يكشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰

"منه" این منم

۲۷ فروردين ۱۳۹۹

چوپانی که از ریز تا درشت مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی وفرهنگی، جامعه دخالت می نماید، دستور می دهد، بدون آن که کسی را یارای سؤال باشد و او پاسخگو . هیچ عرصه ای از حیات اجتماعی و قوانین نیست که توسط او لگد مال نشده و به گونه ای تحت سیطره او قرار نگرفته باشد. خود شیفته ای که هرگونه مخالفت با وی جرمی در حد توهین به والی خدا در ایران، بخوان روی زمین محسوب می شود .

داستان حکومت جمهوری اسلامی داستان غریبی است، حتی عجیب تر از داستان دو رئیس جمهور در افغانستان. حداقل آن جا کشمکش بر سر اختلاف آرائی است که بسیار به هم نزدیک است و هر رئیس جمهور خود را نماینده نیمی بیشتراز مردم کشور می دانند وبرسر یک لحاف در کشا کشند.

اما در حکومت جمهوری اسلامی یک رئیس جمهوربی لحافی است که به هر حال در انتخاباتی با رای بخشی از مردم انتخاب شده ویک رهبر که سال ها قبل انتصابی هاشمی رفسنجانی بودو با خجالت نیمی از لحاف دارالخلیفه اسلامی را گرفت و حال به رهبر دائم العمری با تمامی لحاف تبدیل شده، که حکم حکومتیش بر سر سر نیزه سپاهیان، بر صغیر و کبیر، بر هر سه قوه کشور نافذ.

بیاد دارم وقتی مسئله گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی طرح شد و حزب توده با آن قانون اساسی رای مثب داد . کیانوری در جواب انتقاد برخی اعضای حزب گفته بود که این ولایت تنها در زمان خود خمینی مهم است وشنلی است تنها بردوش خمینی وبعد از او نمی تواند بر دوش کسی دیگر باشد.

حال خمینی رفته واگر او به اعتبار آن روزهای انقلاب وتوده وسیع نشئه در وعده های او بر دهان دولت بختیار می زد و دولت تعین می کرد و دولت بازرگان را به چاقوی بی دسته مبدل می ساخت و اقتصاد را مال خر می دانست. این رهبر"فرزانه" شنل را بردوش انداخت و محکم بست. با این تفاوت که نه با تکیه بر مردم بلکه با تکیه بر سر نیزه نظامیان خود.

حال بر دهان دولت می زند. اگر خمینی بر دهان مجلس نزد، او بر دهان مجلس هم می زند.

چرا که امر بر او مشتبه شده، که بهتر از همه می فهمد ،بهتر از همه تصمیم می گیرد و بهتر از همه عمل می کند! سه بهتری که اورا در جایگاهی می نشاند که به خود حق می دهد خود را صاحب کشور و قیم مردمی بداند که به قول خمینی نیاز به چوپان دارند.

چوپانی که از ریز تا درشت مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی وفرهنگی، جامعه دخالت می نماید، دستور می دهد، بدون آن که کسی را یارای سؤال باشد و او پاسخگو . هیچ عرصه ای از حیات اجتماعی و قوانین نیست که توسط او لگد مال نشده و به گونه ای تحت سیطره او قرار نگرفته باشد. خود شیفته ای که هرگونه مخالفت با وی جرمی در حد توهین به والی خدا در ایران، بخوان روی زمین محسوب می شود .

آخرین احکام صادره در مورد پانزده امضا کننده، خواهان برکناری او ،پانزده سال زندان بهمراه داشت .نتیجه چنین خود شیفتگی و خود بزرگ بینی ، آن می شود که امروز هیچ عرصه ای از حیات اجتماعی این کشور نیست که دچار مشگل نباشد و فساد نهادینه شده در این سال های وبائی شاید کرونائی که بیشتر هم خوانی داردکشوررا در منجلابی سخت فرو نبرده باشد.

هیچ قوه ای از قوای سه گانه نیست که از تعرض قانون شکنانه و بی پروای رهبر مصون مانده باشد .مجلس این قوه مقننه بی هویت شده توسط حکم حکومتی رهبر" که به قول علی لاریجانی" چرا که ولایت فقیه مافوق قانون است و هرگاه تشخیصی داد می‌تواند دستورهای ورای قانون (که به موجب کلمه ولایت مطلقه که در قانون اساسی پیش‌بینی شده) صادر کند.

در رابطه با قوه قضائیه در
۹ فروردین ۱۳۸۹ صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه گفت با پایان یافتن مهلت اجرای قانون آزمایشی آیین دادرسی این قانون با اجازه رهبری برای یکسال دیگر تمدید شد. وی از عنوان دستور ولایی استفاده کرد که تا آن زمان بی‌سابقه بوده‌است.

اما قوه خنده دار مجریه که آخرین نمایش درد آور آن در خواست روحانی از رهبر جهت برداشت یک میلیارد ارز از صنندوق توسعه بود و برخود رهبر با او واولتیماتوم این که آخرین بارت باشد! حال آنکه طبق قانون ناظر بر تاسیس این صندوق نامی از رهبر و نظارت او بر صندوق نیست .کسانی که حق تصمیم گیری در مورد نحوه تخصیص بودجه صندوق ذخیره ارزی را دارند. به شرح زیر است:

هیئتی مرکب از رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی، وزیر امور اقتصادی و دارایی، رئیس کل بانک مرکزی و
۴ نماینده به انتخاب رئیس جمهوری (حداقل ۲ نفر از بین وزیران)

در این بین مطلقا نام از رهبری وجود نداشته و رهبری مطلقا حق اعمال نظر در باره امر برنامه و بودجه را ندارد. اما مگر می شود لقمه چربی بنام صندوق ارزی دور از دسترس رهبر بخوان سپاه باشد.نهایت در این رابطه نیز باب جدیدی به نام اذن رهبر گشوده شد، که این صندوق ملی را نیز در جمع تیول رهبر قرار داد .تا بر قدرت رهبر ونیروهای نظامی بیفزاید و تضمینی برای حکومت اسلامی با تکیه بر قدرت پولی و نظامی باشد.دولت بی دولت رای بی رای "من تو دهن دولت می زنم."

همین امروز زمانی که روحانی باآه وناله از تخصیص یک میلیون وام بر سه میلیون مردم مستاصل و نیازمند سخن می گوید! صغرا ،کبرا می کند ،به دروغ متوسل می شود ، با سیلی صورت سرخ می کند ودست آخر باید هم پاسخگوی بی لیاقتی خود در رابطه با بحران کرونا در برابر رهبر وملت باشد .با اذن رهبری و خنده او بر لب سرداران رشید اسلام خبر از بر پائی قرار گاه جدیدی به نام قرار گاه حسن مجتبی می دهند که وظیفه زیر پوشش قرار دادن سه میلیون خانوار را برعهده خواهد گرفت .همان سه میلیونی ویا سه میلیون دیگری که روحانی هنوز در کش و قوس گرفتن و یا نگرفتن بهره دوازده در صدی از یک میلیون وام به آن هاست.همراه با خبر راه اندازی واحد بزرگ تولیدی با سرمایه گذاری ستاد اجرائی امام.دهن کجی علنی رهبر وسپاه به دولت بی یال ودمی که حتی دلخوشی کبوتر حرم را هم ندارد.

ازبک ها اصطلاحی دارند وقتی مچ کسی را می خوابانند می گویند "منه ""یعنی این منم " حال داستان دولت تدبیر امید نیزدر برابر رهبر چنین است "منه"

و دردا بر ملتی دردمند، خسته ومستاصل از این حکومت که در بازی قدرت جانش به لب رسیده جانی که نه برای دولت ونه حکومت بشیزی ارزش ندارد. باش تا برسد روزی که ملت گوید"منه"

 

دیدگاه‌ها

جناب محققی شمادرنوشتن به سبک خاصی رسیده اید بسیارهم زیباست وحرف من هم نقدشیوه پردازش شمانیست .من فکرمیکنم درجامعه ای که چهل سال دروغ شنیده به سخیف ترین شکل تشنه معنی درزندگی است عمق دادن به نوشته برای خواننده جذاب تراست کمی فنی میشودامابه دل خواننده می نشیند.حساب کن چهل سال دروغ وحرفهای سطحی صدمن یه غاز.برگشتن نگاه به قشرروشنفکررادرجامعه میبینم .ومورددیگری که درک میشودمردم ازیک عمردنبال پوا دویدن خسته شده اند.کمی ساده تربگویم پول درازی زحمت عادی بدست نمی آید.چه ازآنکس که درادره بخاطرکارعادی خودش پولی نمی گیردبلکه بایددرلباس حکومت برودآنوقت اگرخوش رقصی هم بکند نانش چربترمیشود.این رویا نیست عین واقعیت است .تعمیرکاربه هرکلکی بایدنانی به خانه ببرد.دیگرنان بردن ازسخت ترین فرمول های ریاضی سخت ترشده است .حال حساب کن بین یک مشت سرکردگان دزد حکومت وزحمت سخت مردم دربدست آوردن لقمه نانی وحرفهای جفنگ دولت .این است وضعیت روانی واقتصادی .حال ببین قلم بایدکجارا نشانه بگیرد.
0

محققی عزیزادبیات سیاسی بایداینگونه باشدچون وضع همین است.مردم همینگونه نظردارندونه ازالان ازابتدای انقلاب.چرامملکت دست روحانیت افتاداین رادیگرمردم نخواستنداین لباس رافردوست واربابانش برتن ایران دوختند.همین حالا هم هروقت میخواهندتحلیل بدهندازاوضاع مملکت فقط چرت وپرت تحویل میدهند.روحانی قبول کرده است که بعنوان کتک خورنظام باشدصدهاکلیپ راجع به انگلیسی بودن روحانی خودشان درست کرده اندوفقط به این دلیل که تمام بیعرضگی ها وجنایت ها رابه یگنفرآدرس بدهندواوهم کاملاازنقشش آگاه است وهمان رابازی میکند.به جک شبیه است ولی واقعیت دارد. حال چراازهم نمی پاشد.چون جامعه تکه تکه است وتاکنون اعتراضات بهم وصل نشده.این وضعیت را میتوان دراحزاب وسازمانهای سیاسی نیزدید.هم درجامعه وهم دراپزسیون این تکه تکه بودن درد بارزاین جامعه است .به خودمان نگاه کن هنوزاکثریت که تقریبا هیچ تضادی باحزب نداردنمیتواندخودش راراضی کندکه به حزب بپیوندد.این ازما.حزب توده عملا محال است که با حزب یاسازمانی به وحدت برسدوتشکیلات جدیدبانام جدیدبوجودآوردواین عملا یعنی فسیل شده است .آن پنج گروه که درشناخت مشخص گیرکرده اندوباشدیدترین تکان های جامعه نیزبه شناخت خاص نه میرسندنه میخواهندبرسندعافیت درهمان حداست جلوتربروندممکن استحرف اشتباهی بزنندآنها هم که ازقبیله پیامبرانندومحال است اشتباه کنندودرثانی شناخت خاص نیرو وزمان وکارزیادمیخواهدکه درحوصله شان نمی گنجد.سری که دردنمی کندچرادستمال ببندند.همین فحش به زیروبالای سرمایه کم افتخای نیست هزینه اش هم کم است بعدش هم اکثریت وحزب توده که ازصحنه روزگاارحذف نشده اندتاجایی که میشودمیتوان تمام نارسایی ها اشتباهات ونشناختن جامعه رابه گردن آنها انداخت.چه چیزی شیرین ترازاین .وهزاربارهم تکرارکرده اندسیرنمی شوند.باری محققی جان بگو که نفست حق است .
0

افزودن دیدگاه جدید