شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۵ اوت ۲۰۲۰

حداقل بازده – دستمزد حداقلی استعماری در صنایع شیلات ساموا - بخش دهم

بخشی از کتاب "تعادل جزرومد - صنایع دریایی در اقیانوس آرام، ساموای آمریکا"

۱۳ تير ۱۳۹۹

بطور متوسط با صد نفر در خط تولید می توان سیصد تا ششصد قوطی تون در هر دقیقه تولید کرد. این خط می تواند در مجموع 540 هزار قوطی یا شش کانتینر در روز برای صدور آماده کند. در سال 2005 که اوج صادرات از جزایر ساموا بود 446 میلیون دلار در آمد از صادرات ماهی تون حاصل شده بود، رقمی معادل 98 درصد کل تولیدات صادراتی از ساموای آمریکا. در حالی که از سال 2007 با افزایش حداقل دستمزد ها در ساموا سهم تولید ماهی صادراتی ساموا در جهان کاهش یافته است، اما وابستگی اقتصاد ساموا به تولیدات محصولات دریایی ادامه دارد.

تجربه کارگران

بطور متوسط با صد نفر در خط تولید می توان سیصد تا ششصد قوطی تون در هر دقیقه تولید کرد. این خط می تواند در مجموع 540 هزار قوطی یا شش کانتینر در روز برای صدور آماده کند. در سال 2005 که اوج صادرات از جزایر ساموا بود 446 میلیون دلار در آمد از صادرات ماهی تون حاصل شده بود، رقمی معادل 98 درصد کل تولیدات صادراتی از ساموای آمریکا. در حالی که از سال 2007 با افزایش حداقل دستمزد ها در ساموا سهم تولید ماهی صادراتی ساموا در جهان کاهش یافته است، اما وابستگی اقتصاد ساموا به تولیدات محصولات دریایی ادامه دارد. روند تولید مشابهی برای تولید ماهی آزاد (سالمون) نیز به کار می رود. البته با توجه به یکسان بودن متوسط طول ماهی آزاد، در آلاسکا تفاوتی هم از دهه های 1920 با ساخت ماشین آلات ویژه برای زدن سر و دم ماهی آزاد پیش آمد، اما در عمل نیروی کار یدی کارگران باز هم برای تمیز کردن ماهی لازم بود. با وجود امکان مکانیزه کردن کار در ساموا استفاده از ماشین آلات به علت دستمزد کم کارگران زیاد جا نیافتاد. مسئله دیگر این بود که در صورت استفاده از کارگر دورریز ماهی کمتر است و در نتیجه صنایع تولیدی در ساموا عملاً از خطوط یکسانی برای تولید و بسته بندی هر دو نوع ماهی یعنی ماهی تون و آزاد پاسیفیک استفاده می کردند.

گرچه ایده افزایش حداقل دستمزد ها در ساموای آمریکا در آغاز برای کارگران جذاب به نظر می رسید اما نگرانی از تعطیل کارخانجات و کاهش کار باعث نگرانی کارگران هم بود. این وحشت از بیکاری باعث شد که به مرور کارگران هم دچار تردید شوند و از حمایت از سازماندهندگان اعتراضات برای افزایش دستمزد ها پرهیز داشته باشند. برت باتلر مدیر اجرایی کمپانی سارکیست در فاصله سالهای 2005 - 2014 می گوید: "نزدیک به 85% کارگران کارگاه های تولید محصولات دریایی آن شرکت از جزایر مستقل ساموا برای کار به ساموای آمریکا آمده بودند. این درصد احتمالا برای سایر کارگاه های فعال در جزایر نیز صادق بود." کارگران غیربومی برای آن که بتوانند در محدوده ساموای آمریکا کار کنند، باید یک اسپانسور (حامی) محلی داشته باشند - معمولا یکی از بستگان غیر مستقیم که در ازای گرفتن اجازه کار سهمیه ای هم از حقوق آن فرد دریافت می کرد. برخی نیز در ازای این کمک مجبور بودند ساعاتی را هم در شبانه روز برای اسپانسور مربوطه کار کنند. به این ترتیب تعداد زیادی کارگران مهاجر هم به جمعیت ساموا اضافه می شدند که تحصیلات بالایی هم نداشتند، البته نیازی هم به داشتن مدرک نبود. حتی اگر از مدرسه هم اخراج شده بودند و دیپلم دبیرستان نداشتند، برای کار استخدام می شدند و حقوقی بیش از کارکنان دولت که حقوق ماهانه دارند، دریافت می کردند. طبیعتاً همین گروه کارگران مهاجر با اجازه کار موقت و فصلی بودند که افزایش کف نرخ دستمزد برایشان مهم نبود و در نتیجه برای چنین خواسته ای هم در اعتراضات یا احتمالاً هر نوع کنش مستقیم از جمله اعتصاب تمایلی نداشتند.

در همین احوال گزارش ها از سال 1970 حاکی اند که برای اولین بار یک اتحادیه کارگری در بسته بندی ساموا تشکیل شده بود، اما عمر کوتاهی داشت، چرا که جمع آوری حق عضویت در آن با مشکلات عدیده روبرو بود. سندیکای بین المللی تیمستر ها هم در سالهای 1984 تا 1994 چندین بار برای تشکیل یک اتحادیه در منطقه رأی کارگران صنایع تولید تون ماهی تلاش کرد ولی موفق به تشکیل اتحادیه محلی نگردید. رهبران کارگران کارگاه معمولاً شب قبل از رأیگیری همه را جمع می کردند تا به آنان برای مشکلات اقتصادی خود هشدار بدهند. با وجود دستمزد نازل کارگران تصور این که باید هر ماه مبلغی را هم به اتحادیه بپردازند هر بار برای دور کردن کارگران از رأی به تشکیل اتحادیه کفایت داشت و این رایگیری ها موفق به ترغیب کسی نمی شد.

با این وجود در نتیجه این فعالیت ها هر بار شرکت های تولید صنعتی مواد غذایی کمی بر عرضه خدمات تأمین اجتماعی خود می افزودند. بطور مثال در سال 1994 کمپانی سارکیست بر اساس سوابق خدمت به مزایای کارگران مرخصی با حقوق را اضافه کرد، یا به ارائه بیمه درمانی به اعضای مستقیم خانواده و بیمه عمر در صورت مرگ در جریان کار تا مبلغ ده هزار دلار به وابستگان کارگر اقدام نمود، یا در صورت فوت کسی در خانواده یک کارگر، ده کارتن ماهی تون و دو ماهی بزرگ تون برای او می فرستاد. یک صندوق بازنشستگی هم برای کارگران استارکیست تأسیس شد که در پایان خدمت به آنان مزایای بازنشستگی تعلق گیرد. مطالعات در روابط کارگری نشان می دهد که این گونه کمک ها و عرضه خدمات غیرمستقیم گرچه از نظر مادی هم چندان چشمگیر نباشد ولی برای کارگران بسیار ارزشمند است. یا طبیعت منطقه و احساس مساعدت های فرهنگی بومی (فعاساموا faaSāmoa) مانع از جابجا شدن کارگران و پیگیری درخواست برای افزایش دستمزد ها بوده است.

افزودن دیدگاه جدید