يكشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ - ۹ اوت ۲۰۲۰

دو روش متقابل دو شیوه متضاد

۲۸ فروردين ۱۳۹۹

مؤسسات درمانی که اولویت خویش را نه بر حفاظت از جان مردم، بلکه سود دهی بیشتر برای صاحبان سرمایه تعیین نموده بودند، در مقابل حمله بحران ساز این ویروس، تنها قادر بودند به بخش های اندک و توانمند جامعه خدمت رسانی کرده باشند. آنها حتی برای کاهش هزینه هر چه بیشتر، از انبار کردن استراتژیک تجهیزات و داروهای لازم برای بحران های مشابه، به این دلیل که هزینه بردار است امتناع کرده و از این طریق میلیون ها انسان را در پیشرفته ترین کشورهای صنعتی جهان در مقابله با این ویروس به صورت خلع سلاح شده ای به میدان مبارزه فرستادند.

مقدمه

دو نکته در مورد چگونگی برخورد نظام های مختلف حکومتی برای مقابله با بحران فاجعه امیز ویروس کرونا فکر مرا به خود مشغول کرده است. وقتی آمار روزانه انسانهایی را که جان خود را در مبارزه با این ویروس از دست داده اند مشاهده میکنیم، قلب هر انسانی ریش میشود. هر کدام از آنها برادر، خواهر، پدر، مادر، فرزند، پدر بزرگ یا مادر بزرگ کسانی هستند. در رو در رویی با این بحران فاجعه بار، دو نظام ارزشی با دو شیوه متفاوت با این بحران رو در رو میگردند. گرچه اکثر کشورهای پیشرفته صنعتی جهان سیاستی بینابینی و مختلطی از این دو روش را در پیش گرفته اند، اما در دو سر طناب دو شیوه مختلف و متولوژی متفاوت، با دو بینش فلسفی اخلاقی ارزشی کاملا متضاد را شاهد هستیم.

دو نظام ارزشی اخلاقی متضاد در مقابله با ویروس

یک – این نظام فلسفی اخلاقی مطرح میکند که در هر صورت این ویروس تعداد قابل توجهی که غالبا افراد مریض، مسن و بازنشسته هستند را خواهد کشت. برای حفظ ساختار و نهادهای اقتصادی اجتماعی، باید قبول کرد که چنین هزینه ای پرداخت شدنی است. به همین دلیل، با وجود اینکه جامعه با توجه به امکانات موجود، تلاش در مراقبت از مبتلایان را دارد، دوران این ویروس با وجود هزینه های انسانی آن بعد از مدتی سپری خواهد شد، باید ساختارهای و نهادهای اقتصادی جامعه را محافظت نمود و هر چه زودتر به حالت عادی باز گشت.

این نگرش بصورتی مشروط به فلسفه اخلاقی انسانیت نگاه میکند. اخلاق، نظام ارزشی، روش ها و منش انسانی این بینش در مقابله با بحران فاجعه بار ویروس کرونا مشروط به حفاظت از اکثریت برتر احاد جامعه، حفاظت از نهادها و بافت های اقتصادی اجتماعی و غیره است. این منش اخلاقی یک گام دیگر هم به جلو گذاشته و قربانیان خویش را از میان حاشیه نشینان، پناهندگان و مهاجرین، محرومان، سالمندان و طبقات زحمتکش جامعه انتخاب میکند. بر عکس، امکانات رفاهی، ثروت ها و اندوخته های مالی و امکانات اجتماعی بخش های برتر و گزیده اجتماعی به مراتب بیشتر فرصت آن را دارند تا از امکانات موجود برای مراقبت، قرنطینه، محافظت و درمان خویش استفاده نمایند.

در حالیکه این نظام ارزشی، تعیین میکند که هزینه های انسانی این کشتار از میان کدامین بخش های اجتماعی باید پرداخت شوند، فراموش نمیکند تا از عرصه ها و فرصت های تجاری آفریده شده، دوستان و همپیالگان خویش را بی نصیب نگذارد. این نوع فلسفه اخلاقی را در کشورهای با حاکمیت نئولیبرالی و در فلسفه "جرمی بنتن" و "جان استیورات میل" و در فلسفه "بهره وری" یا "حفاظت از رضایت و منافع اکثریت"، یا "یوتیلیترینیزم" آنها مشاهده میکنیم. تعریف آنها از اکثریت همیشه در مرحله اول خودشان با خانواده هزار فامیلها یشان هستند.

دو – جامعه مدنی باید نه تنها باید بطور استراتژیک خود را برای احتمال شیوع ویروس ها و بیماریهای مشابه پاندمیک، از نظر میزان تخت های بیمارستانی ، تجهیزات پزشکی لازم و تامین هزینه های درمانی لازم آماده کرده باشد، بلکه باید این اصل را در نظر گرفت که اگر ما از نظر اخلاقی از حفاظت از جان هر انسانی بصورت فردی، و انسانیت بطور عام عدول کرده باشیم، پا به عرصه های خطرناکی میگذاریم. اگر حفاظت از جان انسانی را مشروط به پیش شرط های دیگری کرده باشیم، به این مفهوم است که چیزهای دیگری میتوانند مهم تر از جان انسانی قرار گرفته باشند. این همه پیشرفت های علمی، صنعتی، تاسیساتی، اقتصادی، مدنی و تکنولوژیک به چه دردی میخورد، وقتی نتواند در مرحله اول در خدمت به حفاظت از زیست انسانی به کار گرفته شود. آیا انسان باید در خدمت این دستاوردها باشد، یا این دستاوردها در راه سلامت، رفاه، سعادت و تندرستی انسانها و انسانیت به کار گرفته شوند.

این نگرش اخلاقی فلسفی برای منش و روش انسانی مقابله با بحران ها هیچ پیش شرطی تعیین نمیکند، بلکه انسان و انسانیت را محور پایه ای برنامه ریزی های استراتژیک و روزمره خویش قرار میدهد. به همین ترتیب است که در مقابله با بحران ویروس کرونا، و اپیدمی های مشابه، نه تنها از قبل ها با دوراندیشی تدارک و برنامه ریزی می نماید، بلکه از زمان شروع بحران خانمانسور ویروس کرونا، حفاظت از کلیت جامعه و تک تک آحاد اجتماعی را مورد نظر قرار داده است. کشورهایی که از همان روزهای اول بیشترین میزان تست ها، بیشترین میزان تخت ها وبیشترین انبار تجهیزات بیمارستانی را تدارک دیده و در مقیاس کلان و جامع تر به مهار کردن و مقابله با این ویروس پرداختند، به نسبت کاملا بارزی زیادی در مقابله با آن موفق تر بودند. این نگرش اخلاقی را ما در فلسفه اخلاقی امانئول کانت مشاهده میکنیم.

برعکس، آنهایی که تلاش نمودند به قیمت محافظت از منافع اقتصادی بخش های ویژه ای از جامعه ویروس را به بخش های محروم و ضعیف جامعه هدایت نمایند، نه تنها در مقابله با آن کنترل را از دست داده و با دهها هزار کشته و صدها هزار بیمار ویروسی در گیر هستند، بلکه میزان گسترش واگیری و کشتار این ویروس در این جوامع معلوم نیست تا کجاها پیشروی نموده باشد.

نئولیبرالیسم و خصوصی سازی نظام بهداشتی درمانی

موضوع دوم مربوط میشود به سیاست های نئولیبرالی خصوصی سازی در مورد نظام بهداشتی و درمانی تعدا زیادی از کشورهای صنعتی پیشرفته، که توسط دولت ها و حاکمیت های محافظه کار کشورهای در حال توسعه نیز کپی برداری میشود. این سیاست ها بر این محور مبتنی است که بخش خصوصی نه تنها قادر است از طریق خصوصی سازی موسسات درمانی، از قبیل بیمارستان ها، درمانگاه ها و نظام دارویی کشور موجب کاهش هزینه های عمومی و مشخص درمانی گردد، بلکه از طرق کاهش هزینه های جاری میتواند بهره وری و سود دهی این موسسات را نیز بالا ببرد.

بخش خصوصی میتواند تعداد تخت های اضافی در بیمارستان ها را که بطور عمده استفاده نمیشوند، کاهش داده و از رده خارج کند، تعداد پرسنل را از طریق جابجا کردن شیفت ها، یا افزایش تنوع های مهارتی و غیره کاهش دهد. از طریق خصوصی سازی آنها میتوانند بخش هایی از مدیریت های لایه های وسطی را که ارتباط مستقیم تری با پرسنل و بیماران دارند، حذف نموده و از این طرق هزینه ها را در بیمارستان ها کاهش دهند.

به موازات آن، اینها قادر اند تا نه تنها از طریق درست کردن الیگاپولی های بهداشتی و درمانی، کنترل قیمت های خدمات درمانی و بهداشتی و بیمارستانی را در دست های خویش بگیرند، بلکه تا آنجائی که می توانند و قدرتشان میرسد، آنها را بالا ببرند. از طریق کاهش هزینه ها و تعیین قیمت ها به شیوه ای که توضیح داده شد، آنها نه کیفیت خدمات درمانی، بلکه سود دهی این موسسات به سهامدارن عمده و کنترل کننده این موسسات را به حداکثر میرسانند. آنها این موسسات را نه موسسات خدماتی جهت حفاظت از جان مردم، بلکه عرصه ای از رشته های اقتصادی جهت سودآوری برای صاحبان سرمایه تبدیل می نمایند.

ما بازتاب سیاستهای خصوصی سازی را در خیلی از کشورهای با حکومت های نئولیبرالی که قادر شده بودند به نسبت زیادی خصوصی سازی در نظام بهداشتی درمانی را به پیش برده باشند، در جریان حمله و بحران ویروس کرونا شاهد بودیم. مؤسسات درمانی که اولویت خویش را نه بر حفاظت از جان مردم، بلکه سود دهی بیشتر برای صاحبان سرمایه تعیین نموده بودند، در مقابل حمله بحران ساز این ویروس، تنها قادر بودند به بخش های اندک و توانمند جامعه خدمت رسانی کرده باشند. آنها حتی برای کاهش هزینه هر چه بیشتر، از انبار کردن استراتژیک تجهیزات و داروهای لازم برای بحران های مشابه، به این دلیل که هزینه بردار است امتناع کرده و از این طریق میلیون ها انسان را در پیشرفته ترین کشورهای صنعتی جهان در مقابله با این ویروس به صورت خلع سلاح شده ای به میدان مبارزه فرستادند.

در شرایطی که تمام قدرتمداران حکومت های نئولیبرالی هر روزه از جانفشانی ها و فداکاری های کادر های پزشکی، درمانی، پرستاران و دیگر دست اندرکاران، به نفع خویش سوء استفاده های تبلیغاتی می نمایند. در شرایطی که نرس ها و پرستاران در بیمارستان ها بخاطر کمبود تجهیزات و در خطر بودن جان خویش و جان مریض ها اعتصاب و تظاهرات میکنند، در تلاش هستند تا جایگاه خویش را همزمان با دزدیهای کلان مالی از تزریقات پولی دولتی، برای دوران پسا کرونا، محکم تر و استوار تر نمی آیند.

دیدگاه‌ها

گفتگورا برسرفقروغنابایدنمود.دراین هنگامه کرونا فریاددفاع ازانسانیت بایدزمین رابه لرزه درآورد.این کنتراست دادن اندیشه های حاکم برجهان بسیارمهم است .
0

افزودن دیدگاه جدید