يكشنبه ۰۴ آبان ۱۳۹۹ - ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰

با سری افکنده، در برابر مخالف سرتراشیده!

۲۰ مهر ۱۳۹۹

باخت بزرگ دیکتاتور موجب شد که ماشین سرکوب به مهار خشن معترضان بیاید، برایند ان تعدادی کشته، چند هزار نفر زخمی و دستگیر شود. شدت خشونت چنان بود که اسیران معترض در زندانها بسان زندانیان معترض رژیم ولایی ایران مورد تعرض جسمی قرار گیرند، که میشود گفت در تاریخ و فرهنک سیاسی این ملت کاملا تازه و بیگانه است.

رسانه های روسی زبان دو روز گذشته خبری را منتشر کردند که دیکتاتور بلاروس، جهت مذاکره با کاندیدای ریاست جمهوری که به اتهام واهی بازداشت شده بود، راهی زندان شده است.

این امر سبب شد، که به واکاوی مساله ذیل بنشینم :

  1. اذعان به وجود زندانی سیاسی در این کشور و عدم دمکراتیک بودن این رژیم.

در فرایند انجام انتخابات و حفظ پست ریاست جمهوری، دیکتاتور بلاروس ویکتور باباریکو که مدیر عامل بانک گازپروم بود، و میرفت که با بالاترین ارا رئیس جمهوربلاروس گردد، به اتهام ارسال پول به مناطق افشور بنفع خود، وی را دستگیر و راهی زندان کرد. این امر سبب شد، باباریکو نتواند برپایه اصل قانون اساسی دال بر عدم داشتن سوء سابقه در ادامه انتخابات شرکت نماید، و از رقابت در این پست برای همیشه دور بماند.

بنظر رسید که یکبار برای همیشه دیکتاتور از رقیبی توانا خلاص گردیده است. اما این تازه اول ماجرا بود. پس از تقلب گسترده در انتخابات با حذف بسیاری دیگر از کاندیداها، مردم به یگانه کاندید باقی مانده در این کارزار با یکدستی بی سابقه ای رای دادند، وی که از امور سیاسی اطلاع کافی نداشت، با شعار تشکیل مجلس موسسان و تغییر قانون اساسی و ازادی نامزدهای دربند رژیم با برگزاری انتخاباتی ازاد، یک سره برپایه اشتباه درمحاسبات دیکتاتور بلاروس که "در جامعه مردسالاری بلاروس زن رئیس جمهور نمی شود"، با بیشترین ارای مردم در همان دور نخست، راه به کاخ ریاست جمهوری را هموار کرد.

باخت بزرگ دیکتاتور موجب شد که ماشین سرکوب به مهار خشن معترضان بیاید، برایند ان تعدادی کشته، چند هزار نفر زخمی و دستگیر شود. شدت خشونت چنان بود که اسیران معترض در زندانها بسان زندانیان معترض رژیم ولایی ایران مورد تعرض جسمی قرار گیرند، که میشود گفت در تاریخ و فرهنک سیاسی این ملت کاملا تازه و بیگانه است.

پس از چندی خانم سویتلانا تیخانوسکایا به شکل معجزه اسایی سر از لیتوانی در آورد، که برپایه مصاحبه چندی پیش دیکتاتور" ایشان امدند پیش من، سر برشانه من نهاده گریه کنان خواستند که وی را پیش بچه هایش بفرستیم و ما وی را بخواست خود به ان کشور فرستادیم". معلوم میشود که دیکتاتور فراموش کردند، خود در بوق کرنا کرد، که ایشان به خواست غرب و ناتو به انجا گریختند!

بدین سان دیکتاتور به دیدار زندانیان رفت، وضعیت این دیدار چنان مشمئز کننده بود، که درماندگی و دریوزگی دیکتاتور در مقابل کاندید ریاست جمهوری که با سری تراشیده که مطابق رسم شامل حال زندانیان غیر سیاسی است، در آن میان نشسته بود را بوضوح بنمایش گذاشت. پارادوکس در رفتار دیکتاتور که از سوی وی را محکوم به اختلاس کرده، از سوی دیگر جهت معامله به دیدار رهبران مخالفین رفت، سرافکندگی دیکتاتور و حکومت دیکتاتوری را نشان میدهد.

چرا و به چه علل دیکتاتور بلاروس شتابان به انجام این دیدار شتافت؟

  1. جستجوی راهی برای مهار ابرتورمی که در استانه است.

من در نوشتار در بلاروس چه میگذرد؟. یاداور شدم که " ...روند فوق در تمامی امور اقتصادی بلاروس شروع شده، بزودی و در صورت امتداد همین سیاست، پاهای اقتصاد چنان بلند و محکم میشود، که خیابانها را در هم کوبد".(1) در ان هنگام تصور من از نابسامانی اقتصادی بلاروس در طی دو ماه آینده نبود، احتمال این امر در شش ماه آینده و یا بیشتربود، اما از انجایی که روسیه اعتبار یک میلیارد و پانصد میلیونی خود را بجای بدهی سال پیش با افزایش بهره ان اعتبار طاق زد، وضعیت کاملا بهم ریخت، بطوریکه بسیاری از کارخانجات در مسیرمعوقه شدن دستمزدها قرار گرفته، همزمان با سقوط ارزش روبل، برقیمت مایحتاج زندگی مردم نیز بطور نسبی تا 20% افزوده شده است. با توجه به اینکه دستمزدها هیچ تغییر نکرده در آینده نیز با این روند، تغییری نخواهند کرد.

بازار تولید و معاملات بلاروس بشدت بی رمق گشته، غرب نیز پس از بهانه قراردادن تقلب در انتخابات و با اعلان تحریم بیش از 40 پرسن دولتی بلاروس، راه برای دریافت اعتبارات پولی-مالی را بسته، عملا روباه بلاروسی را به کوچه بن بست کشانده است.

همزمان با این وضعیت روسیه نیز در شرایط وخیمی قرار گرفته، بزودی در روسیه نیز شاهد امدن میلیونها شهروند این کشوربه خیابانها خواهیم بود. پس، در انجا نیز امیدی برای کمک به همپیاله بلاروسی خود نمی بینند.

 

  1. عدم امکان ادامه حکومت به شکل سابق.

یکی از علل خستگی مردم در بیست و شش سال گذشته، شنیدن تکراری رساندن دستمزدها به پانصد دلار است. تصور کنید رئیس جمهور در اخر هرسال آنهم بطور همزمان در تمامی شبکه های تی وی بلاروس، وعده پرداخت پانصد دلار دستمزد را بدهد، پس از گذشت مدتی این وعده نیز بسان بهبودی اقتصاد ایران طی صد روز توسط روحانی، به شوخی روز تبدیل میشود.

ازطرفی نیز، هرسال مشکلات اقتصادی به سال بعد به ارث می رسید، دولت از طریق دریافت اعتباراز روسیه و برخی امتیازات از جمله، خرید نفت به قیمت ارزان و فروش آن به مردم بلاروس به قیمت گزاف ترگذران کرده است.

سیاست تعیین بهای فراورده های تولیدی در بلاروس خارج از چارچوب سازوکار بازار، بالاتر از معادل خارجی انها گشته، در نتیجه موجب عدم رقابت پذیر بودن این فراورده ها در کسب بازار خرید میشود. سیاست فوق در راستای اخذ مالیات بیشتر از مراکز تولیدی بهمراه سختگیری های گمرکی که مستقیما به جیب شهروندان ضربه میزند، صورت می گیرد. این مکانیزم سبب قیمت بالای مایحتاج روزمره و دارو و خدمات گردیده است.

فرار متخصصان از این کشور به خارج برای یافتن کار: تعداد جامعه کارگری بلاروس کمی بیش از پنج میلیون است که از این تعداد یک میلیون و پانصد هزار تن در خارج بسر میبرند. با وجود رقم بیکاری سه درصدی (البته رسمی) ، درواقع سی و سه درصد از جامعه پنج میلیونی بلاروس بیکار هستند. (این رقم بنوبه خود شامل یک نفر از خانواده سه نفره بلاروس میشود. بنابر این یک نفر با کارخود در خارج یک خانواده سه نفره را از افتادن به زیر خط فقر رهانیده است.)

از طرفی در این حکومت به اصلاح "دمکراتیک" تعداد دختران تن فروش (بیشتر در میان دانشجویان)، که تن خود را جهت تامین مخارج تحصیل دانشگاه های به اصطلاح "رایگان" بفروش میگذارند، هیچ اماری نمی توان یافت، اما این فاجعه در این جامعه وجود دارد، بسیار نیز گسترده است.

بنا براین، رژیم در اعم مساله اقتصادی-اجتماعی و سیاسی کاملا به بن بست رسیده، هیچ راهی بغیر از دگرگونی ندارد. دیکتاتور بلاروس توان ادامه این شکل حکومت را ندارد، جامعه نیز در دو ماه گذشته با آمدن پیگیر خود با خیابانها، با تحمل تمامی ازار و شکنجه و حتی مرگ که چندی پیش در یکی از بازداشتگاه ها یک معترض هنگام افتادن از طبقه بالای تختواب چندین طبقه ای جان خود را ازدست داد، نشان داد که وی را بر نمی تابد.

از این روی، سناریوی رفتن دیکتاتور به نزد زندانیان سیاسی موثر می تواند شامل سناریوی ذیل باشد:

  1. شرکت دادن مخالفان در حکومت. از دید معترضان این امر انتخاب خوبی نیست، چراکه در کشمکش 9 و 10 اگوست خیابان به خون اغشته شد، "اپوزیسیون" ممکن است در این چارراه انتخاب، فاقد اعتبار مردمی شود، پس گزیدن این راه میتواند سبب عواقبی گردد، ینی ممکن است، مردم از زندانیانی که با دیکتاتور به توافق میرسند، روی گردان شوند. برپایه این سناریو قبول همکاری با دیکتاتور برپایه اصول قانون اساسی که اختیارات رئیس جمهور را در همه امور تضمین کرده است، بعید بنظر میرسد.
  2. تحویل قدرت به "اپوزیسیون" تامین عدم پیگیری جنایت دیکتاتور در 26 سال گذشته. امریست محتمل چنانکه یلسین نیز هنگام تحویل قدرت خود به پوتین از چنین تضمینی برخوردار شد، انتقال قدرت صورت گرفت. این سناریو بیش از همه پذیرفتنی تر میباشد. دیکتاتور می تواند بدون محاکمه و عواقب ان زندگی کند.
  3. تلاش جهت به تسلیم واداشتن رهبران در زندان از مبارزه برای قدرت و آزاد شدن از زندان، که بزرگترین ضربه به معترضان خواهد بود، ممکن است جامعه را به سمت درگیری های مسلحانه میان نیروهای پلیس و مردم سوق دهد. این امر سبب قطع امید مردم از رهبران میشود، روحیه ماجراجویی را تقویت میکند.

در هرصورت رفتن به زندان جهت دیدار با رهبران در زندان، تلاش برای یافتن راه حلی برای ماندن دیکتاتور نیست، ادامه این روند، نه به این سمت و نه به ان سمت، جامعه را بسمت درگیری های خشن تری هول میدهد که هم اینک زمزمه ان میان بخش وسیعی از جوانان به گوش میرسد که "باید با سلاح به میدان رفت!".

من در نوشتار "تابستان بلاروس" خاطر نشان کردم که "... سیاست رژیم نیز در برابر این اعتراضات گسترده، سیاست صبر و انتظار است، بنظر می آید هیئت حاکمه قصد دارد، با سیاست انتظار و مرور زمان مردم معترض را خسته نماید، تا به آرامش پس از خستگی روی آورند. همزمان مردم نیز بنظر می اید سیاست تداوم را درپیش گرفته اند و تا به این لحظه قصد عقب نشینی ندارند. در صورت تداوم این شیوه اعتراض، ممکن است هیئت حاکمه از این حرکت مردم به وحشت افتاده ریزش در میان پلیس و الیکارشی حاکم آغاز شود".(2) دیدار از رهبران معترضان تائید این نوشته میباشد. چراکه بنظر میرسد، ادامه سیاست صبر و انتظار جواب نداد، وضعیت به سمت بغرنج تری پیش میرود.

رفتن دیکتاتور به زندان و مذاکره چهار ساعته که محتوای آن منتشر نشده است، نشان داد، که حقیقتا:

1 . در این انتخابات تقلب گسترده صورت گرفته است؛

2. زندانی کردن کاندیداها تنها جنبه سیاسی داشته است؛

3. دیکتاتور فاقد حمایت مردم است، دولت وی نامشروع می باشد؛

4. کشور از نکته نظر اقتصادی در استانه یک فاجعه قرار گرفته است؛

5. رژیم حاکم هیچ راه حل و امکانی برای برونرفت از این بن بست را ندارد؛

6. سرسختی دیکتاتور در حفظ قدرت نامشروع خود، عواقب خطرناکی برای وی خواهد داشت.

حوادث اخیر همزمان نشان داد که حزب کمونیست بلاروس به یک غده سرطانی بدل شده، که توان هدایت و رهبری کارگر و زحمتکشان معترض را نداشته، جریانکی دست نشانده دولت است، در برابر مطالبات مردم قرار گرفت، بیهوده نبود که با نمایندگان سفارت یکی از جنایتکارترین رژیم های تاریخ - رژیم جمهوری اسلامی دم به دم دیدار می کرد.

بنظر می آید و البته منطقی هم این است، که دیکتاتور بلاروس هرچه سریعتر زندانیان سیاسی را آزاد، قانون اساسی را تغییر، نتایج انتخابات ریاست جمهوری چندی پیش را منحل، خود نیز با دولت آینده بتوافق برسد که در پی محاکمه و آزار ایشان نباشند، دولت ناکارامد خود را تحویل داده، جایی برای ادامه زندگی خود فراهم سازد.

-----------------------------

  1. سایت اخبار روز
  2. https://bepish.org/node/4126

افزودن دیدگاه جدید