سه شنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۹ - ۲۴ نوامبر ۲۰۲۰

کرونا هم غارت و فساد و بی عدالتی را متوقف نکرد!

یاداشت

۳۰ فروردين ۱۳۹۹

از سرمایە داران و نئولیبرال های حاکم جز این کە کارگران را بە تن دادن بە زندگی رنج بار فرا بخوانند و مزدهای زیر خط بقا را بر آنان تحمیل نمایند، انتظاری جز این نمی توان داشت، ولی آن نیروی چپی کە بخواهد بنا بر هر مصلحتی از کارگران بخواهد کە دست از مبارزە برای افزایش دستمزد بردارند، و سرنوشت تعیین دستمزد را بە نمایندگان تشکل های ضد کارگری حکومتی بسپارند و خودشان هم دنبال آنها راە بیفتند، دست بە انتحار سیاسی زدەاند!

در ایامی کە مردم غارت شدە درگیر با کرونا هستند و ویروس کرونا هر روز عدە ی دیگری از مردم بی پناە را بە کام مرگ می فرستد و دولت هنوز بە هیچ یک از وعدەهای حمایتی ناچیزش بە آسیب دیدگان کرونا بە بهانە کمبود منابع مالی عمل نکردە است و قصد عمل کردن بە آنها را هم آن طورکە از صحبت هایش بر می آید، ندارد. در شرایطی کە اساسا بخش عمدە بی چیزان کە شمارشان سر بە دەها میلیون نفر می زند بنا نیست شامل کمک های ناچیز دولتی شوند، در شرایطی کە دستمزد کارگران بە بهانە نبود بودجە و کرونا زیر خط فقر بە زیر خط بقا تنزل دادە می شود، خبر گم شدن حدود ٥ میلیارد دلار دیگر از سرمایەهای کشور نمی تواند بر خشم و نفرت مردم از غارتگران این ثروت ها دامن نزند.

انتشار خبر این دزدی نجومی تازە کە عوامل آن نمی توانند کسانی غیر از وابستگان بە قدرت باشند در روزهای گذشتە بە راستی در حال و هوایی کرونایی حاکم بر کشور نشان داد کە غارتگران حاکم حتی در این شرایط دشوارهم حاضر نیستند دست از غارت کشور بردارند و کرونا را نیز وسیلەای برای ثروت اندوزی خود نکنند. علنی کردن خبر این فساد مقامات دولتی را کە از افشای قضیە بە خشم آمدەاند دستپاچە و بە تکاپو و تناقض گویی دچار نمودە است. از این اختلاس ها و گم و گورشدن پول های کلان تر از آن در جمهوری اسلامی کم اتفاق نیفتادە. واقعیت داشتن این غارتگری ها آنقدر برای مردم ملموس هستند و عوامل شان آنقدر شناختە شدە کە تکذیب و تحریف و توجیهات روحانی، نوبخت ربیعی و دیگر مقامات دولتی کە در دروغگویی و فریبکاری شهرە عام و خاص هستند دیگر کسی را اقناع نمی کند. قصرها و زندگی های اشرافی مقامات و مدیران رژیم و خاصە خرجی های آنها و آقازادگان شان در کشورهای خارجی و از این ها مهمتر افشای حساب های میلیاردی عدەای از آنها در بانک های خارجی کە مدتی پیش پس از بلوکە شدن خبر بعضی از آنها در بانک های "شیطان بزرگ" منتشر و درست بودن آن توسط یکی از مسئولین محافظە کار تائید شد، آدرس های منابع مالی غارت شدە کشور هستند، کە در این دورە و زمانە نمی توان برای مدتی طولانی کتمان و انکارشان کرد.

واکنش بعضی از مقامات دولتی کە سعی در کوچک کردن حجم مبلغ "گم و گور"شدە و طرح شکایت از آنها را کردند نشان می دهد کە افشای این غارت نجومی تازە کە توسط " رئیس دیوان محاسبات کشور" تائید شدە اتفاق افتادە است و غرض از تکذیب و تلاش مقامات دولتی برای کوچک تر نشان دادن ابعاد آن بە جهت کاستن از خشم و اعتراض مردم و التهابات آن است.

این افشاگری اما بە نظر می رسد کە خیلی هم بی غرض و مرض و تصادفی و از روی حسن مسئولیت رئیس دیوان محاسبات نیست کە انجام شدە است! جناب رئیس و همکاران اش در دیوان محاسبات، بر حسب مسئولیتی کە بە عهدە دارند و دسترسی شان بە اطلاعات، قبلا نیز از قضیە بی خبر نبودەاند، ولی اعلام آن را آنرا نگە داشتە بودند برای مواقع ضروری تا بتوانند بە موقع از آن سلاحی بسازند برای خنثی کردن تعرض رقیب. سالهاست کە باندهای مافیایی کە صحنە گردان اصلی امور اقتصادی و سیاسی کشور هستند از این روش علیە هم دیگر استفادە می کنند. یعنی هموارە یک حملە را با ضد حملە سعی می کنند خنثی کنند. نمونە هایی از این روش ها کە تاکنون در اثر رقابت بین جناح ها افشا شدە اند کم نیستند. درگیری باند احمدی نژاد با برادران لاریجانی، بر سر تصاحب اموال تامین اجتماعی و افشای آن در جلسە علنی مجلس و دستگیری و محاکمە نزدیکان احمدی نژاد بە دستور لاریجانی، استفادە رئیسی از سئواستفادە های مالی لاریجانی در جنگ قدرت بر سر ریاست قوە قضائیە، درگیری روحانی و قالیباف، رئیسی و روحانی، این ها تنها نمونە های از جنگ قدرت برای تصاحب ثروت و تسلط بر رقبا بر سر مقامات دولتی هستند. تصاحب سرمایە های کشور و گرفتن سهم از آنها تابعی از در اختیار داشتن پست و مقام های دولتی و حکومتی است و هرچە پست و مقام طرف در سلسلە مراتب قدرت بالاتر باشد، به همان نسبت در یک نظام فاسد امکان بە چنگ آوردن سهم بیشتری از ثروت را پیدا می کند.

این بار اما قضیە بر می گردد بە فشاری کە از طرف مردم و مخالفین رژیم بە بنیادهای تحت کنترل نهاد های رقیب دولت برای خارج کردن کنترل این نهادها از دست محافظە کاران و طرفداران بیت خامنەای کە بر این نهادها چنگ انداختە و عملا آنها را از آن خود نمودەاند.

البتە نهایت توقع دارودستە روحانی از جریانات مسلط بر این بنیادها پرداخت مالیات و بە عهدە گرفتن سهمی از هزینە های کروناست. ولی درخواست خلع ید از بنیادهای اقتصادی و سپردن دارایی ها و موسسات وابستە و ادارە آنها بە دولت کە از طرف عدەای از چپ ها طرح شدە است و بعضی از اصلاح طلبان منتقد هم اندکی بعدتر ‌خواستار انجام آن شدند بە نظر می رسد کە در فضای کرونایی بە هدف خوردە و جریانات مسلط بر بنیادها را نگران نمودە است. امری کە روحانی و طرفداران اش نمی توانند از آن خرسند نباشند و تلاش نکنند از فرصت فضای کرونای حاکم برای گرفتن کمک مالی از بنیادها بهرە بگیرند. فضایی کە در اثر این درخواست ها بوجود آمدە بایستی علت اصلی این افشاگری یا بە واقع ضد حملە ای از جانب طرفداران پر قدرت این نهادها باشند. هم قضیە گم شدن نزدیک بە ٥ میلیارد از ثروت کشور و هم خواست خلع ید از جریانات مسلط بر بنیادها. در شرایط کنونی کە مردم و کشور نیاز بە کمک مالی دارند ومردم بدون کمک دولت نمی توانند حتی ابتدایی ترین مایحتاج زندگی شان را تامین کنند بسیار تحریک کنندە و حساسیت برانگیز است. مردم می بینند دولت بە بهانە کمبود پول تاکنون وعدەهای کمکی بسیار ناچیزی را کە بە آنها دادە انجام نمی دهد و در همان حال نزدیک بە ٥ میلیارد دلار پول مردم سر بە نیست و بە بهانە وارادات سر از حساب های تجار و آقازادگان مولتی میلیارد کە در رفاە اشرافی زندگی می کنند در می آورند و از سوی دیگر ثروت های بە غنیمت بردە شدە در بنیادها کە بالغ بر ١٠٠ میلیارد دلار برآورد شدەاند، حتی در سخت رین شرایط از صاحبان اسمی آنها "مستضعفان" دریغ داشتە می شود!

آری پول در کشور برای تامین معاش دەها میلیون نفر از مردم کشور کە بواسطە رویکردهای اقتصادی- اجتماعی حکومت دچار فقر و تنگدستی شدەاند و برای بالا کشیدن دستمزدها و حقوق های بازنشستگان از زیر خط بقا و سر و سامان دادن بە وضعیت فاجعە بار مردم وجود دارد، منتهی مسئلە این است کە بخش مهمی ازثروت ها و درآمدهای کشورغارت، بخش دیگری صرف دخالت های ماجراجویانە، زیان بار در ورای مرزهای کشور، بخش دیگری صرف دستگاە عظیم سرکوب و بخشی نیز بە نهادهای مذهبی وابستە بە حکومت پرداخت می شود و آنچە را کە می ماند، ظالمانە توزیع می کنند. ثروت و درآمد بنیادها هم در تسلط عدە معدودی از صاحبان قدرت، و بنیادها قرار دارند کە آنها را از آن خود می دانند و حاضر بە برگرداندن آنها بە جامعە نیستند!

در شرایط کنونی کە مردم در فشار مضاعف معیشتی قرار دارند زمینە اعتراضات مردمی علیە فساد حکومتی و عوامل فسادها و کسانی کە ثروت های کشور را با سرکوب و اختناق بە غارت بردەاند فراهم تر شدە است. این فرصتی است کە بایستی از آن برای خارج کردن بنیادهای ثروتمند از کنترل مافیای حاکم و به کار گرفتن شان در جهت رفع نیازهای صاحبان اصلی شان و ایجاد اشتغال استفادە کرد. آنها کە بە بهانە کرونا از کارگران و بازنشستگان می خواهند تقاضای افزایش دستمزد نکنند و رنج زندگی زیر خط بقا را بپذیرند، خودشان طعم تلخ زندگی زیر خط فقر و بقا را نچشیدەاند، کە بدانند زندگی کردن در فقر آن هم در جامعەای کە ثروت و امکانات کافی برای زدودن فقر و تامین یک زندگی متعارف انسانی برای مردم اش را هم دارد ولی حاکمان آن را از مردم دریغ می دارند چقدر رنج بار است. از یاد بردەاند کە هنوز چند ماە بیشتر از خیزش گرسنگان و بی چیزان کە علیە فقر و تبعیض و دیکتاتوری بە پا خواستند و صدها نفرشان در این راە جان باختند و هنوز صدها نفرشان در زندان هستند چرا دست بە این کار زدند! آیا خیزش آنها بی ارتباط با فقر و آیا فقر بی ارتباط با دستمزدهای زیر خط بقاست؟ از آن زمان تا کنون مگرنە این نیست کە وضعیت بە مراتب بدتر و هرچە بگذرد اگر اعتراضات خاموش شوند بدتر خواهند شد؟ پس دعوت از کارگران و بازنشستگان برای تن داد بە دستمزدهای زیر خط بقا برای چیست. از سرمایە داران و نئولیبرال های حاکم جز این کە کارگران را بە تن دادن بە زندگی رنج بار فرا بخوانند و مزدهای زیر خط بقا را بر آنان تحمیل نمایند، انتظاری جز این نمی توان داشت، ولی آن نیروی چپی کە بخواهد بنا بر هر مصلحتی از کارگران بخواهد کە دست از مبارزە برای افزایش دستمزد بردارند، و سرنوشت تعیین دستمزد را بە نمایندگان تشکل های ضد کارگری حکومتی بسپارند و خودشان هم دنبال آنها راە بیفتند، دست بە انتحار سیاسی زدەاند! ٤٠ سال است کە این خط و ربط بە هیچ جا کە نرسیدە هیچ، بلکە بە خلع سلاح کردن گام بە گام طبقە کارگر یاری رساندە است. تجربە وقایع تلخی کە امسال نتیجەاش بە افزایش دستمزد ٥٠ درصد کمتر از تورم ختم شد، امیدوارم برای آنهایی کە تصور کردند گویا می توانند با کمک بە تشکل های سر سپردە بە حکومت آن هم در حالی کە دەها فعال سندیکایی کە بخاطر فعالیت برای افزایش دستمزد دوران زندان شان را می گذرانند و با وجود خطر ابتلا بە کرونا اجازە مرخصی هم بە آنها نمی دهند، از این تجربە تلخ عبرت گرفتە باشند و دیگر آن را تکرار نکند.

دیدگاه‌ها

بعدمن تعجب میکنم چرایکعده دنبال قوانین میگردندتنهاقانون که درایران درست انجام میشودقوانین گانگستری است وبقیه قوانین فقط برای مزاح.
0

افزودن دیدگاه جدید