پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹ - ۳ دسامبر ۲۰۲۰

قره باغ کوهستانی: توافقی در جهت پایان دادن به جنگ نکبت بار!

۲۲ آبان ۱۳۹۹

در لحظه کنونی ۲ خطر بزرگ، تهدیدی برای این توافق محسوب می شوند؛ یکی کنار رفتن نیکول پاشینیان از قدرت است که منجر به روی کار آمدن داشناک های افراطی تر از پاشینیان در ارمنستان خواهد شد. و خطر دوم نیز تلاشهای ترکیه و نیروهای افراطی آذربایجان برای جا انداختن سیاست «جنگ، جنگ، تا فتح کامل قره باغ» است که می تواند خطر شعله ور شدن دوباره جنگ را افزایش دهد.

از نخستین دقایق پس از نیمه شب ۱۰نوامبر در پی تلاش های کشور روسیه، توافق پایان منازعه نظامی میان دو کشور آذربایجان و ارمنستان، بر سر قره باغ کوهستانی توسط رئیس جمهور آذربایجان، نخست وزیر ارمنستان و همچنین رئیس جمهور روسیه، به امضاء رسید. این توافقنامه در لحظه کنونی، پایانی گذاشت به جنگی ویرانگر که در مجموع برای هر دو طرف مخاصمه بیش از ٥۰۰۰ نفر کشته و بسیاری معلول و مجروح و شهرها و روستاهای ویران برجای گذاشت.

قطعاً بازپس گیری شهر شوشا توسط آذربایجان، به دلیل قرار گرفتن در ارتفاعات مشرف یه شهر استپاناکرت، مرکز اداری دولت خود خوانده قره باغ کوهستانی، نقش کلیدی در تصمیم مقامات ارمنستان، در امضای این توافق، ایفا کرد. در حقیقت این توافقنامه به نوعی اعلام پایان کار «گروه مینسک» که با ریاست ۳ گانه روسیه – فرانسه – آمریکا تشکیل شد، نیز بود. زیرا پذیرش شکست در جنگ، از زبان نیکل پاشینیان نخست وزیر ازمنستان، دیگر موضوعیت این کار گروه را که در حقیقت کاری نیز صورت نمی داد، باقی نگذاشت.

پرسش اصلی این است: نیکل پاشینیان و دیگر مقامات دولتی و کشوری ارمنستان بر اساس کدام تحلیل و ارزیابی از وضعیت اقتصادی – سیاسی و اجتماعی کشور تن به جنگی دادند که به جز کشتار و ویرانی و سقوط هرچه بیشتر کشور ارمنستان در باتلاق نیستی، ارمغانی برای این کشور نداشت؟ توجه ناظران سیاسی به ابن نکته مهم نیز جلب شد که پاشینیان علت تن دادن به امضای قرارداد را نه در عدم توانایی کشور در ادامه دادن به جنگ، بلکه اصرار فرماندهان ارتش به توقف این جنگ، به دلیل نداشتن پشتوانه انسانی برای تداوم جنگ، تفسیر نمود.

برای یافتن پاسخ به این پرسش، باید کمی به عقب بازگشت و نگاهی داشت به شرایط به قدرت رسیدن پاشینیان و همراهان او در ارمنستان و اقداماتی که در کشیده شدن کشور به وضعیت کنونی نقش اصلی را ایفا نمودند.

در آپریل ۲۰۱٨ که نقطه اوج انقلاب مخملی در ارمنستان بود، منجر به کسب قدرت سیاسی در توسط پاشینیان و طرفداران او در این کشور گردید. نکته کلیدی در اینجا، نه چگونگی به قدرت رسیدن او، بلکه سیاستهای اتخاذ شده از جانب او و مسئولان جدید کشور بود که نشان از عدم آگاهی کامل از سیستم اداره کشور بود. در این رابطه می توان از جمله به انجام پاکسازی در ارتش و نیروهای مسلح کشور و نیز دستگاه دولتی به یادگار مانده از دوران هدایت رئیس جمهور قبلی، سرکسیان، در ۴ نوبت متوالی اشاره کرد که به بهانه داشتن افکار طرفدار روسیه، در پاکسازی شدگان، صورت گرفت؛ نتیجه آن تضعیف ارتش و سست شدن اعتمادها در درون دستگاه اداره کشور بود. نه پاشینیان و همراهان او و نه توده عظیم حاضر درخیابان، و نه سازمان های گوناگون زاده شده در جریان انقلاب مخملی ارمنستان، هرگز گمان نمی کردند که پس از گذشت ۲ سال و اندی، همین مردم خیابان، اینبار نه در اعتراض به وضعیت اسفناک اقتصادی کشور و نبود هرگونه چشم اندازی برای آینده جوانان کشور، بلکه در اعتراض به امضای توافقنامه پایان جنگ با آذربایجان، نه تنها پا به خیابان خواهند گذاشت، بلکه مقر دولت و نیز پارلمان کشور را مورد حمله قرار خواهند داد. سانسور اخبار شکستهای ارمنستان و بازپس گیری مناطق متعلق به آذربایجان تا بدانجا پیش رفت که مردم تنها پس از اعلام خبر امضای توافقنامه بود که از سقوط شهر شوشا با خبر گشتند.

روشن است که نیروهای افراطی حاضر در صحنه سیاسی ارمنستان، به تلاش خود در برسمیت نشاختن این توافقنامه و چه بسا سازماندهی مخفی نیروهای مقاومت با تلاش به انجام درگیری های نظامی محدود با ارتش آذربایجان ادامه خواهند داد. اما حضور ۱۹۶۰ سرباز روسی در منطقه حائل میان نیروهای نظامی ارمنستان و آذربایجان، شانس تداوم چنین اقداماتی را در دراز مدت، بسیار خواهد کاست. علاوه بر آن، وضعیت اسفبار اقتصادی کشور، ظرفیت پشتیبانی مالی از چنین ماجراجویی ها را نخواهد داشت.

الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان به مثابه پیروز این مناقشه، نیز قطعاً تحت فشار نیروهای افراطی کشور قرار خواهد گرفت، زیرا که از نگاه این نیروها تن به توافق دادن آنهم در چند قدمی استپاناکرت، نمی تواند پیروزی محسوب شود، بویژه که پای نظامیان روسیه نیز به منطقه قره باغ کوهستانی باز شد. این ایده را نخستین بار اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، بدون آوردن نام روسیه در طی سخنانی پس از اعلام امضای توافقنامه، مطرح نمود. او اظهار داشت که ترکیه تا پیروزی کامل کشور برادر آذربایجان در بازپس گیری همه سرزمینهای این کشور، در کنارش خواهد ایستاد. در ادامه پس از گفتگوی تلفنی که اردوغان با ولادیمیر پوتین داشت، صحبت از کنترل مشترک دالان لاچین و منطقه حائل میان نیروهای ذرگیر جنگ را به همراه سربازان روسی، به میان آورد. در این مورد الهام علی اف نیز سخنان مشابهی را در سخنرانی رسمی پس از امضای توافقنامه، ابراز داشت. اطلاعیه رسمی وزارت خارجه روسیه در روز ۱۰ نوامبر، مبنی بر اینکه فقط سربازان حامی صلح روسی در دالان لاچین و مناطق حائل، حضور خواهند داشت، نقطه پایانی بود بر آرزوها و امیال ترکیه و نیروهای افراطی آذربایجان.

نکته مهمی که الهام علی اف را از ادامه جنگ و فتح استپاناکرت، در لحظه کنونی، منصرف نمود، همانا وزن سنگین جمعیت بومی ارمنی در شهر استپاناکرت و مناطق باقی مانده در تحت پوشش دولت خود خوانده قره باغ کوهستانی بود. اگر این عملیات در این لحظه ادامه پیدا می کردند، خیل عظیمی از ارامنه ساکن این مناطق، در صورت زنده ماندن پس از عملیات جنگی، مجبور به کوچ اجباری از این مناطق می شدند و این از نظر سیاسی، در لحظه به زیان الهام علی اف، به مثابه پیروز جنگ، می بود.

در ارتباط با حضور روسیه باید به این نکته مهم توجه نمود که وزن مسلمانان در جمهوری های قفقاز نسبت به مسیحیان، سنگین است و روشن است که در جنگ میان ارمنستان مسیحی، و آذربایجان مسلمان، روانشناسی مردم ساکن در این جمهوری ها، به سود آذربایجان عمل می کند که این به عنوان فاکتوری همواره خطرناک در جمهوری های قفقاز فدراسیون روسیه، و نیز دیگر جمهوری های دارای جمعیت مسلمان در این کشور، عمل می کند. روشن است که ثبات و آرامش در منطقه قفقاز و بویژه مرزهای جنوبی، در زمره «خطوط قرمر» تحمل روسیه محسوب می شوند. حضور نیروهای روسیه در منطقه حائل هم به سود ارمنستان است، بویژه برای ساکنان مسیحی این مناطق و هم به سود آذربایجان است؛ زیرا روسیه وظیفه جلوگیری از بروز هرگونه تشنج از جانب افراطی های دوطرف را بر عهده خواهد داشت.

در لحظه کنونی ۲ خطر بزرگ، تهدیدی برای این توافق محسوب می شوند؛ یکی کنار رفتن نیکول پاشینیان از قدرت است که منجر به روی کار آمدن داشناک های افراطی تر از پاشینیان در ارمنستان خواهد شد. و خطر دوم نیز تلاشهای ترکیه و نیروهای افراطی آذربایجان برای جا انداختن سیاست «جنگ، جنگ، تا فتح کامل قره باغ» است که می تواند خطر شعله ور شدن دوباره جنگ را افزایش دهد. در هر ۲ امکان یاد شده نیز، پاشنه آشیل هایی عمل می کنند که روسیه نیز از آنها بی خبر نیست؛ طرف ارمنستان حتی اگر داشناکهای افراطی تر از پاشینیان نیز بر طبل جنگ بکوبند، این طبلی خواهد بود تو خالی. اگر قرار بود نیروی پشتیبانی چه مالی و چه انسانی، روانه قره باغ کوهستانی شود، شوشا به این سرعت سقوط نمی کرد؛ از جانب آذربایجان نیز، الهام علی اف هوشیار تر از آن است که موقعیت کنونی خود را به دست افراطی هایی قرار دهد که مترصد خارج کردن قدرت سیاسی در کشور از او و کلان او به کمین نشسته اند.

منبع نقشه: روزنامه کامرسانت چاپ مسکو

افزودن دیدگاه جدید