شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۹ - ۴ آوریل ۲۰۲۰

طرح کلی تاریخ کار - بخش پنجم

انستیتو بین المللی تاریخ اجتماعی

۲۳ اسفند ۱۳۹۸

تا اینجا من ۶ شکل اصلی از مناسبات کار را در تاریخ تمدن بشری تشخیص داده و جای هر کدام را در این تاریخ شناسايی کرده ام. اکنون سؤال این است: این مناسبات چگونه تغییر و تحول یافته اند؟ در بخش بعدی این نوشته خواهم کوشید ظهور این اشکال را در بخشهای مختلف دنیا در خلال ۴ تا ۵ قرن آخر ترسیم کنم.

جابجاییهای بلندمدت در مناسبات کار

تا اینجا من ۶ شکل اصلی از مناسبات کار را در تاریخ تمدن بشری تشخیص داده و جای هر کدام را در این تاریخ شناسايی کرده ام. اکنون سؤال این است: این مناسبات چگونه تغییر و تحول یافته اند؟ در بخش بعدی این نوشته خواهم کوشید ظهور این اشکال را در بخشهای مختلف دنیا در خلال ۴ تا ۵ قرن آخر ترسیم کنم. مهمتر این که من نه فقط رواج این مناسبات را بلکه همچنین جابجاییهای بزرگ در این اشکال را به دست خواهم داد. برای مثال ظهور و افول کارآفرینی مستقل، کار دستمزدی یا بردگی را در جریان تاریخ در نظر آورید. در سطور پیشین به بعضی از این جابجاییها اشاره شده است، مثل جابجایی از اشکال دولتی کار خراجگزارانه و بازتوزیعی در مزوپوتامیا، به جوامعی تحت سیطره بازار. بلافاصله باید اضافه کنم که من در این نوشته مختصر نمی توانم حق مطلب را در باره این موضوع پردامنه ادا کنم. بالاتر از این، کار تحقیق مقدماتی لازم برای این امر به واقع تازه آغاز شده است. بنابراین من خودم را به ارایه حداقلی فاکتهایی محدود کرده ام، که ممکن است به عنوان نوعی "دست گرمی" جذاب به کار مورخانی بیاید که درگیر تاریخ جهانی کار و مناسبات کار اند. من مثال هایم را با بابل باستانی آغاز خواهم کردم سپس به دوران کلاسیک باستان جهش خواهم کرد، متعاقباً جهش باز هم بزرگتری به ۵۰۰ سال پیش خواهم داشت و سرانجام بر برخی وجوه مناسبات کار در جهان حاضر درنگ خواهم کرد.

داندامایف هنگام مقایسه امپراتوریهای بابل جدید و هخامنشیان با دولتهای پیش از آنها، به کشف قابل توجهی نايل شد: افول آشکار کار غیرآزاد و عروج مشاغل آزاد و کار دستمزدی. در مدت ۶ قرن قبل از میلاد، برده داری مشخصا بر انجام امور خانگی ثروتمندان و امور معابد – که اتفاقاْ کارگران آزاد بسیاری را نیز در استخدام داشتند – متمرکز شده بود. لاتیفوندیا (زمینداری مبتنی بر کار بردگان) و دیگر واحدهای بزرگ تولیدی مبتنی بر کار بردگی دیگر وجود نداشتند.

یک تم مسلط درتاریخ اجتماعی –اقتصادی یونان و امپراتوری رم این است که تمدنهای کهن به واقع تا چه میزان "جامعه های برده داری" بوده اند. بارها و بارها نظرات متفکرانی چون افلاتون و سیسرون تکرار شده اند. آنها به دیدۀ حقارت به کار دستی وبه کسانی می نگرند که می باید از طریق کار گذران کنند. به خصوص یک جمله از سیسرون بسیار مشهوراست: " آنچه برای یک آقا ناشایست و رکیک است، طرق معیشت تمام کارگرانی است که ما آنها را صرفاً برای انجام کار دستی، و نه برای مهارتهای هنری، به خدمت می گیریم؛ زیرا مزد واقعی که آنها دریافت می کنند، بابت تعهد آنان به بردگی است."

سیسرون و بیشتر مؤلفان کلاسیک کارگران دستی را در برابر صاحبان زمین قرار می دادند و فقط این دومیها را "شهروند واقعی"، یعنی کسانی که می توانستند و می بایست خود را وقف ادارۀ جامعه کنند، به حساب می آوردند. به این معنا، مورخان شناخته شدۀ تاریخ باستان، مثل موزز فینلی، تصویری از تمدنهای یونانی و رمی ساخته اند که گویا در آنها کار بردگی مسلط بوده است. این تفسیر، علیرغم دلایل قدرتمندی که خاصه اخیراً در برابر آن ارائه شده اند، همچنان نافذ است. به نظر می رسد که در واقعیت اکثریت بزرگ جمعیت از کشاورزان خرد مستقل، و یک لایۀ حیاتی از صنعتگران تشکیل می شد و کارگران مزدی، اگرچه در اقلیت، اما اقلیت مهمی بودند. تخمین مورخان از سهم مناسبات کار بسیار متفاوت است، اما توافق کنونی بر آن است که بردگان اقلیتی از جمعیت را تشکیل می دادند. در آغاز امپراتوری رم بردگان فقط ۱۷ درصد جمعیت آن را تشکیل می داده اند. تخمین کایل هارپر حتی از این هم کمنر است: بین ۱۰ تا ۱۵ درصد، و در قرن چهارم بعد از میلاد کمتر از ۱۰ درصد. به نظر هارپر، نسبت جمعیت بردگان، نه چنان که اغلب استدلال می شود، به دلیل فتوحات جنگی، بلکه به دلیل افزایش طبیعی تقریباً ثابت مانده بود. یکسوم بردگان برای کار در مزارع محصولات بازار، و دوسوم آنان به کار خانگی برای ثروتمندان و به خصوص فوق ثروتمندان به بردگی گرفته شده بودند. اما مهمترین استنتاج هارپر این است که رمیها، علیرغم هزینۀ سنگین برده داری، به دلیل کمبود کار دستمزدی و هزینۀ سنگینتر آن، مجبور به ادامۀ برده داری شده بودند. هرجا که،مثل مصر، کارگران دستمزدی بسیاری موجود بوده، دستمزدها پائین و برده داری به مراتب رواج کمتری داشته است.

یکی از برجستگی های امپراتوری رم دولت قدرتمندی بود که از دهقان اش حمایت و کار دستمزدی را میسر می کرد، و به رقابت قانونی در کار بردگی نظم می داد. دولتهائی بعدی که به جای امپرتوری آمدند، دولتهای ضعیفی بودند و قادر به ارائه همان دست حمایتها از منافع دهقانان نبودند. در نتیجه بازارها نیز فرو ریختند و فنودالیسم نامتمرکزی مبتنی بر مناسبات کار سرواژ سر بر آورد. همزمان کار تولیدی بردگان درلاتیفونداها نیز از میان رفت. کار بردگی خانگی مدت طولانی تری دوام آورد. سپس اروپای غربی به تأمین کنندۀ بردگان برای امپراتوریهای شرق و بیزانس تبدیل شد. به اعتباری امپراتوری بیزانس و نیز به ویژه خلافت بغداد، با شمار قابل ملاحظۀ بردگان شان، به جای امپراتوری رم نشستند.

افزودن دیدگاه جدید