يكشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۹ - ۷ ژوئن ۲۰۲۰

حداقل بازده – دستمزد حداقلی استعماری در صنایع شیلات ساموا - بخش سوم

بخشی از کتاب "تعادل جزرومد - صنایع دریایی در اقیانوس آرام، ساموای آمریکا"

۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۹

دولت فدرال ایالات متحده صنعت تولید تون را برای توسعه اقتصادی ساموای آمریکا در سال های رکود اقتصادی بعد از جنگ دوم با استاندارد های ویژه کارگری، تخفیف های مالیاتی، و مشوق های تخفیف در هزینه ترابری و بیمه پیش می برد. به روایت جان کاونا و رابرت بارنت، کشورهای فقیر، با کارگران غیرمتشکل بهترین جذب کننده برای توسعه مناطق صنعتی و سرمایه گذاری وسیله کمپانی های فراملیتی هستند، بدون توجه به پرچمی که بر سردرشان می افرازند.

تاریخچه صنعت تولید تون ماهی در ساموای آمریکا

تولید کنسرو ماهی تون به فاصله یک دهه بعد از افزایش مصرف آن در بازار های جهانی در ساموا آغاز شد. به روایت مانسل بلاکفورد تا سال 1944 کنسرو تون و ماهی سالمون بیشترین مصرف ماهی را در سراسر جهان در بر می گرفت. کالمرا برتز نیز می نویسد که چگونه تکنولوژی بسته بندی کنسروها و کشف مواد و تکنیکی که آن را در داخل بسته بندی تازه نگه می دارد به خوبی محصولی را به بار آورده بود که در همه جا و در سال های بعد از جنگ مصرف بالایی داشت. تا پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم این رشته کاملاً اتوماتیزه و روند کاملا صنعتی در جهان پیدا کرده بود. سه چهارم تمام مواد غذایی دریایی مستقیماً برای مصرف انسانی روانه بازار می شود، 49% آن تازه و 51% آن به صورت بسته بندی شده است. نیمی از آنچه به صورت بسته بندی به فروش می رسد کنسرو و بقیه به صورت یخ زده عرضه می شود. تقریبا 37% این بازار در خارج از آمریکاست و از 1953 تا کنون محصولات دریایی ساموا بخش عمده ای از این بازار پروتئین جهانی را تشکیل داده است.

کمپانی راکفلر اولین کارگاه کنسروسازی را در توتویلا در سال 1953 تأسیس کرد. محصولات دریایی وان کمپ، یک بخش از رالستونپورینا، در سال 1954 این تأسیسات را خرید که در نهایت در سال 1976 به مرغ دریایی Chicken of the Sea تغییر نام داد. در سال 2000 این مجموعه بعد از پنجاه سال به کمپانی تای یونیونThai Union فروخته شد که تا سال 2006 در مقام هفتمین فروشنده محصولات دریایی در بازار آمریکا قرار داشت. بعد از سه افزایش حداقل دستمزد، چنان که گفته شد در سال 2009 عملیات تولید صنعتی در ساموا برای این کارگاه به نقطه پایان فرا رسید و تای یونیون به عملیات خود در ساموا پایان داد. سومین توزیع کننده محصولات دریایی در آمریکا یک شرکت ایتالیایی به نام "سه کشتی" نیز کارگاهی در سال 2007 تأسیس کرد و تا سال 2016 به تولید کنسرو ماهی در ساموا ادامه داد اما در سال 2016 بعد از دو مرحله افزایش دستمزد الزامی فدرال، کار را متوقف ساخت.

کمپانی هینز به عنوان دومین تولیدکننده کنسرو های تون و سایر محصولات دریایی در سال 1962 اجازه تأسیس کارگاهی در پاگوپاگو ساموا را بدست آورد و محصولات استارکیست StarKist را به بازار عرضه کرد. در سال 2003 بخش تولید کنسرو این کمپانی در شرکت دل مونته ادغام شد که سپس در 2008 استارکیست را به کمپانی کره ای بنام دانگ وون فروخت. این مجموعه با وجود کاهش تعداد کارگران و ساعات کار و علیرغم افزایش حداقل دستمزدها همچنان تا سال 2018 به کار ادامه داده است.

تغییر از شرکت های امریکایی تولید محصولات دریایی به کشور های دیگر در پایان قرن بیستم نشان می دهد که کمپانی های تولید محصولات دریایی هر چه بیشتر و گسترده تر از مرز های جغرافیایی و ملی گذر کرده اند و به سرمایه های مشترک بین المللی تبدیل شده اند. چنان که اعلام 200 مایل محدوده اختصاصی اطراف جزایر امریکایی مشوق اشتراک تولیدکنندگان ژاپنی با ماهیگیران امریکایی شد. با محدودیت های اعمال شده بر آب های سرزمینی که تعیین می کند چه کسی در کجا می تواند ماهیگیری کند، ملل مختلف با مشارکت هم می توانند به محصولات دریایی در آب های یکدیگر دسترسی یابند.

همان طور که از تغییر مالکیت های جدید تولیدات دریایی "مرغ دریایی" و استارکیست در ساموا نتیجه می شود، تولیدکنندگان به وسیله زیرمجموعه های خارجی معامله شدند تا به بازارهای عمده ماوراء بحار خود نزدیک باشند. پس از خرید استارکیست در ساموا، دونگوون همچنین مالکیت کارخانه تولید جعبه های آلومینیوم کنسرو را هم که در همان محل بود خرید، که نشان دهنده ساختار عمودی ادغام مالکیت خط تولید بود که تمام مراحل تولید محصول پایانی را، از مواد خام تا تولید و فروش و بازاریابی، شامل می گردد.

بدست گرفتن کنترل تمام مراحل تولید مشابه استراتژی در صنایع دیگری است که در این دوران اتفاق می افتد. از جمله در صنایع خودروسازی در دهه 1980 کمپانی های فورد و مزدا به یک سرمایه گذاری مشترک دست زده بودند. ازینرو ساموا محل ایده آلی برای ماهیگیری و تولید صنعتی ماهی تون برای فروش در آمریکا و در شرق آسیا بود.

دولت فدرال ایالات متحده صنعت تولید تون را برای توسعه اقتصادی ساموای آمریکا در سال های رکود اقتصادی بعد از جنگ دوم با استاندارد های ویژه کارگری، تخفیف های مالیاتی، و مشوق های تخفیف در هزینه ترابری و بیمه پیش می برد. به روایت جان کاونا و رابرت بارنت، کشورهای فقیر، با کارگران غیرمتشکل بهترین جذب کننده برای توسعه مناطق صنعتی و سرمایه گذاری وسیله کمپانی های فراملیتی هستند، بدون توجه به پرچمی که بر سردرشان می افرازند.

سود بالاتر، دردسر کمتر با کارگران، دسترسی به منابع طبیعی منطقه و همجواری با بازار محلی همه مشوق های خوبی هستند. کارگر ارزان همراه با تخفیف مالیاتی و تعرفه های فدرال به اضافه بیمه و سوخت ارزان برای کشتی و ناوگان ماهی گیری و هزینه حمل و نقل ناچیز، وقتی با منافع بالا همراه باشد، برای تسهیل حضور سرمایه گذاران در این صنعت در مناطق تحت سلطه استعماری ایالات متحده در غرب پاسیفیک بسیار موثر خواهد بود.

دیدگاه‌ها

سرمایه مشترک بین المللی اصطلاح درست تری نسبت به سرمایه داری بین المللی است.غالبا این اصطلاح دوم بکاربرده میشود
0

افزودن دیدگاه جدید