شنبه ۰۱ آبان ۱۴۰۰ - ۲۳ اکتبر ۲۰۲۱

از طلب خیر بسوی دفع شر

۲۷ آبان ۱۳۹۹

بدبختی درست در پاسخ به این پرسش رونمایی میشود؛ تمدن و فرهنگ ضد محیط زیست در یک احتمال خواهد کوشید محیط زیست را طوری نجات دهد که ادامه همین تمدن و فرهنگ ممکن گردد. چگونه؟ از طریق تهاجم قوی به ضعیف، مسلط شدن تنازع بقا، خریده شدن یا گرفته شدن محیط زیست بخشهای فقیر توسط بخشهای زورمند، و حتی اجرای برنامه های متمدنانه برای خلوت کرن کره زمین! فاشیسم زیستبومی در این مفهوم یک راه حل خواهد شد. راه حل دیگر همبستگی و همکاری مردمان و دولتها و اتخاذ برنامه و راه مشترک است.

از یک نگاه زیستبومی رادیکال، تمدن بشری بسوی فروپاشی میرود. کره زمین اگر چند برابر اندازه کنونی بود باز هم زیر بار این همه مصرف کننده کمر خم میکرد و به واکنش ویران کننده بر می خاست. جمعیت کره زمین اکنون از هفت میلیارد بیشتر است. اگر میزان مصرف سرانه این جمعیت را در قیاس با یک قرن پیش با حداقل ممکن دو برابر حساب کنیم، هفت میلیارد را باید در دو ضرب کنیم. یعنی حداقل به اندازه ۱۴ میلیارد انسان مصرف کننده داریم. توجه کنیم که مصرف شامل خوراک و پوشاک و مسکن و ماشین و دارو و انرژی و حرکت و حمل و نقل و غیره میشود. این ۱۴ میلیارد حد اقل دو برابر شمار خود حیوان خوراکی (گاو و گوسفند و خوک و ماکیان و ماهی و غیره) و حیوان مصرفی (مثل مینک و سمور و لاکپشت و قورباغه و مار و عقرب و عنکبوت و کرم و غیره) جمع کرده اند، که همه آنها مصرف کننده هستند. با این حساب جمعیت مصرف کننده حداقل به ۲۸ میلیارد میرسد. این جمعیت عظیم مصرف کننده برای زندگی و پرورش و رفاه خود به میلیاردها ماشین آلات و تأسیسات نیاز دارد، که آنها نیز همه مصرف کننده محیط زیست هستند، یک ماشین سوخت فسیلی میخورد و دود پس میدهد. پس، میتوان نسبت به صد یا ۱۵۰ سال با حداقل محاسبه بیش از حدود ۳۰ میلیارد مصرف کننده فعال سخن گفت.

از سوی دیگر، حداقل یک چهارم خشکی قابل استفاده صرف زیرساخت راه و ساختمان و ماشین آلات و پایگاه های نظامی و شهرهای عظیم و غیره شده است. بخش بزرگی از محیط زیست خشک و بیابانی شده است. بخش بزرگی از محیط زیست فرسوده و آلوده شده است. به این شکل، سطح و امکانات محیط زیست، در قیاس با یک یا یک و نیم قرن پیش حدود نصف شده است. یعنی، جمعیت مصرف کننده ۳۰ میلیاردی در نیمی از سطح زیستی پیشین به فعالت مشغول هستند!

حال باید پرسید این زمین محدود، که سطح سبز و زندگی پرور آن مدام کمتر میشود، تا کی میتواند بار خردکننده را تحمل کند؟ هر کسی میتواند در پاسخ حدس و گمانی داشته باشد. اما، ما هنوز بمبهای اتمی و شیمیایی و تسلیحات بیولوژیک را حساب نکردیم. ما هنوز حساب نکردیم اگر شماری از این بمبها منفر شوند، یا یکی از آزمایشهای تولید ویروس های جنگی در باز کند و اگر قدرتها تصمیم بگیرند برای تعیین تکیلف دست به ماشه های اتمی ببرند چه خواهد شد. واقعیت تلخ این است که این ناممکن است هزاران بمب عظیم اتمی و نیروگاه هسته ای را بشر حتی اگر بخواهد و مایل باشد بدون شماری حادثه عظیم خنثی کند. بمبهای هسته ای و تسلیحات و شیمیایی و بیولوژیک مین های جهان هستند. همه وسایل برای جارو کردن تمام زندگی رشد یافته از سطح کره زمین مهیا شده است اما وسیله مهار این احتمالات هولناک بسیار اندک است. حادثه های کوچک چرنوبیل و فوکوشیما اخطارهایی بودند که نشان دادند بشر چه اندازه در خطر است.

امروزه نه تنها سیستم سرمایه داری و جامعه مصرفی ساخته آن، بلکه توده های میلیاردی تربیت شده آن نیز پدیده های ضد زیستبوم هستند. حال، این تمدن و فرهنگ ضد محیط زیست باید محیط زیست بوم را نجات بدهد. چگونه؟

بدبختی درست در پاسخ به این پرسش رونمایی میشود؛ تمدن و فرهنگ ضد محیط زیست در یک احتمال خواهد کوشید محیط زیست را طوری نجات دهد که ادامه همین تمدن و فرهنگ ممکن گردد. چگونه؟ از طریق تهاجم قوی به ضعیف، مسلط شدن تنازع بقا، خریده شدن یا گرفته شدن محیط زیست بخشهای فقیر توسط بخشهای زورمند، و حتی اجرای برنامه های متمدنانه برای خلوت کرن کره زمین! فاشیسم زیستبومی در این مفهوم یک راه حل خواهد شد. راه حل دیگر همبستگی و همکاری مردمان و دولتها و اتخاذ برنامه و راه مشترک است.

تنازع بقا یا همکاری برای بقا؟

سرنوشت یکی از این دو راه را تحمیل خواهد کرد. یا شاید هم ترکیبی از ایندو. ما کجا ایستاده ایم؟ در هر کجا که بایستیم مجموع نگرش و روش ما در قبال مجموع مسایل عمده جامعه و جهان با آن منطبق میشود. ترامپیسم و معادلهای آن در بسیاری کشورهای دیگر یک اتفاق ساده نیستند. پشت آنها تنازع قرار دارد. آنها فورانهای اولیه آتش فشان وزو بر سر مردم «پمپئی» هستند. این فورانها فرو نمی نشینند و موقتی نیستند. جهان همین است که هست و نیروهای راست افراطی و میمونهای قاتل این عصر یک بخش عمده واقعیت این جهان هستند. از این رو، برای کشورهای قربانی شده ای مانند ایران، سهم دفع شر در سیاست بیشتر و بیشتر از سهم طلب خیر میشود. وقتی جهان به جایی رسیده باشد که دفع شر در مناسبات میان دولتها عمده تر از طلب خیر باشد بنیاد سیاست ورزی دگرگون میشود. چگونه؟

 

افزودن دیدگاه جدید