورزشکار و قهرمانی ایران در تهران) برگزار شد. این دوره از بازی ها که برای سال های 2010 و بعد برنامه ریزی شده بود لغو و عملا بی اثر شد.

حضور در میادین جهانی

اولین حضور زنان با حجاب اسلامی در بازی‌های آسیایی پکن با شرکت شش تیرانداز زن، با پوشش چادر رقم خورد. بعد از آن، شرایط حضور زنان در ورزش بین المللی بهتر شدو زنان حتی توانستند با کسب سهمیه المپیک در این بازی ها شرکت کنند. «لیدا فریمان» نخستین بانوی ورزشکاری بود که پس از انقلاب در المپیک حضور یافت. فریمان در تیراندازی رشته ۱۰ متر تفنگ بادی حضور داشت و توانست جایگاه ۴۷ را به دست بیاورد. او در المپیک 1996 آتلانتا پرچمدار کاروان ورزشی ایران بود و با حضور محجبه‌اش در این رویداد بزرگ از نماد زن نظام جمهوری اسلامی ایران، یعنی همان چیزی که نظام می خواست از زن ایرانی به نمایش بگذارد رونمایی کرد.

اما کار به همین جا ختم نشد. زیرا حجاب اسلامی مشکلات فراوانی را برای حضور زنان در عرصه های بین المللی ایجاد نمود، که دیرتر به آن اشاره خواهم کرد.

دهه هفتاد نیز با کاستی هایش برای ورزش بانوان در حال طی شدن بود. زنان در آن دوره بیشتر به ورزش هند بال، بسکتبال، شطرنج، بدمینتون، ژیمناستیک، والیبال، و فوتسال که به تازگی چشم به جهان ورزش زنان گشوده بود می پرداختند. اما هنوز ورزش زنان همگانی نبود و امکانات برای تمام زنان وجود نداشت و بخصوص ورزش همگانی هنوز به معنای واقعی وجود نداشت. بیشتر آن هایی هم که می توانستند ورزش کنند از افراد خانواده های متمکن بودند. در شهرستان ها ، به ویژه شهرستان های کوچک ورزش زنان به ویژه رشته های شنا و ژیمناستیک از امکانات بسیار محدودی برخوردار بود، زیرا هنوز سنت، مرد سالاری، و محدود بودن زنان به خانه باعث می شد که زنان نتوانند به درستی به ورزش رو بیاورند.

از دهه هشتاد به بعد بخصوص در دهه نود ورزش زنان شتاب بیشتری گرفت. ورزش همگانی هم گسترش بیشتری یافت. زنان و دختران محصل و شاغل دریافتند که برای زندگی شاد تر و بهتر باید ورزش را نیز به بقیه فعالیت های خود اضافه کنند. مادران، که حالا از تحصیلات بیشتری بر خوردار بودند و نظام خانواده تغییر چشم گیری پیدا کرده بود، حتی در شهرهای کوچک لازم می دیدند که دخترانشان را به باشگاه های ورزشی بفرستند و خود نیز به ورزش بپردازند. اما امکانات ورزش آن دوره جواب گوی نیاز دختران و زنان نبود. زنان و دختران برای ورزش کردن بیشتر به فضاهای عمومی مانند پارک ها روی آوردند. زنان کارمند نیز به فضا هایی برای ورزش نیازداشتند. از این رو بسیاری از باشگاه های ورزشی که با درخواست تعداد زیادی از زنان برای ورزش رو به رو شدند، به این فکر افتادند که ساعاتی از زمان ورزش باشگاه را به زنان اختصاص دهند. با پیگیری های فراوان مجوزهای ورود زنان به باشگاه ها را گرفتند. صبح ها زنان و عصر ها مردان. اما این میزان ساعت جواب گوی نیاز زنان کارمند نبود. پس کم کم باشگاه های مجزا برای زنان، البته درابتدای کار بیشتر در تهران و شهرهای بزرگ دایر شد، و به مرور زمان به شهر های کوچکتر هم رسید. فرهنگ ورزش با حضور زنان در خارج از خانه و اشتغال و تحصیل رشد کرد، و کلید موفقیت های بزرگ بین المللی نیز از همین جا رقم خورد. این امر نشان می داد زنانی که وارد جامعه می شوند با حق و حقوق خود بیشتر آشنا می شوند. جمهوری اسلامی از همان آغاز تشکیل برآن بود تا زنان را بر اساس دیدگاه "شرعی" خانه نشین کند. اعمال محدودیت در کار، و تحصیل و ورزش بر زنان از سیاست های جمهوری اسلامی بود که زنان ایران با روشن بینی و مبارزات بی امان خود توانستند آن را نقش بر آب کرده و تلاش برای حذف زنان از عرصه های اجتماعی را به زانو در آورند. با این حال زنان برای تحقق برابری کامل حقوقی در این نظام باید راهی طولانی را طی نماید.

در دهه هشتاد ورزش حرفه ای نیز رشد کرد، تا جایی که زنان در المپیک 2008 ( 1386) در پکن شرکت کردند و پرچمدار کاروان ایران هم هما حسینی، یک ورزشکار زن بود. در این دوره از مسابقات هما حسینی در قایقرانی، نجمه آبتین در تیروکمان، و سارا خوش جمال فکری در تکواندو شرکت داشتند. پرچمداری زنان المپیکی ایران اگرچه با هدف سیاسی و برای نمایش زنِ با حجاب و به علامت قدرت ایرانی مشارکت زن مسلمان و اقتدار ملی انتخاب شد، اما از انتقاد درون نظام هم در امان نماند.

مخالفینی از درون کشور به پرچمداری زن و حتی به مشارکت زن ایرانی در مسابقه های خارج از کشور اعتراض کردند و اعتراض آنها بازتاب گسترده ای در رسانه های جهان داشت.

پس از المپیک ۲۰۰۸ پکن حجت الاسلام علم الهدی امام جمعه مشهد در خطبه های نماز جمعه گفت: «این موضوع جنگ با ارزش ها و آماده سازی مردم برای فرج امام زمان است، آیا می فهمید چه می کنید؟ ... این که زن را جلودار می کنید، غیر از سرپیچی از فرمایشات معصومان است؟ با این که جمعه اول ماه شعبان زمانی برای احیای ارزش های دینی است، در این روز در عرصه بین المللی حرکتی تند و ضد ارزشی انجام می شود".

به این ترتیب تصویری که از زن پرچمدار ایرانی در جهان ارائه می شد مناسبتی با وضعیت زنان و ورزش زنان در درون کشور نداشت. هر دو پرچمدار کاروان های ایران بعد از برگشت به ایران شرایط را برای ادامه ورزش سخت دیدند.

لیدا فریمان همانطور که پرچم دار بازی های المپیک 1996بود، بعد از سال ها تلاش برای پیشرفت رشته تیراندازی با آزردگی تیراندازی را ترک کرد. او در مصاحبه اش با روزنامه شرق گلایه می کند که با وجود این که در شرایط سخت و امکانات کم در مسابقه ها تیراندازی کرده اما مسوولان وقت برایشان مهم نبود که او پیشرفت کند.

پرچمدار تیرانداز ایران می گوید: "حضور من بیشتر از نتیجه ای که قرار بود به دست بیاورم اهمیت داشت... شاید هدف از حضور من، آن هم در رژه و پرچمداری در المپیک این بود که ثابت کنیم زن مسلمان می تواند در یکی از مهم ترین رویداد های ورزشی شرکت کند، آن هم با حجاب". قابل تامل است که در حالی که از او تقدیری نشده و در همان یک باری که به مراسمی در شورای شهر تبریز دعوت شده، به او قابلمه هدیه داده اند.

هما حسینی هم پنج سال بعد از پرچمدار ی کاروان ایران در بازی‌های المپیک چین از صحنه‌ها محو شد. او در مصاحبه با خبرنگار مهر گفت: سال ۸۸ تیم ملی قایقرانی اصلا شرایط خوبی نداشت و مربی‌ای هم در آن مقطع نبود که به درد پاروزنان حاضر در اردو بخورد. همان موقع به دنیامالی، رئیس وقت فدراسیون گفتیم که اگر قرار است روال به این صورت بماند از تیم ملی خواهیم رفت و او هم در پاسخ به ما گفت، بروید!"

لیدا فریمان با وجود این دلخوری ها و انتقاداتش بر نحوه تقسیم بودجه و نرسیدن به شهرستان ها، به آینده تیراندازی بانوان امیدوار است و معتقد است بروز استعدادها و رخدادهای جدید می تواند تقویت کننده این بخش باشد. او مراحل سخت گذشته را قدمی در پیشرفت تیراندازی بانوان می داند و از موفقیت ورزشکارانی مثل الهه احمدی (تیرانداز المپیک ۲۰۱۲) خشنود است و امیدوار است او و احمدی برای دیگران انگیزه ایجاد کنند و مسوولان از این ورزش رو به پیشرفت پشتیبانی کنند.

با تمام مشکلات، زنان ایرانی هم چنان با تمام کاستی ها و با وجود حجاب اجباری در ورزش، که خود نمادی از تبعیض است رشد کردند. حجاب با آن که مقام های حکومتی عقیده دارند که محدودیتی برای ورزش نیست، اما ورزشکاران زن به این موضوع اعتقادی ندارند. چون حجاب در ورزش، بخصوص در رقابت های برون مرزی می تواند برای شرکت کننده ایرانی مشکلات نابرابری شرایط را ایجاد نماید. بسیاری از ورزشکارها نیز این موضوع را خاطر نشان می کنند. حجاب علاوه بر نابرابری و تبعیض مشکلات دیگری را نیز در پی داشته است، از جمله حجاب در مجامع بین المللی قابل پذیرش نبوده و بارها زنان و دختران ایرانی به دلیل رعایت حجاب از حضور در مسابقه محروم شده اند، از جمله در سال ۲۰۱۱ تیم فوتبال زنان ایران در رقابت‌های مقدماتی المپیک ۲۰۱۲ به دلیل داشتن حجاب اجازه رفتن به میدان را پیدا نکرد. علاوه بر آن به «مارال مردانی» جودوکار زن تیم ایران در رقابت‌های جودو المپیک جوانان ۲۰۱۸ در آرژانتین به دلیل داشتن حجاب اجازه حضور بر روی تاتامی داده نشد. لازم به ذکر است که فدراسیون جهانی جودو پیش تر به جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده بود که اگر ورزشکاری با حجاب بیاید، اجازه رقابت نخواهد داشت. این جودوکار قرار بود در وزن منهای ۷۸ کیلوگرم و در دور نخست، برابر حریفی از دومینیکن قرار بگیرد.

این ها تنها گوشه کوچکی از محرومیت در مسابقات بین الملی است که دختران و زنان ایرانی به دلیل داشتن حجاب اجباری با آن مواجه شده اند.

(مسئله حجاب اجباری چالش بزرگی برای ورزشکاران زن بوده و هست. از مخالفت جوامع بین المللی با شرکت زنان با حجاب اجباری گرفته، تا آزار و اذیت هایی که زنان ورزشکار از طرف مدیران خود به خاطر نامناسب بودن حجاب دیده اند، تا عدم برابری وضعیت ورزشی در برابر رقیبان و حریفان خود)

در هر صورت با تمام مشکلاتی که حجاب اجباری برای ورزشکاران ایجاد کرده و می کند مشاهده می شود که زنان ورزشکار به پیش می تازند و روز به روز شاهد موفقیت های روز افزون زنان ورزشکار هستیم. (باید یاد آورشویم هستند مدیرانی که سعی می کنند ورزش زنان را ارتقاء دهندکه متاسفانه تعدادشان کم است و در مقابل مدیرانی هم وجود دارند که دائما چوب لای چرخ ورزش زنان میگذارند)

حجاب اجباری فقط بخشی از تبعیض در حوزه ورزش زنان است، بخش دیگر عدم اختصاص بودجه کافی برای ورزش زنان است. تاجایی که بیشتر آنها با هزینه شخصی پیگیر فعالیت های ورزشی حرفه ای خود هستند. از دیگر تبعیض ها عدم وجود اسپانسر(حامی مالی) برای پوشش دادن رقابت های ورزشی است، زیرا صدا و سیما ورزش بانوان را به درستی پوشش نمی دهد و هیچ اسپانسری حاضر نیست پولش را برای این رقابت ها که کمتر بیننده دارند هزینه کند. نابرابری دست مزد مربیان زن نسبت به مربیان مرد ، و از همه بدتر کسب اجازه همسر یا پدر برای شرکت در مسابقات برون مرزی، که برای تعدادی از ورزشکاران زن دردسر ساز شد، از دیگر مشکلاتی است که بر سر راه ورزش زنان و دختران این کشور قرار دارد. یکی از اساسی ترین مشکلات ورزش زنان عدم وجود وحدت رویه و قانونی همه جانبه برای ورزش زنان است . این امر در حقیقت در هر استان و شهرستانی تابع سلیقه و اراده مقامات محلی به ویژه امامان جمعه است که میزان و حدود ورزش زنان را تعیین می کند. ( ورزش دوچرخه سواری در اصفهان و جنجالی که به دنبال آن در رسانه ها ایجاد شد یکی از آخرین نمونه های اعمال سلیقه های محلی است.)

اما با وجود تمام این مشکلات و موانع زنان از پا ننشسته اند. این مبارزه بی امان را ادامه داده اند و هر روزه شاهد پیشرفت روز افزون آنها در عرصه ورزش هستیم. در اینجا جا دارد که تعدادی از این موفقیت ها را بیان نمایم.

یکی از موفقیت های ورزش زنان ایران در سال ۲۰۱۰ به دست آمد. در بازی‌های آسیایی ۲۰۱۰ گوانگجو خدیجه آزادپور توانست اولین طلای انفرادی زنان ایران در تاریخ بازی های آسیایی را در ووشوو کسب کند. در این دوره از مسابقات ایران با قهرمانی خدیجه آزاد پور، نایب قهرمانی تیم تیراندازی دختران، مدال برنز تیم روئینگ و مدال های دختران تکواندوکار به رده چهارم جدول رده بندی مدال ها در بازی های آسیایی ۲۰۱۰ رسید.

(از حاشیه این موفقیت می توان به این موضوع اشاره کرد که حضور زنان ایرانی در میدان های ورزشی خارج از کشور انتقاد مخالفین درون کشوری را به دنبال داشت. حجت‌الاسلام سیدمحمد غروی، عضو شورای مرکزی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، با انتقاد از صدا و سیما به خاطر پوشش و پخش تصاویر مربوط به ورزش بانوان در رقابت های گوانگجو گفت: «از مسئولان می ‌خواهم که در مورد حضور بانوان در مسابقات جهانی تجدیدنظر کنند"

ورزشکاران زن بعد از بازگشت به ایران مورد بی مهری مسئولین قرار گرفتند و وعده آپارتمانی که قبل از مسابقات به عنوان پاداش به برندگان مدال طلا داده شده بود از خدیجه آزادپور دریغ شد. به قهرمان ووشوی آسیا گفتند تنها در صورتی که متاهل شوید این پاداش به شما تعلق خواهد گرفت. بعد از جنجالی شدن اعتراض خدیجه آزادپور در رسانه ها مسوولان با اهدای ۲۰ خانه به ۲۰ قهرمان از ادامه ماجرا پیشگیری کردند)

یکی دیگر از پیروزی های چشمگیر زنان ورزشکار ایران در المپیک ۲۰۱۲ حاصل شد. در المپیک لندن الهه احمدی در تیراندازی به مرحله فینال راه یافت و به مصاف هفت تیرانداز از کشورهای چین، آمریکا، چک، لهستان و روسیه رفت و در پایان در رده‌ی ششم ایستاد. این بهترین عنوان تاریخ ورزش زنان ایران در بازی های المپیک است.

این پیروزی الهه احمدی و راه یابی او به مرحله فینال تیراندازی المپیک ورزشکاران زن ایرانی را امیدوار کرد که رسیدن به مدال المپیک می تواند امکان پذیر باشد.

پیروزی دیگر ورزشکاران زن ایران در مسابقه های فوتسال آسیا ۲۰۱۳ رقم خورد. در این مسابقه ها تیم ایران به فینال راه پیدا کرد و در بازی با تیم ژاپن با اختلاف یک گل به مقام نایب قهرمانی فوتسال زنان در آسیا رسید. گرچه این پیروزی با ارزش و شیرین بود ولی از تیم فوتسال زنان در جشن تجلیل و بازی نمادین که در ورزشگاه آزادی برگزار می شد تقدیر نشد.

(از حاشیه این پیروزی نیز می توان گفت که این تیم به مراسم جشن دعوت شده بود و نادیده گرفتن شان در مراسم بی احترامی بزرگی محسوب می شد. فهیمه زارعی زننده تک گل فوتسال زنان ایران به تایلند که در شهرستان بشاگرد زندگی می کرد به دلیل نداشتن هزینه سفر به تهران قصد شرکت در مراسم را نداشت ولی با اصرار لیلا اقبالی کاپیتان تیم راضی به سفر شد. درمراسم که به صورت مستقیم از سیما پخش می شد به تیم‌های ساحلی نوجوانان، فوتسال و فوتبال مردان پاداش اهدا شد اما اعضا تیم فوتسال زنان، نایب قهرمان آسیا، پشت جایگاه شیشه‌ای ورزشگاه آزادی ماندند، مورد بی توجهی قرار گرفتند، و آزرده خاطر مراسم را ترک کردند.)

از دیگر افتخارات زنان می توان به خانم زهرا نعمتی اشاره کردکه اولین مدال ورزش زنان ایران در پارالمپیک را در بازی‌های ۲۰۱۲ لندن دریافت نمود.

کیمیا علیزاده نیز که به تازگی در ورزش زنان پیشرفت چشم گیری کرده است با دریافت مدال های رنگارنگ در سن کم زبان زد همه شد، و علاوه بر آن اولین زنی ایرانی بود که در المپیک مدال دریافت کرد. اما این پیروزی هم بی حاشیه نبود. زیرا کیمیا علیزاده تکواندو کار موفق و جوان ایران به دلایل مختلف از جمله بی مهری های مسئولین به ورزش زنان کشور را ترک کرد. کیمیا تا قبل از ترک ایران با چنین سخنانی از جانب مسئولین درجه اول مواجه بود. از جمله رهبر جمهوری اسلامی ایران گفت : من از صمیم قلب از همه زنان ورزشکاری که در عرصه بین‌المللی با حجاب حضور دارند تشکر می‌کنم. آقای روحانی رئیس جمهور در مورد او گفت: دخترم کیمیا، همه مردم به ویژه بانوان ایران‌زمین را شاد کردی؛ شادی همیشگی را برایت آرزومندم. علی لاریجانی رئیس مجلس جمهوری اسلامی گفت : در این‌جا لازم می‌دانم به‌طور ویژه از افتخارآفرینی خانم کیمیا علیزاده بانوی قهرمان ایران که برای نخستین بار نیز در رقابت‌های المپیک موفق به دریافت مدال شدند تقدیر و تشکر کرده و این موفقیت را به همه بانوان کشورمان تبریک و شادباش می‌گویم .اما متاسفانه بعد از خروج از ایران به خیانت، و وطن فروشی متهم شد . او در برابر هجوم رسانه ای شدیدی که علیه او به راه انداخته شده بود نوشت: «می‌گویند کیمیا پس از این چیزی نخواهد شد. خودم از این هم فراتر می‌روم و می‌گویم قبل از این هم چیزی نبوده‌ام: من کیمیا علیزاده، نه تاریخ سازم، نه قهرمانم، نه پرچمدار کاروان ایران من یکی از میلیون‌ها زن سرکوب شده در ایرانم که سال‌هاست هر طور خواستند بازی‌ام دادند.»

البته ایشان اولین و نیز آخرین ورزش کار زنی نبود و نیست که برای رهایی از قید و بند های تحمیلی جمهوری اسلامی،کشور را برای رسیدن به آرزوهایشان ترک می کنند. زیرا این بی مهری ها و سوء استفاده از بانوان ورزشکار ادامه خواهد داشت.

در انتها می خواهم از موفقیت های زنان در ورزش کوهنوردی، ورزش مورد علاقه خودم نیز صحبت کنم. کوهنوردی ورزشی کمتر رقابتی است که زنانی پا به پای مردان کوه ها را در می نوردند و قدم بر قله ها می گذارند، حتی در صعودهای برون مرزی شرکت می کنند. از جمله آنها پروانه کاظمی اولین زن کوه نورد ایرانی است که از مجموع 14 قله بالای هشت هزار متری دنیا تاکنون چهار قله را صعود کرده است. که یکی از آنها هیمالیا است. نگار سماک نیز یکی دیگر از افتخارات این ورزش است که از خط پایان مسابقات دو کوهستانی گذشت که کمتر رسانه ای شد. در اینجا لازم می دانم یاد لیلا اسفندیاری بانوی کوهنوردی که جان خود را در این راه از دست داد گرامی دارم . لیلا در یک خانواده مذهبی و مرفه متولد شد. تعصب پدر موجب سخت گیری ها و محدودیت های زیادی در دوران نوجوانی و جوانی لیلا می شود. علی رغم علاقه وی به تحصیلات دانشگاهی در رشته حقوق، پدرش با این استدلال که در رشته حقوق مجبور است در محیطی مردانه کار کند، وی را وادار به تحصیل در رشته آزمایشگاهی میکروبیولوژی می کند. وی بعد از اتمام تحصیل و بازگشت به منزل از خانواده خود جدا می شود و خانواده اش (پدر خانواده) نیز وی را طرد می کنند.

در سال های اولیه استقلال، وی از طریق تدریس خصوصی و کار در کارخانه دستمال کاغذی مخارج خود را تأمین می نمود. پس از اتمام دانشگاه در بیمارستان آبان مشغول به کار می شود. زمانی که تصمیم به صعود به نانگاپاربات می گیرد، وی موفق به جذب یک اسپانسر می شود و به این ترتیب از کار در بیمارستان استعفا می دهد و تا زمانی که در قید حیات بود، روزانه دست کم ۷ ساعت تمرین کوهنوردی، بدن سازی، شنا و سنگ نوردی را در دستور کار خود قرار می داد. وی آرزو داشت در کوهستان و یا در غار جان خود را از دست دهد و از این رو به هم تیمی اش، سامان نعمتی که در حین صعود به قله نانگاپاربات جان خود را از دست داده بود، غبطه می خورد.

در یکی از شاخص ترین صعودهای خود موفق شد به قله دشوار نانگاپاربات صعود کند، صعودی که از سوی فدراسیون کوهنوردی ایران هرگز پذیرفته نشد. اما پس از مرگش بارها از این صعود یاد شد. وی همچنین در تلاش برای ثبت رکوردی جدید، قصد صعود به قله کی۲، دشوارترین قله جهان را داشت که به دلیل شرایط نامساعد جوی موفق به این کار نشد. در قطعه نام آوران بهشت زهرا تهران تندیسی به یاد وی ساخته شد.

فیلم یا مستندی به نام لیلای بی لیلی که نسخه‌ی اولیه‌ی فیلم مربوطه، در ابتدا به سفارش باشگاه کوهنوردی دماوند تهیه شده بود تا در مراسم یادبود او به نمایش عمومی در آید که به دلیل مصاحبه بدون روسری در آخرین لحظات مراسم از پخش آن در سالن ممانعت به عمل آمد. این فیلم در مورد زندگی و مرگ لیلا اسفندیاری تهیه شده که هنوز منتشر نشده است.

این روند موفقیت ها همچنان ادامه دارد و ادامه خواهد داشت. زنان و دختران ما در مبارزه بی امان برای رسیدن به حقشان از پای نخواهند نشست.

در پایان بد نیست از حضور زنان در استادیوم های ورزشی نیز صحبت کنیم. طی دهه ها ،به ویژه سال های اخیر درخواست حضور در استادیوم های ورزشی یکی از خواسته های ثابت زنان بوده است، که متاسفانه با وجود فشار های سازمان های جهانی در این راستا، حکومت جمهوری اسلامی از تامین این حق طبیعی زنان نه تنها خود داری کرده است بلکه با برخورد امنیتی با موضوع معترضین را مورد پیگرد قانونی قرار داده است.

حضور در استادیوم های ورزشی یکی از حقوق دموکراتیک زنان ورزش دوست و ورزشکار ایران است. خوشبختانه نیروهای فعال اجتماعی بسیاری از این حق طبیعی زنان حمایت و خواهان حضور آزاد زنان در ورزشگاه ها دوش به دوش مردان برای برخورداری از لذت هیجان ورزش، تشویق تیم مورد علاقه و کسب تجربه جمعی برای فعالیت های ورزشی هستند.

هر روز در کوچه وبرزن دختران و زنانی را مشاهده می کنیم که کوله ورزش بر دوش مسیر رهایی را طی می کنند!

 


[i] - کانون بانوان

کانون بانوان در سال ۱۳۱۴ شمسی تأسیس شد. این نخستین انجمن صنفی زنان بود که از طرف دولت پشتیبانی شد. هرچند در واقعه کشف حجاب نهادها و سازمانهای مختلفی از جمله وزارت کشور، شهربانی، وزارت معارف و ... نقش داشتند اما به نظر می‌رسد سهم سخنرانیها و تبلیغات فرهنگی که در شهرهای مختلف از سوی کانون بانوان برگزار می‌شد، در پیشبرد این سیاست قابل توجه بوده و روند تغییر، پوشش زنان ایرانی را تسریع نموده است.

محورهای اصلی در اساس‌نامه کانون بانوان ایران که در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۱۴ تنظیم شد، به شرح زیر است:

  • تربیت فکری و اخلاقی بانوان
  • تشویق به ورزش‌های متناسب برای تربیت جسمانی با رعایت اصول سلامت.
  • ایجاد مؤسسات خیریه برای امداد به مادران بی‌بضاعت و اطفال بی‌سرپرست.
  • ترغیب به سادگی زندگی و استفاده از وسایل ساخت ایران.
  • این کانون بر طبق ماده ۵۸۷ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ هـ. ش شخصیت حقوق دارد و رئیس آن نماینده کانون خواهد بود.

افزودن دیدگاه جدید