شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۵ اوت ۲۰۲۰

وضعیت دردناک پناهندگان ایرانی درترکیه

۰۸ مرداد ۱۳۹۹

پناهجویان ایرانی در شرایط بسیار دشوار و دردناکی در ترکیه بسر می برند؛ وضعیت بد مالی، وضعیت نامناسب مسکن، بویژه تأمین سوخت در زمستان، برخورد تحقیر آمیز و توهین آمیز کارمندان کمیساریا و پلیس، عدم آشنائی با زبان ترکی و انتظار طولانی مدت برای اعزام و ... زندگی دردناکی را برای هموطنان رقم زده است. وضعیت کودکان و سالخوردگان بسیار اسفبارتر است؛ هرچند سازمانهای حقوق بشری اقداماتی درجهت بهبود شرایط پناهجویان انجام داده اند، اما ای اقدامات ناکافی و محدود هستند.

کشور ترکیه به علت همسایگی با ایران و همچنین موقعیت جغرافیائی آن که دروازه آسیا به اروپاست، و برای شهروندان ایران جهت ورود به ترکیه نیازی به روادید نیست، در طی 42 سال گذشته این کشوربرای پناهجویان ایرانی بمثابه سکوی عزیمت به اروپا و آمریکا بوده است، حتی چندماه قبل و بعداز انقلاب، عده ای از اعضای ساواک و پیروان آئین بهائی و نیز کلیمی مذهبان، راهی ترکیه شدند، تا در ادامه، عازم اروپا، امریکای شمالی و یا اسرائیل شوند.

موج اول مهاجران و فراریان به ترکیه پس از 30 خرداد 60 و سرکوب آزادیها، دستگیری فعالان سیاسی، تهاجم به کردستان و تحدید آزادیها و انحصار طلبی حاکمیت آغاز شد؛ در آغاز جنگ حکومتهای ایران و عراق نیزعده ای ازجوانان که درسن سربازی بودند و حاضر به کشته شدن در جنگ بی حاصل نبودند، به جمع فراریان پیوستند. البته بعصی از فراریان از مرز زمینی پاکستان و یا دریائی بنادر خلیج فارس از کشور خارج شدند؛ اما راه های هوائی و زمینی ترکیه، مقصد اکثریت متقاصیان خروج از کشور را در برمیگرفت؛ اعضای سازمانهای سیاسی که امکان خروج قانونی از کشور را نداشتند، به ناچار از کوههای پر مخاطره مرز ایران وترکیه و اغلب با راهنمایی قاچاقچیان، از کشور خارج شدند. دراین سالها مرزهای ایران و ترکیه شاهد صحنه های دردناک و فاجعه باری از سرنوشت غم انگیز هموطنان بوده است که صدها نفر براثر سقوط از کوه، یخ زدگی یا اصابت گلوله پاسداران کشته شدند؛ که درمیان این قربانیان تعدادی زن و کودک نیز جان خودرا از دست دادند و بعضی نیز در حین عبور از مرز دستگیر و راهی شکنجه گاههای رژیم جمهوری اسلامی شدند.

فراز و نشیب موج مهاجرت یا فرار به ترکیه، بستگی به شرایط سیاسی داخل کشور داشت؛ در دهه 70 عده ای از فعالان سیاسی که از دستگیری در امان مانده بودند، و یا از زندان آزاد شده بودند، و همچنین برخی از پیروان آئینهای بهائی، کلیمی و اهل حق "یارسان" و همچنین عده ای از جوانان تحصیلکرده که بیکار بودند و در جستجوی کار، راهی ترکیه شدند تا از آنجا به کشورهای مقصد عزیمت کنند.

دراواخر دهه 80 پس از جنبش سبز، عده ای از فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و دانشجویان که خطر دستگیری آنان را تهدید می کرد، و همچنین بعضی ازخانواده ها، با فروش تمام امکانات مالی خود، جهت تضمین امنیت و آتیه فرزندانشان، به جمع ایرانیان پناهجو در ترکیه پیوستند. حضور مهاجران دختر جوان در ترکیه، روز بروز افزونتر می شود.

ترکیه درسال 1951به عضویت کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد درآمد و دفاتر کمیساریا دراین کشور آغاز به کار کردند.

اکنون حدود 4 میلیون پناهجو در کشور ترکیه بسر می برند، که همه در بلاتکلیفی بسر می برند؛ از میان پناهجویان بیشترین میزان به پناهجویان سوریه ای تعلق دارد.

حدود 40 هزار پناهجوی ایرانی در دفاتر کمیساریای پناهندگان در ترکیه ثبت نام کرده اند، و با وجود اینکه چندین سال است که درلیست اعزام قرار دارند، اما اعزام پناهجویان متوقف شده است. دولت ترکیه از پناهجویان به عنوان حربه ای سیاسی در برابر اروپا استفاده می کند، و همواره اروپا را تهدید به باز کردن دروازه های خود به روی اروپا می کند.

پناهجویان در ترکیه اجازه کار ندارند و کمک مالی هم از کمیساریا دریافت نمی کنند، و از سال گذشته تاکنون بیمه های درمانی نیز قطع شده، و فقط کودکان و نوجوانان زیر 18 سال، تحت پوشش بیمه های درمانی قرار دارند. پناهجویان برای تأمین هزینه های زندگی اغلب به کارهای توانفرسا با دستمزد ناچیزمی پردازند و گاهی برای جبران کمبود دستمزد تا 12ساعت درروز کار می کنند.

کودکان و نوجوان از امکان تحصیل در مدارس برخوردارند؛ اما دانش آموزان مورد تبعیض قرار میگیرند، و کردها ناچارند هویت قومی خودرا پنهان کنند.

پناهجویان ایرانی در شرایط بسیار دشوار و دردناکی در ترکیه بسر می برند؛ وضعیت بد مالی، وضعیت نامناسب مسکن، بویژه تأمین سوخت در زمستان، برخورد تحقیر آمیز و توهین آمیز کارمندان کمیساریا و پلیس، عدم آشنائی با زبان ترکی و انتظار طولانی مدت برای اعزام و ... زندگی دردناکی را برای هموطنان رقم زده است. وضعیت کودکان و سالخوردگان بسیار اسفبارتر است؛ هرچند سازمانهای حقوق بشری اقداماتی درجهت بهبود شرایط پناهجویان انجام داده اند، اما ای اقدامات ناکافی و محدود هستند. دراین سالها عده ای از هموطنان به علت اقامت طولانی در ترکیه و نداشتن امکانات مالی باتمام مشکلات ناچار به ایران بازگشته اند.

افزون بر مشکلات عدیده پناهجویان، عده ای قاچاقچی انسان، مبالغی بین 5 تا 10 هزار دلار از پناهجویان با وعده اعزام به اروپا و امریکای شمالی دریافت می کنند، اما اغلب شیاد و کلاهبردار هستد و پناهجو را از هستی ساقط می کنند؛همچنین تعدادیاوباش و شرور ایرانی که در ترکیه هستند، برخی دختران تنها را که فاقد امکانات مالی هستند، اغفال میکنند و با وعده های کوناگون آنان را در اختیار کلوب های شبانه، قرار می دهند.

دولت ترکیه همچنین مسئولیتی در قبال امنیت پناهجویان ندارد و در مواردی در دستگیری پناهجویان سیاسی و تحویل آنان به جمهوری اسلامی نقش داشته است ؛ ستار کیانی یکی از فعالان سیاسی بود که توسط پلیس ترکیه به جمهوری اسلامی تحویل داده شد، و پس از استرداد به ایران در زندانهای رژیم جاودانه شد. دولت ترکیه همچنین در دستگیری عاملان ترور های سیاسی و ربود شدن فعالان سیاسی در خاک ترکیه نیز اقدامی صورت نمی دهد.

در خردادماه 1399 شورای هماهنگی با پناهجویا ن و پناهندگان ایرانی در ترکیه آغاز به کار کرد که در اساسنامه شورا به عدم رسیدگی کمیساریای پناهندگان وواگذاری تعیین تکلیف پناهجویان به اداره مهاجرت ترکیه انتقاد شده است.

خواسته ها و مطالبات شورا عبارتند از:

۱- رسیدگی فوری به پررونده آن دسته ازپناهندگان که در مصاحبه سازمان ملل و اداره مهاجرت ترکیه قبول شده و وارد مرحله کشوری شده اند؛

۲ - بررسی فوری پرونده هایی که مسکوت گذاشته شده و بی پاسخ مانده اند؛

۳- دخالت فوری کمیساریا برای جلوگیری از اخراج پناهجویان ایرای که خطر زندان و شکنجه آنان را تهدید میکند؛

۴- کمک به برخورداری از حق کار؛

٥ - بررسی و تحقیق دربار ه پناهجویانی که براثر عدم دسترسی به خدمات بهداشتی و محرومیت از دزما ن در گذشته اند؛

۶- واگذاری مجدد رسیدگی به پرونده پناهجویان ایرانی به کمیساریای عالی پناهندگان.

وظیفه ما حمایت از خواسته های عادلانه شورای پناهندگان درترکیه است.

بخش: 

افزودن دیدگاه جدید