چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۷ ژانویه ۲۰۲۱

اقتصاد شراکتی، آیندۀ مشاغل و "پساسرمایه داری" بخش هشتم

۲۳ آبان ۱۳۹۹

شرکتهای "اقتصاد فرفره" این تصور از خودمدیری و تنوع را حفظ و تقویت می کنند که گویا کارگران به اختیار خودشان وظایف متنوعی را انتخاب می کنند و برنامۀ کارشان را به دلخواه خودشان تنظیم می کنند. انگار که این کارگران، به جای کار به دستور شرکتهائی بی چهره، دارند با و برای رفقایشان کار می کنند.

 

کارآفرینان خرد یا کارگران دیمی – ادامه

اقتصاد طبق درخواست، عیناً مشابه اقتصاد شراکتی، مبین هیچ تحول انقلابی و ترقیخواهانه ای در دورۀ حیات سرمایه داری نیست، بلکه برعکس انعکاس "ویرانکدۀ" دیگری از سیستم فرتوت و بحران بنیان سرمایه داری است. تکرار داستان کهنۀ استثمار، نابرابری، و ناامنی است که برای "نسل تلفن هوشمند" بسته بندی و عَلَم شده است.

وضع از این قرار است که ما از یک طرف شاهد "مسابقه ای علیه ماشین" توسط کارگرانی هستیم که در اثر تکنولوژی اطلاعات و اتوماسیون با تهدید "بیکاری تکنولوژیکی" مواجه اند. طبق تحقیقی که دانشگاه آکسفورد انجام داده است، پیش بینی می شود که تا سال 2035 حدود نیمی از تمام مشاغل در کشورهای پیشرفتۀ سرمایه داری دنیا در نتیجۀ اتوماسیون منسوخ شود. این وضع شامل مشاغل کارگران یقه سفید، از جمله کارمندان دولتی، نیز خواهد شد. در این روند فوج عظیمی از جوانان تحصیلکرده اما بیکار ایجاد خواهد شد، که کاری برایش پیدا نمی شود و بنابراین مجبور است به شکار هر نوع کار ناامن و دیمنی اقدام کند.

به این فراز از مقالۀ مندرج در "تک کرانچ" TechCrunch توجه کنید:

... ما بر سر یک تقاطع قرار گرفته ایم: کارگران آموزش دیده اما کم تجربه از سوئی و کارهای خرده ریز کوتاه مدت از سوی دیگر. به نظر می رسد کارگران باسواد امروزی، با شمار فزون از نیاز، تنها یک مجرای شغلی پیش رو دارد: دیمی کاری...

از این قرار چه اتفاقی خواهد افتاد وقتی یک کارگر تحصیلکرده اما کم تجربه پا به میدان اقتصاد مشارکتی می گذارد؟ ما را به فرودگاه می رساند یا طبق سفارشی که داده ایم، غدایمان را دم درب خانه تحویل می دهد! دست کم تا وقتی رانندگی اتوماتیک نشده است.

از طرف دیگر در کنار رقابت جاری بین کارگران و تکنولوژی، ما شاهد تشدید رقابت در میان خود کارگران ایم. و اینها دو طرف یک سکه اند: آنها که، در کوتاه مدت در اثر بحران و در بلند مدت در اثر اتوماسیون، از جهان کار بیرون انداخته شده اند، مجبور اند به رقابت با یکدیگر برخیزند. نتیجه، شکاف عظیم و مدام فزایندۀ بین فوق ثروتمندان و دیگران است. "خویش فرمائی دیمی" قراردادهای صفرساعته، دستمزدهای اندک: اینها آیندۀ واقعی کار در نظام سرمایه داری برای اکثریت 99 درصدی اند.

 

بیگانگی و استثمار

ظهور خدمات طبق درخواست که با حضور "خویش فرمایان" منفرد ارائه می شوند، سرمایه داران نوعی مسابقۀ بی انتها و بینهایت "آزادانه" ای را سازمان داده اند: رقابت محض بین کارگران، این افسانه را تغذیه می کند که آنان از قیود و تعهدات قراردادهای ثابت و اوقات کار اکید "آزاد" شده اند.

این البته حقیقت دارد که بعضی از کارگران جوان این دست لفاظی های سرهم بندی شده توسط سرمایه دارانی را که در رأس اقتصاد طبق درخواست قرار دارند، در بارۀ آزادی و رهائی پذیرفته اند. اما این ابداً دلیلی بر استحکام ایده های بورژوائی لیبرال نیست. بلکه گسترش شیوۀ کار "خویش فرمائی" دقیقاً بازتاب واقعیتی خلاف این برداشت است: بیگانگی از کار که بسیاری از کارگران امروزه روز در نتیجۀ رنج مفرط از مشاغل روح خراش در شرکتهای عظیم و بی چهرۀ سرمایه داری تجربه می کنند. نیویورک تایمز می نویسد:

شرکتهای "اقتصاد فرفره" این تصور از خودمدیری و تنوع را حفظ و تقویت می کنند که گویا کارگران به اختیار خودشان وظایف متنوعی را انتخاب می کنند و برنامۀ کارشان را به دلخواه خودشان تنظیم می کنند. انگار که این کارگران، به جای کار به دستور شرکتهائی بی چهره، دارند با و برای رفقایشان کار می کنند

 

افزودن دیدگاه جدید