شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۵ اوت ۲۰۲۰

سازماندهی "دیمی کاران"(1): نگاهی از "جنوب"

۱۳ تير ۱۳۹۹

بازیابی یک جنبش جهانی کارگری شاداب و پرتحرک با کوشش بیهوده برای برگشت به زمان گذشته و به قراردادهای استاندارد کار رخ نخواهد داد. تنها از طریق سازماندهی – جذب، تربیت و تحرک بخشی به – اعضای جدید است که جنبش کار می تواند خود را به عنوان یک جنبش اجتماعی بازیابد.

یک جنبش جهانی کار ممکن است اگر اتحادیه های کارگری قادر به دیدن گنجینۀ بزرگی باشند که کارگران غیررسمی از آن برخوردارند. پرسش مرکزی در این سلسله مقالات این است: چگونه؟

کارگران جهان با چالشهای متعددی روبرو اند. بسیاری از مباحثات جاری پیرامون آیندۀ کار، مثلاً روبوتی شدن کار و ظهور اقتصاد "فرفره"، اساساً متوجه روندها در و متمرکز بر تجربیات "شمال" اند. کاستی های موجود غالباً در تقابل با نگاهی نوستالژیک به گذشته قرار دارند؛ گذشته ای که با "قراردادهای استاندارد کار" در یک "دورۀ طلائی" ایده آلیزه شده تعریف می شود و قراردادهای گفته شده حکم معیاری را دارند که واقعیت امروزی با آنها سنجیده می شود. تعریف کار با این عبارات موجب آن است که توجه ما مقدمتاً بر ترمیم حقوق کار و تجدید چیزی شود که از دست رفته یا فرسوده شده است. بازیابی یک جنبش جهانی کارگری شاداب و پرتحرک با کوشش بیهوده برای برگشت به زمان گذشته و به قراردادهای استاندارد کار رخ نخواهد داد. تنها از طریق سازماندهی – جذب، تربیت و تحرک بخشی به – اعضای جدید است که جنبش کار می تواند خود را به عنوان یک جنبش اجتماعی بازیابد.

ما باید کارمان را با تمرکز بر تجربیات "جنوب"، از کشورهائی که در آنها قراردادهای استاندارد و حقوق کار هرگز رایج نبوده اند، آغاز کنیم؛ جائی که کار دیمی و غیررسمی همواره قاعده بوده است و امروزه بین دوسوم تا سه چهارم نیروی کار را شامل می شود. چنان که این سری مقالات نشان می دهند، ما امروزه همکاری نزدیکتری را بین جنبش سازمایافتۀ کارگری و کارگران غیررسمی و دیمی مشاهده می کنیم. "سازماندهی سازمان نیافته ها" همیشه چالش سنگینی برای جنبش اتحادیه ای بوده است، زیرا گروه از کارگران دور از دسترس اند و مشمول ساختارهای شناخته شدۀ مناسبات کار نمی شوند.

با این حال اتحادیه های کارگری جنوب، حتی آنهائی که از تجربیات غنی فعالیت در شرکتهای بزرگ برخوردارند، امروزه دریافته اند که طبقۀ کارگر دامنۀ به مراتب وسیعتری از محیط کارخانه ها دارد و این که آیندۀ خود این اتحادیه ها به رویکردشان نسبت به این لایه های "غیرسنتی" کارگران دارد. کوشش برای سازماندهی کارگران، کارگران غیررسمی، دستفروشان خیابانگرد، بیکاران جدید الورود، و گاه کارگران مهاجر را مدام به هم نزدیکتر کرده است. توجه به گروه های مختلف کارگران می تواند اتحادیه های کارگری را به کشف مجدد رویکردهای رزمجویانه تر برای سازماندهی جمعی و اثربخشی سیاسی رهنمون شود. مثلاً به حرکت درآوردن کارگران بیکار در آرژانتین در جریان بحران اقتصادی اوائل قرن حاضر، موسوم به "جنبش پیکترو piquetero"، کمک شایانی به تقویت جنبش اتحادیه ای در شرکتهای بزرگ کرد. همین جنبش در جلوگیری از انتخاب مائوریسیو ماسری نئولیبرال، که در سال 2015 به قدرت رسیده بود، نقش بسزائی داشت.

این کوششها مبین اهمیت مرکزی کار غیررسمی و دیمی در زمینۀ پرسمان سازی اجتماعی در قرن بیست و یکم اند. در اثر ظهور و استقرار نئولیبرالیسم از پس از 1970، کار غیررسمی و دیمی – که زمانی به نظر می رسید ویژۀ کشورهای استعمارشدۀ پیشین است – اکنون به پدیده ای جهانی تبدیل شده است. این پدیده در تجربۀ شمال از زوال دولت رفاه ناشی می شود و در تجربۀ جنوب نتیجۀ شرایط دراز مدتی است که استثمار حاد نیروی کار در اوضاع نواستعماری و تبادل نابرابر در سطح جهانی به بار آورده اند.

اگر جنبش اتحادیه ای نخواهد به عاملی بی اهمیت تبدیل شود، اکیداً لازم است که پیگیر اشکال نوینی از سازماندهی باشد. اتحادیه های کارگری توده گیر و دولتهای رفاه، چنان که در کشورهای سوسیال دموکراتیک اروپا می شناسیم، نمی توانند در چین، هند یا برزیل "تکثیر" شوند. جنبش کارگری معاصر، که زمانی پیشتاز نظم نوین اجتماعی بود، امروزه توسط برخی از فعالان مدنی و تحلیلگران "مستهلک" تلقی می شود. تأثیر کار غیررسمی و دیمی و روندی که به این اشکال کار منتهی شده است، یک چالش کلیدی است که جنبش اتحادیه ای باید با آن درگیر شود یا به افول بیشتر تن دهد. با این حال آنچه چشم اندازهای منطقه ای نشان می دهند حاکی از تجربۀ گرانقدر اتحادیه های جنوب در مواجهه با کار غیررسمی است. چه بسیار که از این تجارب می توان آموخت.

به نظر می رسد که اتحادیه ها اکنون به آگاهی بیشتری از این نکته دست یافته اند که جنبش کارگری وسیعتر یک مؤلفۀ ولو عمدۀ آن، یعنی جنبش اتحادیه ای سازمانیافته، است. آنها با کارگران غیررسمی و مهاجر و با سازمانهای غیردولتی کار کرده اند تا بر سیاست دولت مؤثر افتند و تأمین اجتماعی را بهبود بخشند. جنبش اتحادیه ای بین المللی همچنین نقش مهمی را در توان بخشیدن به این کار سازمانگرانه، آن هم نه فقط از طریق فعالیتهای فدراسیونهای بین المللی اتحادیه های کارگری، ایفا کرده است. این فعالیتها به ایجاد پیوندهائی در ورای مرزها و در بخشهای اقتصادی مختلف کمک کرده اند. گردهم آوردن اتحادیه های ملی و بین المللی توسط شبکۀ اتحادیه های برزیل نمونۀ درخشانی از این دست پیوندها و همکاریهاست.

(1)- "دیمی کار" به جای کلمۀ precarious worker استفاده شده است. precarious در زبان انگلیسی به معنای نامطمئن، متزلزل، ناپایدار و ... است. منظور از precarious worker قشری از کارگران اند که وضع شان به لحاظ شغلی و معیشتی بسیار نامطمئن و ناپایدار است. به اعتبار عدم اطمینان در زراعت دیم، دیمی کار یا کارگر دیم می تواند رسانندۀ معنا باشد.

افزودن دیدگاه جدید