شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹ - ۶ ژوئن ۲۰۲۰

ویروس کرونا

۱۲ فروردين ۱۳۹۹

در هر صورت بروز این واقعه تمام مبانی تفکر ما را – در اقتصاد، بهداشت، فرهنگ، جامعه شناسی و سیاست منجمله سیاست بین المللی – تغییر می دهد. پارادیمهای جدیدی بروز خواهند کرد که به احتمال زیاد می شود گفت پایان تاریخ گذشته – آنچنان که شاهد بودیم و می فهمیدیم – به وقوع پیوسته است.

نمی دانم آیا خواننده این سطور فیلم "جنگ دو جهان" را دیده و یا به خاطر دارد. این فیلم حدودا پنجاه سال پیش درست شده و با تخیلات آن دوره آلوده است. در این فیلم موجوداتی از کره مریخ به کره زمین می آیند ( و البته در نهایت شکست می خورند). شباهتهای برخورد با موجوداتی که از کره مریخ آمده اند و سردرگمی رهبران جهان با فاجعه ویروس کورونا فراوانند.

به راستی چه می شود اگر موجوداتی از منظومه های شمسی دیگر به کره زمین هجوم بیاورند. به نظر می آید که تجربه (هر چند دردناک) کنونی ما نزدیکترین تجربه به آن سئوال تخیلیست. چیزی به بشریت حمله کرده است که نمی شناسیم و از چند و چونش اطلاع زیادی نداریم ولی هر روزه چند هزار انسان را به هلاکت می رساند.

دهها و صدها مقاله در این مورد نوشته شده است وتقریبا همگی بر این عقیده اند که به دنیای جدیدی وارد می شویم.

آنچه همه ما را به هراس انداخته – در قدم اول – نا آشنائی ما با این ویروس است. نادانسته در مورد کورونا فراوانند و همین ندانستن باعث هراس ما می شود. شاید چند ماه دیگر طول بکشد که اطلاعات اولیه مان در این مورد بدست بیایند و داروهای مفید برای درمان اولیه فراهم شوند. هنوز هم این ویروس به کشتارش ادامه خواهد داد ولی از گروه "ناشناخته" بیرون می آید و به دسته ویروسهای خطرناک ( مثلا آنفلوآنرا) خواهد پیوست. در آن زمان قرنطینه کنونی برداشته می شود و همه ما عادت می کنیم با حضور این ویروس جدید سر کنیم. قرنطینه کنونی برای به تعویق انداختن یورش این ویروس است. فرصتی می خواهیم که اطلاعات اولیه را بدست بیاوریم.

همانطور که در فوق اشاره شد،دیر یا زود دواهای جدید علیه این ویروس کشف می شوند. امیدوارم که در رده چند هزار نفر تلفات باشد ولی شاید چند میلیون از ما را به هلاکت برساند. در هر صورت بروز این واقعه تمام مبانی تفکر ما را – در اقتصاد، بهداشت، فرهنگ، جامعه شناسی و سیاست منجمله سیاست بین المللی – تغییر می دهد. پارادیمهای جدیدی بروز خواهند کرد که به احتمال زیاد می شود گفت پایان تاریخ گذشته – آنچنان که شاهد بودیم و می فهمیدیم – به وقوع پیوسته است.

هنوز زود است که از چند و چون این پارادیمها صحبت کنیم.

البته می توانیم از قوه تخیل خودمان استفاده کنیم و انواع و اقسام فرضیات را به میان آوریم ولی فراموش نکنیم که آنها "فرضیات و تخیلات" هستند. برای من، آنچه که دقیق و واقعیست ( دقیقتر و واقعی تر) است در سه زمینه جمع شده اند:

به هم پیوستگی بشریت – کورونا به همه مان هشدار داد که در تحلیل نهائی همه مان ار یک جنس هستیم. به آن شعر شیخ سعدی می رسیم که گفت" بنی آدم اعضای یکدیگرند..."

کاملا آگاهم که اکثر نویسندگان و ناظران ( تا آنجا که من خوانده ام) نکته مخالف نظرم را عنوان می کنند.

درست است که واکنش اولیه بسیاری کشورها این بوده که دروازه ها را ببندند و در اکثر کشورها احساسات ناسیونالیستی تقویت شوند ولی فکر می کنم این واکنش منفی زیاد طول نمی کشد و هم بستگی ما به مثابه همنوعان غلبه می کند.

برتری "سوسیالیسم" – رهبران بسیاری کشورها – منجمله امریکا – مجبور شده اند در زمینه هائی که خدمات مینامیم( مثلا بهداشت، حمل و نقل و بعضی زمینه های وابسته) کنترل دستگاههای مربوطه را ملی کنند. به عبارت دیگر، در این زمینه ها، قبول کرده اند که در تحلیل نهائی، خدماتی که مستقیما به زندگی روزمره بشر مربوطند، باید از اختیار سرمایه خصوصی بیرون بیایند.

خرافات – در ایران و بعضی کشورهای مسلمان نشین به معجزه های امامزاده ها بر می خوریم. شبیه همین نوع خرافات در ادیان دیگر هم وجود دارند. یکی از مشکلاتی که پس از بروز کورونا در ایران شاهد بودیم ( وشاید هم در آینده باشیم) دل بستن به معجزه امامزاده بود. مردم فراوانی به امامزاده ها پناه بردند . شبیه همین برخورد در ادیان دیگر هم وجود دارند. به عنوان مثال یک کلیسا در امریکا که ظرفیت معمولیش هزار نفر بود در این ایام – تا قبل از تعطیل کردن اجباری کلیسا- به جمعیت هزار و هشتصد نفر رسیده بود.

بسیاری مردم معمولی باور داشتند که امامزاده ها شفا می دهند و برای رهبران جمهوری اسلامی هم دشوار بود که به ناوارد بودن این باور اعتراف کنند ولی خوشبختانه – بالاجبار – چنین کردند و تامامزاده ها و مساجد هم تعطیل شدند.

منطقا می باید به توضیح بیشتر این واقعه بپردازیم. به همین روال باید دست آن سران جمهوری اسلامی را که برای شفا به دکترهای غربی پناه می برند ولی مدعی هستند که به معجزات هم اعتقاد دارند رو کنیم.

مجید سیادت

30 مارس 2020

 

دیدگاه‌ها

آیا اینکه آمریکا میخواهد مقداری ازتحریم ها رابرداردغیرازاینست که سیاست کلی آمریکامبنی برتضعیف هم رژیم هم مردم است .یعنی یک جنگ اعلام نشده که سرانجامش همان حالتی میشودکه اگرجنگ اتفاق می افتاد منتها بمبارانی است که فقط مردم رانشانه گرفته است .حال به اسم کرونا راه تنفسی برای رژیم بازمیکندخوب این یعنی تحریمی که داد آن رامیزدبرای تغییرنگرش رژیم تنها چیزی است که مدنظرش نیست .یک کشوری با مردمان فقیربا گردانندگانی دشمن مردم یک زیرساختی به آمریکامیدهدکه سودش راتا دهه ها تضمین میکند.چه با کرونا چه بدون آن چهل سال فقط نابودی به تدریج ایران حاصلش بوده واین اشتباه است که ایران وآمریکارادشمن هم بدانیم یک رژیمی که ثروت کشورراخرج یاوه میکندکه هروقت آمریکابخواهدبه یک ماه تمام دستاوردامتی رژیم راباخرجهای ملیاردی نابودمیکنداین چه چرخه ای است که کسی را به تفکروانمیدارد.فرض رابراین بگذاریم که کشوری ثروتمندی داریم وچوب همین ثروت رامیخوریم.آزادیم که هرچقدرمیخواهیم خرج هلال شیعی بکنیم ولی خرج آبادانی کشوراستغفرالله.آزادیم هرچقدرمیخواهیم مردم راسرکوب کنیم آزادی استغفرالله.این جورمملکت چهل سال میچرخد.
0

افزودن دیدگاه جدید