يكشنبه ۰۴ مهر ۱۴۰۰ - ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۱

معاهده چین – ایران، تغییر دهنده بازی

بخش اول– چین کارزار آمریکا روی موضوع مسلمانان اویغور را خنثی می کند

۱۹ فروردين ۱۴۰۰

هدف اعلام نشده تشویق کشورهای منطقه به حرکت به سوی سیاست های خارجی مستقل، کنار گذاشتن یوق غربی، به ویژه سرکردگی امریکا است. اما شیوه انجام این کار از سوی چین به شدت متفاوت از راهکارهای قهری و اغلب خشنی است که قدرت های غربی به طور سنتی در منطقه اتخاذ می کنند.

سخن مترجم: بحث در اطراف معاهده ایران - چین مرز تمام نیروهای موافق و مخالف را در نوردیده است. مواضع متفاوت، مختلف و متضادی در این عرصه از سوی کنشگران و رسانه های مختلف داخلی و خارجی اتخاذ شده است . ام. ک. بهادراکومار دیپلمات کهنه کار هندی از موضع و چشم انداز دیگری به بررسی معاهده راهبردی 25 ساله چین – ایران پرداخته است. ترجمه نوشته او که سه بخش دارد، به مرور در اختیار خوانندگان قرار خواهد گرفت.

--------------------------

وقتی که چین و ایران، دو دشمن اصلی ایالات متحده در شرایط جهان معاصر، وارد پیمان راهبردی 25 ساله می شوند، پرداختن به جزئیات و فکر کردن به آن که آیا این رخ داد راهبردهای امریکایی را تحت تاثیر قرار می هد بی معنا است. البته که تحت تاثیر قرار می دهد. منطقه آسیای غربی کلا بسته به ژئوپلیتیک ها است- که از نفت و جهاد شروع می شود و تا دلارهای نفتی ادامه می یابد.

منطقه قرن ها محل تقاطعی بین امپراطوری های اروپا و آسیا بوده است. و درتاریخ مدرن، مزاحمان خارجی واقعیت های دردناک جدیدی را در هم آمیخته اند- کشورهای شکست خورده، خلق های تحقیر شده، اقتصاد های زمین گیر، نابرابری و فقر شدید، محیط زیستی ویران شده، منابع غارت شده، ستیزه های جغرافیایی، و رادیکالیسم خشن.

توافقنامه تاریخی چین- ایران که در 27 مارس طی دیدار وانگ یی عضو شورای دولتی و وزیر امورخارجه چین در تهران امضا شد، از زمان دیدار شی جین پینگ رئیس جمهور چین از تهران در سال 2016 مورد مذاکره بود. دیدارهای متعدد سال های اخیر جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران از چین حاکی از اهمیت بالای دلبستگی تهران به گفتگوهایی است که در روز یکشنبه با تشریفات رسمی امضا به اوج خود رسید، که در عین حال با سالگرد پنجاهمین سال برقراری روابط دیپلماتیک بین دو کشور"متمدن" قرن بیست و یکم مصادف بود، که از پیوستگی تاریخی و اتحاد فرهنگی گسترده در سراسر منطقه وسیع جغرافیایی در طی هزاره هابر خوردارند.

متن سند مورد توافق هنوز در قلمرو افکار عمومی منتشر نشده است، اما به صورت مبسوطی می توانیم از بیانیه مشترک منتشر شده در 27 مارس دریابیم که پایه عمل معاهده توافقی بوده است که در زمان دیدار شی از تهران برای افزایش تجارت دو جانبه به 600 میلیارد دلار در دهه آینده حاصل شده بود. در واقع، بیانیه مشترک با استناد به دیدار شی آغاز می شود. دو سند اضافی امضا شده از سوی دو کشوربه " یادداشت تفاهم برای ترویج مشترک کمر بند اقتصادی جاده ابریشم و جاده ابریشم دریایی قرن بیست و یکم" و" یادداشت تفاهم روی تقویت ظرفیت های صنعتی و معدنی و سرمایه گذاری" استناد می کند که بر اساس آن دو طرف" همکاری و سرمایه گذاری مشترک را در حوزه های مختلف از جمله حمل و نقل، راه آهن، انرژی، صنعت، تجارت و خدمات" گسترش خواهند داد.

بیانیه مشترک اشعارمی دارد که با در نظر داشت مزایای اقتصادی نسبی، دو طرف همکاری خود در حوزه انرژی را بیشتر خواهند کرد. ایران نفت و گاز چین را تامین خواهد کرد، در عین حال طرف چینی" تامین مالی و سرمایه گذاری در پروژه های بالا دستی و پایین دستی صنعت انرژی را در ایران مورد توجه قرار خواهد داد." مشترک، همکاری گسترده اقتصادی را پیش بینی می کند که سرمایه گذاری و مبادلات تجاری، بانک داری، مالی، معدن، حمل و نقل، مخابرات، فضا، صنایع تولیدی، توسعه بنادر، به روز آوری و گسترش شبکه ریلی ایران، احداث سیستم راه آهن سریع در ایران، کشاورزی، منابع آب، حفظ محیط زیست، امنیت غذایی، مبارزه با کویر زایی، نمک زدایی از آب، استفاده از انرژی هسته ای و غیره را پوشش می دهد. یادداشت تفاهم دو جانبه " بر تقویت سرمایه گذاری مشترک" و تبادل دانش و فن آوری اختصاص دارد.

با این حال، هدف پیمان بسیار فراتر از تجارت و سرمایه گذاری است. مفسری در رسانه دولتی چین اظهار داشت،" تا مادامی که ادامه دارد، این موافقت نامه کاملا بر غلبه چشم انداز ژئوپلیتیک(جغرافی سیاسی) در منطقه آسیای غربی استوار است که مدت زیادی هدف سرکردگی امریکا بوده است. " بیانیه مشترک اعلام می کند که همکاری جامع راهبردی " به معنای توافق مهم در همه حوزه های روابط دو جانبه و موضوع های منطقه ای و جهانی" است. و اضافه می کند" در حال حاضر وضعیت منطقه ای و جهانی در حال تجربه تحولات ژرف و پیچیده ای است. تحت این شرایط، دو طرف بر اهمیت همکاری بین کشورهای درحال توسعه در امور بین المللی تاکید می کنند و به طور کلی به تلاش های مشترک به سوی تحق صلح، ثبات و توسعه در منطقه و جهان پای بند هستند."

جالب توجه آن که، بیانیه مشترک تاکید می کند که " چین به نقش موثر ایران به عنوان قدرت منطقه ای اهمیت می دهد و نقش ایران را در چهارچوب فعالیت های سازمان همکاری شانگهای مثبت ارزیابی می کند و از درخواست عضویت کامل ایران در سازمان حمایت می کند. البته، این شیوه ای از اعلام به جهان است که چین انزوای ایران از جامعه جهانی را نمی پذیرد. وضعیت مشابهی که به احتمال قوی چین و روسیه نیز در آن قرار دارند.

امریکا در فراهم آمدن علت وجودی چین پیمانی مشارکت قابل توجهی داشته است. نه چین و نه ایران انتظار حسن نیتی از سوی امریکا ندارند. آن ها می دانند که رویکرد دشمنانه در امریکا در زمان ریاست جمهوری جوبایدن تنها در حال شدت گرفتن است. در ضمن برای تهران دیگر امیدی که بایدن برجام را احیا یا تحریم ها را به زودی لغو خواهد کرد وجود ندارد. از این رو، بدون تردید، هم پشتی در برابر یک جانبه گرایی و تحریم های امریکا موضوع مهم همیشگی همکاری راهبردی چین- ایران است.

منافع چین به طور کلی در "عام شدن" این موضوع مهم همیشگی نهفته است تا روابط خود با کشورهای منطقه را گسترش دهد. سفر منطقه ای وانگ، عربستان سعودی، ترکیه، ایران، امارات متحده عربی و عمان را در بر گرفت. این واقعیت که او از راه عربستان سعودی به ایران سفر کرد هم نمادین است و هم اهمیت اساسی دارد. در ملاقات روز 24 مارس او با محمد بن سلمان ولیعهد عربستان در ریاض، وانگ گفت چین ازعربستان سعودی در تامین استقلال، کرامت ملی، امنیت و ثبات خود حمایت می کند، و با دخالت در امور داخلی عربستان سعودی به هربهانه ای مخالف است. ولیعهد عربستان نیز در پاسخ تصریح کرد که ترقی چین برای صلح، ثبات و موفقیت جهانی، و نیز توسعه متوازن تر جهانی سودمند است.

ولیعهد اظهار امیدواری کرد که دو کشورهمکاری ضد تروریستی و امنیتی خود را برای بالابردن روابط دو جانبه به سطحی عالی تر ارتقا خواهند داد. مهم تر آن که ولیعهد گفت عربستان سعودی از موضع مشروع چین در مسائل مربوط به شین جینگ و هنگ کونگ حمایت می کند، و با دخالت در امور داخلی چین به هربهانه ای مخالف است و تلاش از سوی طرف های معینی برای ایجاد اختلاف بین چین و دنیای اسلام را رد می کند.

به طور ساده، عربستان سعودی کارزار جاری امریکا علیه چین در رابطه با شین جیانگ را رها کرد. عمل عربستان مانعی برای دولت بایدن است. در واقع، تور منطقه ای وانگ به زمینه واقعیتی گواهی می دهد که هیچ همراهی با انتقادات امریکا علیه چین وجود ندارد. کشورهای منطقه ای احساس می کنند امریکا با انگیزه غلیان رقابت با چینِ در حال ترقی حرکت می کند، که در آینده ای نزدیک به عنوان ابرقدرت درجه یک جهان برای سبقت گرفتن از آن امریکا تلاش خواهد کرد. آن ها از جهت گیری در این رقابت خود داری می کنند.

برجستگی در این جا نهفته است: چین پس از برآورد دقیق پویایی قدرت در آسیای غربی، اصول مشترک معینی را معرفی کرده است که برای فراهم آوردن پایه ای برای روابط آن با کشورهای منطقه در سراسر منطقه به یک سان قابل اجرا است. هدف اعلام نشده تشویق کشورهای منطقه به حرکت به سوی سیاست های خارجی مستقل، کنار گذاشتن یوق غربی، به ویژه سرکردگی امریکا است. اما شیوه انجام این کار از سوی چین به شدت متفاوت از راهکارهای قهری و اغلب خشنی است که قدرت های غربی به طور سنتی در منطقه اتخاذ می کنند.

چین مطلقا علاقه ای به استفاده از اجبار به عنوان ابزار"تحریک" حتی با ترکیه، که صدای جماعت پراکنده ی اویغوردر آن شنیده می شود( که در ضمن دیدار وانگ از ترکیه تظاهراتی بر گزار کردند) ندارد. رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه در دیدار با وانگ برعلاقه ژرف ترکیه به گسترش اعتماد دوجانبه، ارتقا همکاری بین ابتکار کمربند و جاده چین و برنامه " راهرو میانی" ترکیه، گسترش همکاری در عرصه هایی مانند ساختمان، مخابرات، بنای زیر ساختی و سرمایه گذاری تاکید کرد، که برای توسعه متوازن تر تجارت دو جانبه تلاش می کند و تصفیه حساب ها با پول کشوری را تشویق می کند، و چین به جای آن روابط برابر را ارائه می کند."

----------------------

درباره نویسنده:

سفیر ام. کا. بادراکومار بیش از 29 سال در خدمات خارجی هند خدمت کرد: " تقریبا نیمی از سه دهه فعالیت دیپلماتیک من به ماموریت هایی در خاک اتحاد شوروی سابق، پاکستان، ایران و افغانستان اختصاص داشت. دیگر ماموریت های خارج کشورم شامل کره جنوبی، سریلانکا،آلمان و ترکیه بوده است. من اساسا روی سیاست خارجی هند و امور خاورمیانه، اوراسیا، اسیای مرکزی، اسیای جنوبی و آسیا - پاسیفیک... می نویسم"

 

 

منبع: 
https://www.indianpunchline.com/the-china-iran-pact-is-a-game-changer-part-i/

افزودن دیدگاه جدید