سه شنبه ۲۴ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۳ آوریل ۲۰۲۱

درباره ضرورت تحریم انتخابات و کمپین‌های نه و ایجابی در رویارویی با نظام

گفت‌وگوی کوروش پارسا با مهرداد درویش‌پور

۰۶ فروردين ۱۴۰۰

 در حوزه بدیل سیاسی، جمهوری خواهی مبتنی بر پارلمانتاریسم، دمکراسی و سکولاریسم شکل برتر راه حل ایجابی گذار به اقتدار عقلانی درایران است. ایران با دو تجربه اقتدار سنتی (موروثی) و کاریزماتیک (استبداد دینی) بیش ازهر زمان دیگری از زمینه گذار به اقتدار عقلانی و دمکراتیک برخوردار است. نه تجربه مشروطه خواهی در ایران به ثمر رسید ونه تجربه اصلاح طلبی دینی توانست هموارکننده گذار به اقتدار عقلانی و دمکراتیک در ایران شود. از این رو جمهوری خواهان همچون صدای سوم در نفی اقتدارهای موروثی، دینی و ایدئولوژیک مدتها است بر جمهوریت همچون مطلوب ترین آلترناتیو فراگیر تاکید کرده‌اند.

۱- گرچه در برخی دوره‌ها مردم با استفاه از شکاف درون نظام و به قصد نه به ولی فقیه و امید به بهبود و اصلاح اوضاع در انتخابات شرکت کردند، دراین انتخابات هرگونه شرکتی تنها رای آری به ولی فقیه به شمار می‌رود و اکثریت مردم درآن شرکت نخواهند کرد و باید به صورت فعال آنرا تحریم کرد.

نه تنها از آنرو که کارنامه اصلاح طلبی ناکارایی پروژه شرکت در انتخاباتی که بیشتر به بعیت با رهبری شبیه است تا انتخابات را به نمایش گذاشت، بلکه به ویژه از آنرو که خیزش‌های ساختار شکنانه دی ۹۶ و آبان ۹۸ با نفی کلیت نظام میخ تابوتی بر پروژه اصلاح طلبی زد. امروز در عصر پسا اصلاح طلبی دینی در ایران، گذار از نظام خواست اکثریت جامعه است. شکاف گسترده‌ای که بین نظام و مردم ایجاد شده است پرنشدنی است و تحریم انتخابات نه بزرگ دیگری به نظام به قصد هموار کردن زمینه ذهنی عبور از آن است.

۲ - مخالفت قاطع ما با جمهوری اسلامی ایران هرگز به معنای استقبال از تحریم‌های گسترده، حمله نظامی، گسترش تنش‌های منطقه‌ای و بین المللی یا تغییر نظام از طریق مداخله خارجی نبوده و نیست و ما تنها به خیزش مردم ایران برای گذار از این نظام دل بسته‌ایم. هم از این رو مذاکره برای توافق در حوزه فعالیت‌های هسته‌ای ایران، تنش زدایی و کاهش خطر درگیری‌های نظامی و رفع تحریم‌های گسترده‌ای که بیش ازهمه مردم از آن رنج برده‌اند مثبت است. اما نگرانی اصلی ما در به حاشیه رانده شدن نقض حقوق بشر در ایران است که باید خواستار توجه به آن در مذاکرات شد. چنین فرایندی الزاما به تقویت نظام منجر نشده، بلکه می‌تواند به تقویت جامعه مدنی که سایه تتنش‌های بین المللی، میلیتاریسم و تحریم‌ها توان آنرا در چالش نظام محدود ساخته بود بیانجامد.

۳ - درباره راز ماندگاری تا کنونی جمهوری اسلامی گذشته از نقش پراکندگی اپوزیسیون، عدم اعتماد مردم به اپوزسیون به رغم انزجار از حکومت و "گیرکردگی سیاست در ایران"، تاکید کردم نابرابری توازن قدرت اصلی ترین دلیل ماندگاری تا کنون نظام است. این حکومت نه تنها از آنرو که خود از دل یک انقلاب برآمده است و همچون نظامی فناتیک از اراده وتجربه و مهارتی کم نظیر درچگونگی سرکوب و مهار اعتراضات برخوردار است، بلکه به دلیل انزوای بین امللی آن راهی برای فرار در صورت از دست دادن قدرت ندارد. امری که اراده آن را در سرکوب به جای عقب نشینی افزایش داده است. چنین ویژه گی هایی پروژه گذار از نظام را با چالش‌های معینی روبرو ساخته است. این واقعیتی است که حکومت پس از ۴۲ سال هنوز با بحران چشم انداز روبرو است و نه قادر به تثبیت خویش است و نه برخلاف خوش بینی یا وعده‌های بخشی از اپوزیسیون در آستانه فروپاشی یا سقوط است.

با آنکه این وضعیت ناپایدار خواهد بود، اما وظیفه اپوزسیون دمکرات گسترش همگرایی‌ها، گسترش گفتمان‌های دمکراتیک، پیوند با جامعه مدنی ایران، دفاع از حقوق روزمره مردم و فتح‌های موضعی در جامعه مدنی به قصد بهبود اوضاع مردم و تغییر توازن قوا برای نبردی استراتژیک برای گذاری مسالمت آمیز از نظام است.

۴ - در این راستا کمپین‌های نه به جمهوری اسلامی بسیار ضروری و مثبت است. نه تنها از انرو که مشروعیت نظام را بیش از پیش به زیر سئوال می‌برد، بلکه از آن رو که به تضعیف پروژه اصلاح طلبان دینی که خواست اصلی‌شان استمرار نظام است، یاری می‌رساند. با این همه کمپین‌های سلبی علیه نظام، اگر با خواست‌ها و‌ کمپین‌های ایجابی تکمیل نشوند، می‌توانند به یک جنبش پوپولیستی منجر شوند که نمونه دیگر آن را در انقلاب ۵۷ شاهد بودیم.

از درون هیچ جنبش پوپولیستی دمکراسی بیرون نمی‌اید، بلکه صدا و گرایشی اقتدار گرا که با مهارت خود را در پس جنبش‌های سلبی پنهان می‌کند، بیشترین شانس را برای قدرت گیری خواهد داشت. اگر از جنبش پوپولیستی سال ۵۷ پروژه اسلام گرایی به قدرت رسید، از جنبش‌های سلبی دوره کنونی نیز می‌تواند پوپولیسم راست اقتدارگرا و ناسیونالیستی سر بر آورد. همان گونه که در سطح جهانی رفتار سلبی در نفی جهانی شدن نئولیبرال بیش از آن که به رشد جهانی شدن از پایئن یا جهانی شدن عادلانه تر منجر شود، به تقویت پوپولیسم راست، اقتدار گرا و ناسیونالیست و نژادپرستی منجر شد که با خواست بازگشت و احیای "عظمت" گذشته، تهدیدی علیه دمکراسی، رفاه، همبستگی و رفع تبعیض است. جنبش‌های سلبی گرچه به قصدگسترش اتحاد همگانی صورت می‌گیرند، اما ربطی به جبهه‌های واحد در انقلاب‌های رهایی بخش ملی کشورهای پیرامونی، یا جبهه متحد ضد فاشیستی در دوران فاشیسم یا جبهه‌های متحد ضد جنگ ندارند که عموما تنها جنبش سلبی و رهایی بخش نبودند، بلکه از محتوای ایجابی معینی برخوردار بودند. در ایران مطالبات ساختاری نظیر انتخابات آزاد برای تشکیل مجلس موسسان، سکولاریسم، دمکراسی، جمهوریت، رفع تبعیض (جنسیتی، اتنیکی و...) و گسترش رفاه اجتماعی می‌تواند از جمله خواست‌های باشد که بخت تمکیل نه به جمهوری اسلامی را از طریق گسترده ترین همگرایی ساختارشکنانه را در جامعه فراهم می‌کند. به صورت موردی نیز مبارزه برای مطالبات ایجابی نظیر آزادی زندانیان سیاسی، ازادی احزاب وسندیکا‌ها و تشکلات مستقل و خواست‌های رفاهی و بهبود محیط زیست، مبارزه با خشونت و رفع تبعیض علیه زنان و... می‌تواند ازجمله مطالبات موردی ایجابی باشد که همگرایی گسترده همگانی را در جامعه فراهم آورد.

٥ - در حوزه بدیل سیاسی، جمهوری خواهی مبتنی بر پارلمانتاریسم، دمکراسی و سکولاریسم شکل برتر راه حل ایجابی گذار به اقتدار عقلانی درایران است. ایران با دو تجربه اقتدار سنتی (موروثی) و کاریزماتیک (استبداد دینی) بیش ازهر زمان دیگری از زمینه گذار به اقتدار عقلانی و دمکراتیک برخوردار است. نه تجربه مشروطه خواهی در ایران به ثمر رسید ونه تجربه اصلاح طلبی دینی توانست هموارکننده گذار به اقتدار عقلانی و دمکراتیک در ایران شود. از این رو جمهوری خواهان همچون صدای سوم در نفی اقتدارهای موروثی، دینی و ایدئولوژیک مدتها است بر جمهوریت همچون مطلوب ترین آلترناتیو فراگیر تاکید کرده‌اند. اما فراتر از آن جمهوری خواهان ضمن رقابت سیاسی سالم مبلغ تعامل با دیگر جریانات سیاسی بوده و خواستار گذار مسالمت آمیز از نظام هستند. امری که زمینه ساز یک همگرایی فراگیرتر دمکراتیک بوده و می‌توانند مرکز ثقل یک "آشتی ملی" در گذار از جمهوری اسلامی شود. هم از این روبه جمهوری خواهی می‌بایست همچون کم هزینه ترین راه گذار نیز توجه کرد. اظهارات خاتمی که با اما و اگر از برجسته تر کردن "جمهوریت" سخن گفته است و اظهارات رضا پهلوی که او نیز گرچه روشن تر اما گاه دو پهلو و گاه آشکار از ترجیح جمهوری نسبت به پادشاهی موروثی سخن گفته است، گامی هایی مثبت هستند. اما این اظهارات بیش از هرچیز نشانه اقرار تلویحی یا آشکار به ناکارایی پروژه اصلاح طلبی دینی و ناممکن بودن احیای نظام گذشته توسط دو نماد اصلی آن و گسترش جذابیت جمهوری خواهی در ایران است. جمهوری خواهان گرچه بیشترین نفوذ را در جامعه روشنفکری ایران دارند، اما در سطح عمومی جامعه گرایش به گذشته یکی از گرایشات پرنفوذ به شمار می‌رود. از این پس جمهوری خواهانی که تحت منگنه دو پروژه احیای گذشته یا اصلاح نظام فعلی قرار داشتند، می‌بایست بیش از پیش با اعتماد به نفس برای گسترش همگرایی جمهوری خواهان و گفتمان جمهوریت تلاش کنند. هرچند در تحلیلی نهایی این مردم ایران هستند که نوع نظام و محتوای آنرا رقم خواهند زد.

کل این گفتگو را می‌توانید در زیر نگاه کنید: https://www.youtube.com/watch?v=QNAQvfYkgRI

افزودن دیدگاه جدید