پنجشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۹ - ۲ ژوئیه ۲۰۲۰

کرونا و امنیت غذایی؛ مرگ در اثر کرونا قتل عمد است!

۰۸ فروردين ۱۳۹۹

باید تاکید کرد، که تامین امنیت غذایی، وظیفه‌ی دولت است. خواه از طریق تنظیم معقول درآمدها و خواه از طریق توزیع مواد غذایی. تا کنون 2234 نفر در ایران در اثر بیماری کرونا جان خود را از دست داده‌اند؛ اما حتی آمارهای حکومتی به ما می‌گویند که این آمار تا انتهای اردیبهشت چند ده هزار نفر خواهد شد. این وضعیت، دیگر مرگ طبیعی بر اثر بیماری نیست. این قتل عمد، توسط دولتی است که طبقات فرودست ایران را هر روز فقیر و فقیرتر کرده است و مسئولیت نمی‌پذیرد...

«هر آنچه که زمره‌بندی شده و ایستاست، نیست می‌گردد و از هر آنچه که مقدس به شمار می‌رفت، هتک حرمت می‌شود و سرانجام انسان‌ها ناچار می‌شوند با دیدگانی باز و هوشیار به وضع زندگی خویش و مناسبات خود با یکدیگر بنگرند».

این گزاره‌پردازی آتشین را کارل مارکس و فردریش انگلس، بیش از صد و پنجاه سال پیش، برای توضیح وضعیت سرمایه‌داری بحران زده، طرح کرده بودند. اما بی‌مناسبت نخواهد بود اگر همین گفتار را در مورد جهان ِپس از کرونا تکرار کنیم. منطق بازار آزاد و دولت کوچک، که سال‌ها توسط نهادهای اقتصادی وابسته به دولت تبلیغ شده بود، در عرض چند روز نشان داد تا چه اندازه می‌تواند خطرناک و مهلک باشد و به قیمت جان انسان‌ها تمام شود.

غرض من در این مقاله‌ی کرونایی، بر خلاف مقالات پیشین که به تاثیرات کرونا در حال و آینده پرداخته بودم، رو به گذشته است. در گذشته بر ما چه رفته است که حالا با شیوع بیماری کرونا، چنین دچار بلا و بیم شده‌ایم؟

نقطه‌ی عزیمت من، آماری است که بارها آن را شنیده‌اید. داده‌های پزشکی، که در رسانه‌ها منتشر می‌شوند به ما می‌گویند آمار متوسط مرگ و میر در اثر بیماری کرونا، حدود 2 درصد است. با وجود اینکه کرونا، حداقل تا کنون درمانی ندارد، باقی 98 درصد مبتلایان چگونه مداوا می‌شوند؟ با یک مکانیسم دفاعی موجود در بدن که توسط گلبول‌های سفید خون مدیریت می‌شود. یعنی به فراخور بهره‌مندی بشر، از ملزومات ابتدایی سلامت جسمانی، شامل تغذیه‌ی مناسب و استراحت کافی، و سالم بودن بدن، احتمال درمان ویروس کرونا، یا ویروس‌های احتمالی در آینده، بیشتر خواهد بود.

ابتدا یک بازنگری در این 2% معروف بکنیم تا ببینیم چقدر با واقعیت منطبق است. طبق آمار سازمان بهداشتی جهانی، که هر لحظه در حال به روز شدن است و در حال حاضر به ما می‌گوید ویروس کرونا تا لحظه‌ی نگارش این متن 515022 مبتلا داشته است که 23199 نفر از آن‌ها، جان خود را از دست داده‌اند. یک محاسبه‌ی ریاضی ساده به ما می‌گوید میزان مرگ و میر مبتلایان به کرونا، در جهان 4.5 درصد است.

اما این ویروس که از آن با عناوینی همچون «بی‌مرز» و «عادل» یاد می‌شود، ظاهراً عدالت 4.5 درصدی خود را در تمام جهان رعایت نکرده است. برای روشن‌تر شدن این موضوع نگاهی به جدول و نمودار زیر بیندازید. این نمودار بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی در 26 مارس تهیه شده است و احتمال تغییر در آن در روزهای آتی وجود دارد.



توجه کنید که این آمارها را سازمان بهداشت جهانی، نه از منابع مستقل، که از مراجع دولتی و حکومتی دریافت می‌کند. و البته حتی اگر فرض کنیم که سران جمهوری اسلامی که در مورد انتخابات، تلفات سیل، حقوق مدیران، میزان بیکاری، قیمت گوجه‌فرنگی، و اساساً هر چیزی که امکان دروغ گفتن در آن وجود دارد، دروغ گفته‌اند، اینبار صادق و راستگو شده‌اند، ایران با 7.6 درصد مرگ و میر، پس از ایتالیا در رتبه‌ی دوم درصد مرگ مبتلایان به کروناست. علاوه بر ایران و ایتالیا، اسپانیا هم شرایط خوبی ندارد و در رتبه‌ی سوم جا دارد. اشتراک این سه کشور در یک امر مشخص است: نبود امنیت غذایی!

بنابر تعریفِ سازمان ملل، در سال ۱۹۸۶، امنیت غذایی را دسترسی همه‌ی مردم به غذای کافی در تمام اوقات برای داشتن یک جسم سالم می‌دانند. طبق این تعریف موجود بودن غذا، دسترسی به غذا و پایداری در دریافت غذا سه عنصر اصلی می‌باشند. یک نگاه به نقشه‌ی امنیت غذایی جهان در سال 2017 نشان می‌دهد که سه کشور مذکور، از نظر امنیت غذایی در وضعیت مشابهی قرار دارند!:



مورد چین البته در مورد نسبت امنیت غذایی و مرگ و میر بر اثر کرونا، استثناست. چین، کنترل کرونا را به توان جسمی افراد برای مقابله با بیماری موکول نکرد و یک سیستم دولتی «مسئولیت‌پذیر» برای کنترل بیماری ایجاد کرد. جز مورد چین، تقریباً در تمام کشورهای جهان، می‌توان نسبت مرگ و میر بر اثر ابتلا به ویروس کرونا و امنیت غذایی را نسبتی مستقیم دانست. یک سبد غذایی «امن» باید شکلی مشابه این نمودار شماتیک داشته باشد:



وزارت بهداشت در تابستان ۹۶ گزارش داد که هفت استان کشور در وضعیت ناامن و بسیار ناامن غذایی قرار دارند. سه استان سیستان و بلوچستان، هرمزگان و کهگیلویه ‌و بویراحمد بسیار ناامن بودند و استان‌های ایلام، خوزستان، بوشهر و کرمان، ناامنی غذایی داشتند. اصطلاح رایج «قیمت سبد نیازهای خانوار» که همیشه فاصله‌ی بسیار زیادی با حداقل حقوق مصوب دارد، شامل بحث امنیت غذایی نیز می‌شود.

افزایش قیمت موادغذایی بر کاهش تنوع و کیفیت رژیم غذایی بسیاری از مردم به ویژه طبقات فرودست تأثیر مستقیم دارد. سیاست‌های قیمت‌گذاری، درآمد، یارانه‌ها و سطح رفاه می‌تواند درجه ناامنی غذایی را بالا و پایین ببرد. جهش قیمت ارز، شاخص بهای مواد غذایی را در ایران افزایش داده است. گرانی مواد غذایی، سهم هزینه خوراک از کل بودجه خانوار در دهک‌های پایین درآمدی را بیشتر کرد. در این شرایط سرپرستان خانوار به خصوص از طبقه متوسط به پایین، غذای ارزان‌تر را که حجم بیشتری دارد و فقط گرسنگی را برطرف می‌کند به غذای مغذی و متنوع ترجیح می‌دهند که شواهد موجود و داده‌های مرکز آمار ایران این موضوع را تأیید می‌کند.



طبق سبد غذایی پیشنهادی برای افراد ۱۸ تا ۵۰ سال توسط وزارت بهداشت کشور، هر فرد باید ماهانه هشت لیتر شیر، سه کیلوگرم ماست و حدود ۵۰۰ گرم پنیر مصرف کند. انستیتو تحقیقات تغذیه و صنایع غذایی کشور اما اعلام کرده که در طول چند سال گذشته مصرف شیر و لبنیات تا ۲۵ درصد کاهش یافته است. کاهش قدرت خرید خانوار و هشدارها درباره افزودن بیش از حد روغن پالم به شیر و محصولات لبنی توسط برخی کارخانه‌ها، دلیل این کاهش مصرف گزارش شده است. پس از کـاهـش تدریجی مصرف لبنیات، افت ناگهانی و سقوط مصرف گوشت قرمز، حادثه‌ای بود که در دو سال گذشته اتفاق افتاد. طبق اطلاعات بودجه‌ی خانوار که مرکز آمار ایران منتشر کرده، در سال 97 متوسط میزان مصرف گوشت دام در یک خانوار شهری 21.816 کیلوگرم و در خانوار روستایی 24.278 کیلوگرم بوده، ولی متوسط مصرف خانوارهای محروم یک کیلوگرم در سال تخمین زده شده است. در سال 96 میزان مصرف گوشت دام در یک خانوار شهری 26.1 کیلوگرم و در خانوار روستایی 29.66 کیلوگرم بوده است. مرکز آمار ایران محدوده تغییرات تورم دوازده ماهه منتهی به آبان در گروه «خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات» را بین ۵۳,۶ درصد برای دهک اول تا ۶۱,۵ درصد برای دهک دهم اعلام کرده است، بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که وضعیت رفاهی و سفره خانوارها بهبود یابد.

این‌ها در ظاهر تنها آمار و ارقام هستند که در پژوهش‌های مختلف به آن‌ها پرداخته شده است. ناامنی غذایی، اثر عینی و علنی خود را در تن‌های رنجور و ضعیف در مقابل بیماری کرونا نشان داد. اما در طولانی مدت، ما با بحران سو تغذیه و بیماری‌هایی نظیر پوکی استخوان در زنان مواجه خواهیم شد، که جان انسان‌ها را به خطر خواهد انداخت.

باید تاکید کرد، که تامین امنیت غذایی، وظیفه‌ی دولت است. خواه از طریق تنظیم معقول درآمدها و خواه از طریق توزیع مواد غذایی. تا کنون 2234 نفر در ایران در اثر بیماری کرونا جان خود را از دست داده‌اند؛ اما حتی آمارهای حکومتی به ما می‌گویند که این آمار تا انتهای اردیبهشت چند ده هزار نفر خواهد شد. این وضعیت، دیگر مرگ طبیعی بر اثر بیماری نیست. این قتل عمد، توسط دولتی است که طبقات فرودست ایران را هر روز فقیر و فقیرتر کرده است و مسئولیت نمی‌پذیرد...

افزودن دیدگاه جدید