چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۹ - ۳ مارس ۲۰۲۱

افول نتولیبرالیسم: نمایشنامه در سه پرده بخش اول

۰۱ اسفند ۱۳۹۹

این نوشته در صدد ترسیم پیامدهای سیاسی و اقتصادی پاندمی معلول ویروس کوروناست، و می کوشد این پیامدها را بر زمینۀ مفهوم "برش" (مقطع، برزخ Interregnum)، به معنائی که گرامشی به کار می گرفت، قرار دهد. ابتدا زوال سلطۀ سه گانه ای که مشخصۀ بازار جهانی در دهۀ پیش از بحران 2008 بود، بررسی می شود. سپس امواج اعتراض جهانی و جابجائیهای انتخاباتی که از 2010 به بعد بروز یافتند، به عنوان قراینی از بحران هژمونی نئولیبرالی تفسیر می شوند. همین همزمانی و همراهی بحرانهای اقتصادی و هژمونی است که به مفهوم برش شکل می دهد. سرانجام گفته خواهد شد که نبرد علیه پاندمی می تواند به غلبه بر نئولیبرالیسم بیانجامد.

این نوشته در صدد ترسیم پیامدهای سیاسی و اقتصادی پاندمی معلول ویروس کوروناست، و می کوشد این پیامدها را بر زمینۀ مفهوم "برش" (مقطع، برزخ Interregnum)، به معنائی که گرامشی به کار می گرفت، قرار دهد. ابتدا زوال سلطۀ سه گانه ای که مشخصۀ بازار جهانی در دهۀ پیش از بحران 2008 بود، بررسی می شود. سپس امواج اعتراض جهانی و جابجائیهای انتخاباتی که از 2010 به بعد بروز یافتند، به عنوان قراینی از بحران هژمونی نئولیبرالی تفسیر می شوند. همین همزمانی و همراهی بحرانهای اقتصادی و هژمونی است که به مفهوم برش شکل می دهد. سرانجام گفته خواهد شد که نبرد علیه پاندمی می تواند به غلبه بر نئولیبرالیسم بیانجامد.

برنامه ام این بود که این نوشته را پیش از پاندمی ویروس کورونا بنگارم. هدف اولیه ام بررسی نااطمینانیهائی بود که بحران 2008 از خود به جا گذاشته بود. بنابراین، این نوشته می توانست یکی از انبوه مقالاتی باشد که در بررسی های انتقادی سالهای گذشته [پیرامون بحران پیشگفته] به فرمولبندی آنتونیو گرامشی، که دیگر به یک کلیشه تبدیل شده، متوسل شده اند. منظورم این فرمولبندی است: "بحران دقیقاً ناشی از این واقعیت است که کهنه در حال مرگ است و نو هنوز زاده نشده است. در چنین برشی است که انواع متعددی از عوارض بیماری بروز می کنند"1. در بحبوحۀ پاندمی اخیر شاید معقولانه ترین کاری که می توان کرد این باشد که اعلام کنیم نااطمینانیها به مراتب از آنچه تصور می کرده ایم، بزرگتر و عمیقتر بوده اند. زندگی روزمره به ناگهان دستخوش تغییری رادیکال شد و هنوز نیز پیش بینی قابل اتکائی، در این باره که ویروس کی کنترل خواهد شد، وجود ندارد. با این وجود به نظر می رسد شواهدی وجود دارند حاکی از آن که تراژدی کنونی به این برش پایان خواهد داد و "نو" از میان آوار آن پدید خواهد آمد. پیش بینی تغییرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که در اثر مبارزه با پاندمی رخ خواهند داد، بسیار دشوار است. این تغییرات از جمله وابسته به طول "تعطیل" (Lock down) اند که اکنون در همه جا برقرار شده است. هدف این نوشته پیش بینی این دست تغییرات نیست. تنها ادعای آن این است که ما در "پساکورونا" نئولیبرالیسم را پشت سر خواهیم گداشت. برای تبیین این ادعا نتایج بحرانی که در سال 2008 زبانه کشید، بررسی شده اند. در پایان نوشته برای اثبات این ادعا، که به واقع یک "شرط بندی" است، تلاش می شود.

 

اقتصاد و سیاست از سال 2008

با سقوط قیمت مسکن و عواقب آن برای بازار، و آثار آن خاصه بر بازار رهن در سال 2007، ضعف سیستم مالی کشورهای ثروتمند آشکار شد. اما، اگر تعیین واقعه ای به عنوان مبداء یک روند مجاز باشد، همانا روز دوشنبه 15 سپتامبر 2008، زمانی که بانک سرمایه گذاری برادران لهمانLehman Brothers در امریکا اعلام ورشکستگی کرد، بود که بحران فوران کرد. از آن پس زنجیرۀ بی پایان بحرانهای اقتصادی و سیاسی چنان غافلگیرکننده بوده است که ارائۀ تصویر جامعی از آن به دشواری ممکن است. شاید تاریخنگاری خلاصۀ رویدادهای اصلی کمکی باشد2.

علیرغم واکنش هماهنگ دولتها برای کاهش آثار بحران مالی سال 2008، این بحران در سال 2009 منجر به انجماد بازارهای مالی شد و اقتصاد جهانی را به کشاند. در سال 2010 و 2011 مرکز زلزلۀ بحران از آتلانتیک شمالی عبور کرد و به منطقۀ یورو رسید. آدام توزه Adam Tooze بحران یورو را چنین توصیف کرده است: "پس لرزۀ سنگین زلزلۀ سال 2008 در سیستم مالی آتلانتیک شمالی که کار خود را با تأخیر و از مجرای هزارتوی اتحادیه اروپا به انجام رساند." اعتبارات و اوراق قرضۀ عمومی در کشورهای حاشیه ای این اتحاد زیر حملۀ سنگین سوداگرانه ای قرار گرفتند که ترمیم اقتصاد اروپا را غیرممکن می کرد: تولید ناخالص داخلی کشورهای اتحادیه در سالهای 2012 و 2013 نیز افت کرد و تنها از آن پس رو به بهبود کندی نهاد. در این مرحله کشورهای ایرلند، پرتقال، اسپانیا، ایتالیا و یونان بیشترین خسارات را متحمل شدند. تمایل بازارهای مالی به تولید کلمات اختصاری رنگ کنایه آمیزی به خود گرفت و این کشورها تحت عنوان PIIGS ، که از حرف اول اسامی آنها تشکیل شده می شود، گروهبندی شدند (منظور حرف اول اسامی Portugal, Ireland, Italy, Greece, Spain است که می تواند تداعی کلمۀ "خوکها" در انگلیسی باشد).

بحران با ادامۀ راه خود، در اوائل سال 2012 به اثرگزاری عمیقی در اقتصاد شرق آغاز کرد و به ویژه از سرعت رشد اقتصاد چین کاست. رشد تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 2012، برای دومین بار از سال 1991، به زیر 8 درصد سقوط کرد و از آن پس تا سالهای سال کاهش می یافت3.

مزید بر وقفه در رشد اقتصاد چین، از دیگر آثار بحران بر اقتصاد جهانی ختم رونق در برخی دیگر از کشورها در نیمۀ دوم سال 2011 بود: کشورهائی که همچون برزیل و همسایگان اش، به صادرات کالاهای اولیه متکی اند.

***

  1. اگر اشتباه نکنم، عنوان کنفرانس ماتریالیسم تاریخی که هر ساله در نیویورک برگزار می شود، در سال 2011 از همین گفته گرفته شده بود. احتمالاً این اولین ارجاع به آن از پس از سال 2008 نبوده است. سال گذشته نانسی فرایزر و سابرینا فرناندز - دو نمونه از بسیارها – با الهام از این گفته عنوان کتابهاشان را انتخاب کردند.

  2. یکی از کاملترین و جالبترین روایتها از این دوره، روایت آدام توزه است.

جز در مواردی که منبع دیگری تصریح شده باشد، باقی داده های این نوشته از اسناد بانک جهانی گرفته شده اند. این داده ها در آدرس data.worldbank.org در دسترس اند.

افزودن دیدگاه جدید