شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۵ اوت ۲۰۲۰

الحاق نوار غربی رود اردن ، ادامه سیاست تجاوزکارانه اسرائیل!

«به پیش» در گفتگو با خالدیا ابوباکرا مبارز برجسته فلسطینی

۱۱ تير ۱۳۹۹

جامعه اسرائیل، جامعه ای بیمار است. از همان ابتدا به کودکانشان میآموزند که نسبت به همه آن دیگران بد گمان باشند و نفرت داشته باشند. سرتاپای جامعه را نظامی گری فرا گرفته است. نمیتوان برای همیشه اینگونه همراه با وحشت و ترس زندگی کرد. حتی سربازان سراپا مسلح را در تصاویر دیده ایم که چگونه از یک کودک فلسطینی هراس دارند.

مصاحبه‌گر: 

بر اساس تصمیم دولت اسرائیل از امروز، اول ماه ژوئیه، بخشی از سرزمین های کرانه باختری رود اردن که از ژوئن ۱۹۶۷ در اشغال اسرائیل است، قرار است که رسماً به خاک اسرائیل ملحق شوند. با این تصميم، هیزم بیشتری بر آتشی که از میانه قرن بیست در خاور نزدیک با حضور اسرائیل روشن شده است، افزوده خواهد شد. به منظور بررسی این تصمیم بغایت تشنج زا، سایت «به پیش» گفتگوئی انجام داده است با خانم خالدیا ابوبکرا که در اختیار خوانندگان ارجمند قرار می دهیم.

خالدیا ابوباکرا مبارز برجسته فلسطینی متولد ۱۹۶۷ در غزه و مادر چهار فرزند و ساکن مادرید. عضو جبهه متحد چپ اسپانیا و کاندیدای این حزب در انتخابات سال ۲۰۱۵ برای مجلس سنا. در آگوست این سال هنگامی که برای دیدار بستگانش به غزه رفته بود اسرائیل مانع بازگشت او شد تا بالاخره بعد از چهار ماه تلاشهای دیپلماتیک از طرف وزارت امور خارجه و اعتراضات مردم در اسپانیا اسراییل اجازه خروج باو را داد.

 

------------------------------

- سرزمین های اشغالی و فلسطین امروز در چه شرایطی به سر می برند؟

 آنچه امروز در همه بخش های فلسطین اعم از اشغالی و غیر آن میگذرد ریشه در گذشته ها دارد. اکنون اسرائیل قصد دارد بخش دیگری از کرانه غربی رود اردن را به خاک اسرائیل منضم کند، ولی در واقع تمامی سرزمین های فلسطین تحت کنترل اسرائیل هست و روی آنها اعمال هژمونی می‌کند. تمام سرزمینهای اشغالی از سال ۱۹۴۸ از کرانه غربی رود اردن و نوار غزه همه و همه زیر کنترل دولت اسرائیل است و حتی ورود و خروج مسافرین و مواد غذایی فقط با اجازه اسرائیل امکان پذیر است. ولی می‌توان سوال کرد که اکنون چه اتفاقی خواهد افتاد اگر الحاق رسمی بخشی از کرانه غربی رود اردن به اسرائیل صورت گیرد؟ در واقع اسرائیل مسکونی کردن مناطق اشغالی را با آوردن یهودیان از سایر نقاط دنیا سامان داد، آنها را در کیبوتس ها و مجموعه هایی جدای از فلسطینیان اسکان داد هدفشان این بود که این واحدهای مسکونی، خودگردانی داشته باشند. نتیجتا آنها توانستند در این سرزمین ها مقداری از خودگردانی را به اجرا در بیاورند و بعدا از طریق تهدید و ارعاب و وحشت پراکنی و گاهی اوقات از طریق خرید و فروش زمین ها و همچنین همکاری امپراطوری انگلستان توانستند به اشغال اراضی فلسطینی رسمیت حقوقی بدهند. در سال گذشته شاهد بودیم که با حمایت ترامپ اورشلیم را پایتخت اسرائیل اعلام کردند که یک گام بیشتر به جلو بود. امروز می خواهند با الحاق بخشی از کرانه غربی رود اردن گامی بیشتر در راستای اهداف دراز مدت خود بردارند. اهداف دراز مدت آنها ایجاد اسرائیل بزرگ از رودخانه نیل تا فرات است. دنیا در واقع شریک جرم اسرائیل است، از همان ابتدای رای زنی ها در سال ۱۹۴۷ برای ایجاد اسرائیل و جلوتر در سال ۱۹۴۸ دو پاره کردن سرزمین فلسطین. اینها همه با همکاری کشورهای قدرتمند و در راسشان دولتهای غربی صورت گرفت. از همه بد تر آنست که روابط ویژه ای با اسرائیل دارند. در واقع اسرائیل یک دولت مجازی است. افراد و گروهای گوناگونی از همه جای دنیا به فلسطین آمدند برای ایجاد این کشور. ویژگی خاصی در آنان نیست فقط آنکه از همه گونه کمک های کشورهای پیشرفته برخوردار شدند، از تجارت، سرمایه گذاری، تبادلات علمی و تکنولوژیک و ... که در نهایت هدف آن بود که بتواند تسلیحات پیشرفته ای را در اختیار داشته باشد. اسرائیل یک خطر برای همه دولتهای منطقه است. ما فکر میکنیم مقاومت مردم فلسطین جلوی بسیاری از زیاده خواهیهای دولت اسرائیل را گرفته است.

بد نیست به عقب برگردیم و ببینیم در میان مردم فلسطین و نیروهای سیاسی آنها چه اتفاقاتی افتاده است. بطور عام مردم فلسطین و نیروهای چپ با توافقات اسلو موافق نبودند. زیرا مذاکرات ظاهرا برای صلح بود ولی نتیجه اش برسمیت شناختن دولت اسرائیل بر روی خاکی بود که متعلق به فلسطینیان بود. شاید سوال کنید این فلسطینیان چه کسانی هستند و اکنون کجا هستند؟ بشما میگویم هشت ملیون آنها بخاطر اشغال سرزمینشان در دنیا آواره شده اند. ما موافق نبودیم که در این مذاکرات ۲۲% دیگر از سرزمینمان به اسرائیل داده شود و در عوض آنها بما اجازه بدهند که در جائیکه زندگی میکنیم خود مختاری داشته باشیم و البته همیشه زیر کنترل آنها. اما چون نمیخواستیم که میان ما اختلاف و نزاع باشد، این عدم توافق را کمتر اعلام کردیم، زیرا بیشتر از آن ضعیف هستیم که خود را دچار اختلافات درونی بکنیم. ولی حالا بعد از ۲۷ سال که کشور مستقل فلسطین نتوانست شکل بگیرد و نه فلسطینیان در صلح زندگی میکنند و نه آزادی دارند و نه هیچ چیز دیگر، راحت تر میتوانیم صحبت کنیم. در این سالها، فلسطین سرزمینهای بیشتری را از دست داد، حقوق بیشتری را از فلسطینیان گرفتند و شرایط زندگیشان را سخت تر از سالهای قبل از توافقات اسلو کردند. اینها همه علی رغم تلاشهایی بود که انجام دادیم برای صحبت با مسئولین و مقامات، ولی گوش شنوایی نبود. مسئولین دولت خودمختار فلسطین با سیاستهای خود جدایی های بسیاری را در صحن ملی باعث شدند، بزرگترین آن میان الفتح و حماس. ولی بنظر میاید آنها در جائیکه ایستاده اند راحت هستند، الفتح در کرانه غربی رود اردن و حماس در نوار غزه. بخش بسیار بزرگی از مردم فلسطین باین نتیجه رسیده ایم که وقت آن رسیده است که مطالب را بسیار شفاف بیان کنیم. مهمترین مطلبی که باید گفته شود آنست که زمان اداره امور توسط شورای ملی فلسطین بانتها رسیده است. دوران محمود عباس بپایان رسیده است و همچنین دوران حماس. مردم فلسطین حق دارند که بعد از سالها رهبرانشان را خودشان انتخاب کنند. مدتهاست که به بسیج مردم پرداخته ایم. ما احتیاج داریم که برای تصمیم گیری در باره موضوعات کلان نمایندگان واقعی مردم تصمیم گیر باشند. خیلی متاسفم که بگویم حتی صدای مبارزات مردم علیه دشمن اشغالگر توسط نیروهای انتظامی زیر نظر شورای ملی فلسطین سرکوب میشوند. حتی اگر دولت اشغالگر بخواهد یکی از مبارزین میهن فلسطینی را دستگیر کند از طریق نیروهای انتظامی تشکیلات خود گردان اینکار را میکند. این همکاری در توافق های اسلو است.

 

- یعنی، می خواهید بگوئید که در فلسطین آزادی نیست؟

بله همین طور است. آزادی بسیار محدود است. منتهی در غزه خصلت اعتراضات بیشتر اجتماعی و اقتصادی هستند و حماس اعتراض در این زمینه ها را سرکوب میکند. در کناره غربی بیشتر خصلت سیاسی دارد، بخاطر آنکه مردم علیه اسرائیل بخیابانها میایند ولی با مامورین فلسطینی روبرو میشوند. این امر مورد اعتراض وسیع مردم قرار میگیرد. در این شرایط ۶۵۰۰ زندانی سیاسی در زندانهای اسرائیل اسیر هستند. نیمی از نمایندگان انتخاب شده مردم فلسطین در این زندانها هستند. دولت اسرائیل از تشکیلات خود گردان خواسته بود تا حقوق نمایندگانی را که خانواده هایشان آنرا دریافت میکردند قطع کند و همچنین نباید به هیچ خانواده شهیدی دولت مقرری پرداخت کند و دولت محمود عباس آنها را پذیرفت.

- منابع درآمد تشکیلات خودگردان از کجا هستند؟

بخش زیادی از آن از اخذ مالیات تامین میشود. مردم کار میکنند، در دستگاه های اداری، در کسب و کارهای کوچک و متوسط، در کشاورزی و در توریسم. ولی پول مالیات را دولت اسرائیل تحویل میگیرد و بخشی از آنرا به تشکیلات خود گردان فلسطین میدهد. و دولت فلسطین هم از این طریق حقوق کارمندان را در کرانه غربی و نوار غزه پرداخت میکند. البته وقتی اختلافات میان حماس و الفتح پیش آمد دولت محمود عباس حقوق کارمندان بخش غزه را قطع کرد و این خود عاملی شد تا بلحاظ اجتماعی جدایی میان کارکنان تشکیلات خود گردان در غزه و کرانه غربی بوجود بیاید. باید یادآوری کنم که اسرائیل از طریق مالی هم میتواند دولت فلسطین را تحت فشار قرار دهد، کافیست در پرداخت وجه مالیات ها تعلل کند و یا اصلاً ندهد.

- محمود عباس اسرائیل را تهدید کرده است که در صورت الحاق کرانه باختری رود اردن به اسرائیل از توافق های اسلو خارج می‌شود، آیا این کار را می‌کند؟

در صورتی که محمود عباس تهدید اش را عملی کند و از توافق‌های اسلو خارج شود اسرائیل اولین کاری را که می کند قطع پرداخت مالیات هایی است که به فلسطین باید پرداخت کند. این امر مشکل آفرین خواهد بود. قبل از سال ۱۹۹۳ سازمان آزادی بخش فلسطین اگرچه در غزه و کرانه غربی حضور اداری نداشت ولی کاملاً سازمان‌دهی شده بود و حقوق کارکنانش را در هر کجای دنیا که بودند پرداخت می کرد. تمامی فلسطینیان از بدو تولد عضو سازمان آزادی بخش فلسطین میشدند. البته بعداً حماس و جهادی ها نخواستند وارد سازمان آزادیبخش فلسطین بشوند و این قاعده استثنائاتی پیدا کرد.

- آیا از زمان ریاست جمهوری ترامپ در آمریکا وضعیت فلسطین دشوارتر شده است، بدلیل حمایت بی دریغش از اسرائیل؟

جواب: حمایت اوباما از اسرائیل در سالهای ریاست جمهوری اش، اگر از دوران ترامپ بیشتر نبوده باشد کمتر نیست. ازسال ۱۹۸۲ آمریکا همیشه بر آن بوده است که اورشلیم را بعنوان پایتخت اسرائیل برسمیت بشناسد ولی بدلایل مصلحت های سیاسی آنرا بعقب انداخته بودند تا بالاخره توسط ترامپ انجام شد. ایالات متحده همیشه برای پیش برد این سیاستها ابتدا آنرا عنوان میکند و منتظر عکس العمل ها میماند، آنها را ارزیابی میکند و آنگاه تصمیم میگیرد. در سطح جهان متأسفانه واکنش ها از مرحله حرف تجاوز نمی کند.

- و چه می توانیم بگوئیم از واکنش مردم فلسطین؟

البته ما بخش ضعیف هستیم در این سلسله مراتب، ولی با این حال تمام دنیا شاهد بود که ما برای نشان دادن حق بازگشت به سر زمینمان بیش از ۳۰۰ کشته دادیم، در همین نزدیکی، در سال گذشته. اگرچه بهای سنگینی را با ۳۰۰ جوان جان باخته پرداخت کردیم ولی اکنون دنیا آگاه است که حق بازگشت به سرزمین مادری از حقوق انکار ناپذیر مردم فلسطین و همه دیگر پناهندگان در این کره خاکی است.

- در این اواخر صداهای بسیاری بلند شده اند که میگویند وجود یک دولت فلسطینی مستقل کنار اسرائیل غیر ممکن شده است. شما چه می گویید؟

در واقع از همان ابتدا غیر ممکن می نمود. تمامی زمامداران اسرائیل بعد از اسحاق را بین همیشه در کارزارهای تبلیغاتی خودشان اعلام می داشتند که هرگز اجازه بوجود آمدن یک دولت مستقل فلسطینی را نمیدهند. اعلان این امر حتی بر تعداد آرائ آنان میافزود. کنفرانس اسلو یک فریب بود حتی رهبرانی که از جانب سازمان آزادی بخش فلسطین در مذاکرات شرکت داشتند بر غیر ممکن بودن آن آگاه بودند.

- با آنچه شما می گویید مردم اسرائیل نیز نقشی تعین کننده در اشغال سرزمینهای فلسطینی دارند؟

قطعاً همین طور است. آنان بکسانی رأی میدهند که بیشترین رنج و بیشترین آسیب را به مردم فلسطین وارد کنند. نتانیاهو ۱۴ سال است که در قدرت است. تمامی کلن ها در زمینها و خانه هایی زندگی میکنند که متعلق به مردم فلسطین بوده است. هر فردی که اجدادش یهودی بوده باشند از هر نقطه دنیا میتواند به سرزمین های اشغالی فلسطین برای زندگی برود ولی من که همه اجدادم در فلسطین بوده اند و خودم در فلسطین بدنیا آمده ام نمیتوانم در سرزمین مادری ام زندگی کنم.

- تمامی نیروهای سیاسی فلسطین اعتقاد دارند که حمایت و همبستگی بین المللی امری حیاتی برای پیروزی آنهاست، در عین حال جامعه جهانی هم چنان سیاست ایجاد دو دولت مستقل در کنار هم را دنبال می کند؟

درست است آنچه را که میگویید. دلیل اتخاذ این سیاست بخاطر آنست که راحت ترین موضع است، برای آنکه همه را راضی میکند، اگر چه میدانند راه به جایی نمی برد. آنها میدانند که اسرائیل اجازه این کار را نمی دهد و آنها توان تحمیل این سیاست به او را ندارند. اسرائیل آنچنان نیرومند و آنچنان ترسناک شده است که هیچکس جرئت نمیکند به او بگوید که پناهندگان فلسطینی حق بازگشت به میهنشان را دارند. آنها مرتباً از «دو دولت مستقل» در کنار هم یاد میکنند ولی در عمل از شناسایی دولت فلسطین خودداری میکنند. چرا؟ یا خودشان را فریب می دهند و یا ما را؟

- آیا امکانی می بینید که در ارتباط با مسئله فلسطین میان اروپا و آمریکا شکافی ایجاد شود؟

خیلی دشوار است ولی غیر ممکن نیست. اروپا تقریبا همیشه از سیاستهای آمریکا دنباله روی کرده است ولی مشخصا در این ارتباط کار روی افکار عمومی مردم اروپا از طریق انجمنهای حقوق بشری فزونی یافته است و این بما امکان میدهد که روی تغیر مواضع دولتهای اروپایی حساب کنیم.

- در گذشته دولتهای عربی مواضعی داشتند که جنبش فلسطین را مورد حمایت قرار میدادند، ولی گویی این دولتها این مواضع را اکنون ندارند؟

کاملاً درست است، اگر چه در گذشته ها نیز بیشتر حفظ ظاهر بود تا سیاستهای واقعی ولی اکنون کاملاً و مشخصاً مواضع گذشته خود را رها کرده اند. و این بیشتر بخاطر آنست که بیشتر از گذشته به امپریالیسم وابسته شده اند و میدانند که حفظ قدرت هایشان تنها از طریق تکیه دادن به امپریالیسم است که میسر میشود.

- همبستگی مردم این کشورها را با فلسطین چگونه میبینید؟

فلسطین همیشه حمایت مردم کشورهای منطقه را داشته است و دارد ولی، مشکلات داخلی این کشورها و حد وحشیانه سرکوب در حدی است که امکان بروز این احساسات را نمی دهد. مصر را نگاه گنید، علی رغم دشواریهای بسیار معیشتی، مردم امکان به خیابان آمدن و اعتراض کردن را ندارند. برای فلسطین که دیگر جای خود را دارد. در واقع وضع خاور نزدیک بقدری وخیم است که شاید یک انقلاب در همه کشورهای منطقه چاره ساز باشد.

- حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ چه تأثیری بر وضعیت فلسطین گذاشت؟

تأثیراتی بسیار منفی. بدتر از آن که اتفاق افتاد نمیتوانست پیش بیاید. از آن پس منطقه کاملا در جنگهای مداوم اسیر شده است. بی ثباتی و بحرانهای پی درپی در اغلب این کشور ها بیش از همه اسرائیل را در مواضعش تقویت کرده است. کشورهایی که میتوانستند متحدان فلسطین باشند تقریبا از میان برداشته شده اند. حضور آمریکا تقویت شده و کشورهای منطقه بیشتر از هر زمان اسلحه می خرند. آمریکا و اسرائیل هرگز بدنبال صلح و آرامش در منطقه نبوده اند، بلکه بر آتش نا آرامی ها دمیده اند.

خامنه ای در سخنرانی خود بمناسبت روز قدس گفت که موضوع فلسطین اسلامی است و خاور میانه آینده اسلامی خواهد بود. آیا شما فکر میکنید مشکل فلسطین اسلامی است؟

جواب: مطلقاً نه، مشکل فلسطین یک امر ملی است و ما فلسطینیان برای ایجاد کشوری دمکراتیک، لائیک و مستقل مبارزه میکنیم. تمامی تفکرات و ادیان و کیشها در آن آزاد خواهند بود تا بتوانند در کنار هم زندگی کنند. ما مطلقا خواستار یک کشور اسلامی نیستیم بلکه اعتقاد داریم که دولت باید فارغ از هرگونه گرایش مذهبی باشد و اینکه همه مذاهب فقط بتوانند در حریم خصوصی افراد جامعه حیات داشته باشند و بدون هیچ گونه دخالتی در دولت.

آیا واقعیت دارد که در مناطق اشغالی یک شهروند فلسطینی بلحاظ حقوقی در طراز یک شهروند اسرائیلی نیست.؟

البته که اینگونه است. میتوانید تصور کنید که در مناطق اشغالی یک فلسطینی که جد اندر جد در آنجا زندگی کرده است و اکنون بخاطر واقعیتهای موجود یک شهروند اسرائیلی است، کار میکند و همچنین مالیات های یک شهروند را هم پرداخت میکند ولی چون ریشه اش فلسطینی است حق خرید و فروش زمین و ساختمان را ندارد ولی یک اسرائیلی یهودی این حق را دارد. یک فلسطینی حق ازدواج با یک دختر اسرائیلی را ندارد و همچنین یک مرد یهودی اسرائیلی حق ندارد با یک دختر فلسطینی ازدواج کند. همچنین فلسطینی ها بخاطر امرار معیشت نمیتوانند بهر شغل وحرفه ای که دوست دارند دست رسی داشته باشند. کارهای مشخصی را اجازه ورود به آنها را ندارند. ۸۰ قانون تعریف شده در قانون اساسی اسرائیل وجود دارند که موارد تبعیض میان یک شهروند اسرائیلی با ریشه فلسطینی را از یک شهروند اسرائیلی با ریشه یهودی را مشخص میکنند.

- آیا درست است که کلن هایی که خانه هایشان را در مناطق فلسطینی نشین ساخته اند همگی مسلح هستند؟

بله کاملا درست است، ابن ساکنین مسلح بخاطر اینکه بزور یک قطعه زمین را صاحب شده اند و آنجا را ساخته اند و صاحبان قبلی اشان را بیرون کرده اند طبیعی است که در نزاع دائم با همسایگانشان باشند، همیشه موضع تهاجمی دارند و همیشه از حمایت ارتش اسرائیل برخوردار هستند.

- آیا میتوانید کمی در باره جنبش مدنی تحت عنوان "تحریم" یا بایکوت علیه اسرائیل توضیح دهید؟

جنبش مدنی بایکوت علیه اسرائیل جنبشی نیرومند است که بایکوت در زمینه های سرمایه گذاری در اسرائیل و تحریم خرید کالاهای این کشور را تعقیب می کند. اکنون عرصه این تحریم ها به بخشهای وسیع تری نظیر، فرهنگی، ورزشی، اداری و ... کشیده شده است. ما سؤال میکنیم که چرا کوبا نزدیک به ۷۰ سال است که تحریم های سنگینی عمدتا اقتصادی را تحمل میکند بدون آنکه به جایی حمله کرده باشد ولی اسرائیل که نسبت به همه قطعنامه های شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل بی اعتنا بوده و عملا در خارج از حقوق بین الملل زندگی می کند نه تنها هیچ تحریمی متوجه او نشده است بلکه هر روز بیشتر از جانب کشورهای قدرتمند مورد حمایت قرار میگیرد. خود دولت صهیونیستی اسرائیل در دفعات متعدد اعلام کرده است که از جانب این جنبش احساس خطر میکند. ما میدانیم چرا، هدف این جنبش بسیج افکار عمومی مردم در همه کشورها علیه رژیمی است که تنها حکومت آپارتاید در جهان را در خاور میانه بنیاد نهاده است.

- نیروهای چپ در اسرائیل چه میکنند و چه مواضعی دارند؟

جواب: وجود نیروهای چپ در اسرائیل افسانه ای بیش نیست. اگر وجود داشته باشند چگونه می توانند در برابر این همه جنایت که از جانب دولتهای متفاوت در طول ۷۲ سال گذشته اتفاق افتاده است سکوت کنند. تمام اسرائیلیان از " چپ" و راست مخالف بازگشت فلسطینیان پناهنده در سایر کشورهای جهان به سر زمینشان هستند. در صورتیکه اعلامیه جهانی حقوق بشر بازگشت پناهندگان بسر زمین مادریشان را حق آنان میداند.

- اکنون که بنظر میرسد امکان زندگی دو کشور مستقل کنار هم نیست، پیشنهاد شما چیست؟

 ایجاد یک کشور واحد برای همه ساکنین این منطقه که دمکراتیک باشد، لاییک باشد، مستقل باشد و بتواند امکان زندگی را برای همه در فضایی آزاد و دمکراتیک فراهم کند.

- نام این کشور چه خواهد بود؟

 فلسطین.

آیا فکر میکنید این هدف قابل دسترسی است؟

فکر میکنم قابل دسترسی است و من به آن امید دارم.

- امید های شما بر چه پایه های منطقی استوار هستند؟

 بخاطر آنکه هیچ فلسطینی، هیچگاه، در هیچ کجای دنیا آرزو و مبارزه بخاطر بازگشت به فلسطین را رها نکرده است. ۷۰ در صد جمعیت فلسطین در تمامی سرزمینهای اشغالی جوان هستند و پایین ۳۰ سال دارند. سینه هایشان مملو از عشق به میهن اشغال شده است. تمامی فلسطینیان در اروپا، در کشورهایی نظیر لبنان، سوریه، مصر، اردن چشم براه دارند برای بازگشت به میهن. ولی اسرائیل در حال افول کردن است.

- دلایل افول کردن اسرائیل کدام ها هستند؟

اسرائیل مخلوقی بیمار است، ما صحبت کردیم که اسرائیل نسبت به مردم فلسطین نژاد پرستانه عمل میکند. ولی واقعیت آنست که در جامعه اسرائیل نیز تبعیضات طبقاتی و قومی وجود دارد. یک یهودی که از اتیوپی آمده باشد همانند آنی نیست که از فرانسه آمده باشد. جامعه اسرائیل، جامعه ای بیمار است. از همان ابتدا به کودکانشان میآموزند که نسبت به همه آن دیگران بد گمان باشند و نفرت داشته باشند. سرتاپای جامعه را نظامی گری فرا گرفته است. نمیتوان برای همیشه اینگونه همراه با وحشت و ترس زندگی کرد. حتی سربازان سراپا مسلح را در تصاویر دیده ایم که چگونه از یک کودک فلسطینی هراس دارند. آمار خود کشی بالاست و بسیارند کسانی که دوست دارند به کشورهایی که قبلاً ساکن بودند باز گردند. یک روزنامه نگار معروف اسرائیلی میگوید: "اگر فلسطینی ها ما را می کشند نه به خاطر آنست که از ما نفرت دارند بلکه به خاطر آنست که ما آنها را میکشیم و حقوقشان را میرباییم."

 

 

افزودن دیدگاه جدید