شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۹ - ۶ ژوئن ۲۰۲۰

یازده سپتامبر ده برابر می شود!

۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۹

باید اقرار کرد که در زمینه های تبلیغات در دنیای دیجیتال مجازی، نئولیبرال های سلطنتی و اسلامی ایرانی از نیروهای دموکرات، آزادیخواه و چپ های سوسیالیستی چندین قدم جلوتر هستند. این نمونه را در بسیج آنها بعد از فاجعه کشتارهای آبان ماه سال گذشته شاهد بودیم. اگر رسانه هایی هم که بخواهد دروغ پراکنی ها و فجایع پشت پرده امپریالیستها را افشا نماید، به سرنوشت جولیان اسانژ ها و ویکی لیکس ها دچار خواهد شد.

انگار از افزایش تعداد جان باختگان خویش خوشحال میشوند. هر چقدر آمار جان باختگان از ویروس کرونا در آمریکا بیشتر میشود، عقاب ها، نئوکان ها، الترا فاشیستها بیشتر به میدان آمده و از عادی سازی هرچه سریعتر چرخش اقتصادی سخن به میان می آورند. فرماندار محافظه کار ایالت فلوریدا اعلام میکند که مسابقه بوکس فلان دو نفر بوکس باز حتما باید پیش برده شود. اسلحه بدستان با پرچم های آمریکا به خیابان ها ریخته و عادی سازی شرایط کار و زندگی را خواهان هستند. پشت صحنه های به خیابان ها ریختن اینها، همگام با الترا فاشیستها، ارتجاعیون دینی را نیز میتوان مشاهده کرد، که از نزدیکترین حامیان آقای دونالد ترامپ هستند.

در واقعه اسفبار یازده سپتامبر سال دوهراز و یک، طبق امار رسمی ۲۹۹۷ نفر جان خود را از دست داده ودر حدود ده برابر آن زخمی شدند. اکثر مهاجمان این واقعه اسفبار از عربستان سعودی بودند. بن لادن بعنوان عامل اصلی این عمل تروریستی معرفی شد، که در مرزهای افغانستان و پاکستان مخفی شده بود. برای قصاص ایشان، به عراق حمله نظامی میشود و خاورمیانه در خون و آتش جنگی دیگر غوطه ور میشود. به همین منوال است که جنگ خانمانسوزخاورمیانه چندین ده سال است که بطور لاینقطع ادامه دارد.

به دنبال بحران مالی سال دوهزار و هشت، تریلیون ها دلار پول بدون پشتوانه در بازارهای سهام با نرخ بهره های صفر درصد تزریق میشود، تا ثروتمندان از طریق بازخرید سهام شرکت هایشان ثروتمندتر و فقیران فقیرتر گردند. جهت کاهش فشار از دوشهای خودشان، بخشهایی از این بدهکاریها به کشورهای در حال توسعه منتقل میشود تا آنها را از طریق وادار کردن به اقتصادی مقاومتی بدوشند. با وجود همه اینها، بخش اعظم این بدهکاریها بر گردن دولت های نئولیبرال سرمایه داری کلان امپریالیستی سنگینی میکرد. در چنین شرایطی بود که حمله به لیبی و سوریه سازمان دهی شده و پروژه تغییر رژیم در این کشورها به مرحله اجرا کردن وارد میگردد.

بحران بهداشتی - درمانی، انسانی و اقتصادی ناشی از شیوع ویروس کرونا، بحران های قبلی جهانی در این حکومت ها را چندین برابر نموده است. میزان بدهکاری های قدرت های حاکمه نئولیبرالی نسبت به ده سال پیش حداقل دوبرابر میشود. ضریب بیکاری در تمام این کشورها به سمت دو رقمی سیر میکند. همه این کشورها به سمت نرخ های رشد اقتصادی منفی بی سابقه حرکت میکنند. در شرایطی که انبوه تریلیون ها دلار بدون پشتوانه تزریق شده در بازار، نظام های سرمایه داری را بسمت شرایط رکود تورمی شدید سوق میدهد.

امپریالیستها بارها و بارها با چنین شرایطی مواجه شده و قادر بوده اند از آنها جان سالم بدر بیاورند. برای برون رفت از بحران اقتصادی دهه سی قرن بیستم، آنها به جنگ جهانی دوم روی آوردند. برای مقابله با بحران سالهای بعد از دوهزار و هشت، حمله به لیبی و جنگ سوریه راه مقابله با آن بود. اقتصاد جنگی به قیمت ویرانی کشورها، کشتار و آوراگی میلیون ها، صنایع نفتی نظامی و اقتصاد مالی و دیگر شاخه های اقتصادی نظام امپریالیستی را در مقیاس های نجومی بکار انداخته و به پولهای تزریق شده بی ارزش و بدون پشتوانه، از طریق ایجاد بازارهای تقاضای نجومی جنگی، ارزش آفرینی میکند. کسانی که در جنون کشته شدگان خویش در مقابله با ویروس کرونا میرقصند، ابایی از رقص جنون آمیز جنگ افروزی در منطقه های دیگری از کره زمین را ندارند.

این، رانده شدگان حاشیه نشین جامعه، فرزندان کارگران و زحمتکشان هستند که، به ارتش ها دعوت میشوند. از آنها قهرمانانی مرده و یا مرده های متحرک میسازند که خیلی از آنها بعد از بازگشت از جنگها، یا ناراحتی های روانی می یابند و یا دست به خودکشی میزنند. الیگارشی قدرت مداری حاکمه امپریالیستی آماده اند تا برای میلیون ها نفر دیگر از مردم کشوهای دیگر همزمان با کشته شدگان ارتش های خودی، به بهای حفظ قدرت و موقعیت اقتصادی خون آشامی خویش به رقص جنون آمیز فاشیستی و جنگ افروزی دیگری بپردازند.

دشمنان درجه اول فاشیستها چه کسانی هستند؟ پیروان راهکار سوسیالیستی، همیشه در راس لیست قربانیان دشمنی های فاشیستها بوده و هستند. آنها آماده هستند تا با قدرت تمام و با شدیدترین تدبیرات، در درجه اول اقدام به در هم کوبیدن کامل نیروهای پیشگام راهکار سوسیالیستی بنمایند. پروفسور نوام چامسکی اشتباه نمیکند وقتی که میگوید، "سردمداران حزب دموکرات آمریکا حاضر هستند تا یک انتخابات را به جمهوریخواهان ببازند، اما، حزب دموکرات را به سوسیالیستها نبازند" اینجاست که برنی سندرز ها به هیچ وجه قادر نخواهند بود، ازطریق تحول درونی حزب دموکرات ( احزاب سوسیال دموکرات ) ، راهکار سوسیالیستی را در جامعه پیاده کرده و به پیش ببرند.

این بار صدای طبل های جنگی از طریق دنیای رسانه های مجازی دیجیتال بصورت هدفمند، منسجم، سازمان یافته، قدم به قدم و با قدرت تمام به گوش میرسد. اینبار آنها برای برون رفت از این بحران کلان، به هر نحوی که هست میخواهند با کشورهایی که در نام هم که شده باشد، در ردیف کمونیستی یا سوسیالیستی قرار دارند، از قبیل چین و یا ونزوئلا سرشاخ گردند. اگر تا دیروز پناهندگان آمریکای لاتین به آمریکا، پناهندگان جنگ های خاورمیانه و افغانستان به اروپا، کانادا و استرالیا، از طرف قدرتمداران محافظه کاران این کشورها بصورت حمله های آدمخواران به مردم کشورشان تشبیه و تبلیغ میشدند، امروزه زیر ضربه گرفتن چین، مشخصا با چنان تعبیرات مشابهی نشانه گیری شده است.

تجربه "کمبریج انالیتیکا" به ما می آموزد که چگونه اطلاعات انبوه شخصی، منطقه ای، روانی، سیاسی و باورمندی های ارزشی افراد و اشخاص توسط موسساتی مانند گوگول، فیسبوک، یوتیوب، اینستاگرام، تلگرام و غیره دسته بندی شده و در اختیار قدرتمداری سرمایه داری کلان و نئوکان ها قرار میگیرد. چگونه محصولات تبلیغاتی آنها در تنورهای گرم آنها پخته شده، ساخته و پرداخته میگردد. چگونه این محصولات از طریق شبکه های آفریده شده آنها در دنیا و رسانه های مجازی در اذهان و روان مردم تزریق میگردد. خطرناک تر از همه این است که این محصولات هم از طریق حضور شخصیتهای واقعی و غیرواقعی آنها در شبکه های عادی و معمولی مردمی، به شبکه های عادی مردمی نیز تزریق میگردند.

وقتی موفقیت نبرد تبلیغاتی آنها تکمیل میگردد که این محصولات پخته شده در تنورهای تبلیغاتی آنها، از طریق مردم عادی در رسانه های عادی بازچرخش و بازگردانی شده و به بازگردش در رسانه های مجازی پرداخته میشود. این کار آنقدر تکرار و تکرار میگردد تا همه در مقابل قبول دروغ های کلان بعنوان واقعیت، تسلیم گردند. کار بجائی میرسد که چپ های افراطی، دموکرات های ناسیونالیست، روشنفکران فرصت طلب به بازچرخشی سخنان امثال دونالد ترامپ ها، مایک پامپئوها و غیره با حالت جنون آمیزی میپردازند. بقول ماتین هایدگر، همه در همرنگ جماعت شدن از همدیگر سبقت میگیرند.

باید اقرار کرد که در زمینه های تبلیغات در دنیای دیجیتال مجازی، نئولیبرال های سلطنتی و اسلامی ایرانی از نیروهای دموکرات، آزادیخواه و چپ های سوسیالیستی چندین قدم جلوتر هستند. این نمونه را در بسیج آنها بعد از فاجعه کشتارهای آبان ماه سال گذشته شاهد بودیم. اگر رسانه هایی هم که بخواهد دروغ پراکنی ها و فجایع پشت پرده امپریالیستها را افشا نماید، به سرنوشت جولیان اسانژ ها و ویکی لیکس ها دچار خواهد شد. قبل از اینکه عموسام به میدان آمده باشد، پیش قراول های ایشان، مانند وزیران امور خارجه کشورهایی مثل استرالیا به میدان آمده و مطرح میکنند که یک کمیته مشترک بین المللی "بدون اشتراک سازمان بهداشت جهانی" و البته بدون حضور چین، جهت بررسی چگونگی آغاز و پخش این ویروس تشکیل گردد. آنها از طریق پرونده سازی بر علیه چین، عملا در مسیر تقابل امنیتی خطرناکی حرکت میکنند.

در عرصه صف بندی های قدرتمداری جهانی نیروها در دو قطب بندی جبهه های "صلح، همزیستی مسالمت آمیز و توسعه" از یک طرف و "جنگ طلبی و تجاوز و ویرانی" در طرف دیگر رو در رو بوده و صف آرائی میکنند. هر انسان ازاده ای باید جایگاه خود را در حمایت از جبهه صلح، دوستی، همزیستی، توسعه و سعادت یافته و با جدیّت تمام تلاش نماید تا هر زمان ترفندهای جنگ طلبان را در گام های اول افشا کرده و امکان فاجعه آفرینی را از آنها بگیرند.

 

 

 

دیدگاه‌ها

سیامک عزیز؛ جا داشت که منظورم را واضح تر مینوشتم. منظورم طرح این مطلب بود که جرج بوش پسر، بعد از واقعه یازده سپتامبر، با آنهمه پرونده سازیها و پروپاگاندای شدید، به عراق حمله نظامی کرد، در صورتیکه ارتباط مسقیمی میان واقعه یازده سپتامبر و رژیم صدام حسین موجود نبود. البته که حمله نظامی به افغانستان چندین سال قبل از آن صورت گرفته بود. باید رفت و تاریخ های دقیق را چک کرد.
0

یک تصحیح کوچک: آنجه شما از "قصاص" عملیات یازده سپتامبر منظورتان است، حمله به افغانستان بود و نه عراق. حمله به عراق با هدف درهم شکستن دستگاه دولتی صدام حسن صورت پذیرفت.
0

افزودن دیدگاه جدید