شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ - ۴ آوریل ۲۰۲۰

مشکلات زنانِ متخصصِ مهاجر در کانادا*

۲۷ اسفند ۱۳۹۸

مجموعه مشکلاتی که اشاره شد موجب این امر می شود که در بیشتر موارد زنان متخصص مهاجر به قراردادهای شغلی کوتاه مدت در حد یکسال و یا کمتر رضایت بدهند. این طرز استخدام، زنان و خانواده شان را از مزایائی مانند بیمه در محل کار، فوق العاده های شغلی، امکان ارتقاء شغلی در چارچوب استخدام رسمی، برخورداری از دوره های تخصصی که شرکت ها برای کارمندانشان مجانأ ارائه می کنند، و از همه مهمتر امنیت شغلی محروم میکند.

در کشورهایی نظیر ایران زنان از هر جهت تحت ستم بوده و ازعدم امکانات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی برای رشد، در رنج اند؛ و این باعث میشود که تعدادی از زنان متخصص راه مهاجرت به کشور های مهاجرپذیر نظیر کانادا را انتخاب کنند. با توجه به اینکه کشور میزبان بسیاری از امکانات را برای مهاجرین و بخصوص برای زنان ایجاد میکند، ولی هنوز مشکلات آشکار و نهانِ بسیاری، مانع از رشد برابر بین زنان و مردان و بخصوص زنان مهاجرِمتخصص میشود.

مراحل اولیه ورود به کشور میهمان

عدم امکان آشنایی با جامعه و بهره وری از امکانات موجود برای کار یابی، در درجۀ بالائی متوجه زنان با فرزند است. نگهداری از کودک، نداشتن تسلط در زبان و آشنا نبودن با فرهنگ جامعه و اهمیت ندادن همسر مرد به اشتغال زن از جمله موانعی هستند در جهت انطباق با شرایط در محیط جدید و نهایتاً مانع از راه یابی برای اشتغال.

امکان یافتن شغل های پایه ای برای مردان مهاجر متخصص در ماه های اولیۀ مهاجرت به مراتب آسانتر است تا برای زنان. کارهائی نظیر حمل نقل وسابل خانه که برای زنان سنگین است و کارهای نظیر رانندگی تاکسی و رانندگی برای رستورانها( پیتزائی) که برای زنان متداول نیست؛ این گونه شغلها به مراتب برای زنان متأهل که همسویی و همکاری همسرهم برایشان وجود ندارد، و همین طور برای زنان با فرزند تقریباً غیر ممکن است. همین امر مانع از ورود زنان به جامعه کاری شده و با تأخیر میتوانند با فرهنگ جامعه میزبان آشنا شوند.

توجه داشته باشید، هر چند شغل های پایه ای در ماه ها و سالهای اولیۀ مهاجرت آن چیزی نیست که مهاجرین متخصص بدنبالش هستند، ولی داشتن همین شغلها باعث میشود خود را از نظر مالی ساپورت کنند تا شغل دلخواه خود را پیدا کنند. و باعث آشنائی سریعتر با جامعه میزبان میشود و موجب یادگیری سریعتر و گسترده تر زبان جامعهٌ میزبان میشود، و از همه مهمتر روزنه ای باز میکند برای ملاقات با اشخاصی که میتوانند در گرفتن شغل تخصصی و یا حداقل گرفتن اطلاعات مفید در این جهت، مفید واقع شوند.

دومین مرحله دعوت به مصاحبه برای اشتغال

در این مرحله فرهنگ و شکل ارتباط گیری زنان با مصاحبه کننده نقش جدی در بدست آوردن شغل دارد. فرهنگ بسیاری از زنان مهاجر، متاثر از جوامع مذهبی و سنتی است و در مقایسه با مردان مهاجر این مسئله بزرگی است. به دلیل روابط گسترده تر اجتماعی و کاری در جامعۀ مبدأ تنظیم روابط و شکل برخورد با مؤسسات کاریابی و بخصوص در هنگام مصاحبه برای مردان آسانتر است، تا برای زنان. به عنوان مثال افرادی که در موقعیت استخدام کردن بوده اند میدانند که در چند دقیقه اول مصاحبه شما تفریبأ مطمئن هستید که مصاحبه شونده را استخدام می کنید یا نه. بخش بزرگی از این اطمینان در برخورد اولیه شکل میگیرد.

الف) نوع پوشش مصاحبه شونده

برای مرد مهاجر این مشکل بزرگی نیست چرا که در جامعۀ مبدأ کت و شلوار و با و یا بدون کراوات می پوشند. ولی برای زنان مهاجری که با مانتو و روسری خو گرفته اند، انتخاب لباس مناسب برای مصاحبه مشکلی است.

ب) طرز دست دادن

برای مرد مهاجر این مشکل چندانی نیست، ولی برای زن مهاجری که از جامعه ای می آید که دست دادن با مردان گناه محسوب میشود و جرم به حساب میآید این یک معضل است.

پ) زبان بدن، رفتار

رفتار نقشی به سزا در طول مصاحبه ایفا میکند. نگاه کردن به چشمان مصاحبه کننده، و تا چه اندازه شوخ باشی و یا جدی و غیره. از آنجا که بیشتر مواقع مصاحبه کنندگان چند مرد هستند، بودن در اتاق با آنها خود استرس بیشتر به مصاحبه شونده وارد میکند، و باعث عصبی شدن فرد میشود،زیرا او تنها زنِ در اتاق است. فردی که از جامعه ای می آید که در مصاحبت با چند مرد دیگر بودن برایش عادی نیست، در بیشتر موارد همین مسئله باعث استرس زیادی میشود که بر دیدِ مصاحبه کننده تأثیرات منفی میگذارد.

از دیگر مسائل مهم مسئله مجرد و یا متاهل بودن مصاحبه شونده است. زمانی که زن مجردی به مصاحبه میرود مصاحبه کننده در تلاش خواهد بود که غیرمستقیم بداند که آیا این فرد بزودی در صدد ازدواج است یا نه. زیرا استخدام یک مجرد ریسک این را دارد که زن به زودی ازدواج کند و به خاطر همسرش به منطقه کاری مشترکشان نقل مکان کند در نتیجه تمام مراحل کاغذ بازی استخدام ویادگیری کار به هدر میرود.

اگر زن متاهل باشد استخدامش به مراتب سخت تر است زیرا بچه دار شدن و به دنبال آن مرخصی زایمان به هیچ وجه به نفع کارفرما نیست.

اگر زن دارای فرزند باشد تعداد و سن فرزندان، تعیین کننده برای گرفتن کار است. اگر کودکان در سن رفتن به مدرسه باشند زمان کافی برای مادر برای ساعات کار اداری نخواهد بود و در نتیجه استخدام ممکن است صورت نگیرد.

وضعیت تأهل و تجرد ، داشتن و نداشتن فرزند و سن فرزندان هر کدام به نوبه خود سدهائی برای زنان در جهت کاریابی محسوب می شوند، برای زنان مهاجر با توجه به داشتن تحصیلات و تخصص به علت نداشتن پشتیبانی خانوادگی، مثل مادر بزرگها و پدر بزرگها و غیره، سخت تر و گاهاً غیر ممکن میشود و متأسفانه افرادی که مصاحبه میکنند با علم به این معضل تصمیم به استخدام و یا عدم استخدام میگیرند.

لازم به توضیح است که مصاحبه کننده از نظر قانونی نمیتواند خواهان اطلاعاتی نظیر وضعیت تأهل، باردار بودن و یا نبودن و یا سن مصاحبه شونده باشد، ولی این سئوالات در لفافه پرسیده میشوند. برای زنان بومی که به قوانین آشنائی بیشتر دارند و مسلط به زبان و فرهنگ جامعه هستند، فرار از جواب قاطع راحت تر است تا زنان مهاجر.

مجموعه مشکلاتی که اشاره شد موجب این امر می شود که در بیشتر موارد زنان متخصص مهاجر به قراردادهای شغلی کوتاه مدت در حد یکسال و یا کمتر رضایت بدهند. این طرز استخدام، زنان و خانواده شان را از مزایائی مانند بیمه در محل کار، فوق العاده های شغلی، امکان ارتقاء شغلی در چارچوب استخدام رسمی، برخورداری از دوره های تخصصی که شرکت ها برای کارمندانشان مجانأ ارائه می کنند، و از همه مهمتر امنیت شغلی محروم میکند.

سومین مرحله مشکلات زنان مهاجر در محیط کار

در جوامعی نظیر کانادا محیط کار به مثابه خانه و همکاران اعضای خانواده بشمار میروند در نتیجه وقت بیشتر گذراندن با همکاران از جمله فوق برنامه های کاری به شمار میروند. کارفرما با ایجاد گروه های ورزشی بین همکاران و وقت گذرانی بعد از ساعات کاری در خارج از محیط کار از زمره تلاشهائی برای ایجاد فضای نزدیک بین همکاران است.

برای دختر های مجرد مهاجر، این در مواردی مشکل فرهنگی بزرگی است که ناشی از رشد در جامعه ای سنتی و مرد سالارانه و نداشتن درک درست ازاین مسئله است. برای متأهلین با داشتن فرزند رفتن به بار و یا رستوران با همکاران اداری بعد از ساعات کار مقرون به وقت نیست. در صورتی که برای مردان متخصص مهاجر این مسئله ای چندان با اهمیتی نیست.

وقتی افراد زمان بیشتری با همکارانشان خارج از محیط کار صرف میکنند، در واقع در شبکه اجتماعی آنها وارد میشوند و این شبکه در بسیار موارد به آنان کمک میکند که ارتقاء شغلی بگیرند، از امکان استخدام در بخش های دیگر با خبر شده و استفاده کنند، بر میزان مزایا تأثیر دارد و از همه مهمتر همین شبکه های اجتماعی - عاطفی بهترین منبع هستند برای زمانی که فرد کارش را از دست داده و در جستجوی کار جدید است. نبودن در این شبکه ها مانع از این روند برای زنان مهاجر میشود.

مورد بسیار با اهمیت بعدی که از مشکلات و معظلات مطرح و مهم این جامعه است، حقوق و مزایای نابرابر بین زن و مرد برای شغل مشابه است. این معضل برای زنان متخصص مهاجر به دلیل نیاز مبرم برای کسب کار وتجربه کاری درکشور میزبان بطور مضاعف عمل میکند. آگاهی استخدام کنندگان از این مسئله باعث میشود حقوق پیشنهادی به زنان متخصص مهاجر از دیگران کمتر باشد. زنان مهاجر بیشتر از مردان مهاجر با حقوق پیشنهادی کمتر موافقت میکنند.

از موانع دیگر، نگاه مرد سالارانه مردان در قبال کارهائی که از گذشته های دور، متعلق به مردها بوده اند. این نگاه مشکلات بسیاری برای زنان، بخصوص زنان متخصص مهاجر در زمره کارهای خصوصأ مهندسی بوجود می آورد و مانع از پیشرفت زنان در حیطه کار میشود.

زنان مهاجر بیشتر از دیگران در معرض اخراج از کار قرار میگیرند. سالانه بازدهی کار کارمندان مرور میشود ولی قبل از آن از طرف کارگزینی درصد کسانی که باید ترفیع بگیرند و درصد کسانی که تغییر زیادی در کارشان بوجود نمیاید و درصد افرادی که باید اخراج شوند به روٌسا داده میشود. کسانی که در شرکتهای خصوصی در موقعیت مدیریت بوده اند، با این سیستم به خوبی آشنائی دارند. تقلیل شغلی و تحت فشار گذاشتن زنان مهاجر در بازنگری های سالانه آسانتر است تا دیگر زنان غیر مهاجر. نداشتن اعتماد به نفس کافی به دلایل فرهنگی که قبلا ذکر شد این ناتوانی را در زنان مهاجر دامن میزند.

زنان مهاجر کمتر از دیگر زنان و مردان ترفیع می گیرند، زیرا به موقعیتی که سر کار دارند قانع اند و فقط نمیخواهند کارشان را از دست بدهند. در صورتی که مردان مهاجر اینگونه نابرابری را کمتر تحمل میکنند، زیرا به راحتی بیشتری میتوانند شغل دیگری پیدا کنند.

از مشکلات بزرگ زنان مهاجر در کانادا، موانعی است که مانعِ روند طبیعی زندگی برای بسیاری از زنان میشود. شانس ازدواج و داشتن فرزند برای بسیاری از این دسته از زنان قربانی تحصیل و یا اجبار به تغییر رشته تحصیلی، برای کار یابی و اشتغال میشود؛ که این به خودی خود میتواند در سنین بالاتر برای بسیاری افسردگی و نارضایتی از زندگی بوجود بیآورد و در برخی موارد حتی موجب بیماریهای روحی و روانی شود.

مورد آخر در بحث امروزم ، که از اهمیت ویژه ای برخوردار است، اجبار بسیاری از زنان با انگیزه از دست ندادن نان و کار، در تن دادن به آزار لفظی در محیط کار است. در بسیاری از محیط های کاری بسیاری از زنان با آزار جنسی لفظی و یا فیزیکی دست و پنجه نرم می کنند. جوکهای جنسی و تحقیرهائی از این دست در محیط کار برای عقب نشاندن زنان توانمند، از جمله ترفندهای مردان برای پس زدن ایده ها و توانمندی های زنان در رقابت کاری است که به دلیل نداشتن تسلط کامل به زبان و فرهنگ این جوامع، زنان مهاجر بیشترین قربانی این مسائل هستند.

--------------------------

*از متن سخنرانی در جلسه پالتاکی به مناسبت ٨ مارس روز جهانی زن.

1- دستیابی به تحصیلات بالاتر. زنان مهاجر بیشتری دارای تحصیلات دانشگاهی هستند تا زنان متولد در کانادا. در سال 2006 ، 23٪ از زنان مهاجر در سن 15 سال و بالاتر دارای مدرک دانشگاهی یا گواهی در سطح لیسانس یا بالاتر بودند ، در مقایسه با 16٪ از همتایان خود در کانادا. سطح تحصیلات بالاتر در بین زنان زن مهاجر ، حتی برای افراد گروه اصلی کار در سن 25 تا 54 سالگی نیز مشهودتر بود. یک سوم (33٪) از زنان مهاجر در این گروه سنی دارای مدرک دانشگاهی بودند ، در مقایسه با کمتر از یک چهارم (23٪) همتایان متولد کانادایی خود.

https://www150.statcan.gc.ca/n1/pub/89-503-x/2010001/article/11528-eng.htm#a13

2- از سال 2001 تا 2006 ، کل جمعیت زنان شاغل کانادا 9.5٪ افزایش یافته است. مقدار رشد زنان شاغل مهاجر دو برابر بیشتر از زنان متولد کانادایی بود. در این دوره 5 ساله ، نیروی کار زنان در بین مهاجران 16.8٪ و در میان متولدین کانادایی 7.4٪ افزایش یافته است.میزان اشتغال از 2001 تا 2006 افزایش یافته اما هنوز پایین تر از زنان متولد کانادایی است

https://www150.statcan.gc.ca/n1/pub/89-503-x/2010001/article/11528-eng.htm#a13

3- شکاف بیکاری در حال کاهش استشکاف بیکاری بین زنان مهاجر تحصیل کرده و تحصیل کرده های متولد در کانادا کمتر میشود. آمار نشان میدهد که تعداد بیکاران در سال 2016 12.5% کاهش پیدا کرده ولی تعداد بیکاران زن تحصیل کرده مهاجرهنوز دو برابر زنان تحصیل کردۀ متولد در کانادا است.

http://triec.ca/wp-content/uploads/2018/11/TRIEC-State-of-Immigrant-Inclusion-Report-final-181123.pdf

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید