پنجشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۹ - ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۰

اهمیت و ضرورت مبارزه پیگیر برای معیشت کارگری

۰۶ تير ۱۳۹۹

حالا پرسش اساسی اینست در شرایط کنونی آیا کارگران و فعالان آن، باید با جدیت به مطالبات کارگری بپردازند یا اینکه مطالبات کارگری در جنب ایده سرنگونی رنگی به رخسار ندارد و همانطور که تاکنون از نگاه توجه بعضی از احزاب ماورای کمونیزم و ماورای کارگری دیدیم معیشت کارگری تنها اهرمی مثل باقی اهرمها در جهت رسوایی و بی صلاحیتی رژم حاکم استفاده شده اند؟ و نه برای تحقق بخشیدن مطالبات کارگران.

چرا مبارزه معیشتی کارگران امروز در حد اعلای اولویت قرار دارد؟ و چرا می بایست کارگران و فعالین کارگری هوشیارانه از هر نوع اعلان گرایش سیاسی و سازمانی و اتخاذ شعارهای غیر عملی که دستاویزی از جانب رژیم برای سرکوبشان است را از حرکاتشان دور نگاه دارند. و همچنین چرا می بایست از شعارها و مطالبات معقول خود مداوم به شکل سیستماتیک بدون گامی به عقب به شکل رادیکال و منطقی تا تحقق نهایی شان پیگیر باشند. در ادامه، مطالب فوق که جزوه مسائل مهم جنبش کارگری و جنبش مطالباتی کارگری می باشد خواهیم پرداخت.

مطالبات فوری کارگران کدامند؟

کارگران از حد اقل حقوق لازم معیشتی بر خوردار نیستند و دستمزدها چندین برابر زیر خط فقر می باشند و چند تشکل مستقل کارگری موجود دائما در حالت سرکوب به سر می برند و فعالین آنها بارها محکوم به زندان شلاق و شکنجه شده و می شوند. همچنین موضوع ایمنی کار خصوصا در معادن، حق بیمه، حق مسکن، حق عیال واری، بر خورداری از بیمه دارویی درمانی کامل، دریافت مناسب حقوقی بازنشستگی، و دستمزدهای معوقه کارگری ... همچنین یکی دیگر از معضلات کارگران خصوصی سازی اموال عمومی ست که موجب بدتر شدن همه آنچه که در بالا گفتیم شده است. به انضمام اینکه خصوصی سازی موجب تعطیلی تعداد زیادی از این مراکز کار و تولید و سبب بیکاری عده کثیری از کارگران شده است.

همانطوریکه ملاحظه می کنید کارگران در چه فلاکت وصف ناپذیری زندگی می کنند درک این وضعیت فلاکتبار هر انسان هوشیاری را بر این می دارد که قبل از هر چیز مسائل فوری کارگران را حیاتی ترین موضوعی بداند که کارگران باید تمام و کمال به آن بپردازند.

بدینترتیب گام نخست کارگران تثبیت حداقل معیشتی مناسب دستمزد، دریافت دستمزد بدون تعویق، شناساندن تشکلات مستقل کارگری به عنوان تنها نهاد کارگری و طلب انحلال باقی تشکلات دولتی/کارفرمایی، منع شلاق و شکنجه و زندان برای فعالین سندیکایی کارگری، دریافت حقوق مناسب در زمان بازنشستگی ، برخورداری از بیمه دارو و درمان کامل، پایان خصوصی سازی اموال عمومی مردم، مشارکت یا کنترل کارگری در مدیریت کارخانه جاییکه مدیریتهای ریاستی سبب اجحافات بسیار علیه کارگران شده، همچون تعویق دستمزدهای ناچیز و چندین برابر زیر خط فقر، اخراج و ...

کارگران می بایست بتوانند حداقلهای یک زندگی عادی را برای خود تثبیت نمایند. اکثریت کارگران در تلاش و مبارزه برای کسب این نوع مطالبات ذره ایی تعلل بخرج نمی دهند و تا کنون هم همین گونه عمل کرده اند. و از این جهت کارگران در جایگاه مناسب همراهی اکثریتی همکاران خود می باشند. کارگران در جهت تثبیت این مطالبات به رادیکالترین وجهی قرار دارند و پیروزیشان هم در این چهارچوب مطالبات کاملا محتمل و حتمی می باشد.

در مورد مشارکت/کنترل کارگری در مدیریت، می بایست حدود و ثغور آنرا روشن کرد. خیلی از واکنشهای نامعقول در مقابل مفاهیم می تواند با وارد شدن به جزییات این مفاهیم، حل و فصل شود. آنچه که مفهوم مشارکت/کنترل کارگری مد نظر نگارنده است با حذف مدیریت ریاستی، حضور نماینده گان کارگری با حق رای در جلسات تصمیمگیری مدیریتی و همچنین در جریان قرار داشتن شفاف در همه امور منجمله حساب و کتابهای مالی کارخانه و... که کارگران بر سرنوشت خود به شکل نسبی آگاه و دخیل بشوند منظور می باشد. شاید از عنوان اداره شورایی کارخانه همین مد نظر باشد و شاید همین توضیح جزییات و یا بعضی دخل و تصرفها در جزییات با یک عنوان دیگری مفهوم دخالت کارگری در مدیریت کارخانه به شکل دیگری معنا گیرد. در کل منظور اینست از دخالت کارگری در اداره یا مدیریت کارخانه چه در نظر داریم دخالتی خارج از نرم کاپیتالیستی یا دخالتی سوسیالیستی. البته اینجا دخالت کارگری در فضای کاپیتالیستی حاکم منظور است. و مشگل از آنجا آغاز می شود که در این مرحله از جنبش کارگری و جنبش مطالباتی بعضی فکر کنند که منظور از شورا یا کنترل کارگری اداره سوسیالیستی مثلا نیشکر هفت تپه منظور است و نه مشارکت کارگران در مدیریت کارخانه در جهت تثبیت حقوق و مزایای خود در چارچوب نظم حاکم.

در خصوص شعار شورا که هر کس تعبیر خود را در رابطه با اداره شورایی در ذهن دارد. که می تواند بدون تشریح روشن آن باعث توهمات و واکنشهای نامعقول شود که همچنین بهانه ایی بدست رژیم سرکوبگر هم دهد. که ببینید اینها قصد مصادره کارخانه را دارند و می خواهند شورای سوسیالیستی را در هفت تپه ایجاد کنند. در خارج از کشور هم بعضی نیروها زیر عنوان پر طمطراق ماورای کمونیستی و کارگری درکی کمتر از اداره سوسیالیستی شورایی از شعار اداره شورایی کارگران بر نمی تابند و شاید بخشا هم جمعی از این حرکت کارگری در هفت تپه قصدشان هم همین منظور بوده باشد که معقول بودن آن در آن مقطع و در گیری مطالباتی معلومی که داشتند نه نسخه ایی برای رسیدن به مطالبتشان که بلکه ورای آن مطالبات رفتن بود. البته نمی گوییم سرکوب وحشیانه رژیم به علت این شعار بود. اما این جنبش و حرکت مطالباتی اگر هوشیارانه و بدور از هیجانات کاذب و لحظه ایی و با تمر کز بر اینکه مطالباتش به شکل مشخص چیست و در کجای این حرکت مطالباتی قرار دارند مطمئنا با پشتوانه توده های کارگری می توانست قدمی معقول و محکم به جلو برای تثبیت حقوق کارگری وردارد. و سندیکای هفت تپه از جایگاه پر قدرتی تری در صحنه برخوردار شود. زیرا موفقیت بثبوت رساندن مطالبات عاجل کارگران همبستگی سندیکایی کارگران و حفظ آن دستآوردها وجه بیشتری به سندیکا می بخشید. البته مطالبات آرمانی و دور از دسترس در نهایت به جای اینکه در جنبش طبقه کارگر یار شاطر باشد دائما بار خاطر بوده اند. البته جنبش از اشتباهاتش می آموزد و باز هم البته اگر در غور و تفحص ش در برآورد آنچه گذشت به نتیجه اینکه کجا به خطا رفته رسیده باشد. وگرنه، کدام درس و کدام آموختن؟

شاید بعضی بگویند کلاً قصد این بوده است که اعلام کنیم ما بخشی از جنبش کمونیستی ایران هستیم و قصد ما عبور از این سیستم نامنصفانه استثماری بوده است و ما دیگر تحمل این اجحافات را نداریم و بر آنیم به شکل شورای سوسیالیستی این تأسیسات را اداره نماییم و اینکار رو با اعلان اداره شورایی روشن کردیم و گفتیم و این یک موفقیت بزرگ بود. البته در انتها درستی هر اقدامی را با هزینه آن می سنجند. شعار اداره شورایی بیان مطالبه نهایی درست اما پر هزینه بود. که بجای تمرکز بر مطالبات پایه ایی و ضروری و عاجل کارگران آنرا به ماورای مطالبات رهنمون نمود که در کل انحرافی در هدف اصلی می بود که سئوال اساسی آن است که آیا با توافق کارگران این ماورای مطالبه مطرح شده یا تصمیمگیری عده محدودی بوده است. اگر هم با آگاهی همگانی بود آیا بقدر کافی مورد تعمق و تفحص و ذوالجوانب از لحاظ هزینه و استفاده مورد بررسی واقع شد یا نه؟ که خودش بحثی مفصل است که در این مجال نمی گنجد.

یک بخش از بحث همین است که آیا ما مبارزه پیگیر برای به ثبوت رساندن مطالبات اساسی کارگران که در بالا به شکل مشخص عنوان شده اند را کاری اساسی و ماندگار و به نفع جنبش کارگری می دانیم و یا اینکه حتی دستیابی کارگران به مطالباتشان را اصلا دستاوردی قابل توجه به حساب نمی آوریم؟ اگر قابل توجه و مهم و اساسی ست می بایست روی خط صحیح و اساسی مطالبات با هوشیاری و ذکاوت ایستاد و در تلاش دائم برای تحقق یک به یک آن مطالبات باشیم. ما نباید دائما این حرکت مطالباتی کارگران را قربانی شعار ها ی پر طمطراق غیر قابل حصول در این دوره مشخص از مبارزه کنیم. تاوان بی خردی و تسلیم هیجانات شدن های ما را کارگران می بایست با نان شب و سر پناه و زندان و شکنجه و سرکوبشان و از همپاشی شیرازه زندگی شان بپردازند. و همچنین به هزینه یک دوره طولانی عقب برگردانده شدن جنبش شان. تا با تلاش دوباره طی زمانی طولانی به موقعیت قبلی خود باز گردند و باز اگر هیجانات لحظه این دستاورد را دوباره فدای شعارهای نسنجیده و ماورآی انچه کارگران حولش به حرکت در آمدند نکنند. که بعضی از احزاب و شخصیتهای ماورای کمونیست و ماورای کارگری برای مدت مدیدی با تکرار آن شعار ها برای حظ و دل خوش کنک اوهام خود استفاده نمایند. سوال این است چند بار می بایست مطالبات حیاتی کارگران فدای کجرویها مآورای مطالبات فوری شود؟ آیا وقت آن نرسیده برای یکبار هم شده با جدیت از این حرکت مطالبات پایه ایی و حیاتی کارگران که با زحمت بسیار به حرکتی بزرگ و پر توان تبدیل می شود حول و حوش همان مطالبات پشتیبانی شود و دچار فریب شعارهای ماورای سرخ و بی موقع نشد؟

بورژوازی حاکم برآمده از قیام میلیونی 57 با دو اهرم پر قدرت دین و انقلاب میلیونی سالهای سال بر سریر قدرت بر خوان یغما نشست. اما اکنون دیر زمانیست که به سراشیب سقوط و از دست دادن آن جایگاه مستحکم است. اما حرف اینست که این سرنگونی کی اتفاق می افتد؟ کسی به یقین نمی تواند زمان دقیق آنرا بگوید. می توانست آبان 98 پایانشان باشد اما نشد. این رژیم در بدترین شرایط اقتصادی ممکن قرار دارد و بنظر می آید اکثریت مردم هم این رژیم را نمی خواهند یعنی هم از لحاظ اقتصادی هم سیاسی در بدترین وضعیت هستند اما هنوز هم بر سریر قدرتند، وضعیتی که همه بر این باوریم که باید هر آن به سرانجام خود یعنی فروپاشی برسد. اما بار دگر هنوز نمی توان به صراحت گفت چه زمانی این سرنگونی انجام می پذیرد. خیلیها شاید منتظر هستند ببینند که سرانجام انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چیست. البته تا این 5 ماه می تواند اتفاقات بسیاری رخ نماید که یکیش سرنگونی مورد نظر ما باشد. ماندگاری ترامپ یعنی ماندگاری تحریمها و احتمال شورشها بسیار و قویتر، اگر فقط به همین جنبه تمرکز کنیم و به جنبه های منفی یا فاجعه آمیز تحریمها و بر سریر قدرت بودن ترامپ نپردازیم. اما برنده شدن ترامپ بسیار بعید به نظر می رسد. نگارنده او را در ردیف 25% آرا می بیند. و اگر محاسبه را بر شکست ترامپ، و آمدن جو بایدن دمکرات و برچیده شدن تحریمها بگذاریم، رژیم از لحاظ اقتصادی و به طبع آن از لحاظ سیاسی وضعیت بمراتب بهتری پیدا خواهد کرد نتیجه عقلانی از وضعیت این می شود مردمی که زیر فشار کرونا و ورشکستگی اقتصادی کاملا فرسوده شده اند ترجیح بدهند تکه پاره متلاشی زندگیشان را جمع و جور نمایند تا به قیام رو آورند بدینترتیب احتمال شورشها به مراتب پایینتر خواهد بود. و به بیانی دوران رکود حرکتهای دگرگون ساز و انقلابی برای مرحله ایی فروکش خواهد کرد. البته هیچ چیز قابل پیشبینی دقیق نیست. شرایط زندگی مردم حکایت قورباغه در دیگ آبی ست که ذره ذره به جوش می آید و تا سر حد نیستی هم شاید زنگ خطری که سبب جنبشی شود هم رخ ننماید. یا در امتداد زمانی ولرم تا جوشیدن آب که می تواند مدت مدیدی باشد حرکتی، قیامی به هزار و یک دلیل انجام نپذیرد صرف ناکارآمدی سیاسی و اقتصادی که عاملهای مهم و حیاتی در دوام و شکست حاکمیتهاست می تواند بر حسب تجارب و داده ها و صلاح دیدهایی یک ملتی اینجا ایران منجر به قیام و سر نگونی در محدوده زمانی نزدیک نشود. کارگران نمی توانند تا روز موعود که می تواند از فردا تا ده سال بعد باشد به انتظار بنشینند. نون شب و کرایه خونه، پرداخت دوا و دارو ... دغدغه هر روز است و موکول ناشدنی به فردا. مسائلی که برای پاسخ به آنها، کارگران را دائما به میدان تحقق مطالباتشان می کشاند.

حالا پرسش اساسی اینست در شرایط کنونی آیا کارگران و فعالان آن، باید با جدیت به مطالبات کارگری بپردازند یا اینکه مطالبات کارگری در جنب ایده سرنگونی رنگی به رخسار ندارد و همانطور که تاکنون از نگاه توجه بعضی از احزاب ماورای کمونیزم و ماورای کارگری دیدیم معیشت کارگری تنها اهرمی مثل باقی اهرمها در جهت رسوایی و بی صلاحیتی رژم حاکم استفاده شده اند؟ و نه برای تحقق بخشیدن مطالبات کارگران.

اهمیت مطالبات پایه ایی کارگری در میان ماورایی ها درست درک نشده است. کارگران تنها زمانی می توانند در جایگاه نیروی جایگزین عرض اندام کنند که بتوانند در مبارزات مطالباتی خود با رژیم مخوف به مطالبات فوری و جدی خود دست بیابند. شما فکر می کنید بورژوازی در اپوزیسیون، در مورد کارگران و تعیین کنندگی این نیرو زمانیکه کارگران قادر نیستند رژیم را وادارند تا این دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر خود را نه بعد از چند ماه دیر کرد بلکه سر موعد به او بپردازد، آیا اپوزیسیون بورژوایی ، جنبش کارگری را جدی خواهند گرفت؟ و یا به خاطر مسئله صنفی اقتصادی و تشکل مستقل، رژیم بدون هیچ دغدغه ایی به کارگر شلاق میزند و به زندان می فرستد اپوزیسیون بورژوایی، آیا جنبش کارگری را به عنوان آلترناتیو جدی خواهد گرفت؟ ما باید بتوانیم به این رژیم و به بورژوازی اپوزِیسیون نشان دهیم که چنین اعمالی علیه کارگران هزینه های داندن شکن و بس گزاف دارد. و این شدنی نیست مگر با همت و جدیت کل جنبش کارگری در پشت مطالبات پایه ایی کارگران و نه با آرای ماورایی که جنبش آنان را دچار انشقاق و شکست کنند.

کارگران و سندیکاهایشان می بایست هیچ شانسی را در رو در رویی در مقابل حکومت در جهت مطالبات پایه ایش را از دست ندهد. مثلا شرکت واحد می دانست که همکارشان به رای بیدادگاه در فلان روز و ساعت به شلاق بسته خواهد شد. کمترین کاری که می بایست انجام می پذیرفت، فرمان اعتصاب لااقل یک ساعته از جانب سندیکای شرکت واحد بود. که شاید می توانست سبب بسیج آفکار عمومی شود و برای رژیم هزینه ساز شود. و شاید با توضیح علت اعتصاب به مسافران، چه بسا سبب همدلی مسافرین و تظاهراتی در همان اتوبوسها و حوالی آنها می شد. و مثال دیگر کارگران هفت تپه برای زندانی شدن بی مورد سپیده قلیان ... باید کارگران هوشیارانه در تقابل با رژیم در هر مورد اقدام بسزای خویش را انجام دهند. تنها در جنب مطالبات کارگری ما می توانیم قدرت کارگری را به نمایش بگذاریم. متاسفانه در جنب سیاسی هر چه کارگران انجام دهند تا زمانیکه مطالبات ابتدایشان اعتنایی به آن نشود جنبش کارگری جدی گرفته نخواهد شد و در جنبش سرنگونی دیده نخواهد شد.

تنها عرصه نمایش قدرت ما کارگران به سرانجام رساندن همین عرصه مطالبات حقوقی و معیشتی ماست که گوشی را به دست بورژوازی غالب و مغلوب و رقیب می دهد. پس مبارزه برای تحقق مطالبات پایه ایی کارگران از اهمیت تعیین کننده ایی برخوردار است و تحقق آنها نمایش قدرت کارگران برای تحقق امری بزرگتر که اداره همه امور اجتماع و سکانداری سیاسی جامعه است می باشد. موفقیت مبارزات مطالباتی کارگران، کارگران را به عنوان نیروی قدرتمند و جایگزین و تعیین کننده در سطح جنبش سرنگونی مطرح می نماید. مبارزات مطالباتی و معیشتی کارگران را کوچک نشماریم. و با همت و اتحاد در تحقق مطالبات شان کوشا باشیم.

 

 

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید