چهارشنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۹ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۰

بازگشت بر سر میز مذاکره یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است!

۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۹

توییت خامنه‌ای‌ حاکی از آن است که بار دیگر، کارد تحریم‌ها از استخوان مردم گذشته، به جیب خالی حکومت رسیده‌است و شعار «جهش تولید» خامنه‌ای برای امسال، در کوران بحران کرونا هم‌چون ارابه‌ا‌ی شکسته، به گل نشسته است. «اقتصاد مقاومتی» به اقتصاد فلاکتی تبدیل شده‌است و استیصال است که خامنه‌ای را وادار کرده است از نرمش قهرمانانه‌ی «امام حسن مجتبى شجاع‌ترین چهره‌ى تاریخ اسلام» سخن بگوید.

توییت خامنه‌ای در نوزدهم اردیبهشت‌ماه، در ستایش صلح امام حسن، بار دیگر گمانه‌زنی در مورد عقب نشینی جمهوری اسلامی از سیاست تاکنونی امتناع از مذاکره را دامن زده است. اما هنوز نشانه‌های جدی برای چرخش عملی در این زمینه وجود ندارد. هر دو طرف، هم جمهوری اسلامی و هم دولت ترامپ، در پیام‌های متقابل خود بر طبل تشدید خصومت می‌کوبند. محمد جواد ظریف هم در آخرین موضع گیری خود هرگونه مذاکره با آمریکای ترامپ را منتفی اعلام نموده است. درست یک روز قبل از توییت خامنه‌ای، ترامپ قطعنامه‌ی کنگره برای محدودیت اختیارات نظامی رئیس جمهور علیه ایران را وتو کرد. تصویب این قطعنامه بعد از کشتن قاسم سلیمانی در عراق توسط ارتش آمریکا، نشان‌دهنده‌ی نگرانی اکثریت اعضای کنگره‌ی آمریکا نسبت به سیاست خارجی دونالد ترامپ و بر حذر داشتن او از دست زدن به ماجراجوئی‌های نظامی ممکن در آینده بود. بر اساس این مصوبه، رئیس جمهوری آمریکا نمی توانست بدون اجازه‌ی صریح کنگره نیروهای نظامی کشورش را با جمهوری اسلامی ایران درگیر کند. وتوی این قطعنامه، جدا از برخورد ترامپ با اکثریت کنگره، نشاندهنده‌ی عزم او به ادامه‌ی روند کنونی تحریم‌ها و فشار به جمهوری اسلامی با استفاده‌ از هر وسیله‌ی ممکن است. جمهوری اسلامی نیز با پرتاب «ماهواره‌ی نور» به فضا کوشید نشان دهد که به تکنولوژی پیشرفته‌ای در این عرصه دست یافته‌است. پرتاب این ماهواره از سوی آمریکا مثل دیگر موارد آزمایش‌های موشکی سپاه پاسداران، نقض قطعنامه‌ی ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل و عدول از توافقات انجام گرفته، قلمداد شده‌است.

دولت ترامپ با رد اقدام اوباما در انجام توافق «بسیار بد» برجام، و به‌دنبال خروج از آن، در صدد است با تشديد محاصره‌ی‌ اقتصادی، افزایش فشارهای سیاسی، اقتصادی و با استفاده از هر وسیله‌ای، حتی تهدید نظامی، جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی نماید. دولت آمریکا برای مقابله‌ی همه جانبه با جمهوری اسلامی در منطقه نیز متحدانی هم‌چون دولت دست راستی اسرائیل و هیات حاکمه‌ی کنونی عربستان سعودی دارد که هر کدام دلایل خاص خود را در مقابله با قدرت گیری جمهوری اسلامی در منطقه و شبکه‌ی نیروهای شبه‌نظامی وابسته به آن از لبنان تا سوریه و یمن و عراق دارند. پمپئو هم‌سو با ارتجاع منطقه در سخنان اخیر خود خلیج فارس را خیره‌سرانه خلیج عربی نامید، که از نظر ما تحریک‌آمیز و محکوم است.

توییت خامنه‌ای‌ حاکی از آن است که بار دیگر، کارد تحریم‌ها از استخوان مردم گذشته، به جیب خالی حکومت رسیده‌است و شعار «جهش تولید» خامنه‌ای برای امسال، در کوران بحران کرونا هم‌چون ارابه‌ا‌ی شکسته، به گل نشسته است. «اقتصاد مقاومتی» به اقتصاد فلاکتی تبدیل شده‌است و استیصال است که خامنه‌ای را وادار کرده است از نرمش قهرمانانه‌ی «امام حسن مجتبى شجاع‌ترین چهره‌ى تاریخ اسلام» سخن بگوید.

اما فعل و انفعالات جاری را بر متن واقعیت‌هایی می‌توان درک کرد که در موقعیت طرفین رخ داده است. ترامپ در آستانه‌ی انتخابات و بر بستر ضربه‌ای که در افکار عمومی آمریکا به‌خاطر ناکارآمدی در قبال بحران کرونا خورده‌است، نیاز به یک برآمد سیاسی دارد که نشانه‌ای از موفقیت در آن باشد. او متوجه تحت فشار قرار گرفتن جمهوری اسلامی، از یک‌سو بر اثر سیاست «تحریم حداکثری»، و از سوی دیگر، دشواری‌هایی است که این حکومت در سوریه، عراق و لبنان با آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند. از این رو، ترامپ درصدد است از جمهوری اسلامی امتیاز سیاسی بگیرد و آن‌ها را در بوق بدمد. جمهوری اسلامی نیز بر این تصور است که ترامپ قبل از انتخابات، در ازاء کم‌ترین عقب‌نشینی تهران، آمادگی آن را دارد، تا تعدیل‌هایی را در سیاست «تحریم حداکثری» بدهد و این خود می‌تواند یک زنگ تنفسی برای رژیم در این شرایط کرونایی و افلاس اقتصادی کنونی باشد. در واقع هیچ‌یک از طرفین در فکر حل معضل و برخورد اساسی با موضوع نیستند. خریدن زمان و اعلام یک پیروزی سیاسی در این برهه، هدف یکی و درآمدن از تنگنای اقتصادی انگیزه‌ی دیگری است. هر دو طرف اصل بازی را به نتایج انتخابات امریکا موکول کرده‌اند و آن‌چه در این میان غایب است، منافع مردم ایران و مصالح صلح و امنیت جمعی در منطقه‌ی پر آشوب خاورمیانه است.

رهبری جمهوری اسلامی تلاش‌های بین‌المللی برای میانجی‌گری را با رد مذاکره منتفی ساخته‌است و خود شخص خامنه‌ای نیز مذاکره را «سم» دانسته، همه‌ی پیشنهادات برای گفت‌وگو را بی پاسخ گذاشته‌است‌‌ و با ادامه‌ی سیاست های تنش زا و ماجراجويانه‌ی خود، با سرنوشت کشور بازی کرده‌است. اخیرا نیز، بر نیروهای شبه نظامی مورد پشتیبانی سپاه قدس تحت فرمان او، دارودسته‌های جدیدی از جمله «حرکت شباب» (حرکت جوانان) و «انصار الصابرین» افزوده شده‌است. که آرم دومی کپی برداری کامل از آرم سپاه پاسداران است.

توییت خامنه‌ای اگر نشانه‌ی عقب نشینی جمهوری اسلامی از موضع تاکنونی خود در امتناع از مذاکره باشد، تنها زمانی موثر خواهد بود که این عقب نشینی با تغییرات جدی در سیاست خارجی و داخلی جمهوری اسلامی، عقب نشینی از مناطق بحرانی از جمله سوریه، عراق و یمن همراه شود. بدون تغيير در سياست  خارجی و منطقه ای جمهوری اسلامی، «نرمش» جدید هم راه به جایی نخواهد برد.

حزب چپ ایران (فدائیان خلق) تنها راه پايان دادن به خصومت بین دو کشور را بازگشت بر سر میز مذاکره، متوقف نمودن تهديدها علیه همدیگر و آغاز مذاکره‌ی بدون پیش شرط می‌داند. زمانی که در مذاکره بسته‌شود، هر حادثه‌ی کوچکی، به‌خصوص در خلیج فارس که نیروهای دو طرف در فاصله‌ی اندکی از هم قرار دارند، می‌تواند به درگیری نظامی منجر شود. در عین حال، اجتناب از مذاکره در شرایطی که بحران عمیق اقتصادی بر کشور حاکم است و تحریم‌ها گذران زندگی را بر بخش بزرگی از مردم غیر قابل تحمل نموده‌است، معنایی جز تحمیل فقر و فلاکت بیشتر بر مردم ندارد. بازگشت بر سر مذاکره برای پایان دادن به تحریم‌ها و جلوگیری از فلاکت اقتصادی بیشتر و نیز رفع خطر درگیری نظامی و گذار از تنش‌های مخاطره‌آمیز کنونی، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.

 

هیئت سیاسی اجرائی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۱۴ مه ۲۰۲۰

 

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ها

با درود،اگر در نظر بگیریم که سران و رهبران جمهوری اسلامی از انتخاب دوباره ترامپ نه دل خوشی دارند و نه این انتخاب مجدد (ریاست جمهوری ترامپ برای دور دوم)را به نفع خودشان ارزیابی میکنند و انتخاب شخص دیگری را به عنوان رئیس جمهور آمریکا آرزو میکنند غیر از ترامپ با ارزیابی‌های شما در این اعلامیه یکسان نمی باشد چون ترامپ غیر از برگ ایران در کمپینگ انتخاباتی خود می‌تواند از برگ بحران رابطه با چین نیز بهره برداری کند که نشانه های آن هم اکنون نیز عینی تر است .
حال این سوال پیش میآید که توییت خامنه ای با این مضمون نشانه چه چیزی می‌تواند باشد بنظر من دو هدف را دنبال می‌کند اول امید واهی در میان جامعه جهت توهم مذاکره با آمریکا که می‌تواند روی رادیکالیزه شدن افکار جامعه تاثیر مستقیم و غیر مستقیم داشته باشد بخوصوص که خودشان از شورش و اعتراضات در سال جاری ، پیش روخبر میدهند که نشانه های آنرا در مصاحبه ها و گفتگوهای آنان میخوانیم و میشنویم دوم به وجود آوردن اغتشاش فکری در میان هم اپوزیسیون داخل و هم اپوزیسیون خارج بخوصوص بیشتر در بخش خارج آن که بخش اعظم انرژی آنها با مناظره ها و مباحثه ها و نوشتن انواع مقالات و ارزیابی‌های مختلف بر سر یک توییت (صلح حسنی ) که هم اغتشاش فکری و هم توهم مذاکره برای حل اختلاف میان ایران و آمریکا ،ضمن اینکه این توییت فقط به زبان فارسی باز نشر شد و به زبانهای دیگر صفحه توییت حضرت آغا اصلا مطرح نشد فقط به زبان فارسی و در آخر گرمی هم به اصلاح طلبان ورشکسته بدهد که طبلهایشان را به صدا در بیاورند و توهم در توهم به وجود آورند توهم مذاکره با آمریکا.
0

افزودن دیدگاه جدید