سه شنبه ۰۱ تير ۱۴۰۰ - ۲۲ ژوئن ۲۰۲۱

ویروس نابرابری

گزارش ژانویه 2021 سازمان آکسفام بخش پنجم

۰۷ خرداد ۱۴۰۰

ویروس کرونا در عین حال ما را به واکنش نسبت به آنچه مهم است، و توجه به آنچه شایستۀ ارزش بیشتری در جامعه است، واداشته است. چشم ما را بر این واقعیت گشوده است که این همانا پرستاران، رانندگان اتوبوس و شبکه های توزیع، کارگران سوپرمارکتها، ... هستند که کار حیاتی را به عهده دارند و نه مدیران صندوق های تامینی یا وکلای شرکتی.

در آموزش

در سال 2020 بیش از 180 کشور موقتاً اقدام به بستن مدارس کردند. این اقدام منجر به بسته بودن درب مدارس به روی 7/1 میلیارد کودک و نوجوان در زمان اوج تعطیلی مدارس شد. پاندمی کودکان فقیرترین کشورها را به طور متوسط به مدت 4 ماه از مدرسه محروم کرد. این مدت برای دانش آموزان کشورهای ثروتمند 6 هفته بود.

تخمین زده می شود که پاندمی دستاوردهای 20 سال اخیر در آموزش دختران را تماماً نابود کرده و این به نوبۀ خود به تشدید فقر و نابرابری انجامیده است.

 

در زمینۀ کار و معیشت

در اثر پاندمی صدها میلیون شغل از بین رفته اند. یافته های آکسفام و "تعهد بین المللی برای کاهش نابرابری" نشان می دهند که در 103 کشور که گرفتار پاندمی بوده اند، حداقل یک نفر از هر 3 نفر نیروی کار آنها فاقد حقوق و حمایتهای تأمینی از جمله حقوق ایام بیماری بوده است.

پاندمی به طرز خشنی نابرابریها در سیستم کار را آشکار کرده است. مثلاً در امریکا 90 درصد کارگرانی که از زمرۀ یک چهارم کارگران دارای بالاترین دستمزد اند، از حق مرخصی استعلاجی برخوردارند. این درحالی است که فقط 47 درصد یک چهارم کارگران دارای پائین ترین دستمزد از این حق نصیب می برند. 92 درصد کارگران زن در کشورهای با درآمد پائین در مشاغل غیررسمی، خطرناک و ناایمن به کار مشغول اند. ویروس کرونا همچنین به افزایش انفجارگونۀ تعداد کارگران در کارهای بدون دستمزد یا زیر حداقل دستمزد در بخش بهداشت انجامیده است.

در آموزش

در سال 2020 بیش از 180 کشور موقتاً اقدام به بستن مدارس کردند. این اقدام منجر به بسته بودن درب مدارس به روی 7/1 میلیارد کودک و نوجوان در زمان اوج تعطیلی مدارس شد. پاندمی کودکان فقیرترین کشورها را به طور متوسط به مدت 4 ماه از مدرسه محروم کرد. این مدت برای دانش آموزان کشورهای ثروتمند 6 هفته بود.

تخمین زده می شود که پاندمی دستاوردهای 20 سال اخیر در آموزش دختران را تماماً نابود کرده و این به نوبۀ خود به تشدید فقر و نابرابری انجامیده است.

 

در زمینۀ کار و معیشت

در اثر پاندمی صدها میلیون شغل از بین رفته اند. یافته های آکسفام و "تعهد بین المللی برای کاهش نابرابری" نشان می دهند که در 103 کشور که گرفتار پاندمی بوده اند، حداقل یک نفر از هر 3 نفر نیروی کار آنها فاقد حقوق و حمایتهای تأمینی از جمله حقوق ایام بیماری بوده است.

پاندمی به طرز خشنی نابرابریها در سیستم کار را آشکار کرده است. مثلاً در امریکا 90 درصد کارگرانی که از زمرۀ یک چهارم کارگران دارای بالاترین دستمزد اند، از حق مرخصی استعلاجی برخوردارند. این درحالی است که فقط 47 درصد یک چهارم کارگران دارای پائین ترین دستمزد از این حق نصیب می برند. 92 درصد کارگران زن در کشورهای با درآمد پائین در مشاغل غیررسمی، خطرناک و ناایمن به کار مشغول اند. ویروس کرونا همچنین به افزایش انفجارگونۀ تعداد کارگران در کارهای بدون دستمزد یا زیر حداقل دستمزد در بخش بهداشت انجامیده است. بخش اعظم این کارها توسط زنان، خاصه زنانی از میان گروه های حاشیه ای نژادی و قومی، انجام می شود.

از دست دادن فاجعه بار منابع درآمد، بدون برخورداری از هرگونه حمایت دولتی، به افزایش انفجاری گرسنگی انجامیده است. برابر تخمینهای قابل اتکا، در ماه های پایانی سال 2020 هر روزه بیش از 6هزار نفر فقط در اثر گرسنگی مرتبط با بیماری کووید-19 می مرده اند.

 

آنچه به راستی مهم و آنچه ممکن است

ویروس کرونا در عین حال ما را به واکنش نسبت به آنچه مهم است، و توجه به آنچه شایستۀ ارزش بیشتری در جامعه است، واداشته است. چشم ما را بر این واقعیت گشوده است که این همانا پرستاران، رانندگان اتوبوس و شبکه های توزیع، کارگران سوپرمارکتها، ... هستند که کار حیاتی را به عهده دارند و نه مدیران صندوق های تامینی یا وکلای شرکتی.

سیاست های تحول آفرین، که پیش از وقوع بحران کرونا تصورناپذیر می نمودند، در حال حاضر یک امکان ملموس به نظر می رسند. قاعدتاً این سیاستها نمی توانند متوجه ازگشت به وضع نابرابر پیشین باشند. بلکه دولت ها باید سیاستی پاسخگوی فوریت ایجاد جهانی برابرتر و پایدارتر، و یک اقتصاد انسانی را پیشه کنند.

خانم آروندهاتی روی (Arundhati Roy)، نویسندۀ نامدار هند، می گوید: "از نظر تاریخی ، بیماری های همه گیر انسانها را مجبور به گسست از گذشته می کنند، و آنان را ناگزیر می سازند که دست به ترسیم مجدد دنیای خود، و ترسیم دنیای جدیدی بزنند. این نکته در مورد پاندمی کرونا هم صادق است. بحران کرونا در عین حال نوعی دروازه (پورتال) است، دروازه ای بین دو جهان: جهان پیش و جهان پس از کرونا، که جهان دیگری است. ما می توانیم انتخاب کنیم که از این دروازه عبور کنیم و توأماً بارسنگین لاشه های پیشداوری و نفرت، بخل، بانک اطلاعات و ایده های مرده، رودخانه های مرده و آسمان دودگرفته مان را به دنبال خود بکشیم، یا می توانیم با باری سبک، آماده برای ترسیم یک دنیای جدید و با اراده برای مبارزه در راه آن، از این دروازه بگذریم".بخش اعظم این کارها توسط زنان، خاصه زنانی از میان گروه های حاشیه ای نژادی و قومی، انجام می شود.

از دست دادن فاجعه بار منابع درآمد، بدون برخورداری از هرگونه حمایت دولتی، به افزایش انفجاری گرسنگی انجامیده است. برابر تخمینهای قابل اتکا، در ماه های پایانی سال 2020 هر روزه بیش از 6هزار نفر فقط در اثر گرسنگی مرتبط با بیماری کووید-19 می مرده اند.

 

در بریتانیا حقوق سالانە یک پرستار تازەکار ٢٢ هزار پوند است، و از آن یک مدیر عالیرتبە ٣١ میلیون  پوند،یعنی ١٤٠٠ برابر حقوق آن پرستار. 

 

آنچه به راستی مهم و آنچه ممکن است. 

ویروس کرونا در عین حال ما را به واکنش نسبت به آنچه مهم است، و توجه به آنچه شایستۀ ارزش بیشتری در جامعه است، واداشته است. چشم ما را بر این واقعیت گشوده است که این همانا پرستاران، رانندگان اتوبوس و شبکه های توزیع، کارگران سوپرمارکتها، ... هستند که کار حیاتی را به عهده دارند و نه مدیران صندوق های تامینی یا وکلای شرکتی.

 

سیاست های تحول آفرین، که پیش از وقوع بحران کرونا تصورناپذیر می نمودند، در حال حاضر یک امکان ملموس به نظر می رسند. قاعدتاً این سیاستها نمی توانند متوجه ازگشت به وضع نابرابر پیشین باشند. بلکه دولت ها باید سیاستی پاسخگوی فوریت ایجاد جهانی برابرتر و پایدارتر، و یک اقتصاد انسانی را پیشه کنند.

خانم آروندهاتی روی (Arundhati Roy)، نویسندۀ نامدار هند، می گوید: "از نظر تاریخی ، بیماری های همه گیر انسانها را مجبور به گسست از گذشته می کنند، و آنان را ناگزیر می سازند که دست به ترسیم مجدد دنیای خود، و ترسیم دنیای جدیدی بزنند. این نکته در مورد پاندمی کرونا هم صادق است. بحران کرونا در عین حال نوعی دروازه (پورتال) است، دروازه ای بین دو جهان: جهان پیش و جهان پس از کرونا، که جهان دیگری است. ما می توانیم انتخاب کنیم که از این دروازه عبور کنیم و توأماً بارسنگین لاشه های پیشداوری و نفرت، بخل، بانک اطلاعات و ایده های مرده، رودخانه های مرده و آسمان دودگرفته مان را به دنبال خود بکشیم، یا می توانیم با باری سبک، آماده برای ترسیم یک دنیای جدید و با اراده برای مبارزه در راه آن، از این دروازه بگذریم".

 

افزودن دیدگاه جدید