جمعه ۰۸ مرداد ۱۴۰۰ - ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۱

خانه ای بر شن در کناره اقیانوسی خشمگین

۲۶ خرداد ۱۴۰۰

حال در آستاته آخرین روز های مانده به انتخابات، بی تفاوتی وسیع مردم به آن چه که به عنوان جعبه رأی بر پاگردیده، بی تفاوتی به مناظره‌های تلویزبونی، به وعده وعیدهای کاندیداها، فضای سرد و خالی از نشاط، سکوت وهم برانگیز جامعه قطع امید کرده از حاکمیتی که هیچ مسئولیتی در مقابل مردم احساس نمی کند، و جوابش به اعتراض مردم سرکوب های وحشیانه، شکنجه، زندان، و اعدام است و بس . تمامی این ها دست در دست هم داده، روی گردانی هر چه بیشتر مردم، بخصوص نسل جوان را از حکومت اسلامی بیشتر و بیشتر کرده است.

خانه ای بر شن در هراس از طوفان هائی که دیر یا زود خواهند غرید. خانه ای که روزی خمینی تهداب آن را بر پایه اقبال مردم از جمهوری تازه پائی بنام جمهوری اسلامی در میان اقیانوسی از مردم بنا نهاد. خانه ای که از روز نخست خشت آن را خمینی باخدعه بنا گذشت. از "میزان رای مردم است" گفت، و همزمان شورائی بنام شورای نگهبان، ترکیبی از تحجر، حماقت تاریخی، حریصان سال ها حسرت کشیده برای گرفتن قدرت، غارت، مال اندوزی و جاری کردن قوانین شرع در تقابل با قوانین جاری کشور که خمینی آنها را قوانین فاسد می‌دانست، بر رأس قوه مقننه نهاد.

از اعتماد مردم سوء استفاده کرد! در میان شور وهیجان ناشی از انقلاب از"میزان رای مردم است" گفت، از جمهور مردم سخن به میان آورد، اما در عمل، خلیفه جابری بنام ولی فقیه را فراتر از جمهور، فراتر از رای مردم قرار داد و بر قانون اساسی تحمیل کرد.

حال چهل واندی سال از آن روز های خوش باوری، روزهای امیدواری می گذرد. چهل سالی که یک روز آن آبی به خوشی از گلوی مردم پائین نرفته است. هرگز تاریخ این سرزمین چنین لگد مال سواران مغول نگردیده بود؛ تیمور هرگز آن با مردم نکرد که خمینی و لشگر لات‌های کف خیابانی او با مردم کردند. کسی که در شقاوت کامل با یک فرمان دستور قتل عام هزاران زندانیان سیاسی را صادرکرد. فاجعه هولناک شهریور شصت و هفت رارقم زد. گورستانی بنام خاوران را با مادران و پدران عزادار، بر نقشه کشور افزود. مردی که از گشتن لذت می برد، و جنایت‌های نماینده برگزیده خود خلخالی را ستایش می کرد.

باید زمان می گذشت تا بی کفایتی، فسادنهادینه شده درون انگل‌های حوزه های دینی، فرصت طلبان حلقه زده بر دور حکومت اسلامی، چپاول کنندگان فاقد عرق و روح ملی، سیمای خود را در عمل نشان دهند. زمان می خواست تا مردی که خود را لایق رهبری حکومت اسلامی نمی دانست بال و پر بگیرد، رقبا را از میان بر دارد! مشت آهنین از زیر عبا خارج سازد و آن حداقل های باقی مانده از انقلاب را بی محتوا نماید. لشگر سرکوبگر خود را در هماهنگی با سرداران سپاه سازمان دهد؛ ذهن خود شیفته، کینه ورز، مستبد، مطلق العنان، قانون شکن، و نوچه پرورخویش را به عیان به نمایش بگذارد. مردی که خود را نه ولی فقیه حاکم بر ایران، بلکه جهان شیعه و اگر امکانی باشد، جهان اسلام می‌داند.

او اکنون به تمامی نقاب از صورت برداشته، با دهن کجی و تحقیر یک ملت، بنا دارد با تحمیل یک جنایتکار و در آوردن نام او از صندوق رأی، بر مضحکه انتخابات بیافزاید، و این آخرین نشانه های جمهوریت فاقد محتوا را از میان بردارد. انتخابات را به انتصابات بدل کند، میزان را نه رأی مردم بلکه بیعت مردم با حاکم و حکومت اسلامی بگذارد.

زمان لازم بود تا مردم در بابند که چه کلاه عظیمی بر سرشان رفته و بهای هر قانون جدید بر آمده از دستگاه حکومتی به بهای دریع شدن آزادی، عدالت و امید های آن‌ها بوده است .

حال در آستاته آخرین روز های مانده به انتخابات، بی تفاوتی وسیع مردم به آن چه که به عنوان جعبه رأی بر پاگردیده، بی تفاوتی به مناظره‌های تلویزبونی، به وعده وعیدهای کاندیداها، فضای سرد و خالی از نشاط، سکوت وهم برانگیز جامعه قطع امید کرده از حاکمیتی که هیچ مسئولیتی در مقابل مردم احساس نمی کند، و جوابش به اعتراض مردم سرکوب های وحشیانه، شکنجه، زندان، و اعدام است و بس . تمامی این ها دست در دست هم داده، روی گردانی هر چه بیشتر مردم، بخصوص نسل جوان را از حکومت اسلامی بیشتر و بیشتر کرده است.

روی گردانی که بطور مشخص دراین برهه از زمان بصورت عدم شرکت در انتخابات فرمایشی و به نمایش گذاردن اراده ملی دراین رو در روئی خاموش با حکومت، خود را نشان میدهد. این عدم شرکت در واقع مشتی است که بر سیمای ولایت کوبیده می شود. جوابی سخت به خامنه ای و در خواست های مکرر و تأکید او بر شرکت در انتصابات برنامه ریزی شده او به عنوان یک وظیفه شرعی!

انتخابات این دوره، میدان بزرگ چالش اقشار وسیع اجتماعی است که با پیام نه به جمهوری اسلامی، نه به انتخابات به نوعی رفراندوم بی صلاحیت بودن حکومت اسلامی را به نمایش گذاشته اند.

رأی ندادنی که صف بخش وسیعی از مردم را از صف حکومتیان و اصلاح طلبان حکومتی به وضوح جدا می سازد. جدائی ارزشمندی که بار دیگر در عمل بردرستی شعار "اصلاح طلب ،اصول گرا دیگر تمامه ماجرا"صحه مینهد.

نبردی که دیر گاهیست آعاز گردیده و هر روز دامنه آن وسیع تر می گردد؛ که نشان از منزوی تر شدن بیشتر حکومت در میان مردم ، از دست دادن تکیه گاه مردمی و توسل به سرنیزه نظامیان است. عمر چنین تکیه دادنی بر سرنیزه دور نمی پاید!

زمان کار خود راکرده و خواهد کرد. کاری که نتیجه آن را امروز شاهدیم. ازآن پایگاه وسیع مردمی جز تعدادی عناصرحکومتی نشانی نمانده است.خانه ای مانده بر شن! حراست شده توسط نظامیان .

طوفان هادر راه اند. نسل جوان ایران در سکوت و زیر نگاه امنیتی حکومت از درخت زندگی، درخت دانش، به بهای طاقت آوردن و آمادگی گرفتن برای نبردهای آتی، برای آینده‌ای که می داند باید به دست او ساخته شود، جانانه تلاش می کند، حماسه می آفریند، حراست می‌کند، تا روزی که زمانش فرا رسد، ظرف زمان لبریز گردد، طوفان بغرد! خانه شنی را با ساکنان سرکوبگر و غاصب در کام خود کشد. این را روندچهل ساله به وضوح نشان داده و میدهد.

برتری تعداد تحریم کنندگانی که حاضر بر رأی دادن نیستند در مقابل رأی دهندگان مأمور معذور ، رأی دهندگان شرمنده معذور، رأی دهندگان رانتی حکومتی به روشنی نشان دهنده تهی شدن حکومت از جمهوری و حمایت مردم است.

حکومتی محاصره شده در میان توده عظیمی که با نفرت در او می نگرند؛ چنین کثرت و نفرت جائی برای خوش خیالی حکومت باقی نمی گدارد. انتصاب رئیسی و رئیسی ها محصول چنین فضائی است. فضائی که روز به روز جمهوری اسلامی را بیشتر وبیشتر منزوی می‌کند.

روز انتخابات را به نمایش بزرگ عدم شرکت در انتخابات، دوری گزیدن ازصندوق های رأی جمهوری فاسد، و منزوی کردن او تبدیل کنیم. این امری شدنی و امکانپذیر است . به دیروز و امروز جمهوری اسلامی بنگریم. تا احوال ملک خمینی را بر ما عرضه دارد.

 

افزودن دیدگاه جدید