سه شنبه ۳۰ شهريور ۱۴۰۰ - ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۱

طالبان به افغانستان بازمی گردد!

۱۶ تير ۱۴۰۰

در این میان واقعیت دردناک افغانستان تنها شامل مردم این کشور نیست، این واقعیت فاجعه امیز کل منطقه است، که بی تردید بار سنگین ان با دخالت رژیم شبه فاشیستی ولایی بر دوش مردم ایران نیز خواهد بود. مشابه سیاستی که در سوریه ... اتفاق افتاد، میدانی برای بازیگران قدرتمند، جهت نابودی ثروت ملی که رژیم ولایی به ان منطقه برده است. همچنین فرصتی برای اسراییل فراهم ساخته تا با بمباران های پی درپی جایگاهی برای دولت صهیونیستی در میان مردم خود بیابد. از آرای آنها برخوردار شود.

در ۴۰ سال گذشته این کشور میدانی برای تاخت و تاز قدرت های بزرگ جهان بوده است. پس از خروج ارتش شوروی طالبان یکی از مخرب ترین نیروی دست ساز امریکا-غرب برای مدتی با حمایت مستقیم امریکا قدرت را بدست گرفت، حتی به مجسمه بودا نیز رحم نکرد. در این مدت قتل و جنایت به سبک قرون وسطایی به اوج خود رسید، بطوری که در این مدت کوتاه تمدن بشری حقایقی از حکومت دینی دید، که تا ان بازه تنها در کتابهای تاریخی خوانده بود.

پس از بیرون راند طالبان حمایت‌های مالی از این نیروی اهریمنی قطع نشد، به قول معرف همچنان برای روز مبادا در آب و نمک ماند.

چندی پیش تلاش‌هایی چه از سوی دولت امپریالیستی امریکا و چه از سوی دولت شبه فاشیستی اسلامی ایران و امپریالیسم نو ظهور روسیه در بقدرت رساند مجدد ان صورت گرفت.

در مصاحبه های گوناگون سران طالبان، دست آشکاررژیم ولایی و روسیه بوضوح دیده میشود.

با در نظرداشت اتفاقات سوریه .... و سپس بریدن دست رژیم ولایی توسط روس‌ها و سایر همپیمانان از سوریه و منطقه، بنظر میاید بازی دیگری در میدان افغانستان توسط الیکارشی روسیه و دیگران تدارک دیده شده، که در نهایت مخارج تقویت و بازگرداندن طالبان بقدرت با هزینه مستقیم از جیب مردم فقیر شده ایران باشد. تفاوت این بار بدین گونه استکه، دستگاه ولایی با غرق بودن در مساله درونی، تاب چندانی نیاورد، ساختار زیر بار مخارج فروریزد.

در مورد نقش روسیه، نگارنده به دفعات در مورد الیکارشی حاکم بر روسیه نوشته است، ان زمان که روسیه میدانی برای عرض اندام دولت‌های غربی - امریکایی بود، گذشته و ابرسرمایه داران روس پس از اندوختن ثروت نجومی با غارت بازار داخلی فروش منابع طبیعی، در داخل بازار کوچک گشته، نیازمند دست یافتن به بازار جهانی و باز تقسیم مناطق است. در همین راستا، مقاصد امپریالیستی ان نخست به همسایگان پهنه پسا شوروی نظرانداخت، بعد از تلاش برای بلعیدن اکرایین، استیا... زاویه نگاه را گسترده تر،از سوریه تا به افغانستان وسعت بخشید.

همه انچه که در سیاستهای خارجی الیگارشی روس میگذرد، چیزی نیست مگر مقاصد امپریالیستی، تحکیم جایی برای خود در مناطق تمرکز ثروت. روسیه در آفریقا (بطور مؤثر) یا در امریکای لاتین بازی گر قدرتمندی نیست، اما در ونزوئلا پست سر مادورا ایستاد، حمایت‌های ضمنی کمی هم با کوبا دارد.

اما در ایران و کشورهای منطقه اوضاع دگرگونه است، دایما دندان نیش خود را با جهانیان نشان می‌دهد!. علت بسان روز روشن است، کوبا و بسیاری از کشورهای افریقایی و امریکای لاتین ۱. پیشتر تقسیم شده اند. ۲. خود در فقر دست و ‌پا میزنند، ابرسرمایه داران روس جایی که ثروت نباشد، حضور نخواهند داشت. منطقی بسیار کارآ که بنای سیاست خارجه این کشور است.

همزمان، منطق الیکارشی روس استفاده ابزاری از اهریمنی ترین نیروها است، که البته از ماهیت امپریالیسم است.

در این میان واقعیت دردناک افغانستان تنها شامل مردم این کشور نیست، این واقعیت فاجعه امیز کل منطقه است، که بی تردید بار سنگین ان با دخالت رژیم شبه فاشیستی ولایی بر دوش مردم ایران نیز خواهد بود. مشابه سیاستی که در سوریه ... اتفاق افتاد، میدانی برای بازیگران قدرتمند، جهت نابودی ثروت ملی که رژیم ولایی به ان منطقه برده است. همچنین فرصتی برای اسراییل فراهم ساخته تا با بمباران های پی درپی جایگاهی برای دولت صهیونیستی در میان مردم خود بیابد. از آرای آنها برخوردار شود.

وضعیت حال و بحران ساختاری و اوضاع بهم ریخته اقتصادی - سیاسی رژیم ولایی هیچ راه برونرفتی ندارد، مگر دشمن سازی و ایجاد جنگ خیالی با دشمن. رژیم شبه فاشیستی ولایی چهل و دوسال گذشته در بحرانی بنام جنگ بوده است. در این اواخر از سوریه تا یمن تا عراق صحنه گسترش خلیفه گری شیعه بوده، برای کمک به کشورهای نامبرده در واقع، گسترش مقاصد خود و به بهانه مهار داعش به ایران منابع هنگفتی چه رسمی و چه یواشکی هزینه شده است. این درحالی است، نیروهای مورد حمایت رژیم از داعش نیز داعشی ترند. برای مثل، طالبان!

از بسیاری جهات، طالبان برای پوتین ایجاد توهم گسترش روسیه در راستای کنترل افکار داخل از طریق ایجاد شرایط حضور و کنترل منطقه توسط دولت به اصطلاح «توانمند روس»، برگ بازی در انتخابات آینده و ادامه نشستن بر تخت ریاست توسط آقای پوتین است.

برای ایران نیز طالبان مترسکی در راستای ادامه تداوم و بقای رژیم ولایی، سرکوب اعتراضات احتمالی که اسیب های اقتصادی محرک اصلی ان خواهند بود. برای امریکایی ها نیز توجیهی برای ادامه سیاستهای جهان خوارانه.

پس در این میان طرفین درگیر از وجود طالبان و بازی با برگ طالبان ذی نفع هستند، مگر مردم ایران و افغانستان.

اردشیر قلندری

افزودن دیدگاه جدید