پنجشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۹ - ۲ ژوئیه ۲۰۲۰

نشریه هفتگی جُنگ کارگری شماره 58

۱۸ اسفند ۱۳۹۸

مطالب این شماره نشریه:

- جنبش زنان از مبارزە برای حق رای تا برابر حقوقی! - یادداشت از صادق کار

از کرونا و شیاطین دیگر - مراد رضایی

- اشتغال در اقتصاد سبز - بخش 6 - مترجم: گودرز اقتداری

- طرح کلی تاریخ کار - بخش چهارم - یان لوکاسن - انستیتو بین المللی تاریخ

- مبارزە زنان علیە تبعیض و نابرابری ادامە دارد - علی صمد

- بیکاران و شاغلین متحد شوید تا از فقر و گرسنگی نجات پیدا کنید! - صادق

- گذر و نظری بر رویدادهای کارگری هفتە - جُنگ کارگری

دیدگاه‌ها

حالا که گفتین منم نظرموبگم بدنیست.جبهه سرمایه رایک کفه ترازووجهه کارراطرف دیگرحساب کنیم اگرسرمایه بخواهدکارطرف مقابل راصاحب شودومزدش راندهدتوازن برهم میخوردپس به داستان سازی روی می آوردتاتوجیه کندازگسترش مذهب بگیرمانندکاری که ترامپ میکندتافیلم های هالیوددکه راجع به همه چیزفیلم میسازدغیرازواقعیت جامعه تازه وقتی هم واردمباحث طبقاتی میشودبه هرجوری شده به انحراف ویاس میکشاند.درخاورمیانه که منبع ثروت است فقط صحبت دین وقومیت است درعرض کمترازیکماه داعش دوسوم دوکشورعراق وسوریه راتصاحب میکند.وترامپ که می گویدسوریه راترک میکنیم تاکیدمیکندغیرازمنابع نفتی .میخواهم بگویم اشتباه نگرشی مانندخانم اسدپوراین است که ترازورامساوی قرارمیدهددرصورتیکه سرمایه راه انحطاط رامیپیمایدوتنها منطقش زوراسلحه است وتمامی روشنفکران نئولیبرال سعی درپوشیدن این انحطاط وموجه جلوه دادن هستند.اگرهنوزمیتواندچپاول کندنه به خاطرزمانی مانندعروجش بودکه تمام روشنفکران حمایتش میکردندبلکه برگرداندن جامعه ازطریق افسانه بافتن به هرشکلی روزی پانک روزی مایکل جکسون واندکی دینداری برای خودشان یعنی جوامع اروپا وآمریکاومذهب برای بقیه کشورها این است که درهرکجای دنیا مذهبی زیرستم باشدپستان به تنورمیچسبانند.وفرض که کشوری درحال تعادل بودتازه یادشان می افتدکه هم جنس گراها به رسمیت نشناخته شده اند.ماننددفاع ازبهاییان درایران .توهینی به بهاییان نمی کنم ولی میگویم ازهرمسئله مذهبی قومی وحتی جنسیتی استفاده میکنندتامبارزه دوجهه کاروسرمایه به محاق برود.حال اگرحکومت درایران دست بهاییان بود آه واویلای مسلمانان یا زرتشتیان راسرمیدادند.سرمایه درحال سقوط به اعماق است وبه هرچیزی چنگ میزندتاخودرانجات دهد.گردو خاکی که درایران است وچنان جلوی چشم راگرفته که مبارزه طبقاتی دیده نشودبه همین دلیل است.
0

هرکسی میتواندهرتئوری رادرجهت دفاع ازطبقه کارگرباهرسطح پیچیدگی عنوان کنداما همان تئوری بایدبه برنامه ای ختم شودوپیش روی کارگرقرارگیرد.کارگرممکن است ازانضمام وتجریدچیزی سردرنیاورداماازبرنامه ایکه ازمنافع اودفاع کندراحت میفهمدبه همین خاطرمقالات کارگری بدون هیچ تاملی هضم میشود.پس نصیحتی به تئوریسین ها میکنم زیادبه خوددرانتخاب کلمات پیچیده زحمت ندهیدچون بلاغاصله بایدآن تئوری رابه برنامه تبدیل کنیداگرنه درسطح همان حرف میماندوحیف که کاغذسیاه شود.پس بایدبگوییداین تئوری من ودربرنامه این تغییرراایجادمیکندواین نتیجه راببارمی آورد.چقدردلتنگ مقالات کریمی شده ام .مردی که تئوری راکاملابابرنامه پیوندمیدهدودراصل برنامه اش راارائه مبکند.نقطه ضعف. وشنفکران ماهمین است که چنان درواژه هاگم مبشوندکه یادشان میرودنتیجه فعالیتشان بایدمنجربه چه چیزی بشود.شایدروشنفکران بگویندتئوری من آنقدرمجرداست که سخت میشوددرپراتیک نشان داد.که فکرمیکنم بااین جواب لبخندبه لبان اکثرچپهابنشیند.پس من کارگرهیچ هراسی ازبکاربردن پیچیده ترین الفاظ درطرح ظریفترین وپیچیده ترین مسئله تئوریک ندارم وقتی که نقطه اتصال آن بابرنامه وبازتاب آن درتغییرویااثبات همان برنامه باشد.برای من برنامه مهم است چون قراراست توسط آن به بهروزی برسم .ودعوای بین احزاب وسازمانهای چپ دقیقا بایدبرسربرنامه باشدهرچیزدیگروقت تلف کردن وهرزبردن است.بدین قرارحزب چپ راپیشتازمیبینم.
0

باسلام خدمت آقای صادق کار.آقای کار نجاتم بده هرچه این متون تئوری را میخوانم کمترسردرمی آورم .عیب کارازمن است .من کتب لنین راکه میخوانم اینقدربامشکل الفاظ طرف نیستم تقریبا درک میکنم .حتی مانیفست را.پس برای من کارگرکه بخواهم ازتئوری های جدیدسردربیاورم هیچ جایی نیست .یک مقاله تئوری دربه پیش بودباورکن چندنفری خواندیم وسردرنیاوردیم .خوب این تئوری ها بلاخره ازهمین جامعه بیرون آمده بایددرجامعه دیده شودومثالی داشته باشدنمی شودکه سراپاخیالی یا فقط حرف محض باشد.جهت تعریف یا خوش آمدشمانمی گویم ولی هرمقاله ای منتشرکردیدازاوضاع واقعی کارگران بود.جالب است که همه ازمارکس دلیل می آورند.وقتی مانیفست به آن راحتی باشدنمی شود که تفسیرش ازخودش سخت ترباشد.تفسیرمیکنی که یک موردسخت رابازش کنی نه اینکه سخت ترش کنی .نمی دانم شایدمن زیادی بیسوادم .
0

بیاییدبرعکس همه که به گذشته رجوع میکنندتاببیندعیب کارکجاست مافرض رادریک کشورفرضی براین بگیریم که سرمایه وکارباکنتراست کامل دربرابرهم قرارگرفته اند.خوب چشم بسته عاقبت کارسوسیالیزم است چون نه ایده های بینابینی وجودداردونه طبقات بینابینی جواب تمام سئولات سوسیالیزم است.اما درواقعیت هم خورده بورژواوجودداردهم تکامل طبقه کارگربه حدایده آل نیست .حال اگردرشرایط سیاسی خاصی حکومت به دست حزب یاسازمان نماینده جبهه کارافتادمابه التفاوت شرایط ایده آل سختی پیش روی آن حزب است چرا،چون زایمان جلوتراتفاق افتاده است وشرایط مادی حاکم جوابگوی پیاده کردن اندیشه های سوسیالیستی نیست.که تمام کشورهای سوسیالیستی که درجهان بودوهست بااین مشکل دست به گریبان بودند.به لحاظ علمی یک کشورسوسیالیستی ازهرکشورسرمایه درزمان خودش پیشترفته تراست .یعنی کشوری که دانشمندان آرزوی بودن درآن را دارند.ورشگ تمامی مردم جهان است چراچون انسانی ترین روابط زندگی درآن برقراراست.چون استثماروبهره کشی ازانسان درآن جایی ندارد.خوب این زمینه های مادی میخواهدنه صرفا آرزویی دردل .خوب دراین صورت برای حزبی که درکشورش هنوزطبقه کارگربه تکامل نرسیده هنوزکشورش درزمینه تولیدنه فقط برای صادرات بلکه مایحتاج مردم خودش سخت عقب مانده است دل وگرده ای رستم وارمیخواهد.کمی عینی ترش کنیم مثلا دریک کشورعقب مانده مثلا افریقایی.می گویید امکان داردولی میگویم دراروپای شرقی نشددرکشورعقب مانده آفریقایی که جای خودرا دارد.پس اگرحزبی به جای اولویت قراردادن گرفتن قدرت آگاهی جامعه راهدف قراردهدحزب موفقی است درهرسطح که میخواهدباشد.
0

ازطرح اندیشه های انتقادی نسبت به گذشته کل جنبش چه درایران وچه جهان نهراسیم .ولی این سبب نمی شود که واقعیتی را که درجامعه میگذردنادیده بگیریم .سرمایه چنان هارشده است که فقط سودمیخواهد حال ازهرکجا وبه هرصورت .اگرقبلاا تولیدمیکرداکنون چپاول میکند.غارت میکندوازهیچ جنایتی روگردان نیست .هرجاستمی برمردم میرودنشانی ازما بایدباشد.ازپیله تئوری بایدبیرون بیایم ومشگلات عینا موجودمردم راموردنظرقراردهیم .باورکنیدهرچه به پروپای تئوری بپیچیم چیزی دستگیرمان نمی شود،آنقدرکه درسطح جامعه حرف هست که باهمین ها میتوان مردم رابه اندیشه درست رهنمون کرد.
0

افزودن دیدگاه جدید