دوشنبه ۰۷ مهر ۱۳۹۹ - ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۰

سازماندهی "دیمی کاران"1: نگاهی از "جنوب" بخش یازدهم

۲۱ شهريور ۱۳۹۹

جنبشهای کارگری در شمال نیز، در میانۀ یک موج استثنائی ناسیونالیستی، باید این سؤال را با انرژی بیشتری طرح کنند و در پاسخگوئی آن بکوشند. این که کارگران آمده از جنوب جهانی چگونه در شمال جهانی سازمان یابند، و این که جنبشهای کارگری مناطق مختلف چگونه بتوانند آکسیونهای مشترکی را سازمان دهند، دارای پیامدهای عظیمی برای آیندۀ حقوق کار و دموکراسی در پهنۀ جهانی است.

جنبشهای کارگری در اروپا و امریکا باید از سازمانیابی کارگران مهاجر الهام گیرند.

احیای موفقیتهای جنبش کار با مرکزیت بخشی به کارگران مهاجر

 

کارگران آمده از افریقا، آسیا، و امریکای لاتین چگونه می توانند جمعاً سازمان یابند تا بتوانند به حقوق کارشان تحقق بخشند و دموکراسی را تقویت کنند. جنبشهای کارگری در جنوب جهانی مدتهاست که آشکارا با این مسئله دست به گریبان اند؛ خاصه با این زاویه از مسئله که چگونه می توان در اقتصاد غیررسمی وسیعی که کارگران فاقد حمایتهای پایه ای قانونی اند، آنان را جذب کرد و سازمان داد. جنبشهای کارگری در شمال نیز، در میانۀ یک موج استثنائی ناسیونالیستی، باید این سؤال را با انرژی بیشتری طرح کنند و در پاسخگوئی آن بکوشند. این که کارگران آمده از جنوب جهانی چگونه در شمال جهانی سازمان یابند، و این که جنبشهای کارگری مناطق مختلف چگونه بتوانند آکسیونهای مشترکی را سازمان دهند، دارای پیامدهای عظیمی برای آیندۀ حقوق کار و دموکراسی در پهنۀ جهانی است.

مهاجرت از جنوب به شمال پدیده ای است نه تازه، و نه محدود به گروه خاصی از طبقات اجتماعی. با این حال مهاجران جنوبی نسبت بیش از اندازه ای از "کار حاشیه ای" در شمال را در بخشهائی از اقتصاد تشکیل می دهند، که در آنها معیشت و کار دیمی و غیررسمی بسیار گسترده است. بخش سرایداری در امریکا نمونۀ خوبی است. در سالهای دهۀ 80 قرن گذشته در کالیفرنیا، و البته در جاهای دیگری نیز، پیمانکاری فرعی در بخش خدمات سرایداری شتاب خاصی گرفت، که به "اتحادیه زدائی" و فرسایش دستاوردهای سخت به دست آمده منجر شد. متعاقباً بسیاری از کارگران زادبومی این بخش را ترک کردند و جای خود را به کارگران مهاجر جدیدی که از امریکای لاتین و دیگر کشورهای جنوب جهانی آمده بودند، سپردند. امریکا از نظر قدرت و دامنۀ جنبش کارگری از همتایان اروپائی خود عقب تر است. تا حدودی شهودی به نظر می رسد که این وضع فضای بیشتری را برای تجربه کردن در حاشیه های بازار کار در امریکا فراهم آورده است. در مورد پیشگفته، یعنی در بخش سرایداری، کارزار "عدالت برای سرایداران" دست به تدوین یک استراتژی برای سازماندهی کارگران خرده پیمانکار زد که ناظر بر فشار مستقیم بر شرکتهائی بود که در رأس زنجیرۀ پیمانکاری نشسته بودند. اعتراضات پرجلوۀ کارگری تاکتیک کلیدی این کارزار بود تا به این ترتیب دروغ این ادعا را که مهاجران جدید ترسو و سازمان ناپذیر اند، آشکار کند.

علاوه بر این نوآوریهائی در زمینۀ استخدام غیررسمی در بخشهائی که درحال حاضر اتحادیه گرائی سنتی در آنها گزینۀ فعالی نیست، تدبیر شده اند. در اثر نوعی "غیرخودی سازی" راسیستی، که در دورۀ "وفاق نو" (مجموعه ای از اصلاحات اجتماعی – اقتصادی در زمان ریاست جمهوری روزولت، که برای بیرون کشاندن امریکا از بحران بزرگ دهۀ 30 قرن بیستم، به اجرا درآمد:New Deal) قوام یافت، کارگران خانگی در امریکا از بسیاری حمایتهای کاری و استخدامی محروم اند. غالباً زنان، و به میزان نامتناسبی کارگران مهاجر سیاه پوست و پرستاران بچه، کارگران خانگی و نظافتکاران همچنان با مسائلی چون "دزدی دستمزد" و اذیت و آزار - و معمولاً هم بدون هر امکانی برای راهجوئی - مواجه اند. جنبش "مراکز کارگری" و جنبشهای دیگری نیز بر این زمینه و برای مقابله با این نوع سوء استفاده ها شکل گرفته اند. ائتلاف ملی کارگران خانگی و شرکای محلی آن، علاوه بر کار سازماندهی میدانی که پیش می برند، قانون حقوق کارگران خانگی را در چندین ایالت امریکا به تصویب رسانده و اکنون برای به کرسی نشاندن قانونی در سطح فدرال می کوشند. اخیراً هم پلاتفرم دفاع از منافع نظافتکاران خانگی را برپا کرده اند.

کارگران مهاجر همچنین حضور وسیعی در جنبش تعاونیهای کارگری امریکا دارند. انجمن تعاونی مراقبتهای خانگی که در برونکس مستقر است، با داشتن نیروی کاری حدود 2400 کارگر که غالباً از زنان مهاجر سیاه پوست، آسیائی یا امریکای لاتین اند، بزرگترین تعاونی کارگری در امریکا با فاصلۀ زیادی از دیگران است. نیروی کار، حتی در بخش صنعت مراقبتهای خانگی که از یارانه های دولتی برخوردار است، تحت استثمار شدید و ارزشگذاری دست پائین است، که علت اصلی آن نژاد و جنسیت کسانی است که در این صنایع کار می کنند. انجمن پیشگفته که در سال 2003 سازماندهی اتحادیه ای شده است، برخی سیاستهای نوآورانه را برای رسیدگی به مسائلی که این گروه از نیروی کار با آنها مواجه است، پیشه کرده است. این سیاستها از جمله ایجاد سیستمی است که تعداد حداقلی از ساعات هفتگی کار با مزد را تضمین می کند، و نوسان درآمدی را که منبع کلیدی استرس و نااطیمنانی است، می کاهد.

 

 

  1. "دیمی کار" به جای کلمۀ precarious worker استفاده شده است. precarious در زبان انگلیسی به معنای نامطمئن، متزلزل، ناپایدار و ... است. منظور از precarious worker قشری از کارگران اند که وضع شان به لحاظ شغلی و معیشتی بسیار نامطمئن و ناپایدار است. به اعتبار عدم اطمینان در زراعت دیم، دیمی کار یا کارگر دیم می تواند رسانندۀ معنا باشد.

 

افزودن دیدگاه جدید