پنجشنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۹ - ۲۸ ژانویه ۲۰۲۱

اقتصاد دیجیتالی: فضای مجازی و زمان نامحدود در شبکه بخش ۱۰

فصلی از کتاب "شرایط دیجیتالی – مارکسیسم پسامدرن و تجربه زندگی دیجیتال1" انتشارات دانشگاه وست مینیستر-۲۰۲۰

۱۹ دی‌ ۱۳۹۹

همان طور که زندگی دیجیتال قرن بیست و یکم با دربرگرفتن بیش از یک حساب رایگان هات میل و یا مرورگر گوگل آغاز شد، تغییر نگرش کاربران را نیز کلید زد. وب ۲.۰ این کار را به شیوه ای انجام داد که به فیس بوک اجازه می داد، به عنوان مثال به عنوان وسیله ای برای ارتباطات انسانی منفجر شود، و اصطلاح «رسانه های اجتماعی» معانی بسیار فراتر از آن چیزی را بدهد که هر کسی ممکن بود در سال ۲۰۰۴ - زمانی که مارک زوکربرگ اپلیکشن خود را راه اندازی کرد – تصور کند.

مترجم: 

جهانی شدن درون رو

'سیلیکان ولی' تصویر بزرگ و قانونی برای موفقیت سیستم تعاملی بود، و یا در یک نامگذاری با کلام دموکراتیک تر، 'مشارکت' کاربر با پلتفرم، مرورگر یا برنامه. جواب هم داد. از طریق یک حمله ایدئولوژیک جدید و با همکاری شرکت های فناوری دوربین تر که از سقوط جان سالم به در بردند، مردم آمدند و آنها تعامل کردند. این در درجه اول با یکدیگر نبود همان طور که در روزهای قدیمی بولتن بوردها و حساب های هات میل رایگان چنین بوده است، بلکه با کسب و کارهایی مانند آمازون که می دیدند کاربر فقط یک مشتری نیست، بلکه منبع اطلاعاتی است که می تواند گرته برداری و انباشت و تبدیل به پول به روش های جدید و همیشه یکپارچه تر باشد. اگرچه وب ۲.۰ توسط اُرایلی به عنوان یک معماری جدید برای مشارکت توصیف شده است، اما هیچ نوآوری فنی رادیکالی را درگیر نمی کند. همان طور که ایوگنی موروزوف آن را توصیف می کند، ظهور وب ۲.۰ به جای آن اثر یک «امپریالیسم مفهومی» توسط 'سیلیکان ولی' و مولفین دکترین بازار آزاد آن بود. این کار تا حد زیادی به منظور تغییر ایده ها در اطراف مفاهیم 'خطرناک' بدون سود مانند نرم افزار منبع باز و 'جوامع مجازی' و 'شهروند دیجیتال' انجام شد. برای کسب و کار، آن را باید راه اندازی مجدد، گرچه بسیار دیر، در امتداد خطوط کسب و کار مناسب دید؛ درباره آنچه نرم افزار انجام داد و آنچه در برابر کاربر و وب تسهیل نمود.

A picture containing text, person</p>
<p>Description automatically generated

تعامل وب ۲.۰ لحظه ی جهانی شدن درون رو است. این گام تغییر در نگرش به وب از طرف کسب و کار است، و کمی پس از آن از طرف کاربرانی است که در اصل وب را به عنوان ابزاری کارآمد و راحت و به عنوان یک شکل از پیشرفت بپذیرند. در ریشه آن نگرش لیبرتارین الهام گرفته از 'سیلیکان ولی' بود که به زودی در سراسر جهان گسترش خواهد یافت. ما آن را در فلسفه لیبرتارین استیو جابز مدیر فقید اپل، که به قولی یادآور نقل قول تیم اورایلی در بالا، نه تنها باور اصلی 'سیلیکان ولی' از آنچه به منزله 'تعامل' یا 'مشارکت' بلکه نگرش آن نسبت به مردم را بیان می کند: "خيلی وقتها مردم نمی دانند چه ميخواهند، تا وقتی که شما آن را به ایشان نشان بدهید. این بدان معنا نیست که ما به حرف مشتریان گوش نمی دهیم، اما برای آنها سخت است که به شما بگویند چه می خواهند وقتی تا به حال چیزی شبیه به آن را حتی از راه دور ندیده اند." همان طور که زندگی دیجیتال قرن بیست و یکم با دربرگرفتن بیش از یک حساب رایگان هات میل و یا مرورگر گوگل آغاز شد، تغییر نگرش کاربران را نیز کلید زد. وب ۲.۰ این کار را به شیوه ای انجام داد که به فیس بوک اجازه می داد، به عنوان مثال به عنوان وسیله ای برای ارتباطات انسانی منفجر شود، و اصطلاح «رسانه های اجتماعی» معانی بسیار فراتر از آن چیزی را بدهد که هر کسی ممکن بود در سال ۲۰۰۴ - زمانی که مارک زوکربرگ اپلیکشن خود را راه اندازی کرد – تصور کند. این نوع رابطه تعاملیِ وب عبارات 'اجتماعی' و 'رسانه های' دیجیتال را امروزه تقریبا همزمان و درکنار پول نقد، و یا ابزار 'پول سازی' آورده است. به عبارت دیگر، منطق انباشت سرمایه از 'رسانه' به 'اجتماعی' منتقل شده است به طریق و تا اندازه ای که قبل از راه اندازی وب ۲.۰ به خواب کسی هم نمی آمد.

فراتر از انباشت از طریق کار و برداشت داده های کاربر، هدف تعیین کننده اصلی انباشت سرمایه دیجیتال از تبلیغات است. این بیانیه تقریباً پیش پا افتاده، اما یک واقعیت است که به اندازی کافی ارزش نیافته است. مدل کسب و کار دیجیتالی تا حد زیادی وابسته به تبلیغات است، و یک آگاهی عمومی است که ردیابی الگوریتمی توسط گوگل، فیسبوک، اوبر، آمازون و غیره...وسیله ای است که از طریق آن شرکت های فن آوری به 'رابطه تعاملی' اجازه می دهند ادامه یابد، البته با رعایت شرایطی که خود نوشته اند. با این حال، اثرات 'غرق کردن' زندگی اجتماعی با تبلیغات، به عنوان کاربرد عملی مدل کسب و کار الگوریتمی، بسیار کمتر درک شده و یا درباره اش نوشته شده است. دیجیتالیته با قدرت وب ۲.۰ رابطه جدیدی بین تبلیغات و مصرف کننده، از طریق ظرفیت خود برای تبدیل فرایند نشانه گذاری بی نهایت قابل نفوذ، انعطاف پذیر و جهش پذیر ایجاد کرده است. بالنتیجه آنچه "باودریلارد" آن را 'عملکرد ارتباطی' 'برند کالا' در سرمایه داری نامید، به نیرویی قوی برای انباشت سرمایه تبدیل شده است. دیجیتالیته فضاهای مجازیی را ایجاد می کند که در آن افراد فکر می کنند، کار می کنند، استراحت می کنند، تولید می کنند، مصرف می کنند و با دیگران ارتباط برقرار می کنند و یک آتمسفر سرمایه داری ایجاد می شود. عملا تبلیغات است که همراه کاربر در بیشتر مسیر زندگی در وب، در سپهر عمومی و تا حد زیادی پذیرای کاربر، و اما در معرض گرته برداری و جمع آوری اطلاعات دیجیتال از مصرف کنندگان، بیش از فقط نشانه های تجاری را به گردش درمی اورد. این نشانه ها نیز در یک شبکه کاملاً پیوسته از گفتمان اجتماعی (روایت ها) که ترویج کالاها را در مرکز فرهنگ سرمایه داری سنتی جاسازی کرده اند، محصور شده اند. این تاثیرگذاری عرضه آمیزش اجتماعی به بازار به طور کلی و ترویج 'وضعیت فرهنگی' زمان ما به طور خاص است.

 

افزودن دیدگاه جدید