دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰ - ۲ اوت ۲۰۲۱

ترور و ربایش مخالفان توسط حکومت ایران

۲۶ تير ۱۴۰۰

ین که این سیاست در دوران مذاکرات برای دستیابی به توافق برای برجام تا چه حد عقلانی است، بحث پیچیده ای است هم من و هم جناب نوربخش در نقد نظرات آقای خزئلی تاکید کردیم عقلانیت جمهوری اسلامی الزاما با محاسبات عقلانی ما از یک منطق پیروی نمی کند. گرچه این اقدامات می تواند توافق در مذاکرات برجام را دشوار سازد، در عین حال می تواند به ابزاری برای قدرت نمایی و امتیازگیری های بیشتر دو سویه در مذاکرات منجر شود.

عملیات بیرون مرزی ترور، خبرچینی، جاسوسی و آدم ربایی توسط جمهوری اسلامی سه دوره را پشت سر گذاشته است. دوره نخست اوخر دهه شصت و طی دهه هفتاد است که ترور مخالفان در خارج و انکار نقش خود، اساس این سیاست را تشکیل می داد. ترورهایی نظیر قتل شاهپور بختیار، قاسملو و یارانش، دکتر شرافکندی و حمید چیتگر، غلام کشاورز، عفت قاضی و بسیاری دیگر در اروپا از سوئد و آلمان و فرانسه گرفته تا ترکیه و قبرس جلوه ای از این سیاست بود که حکومت مسئولیت هیچ کدام را بر عهده نگرفت. این گذشته از مواردی نظیر توطئه قتل جلیل گادانی از رهبران حزب دمکرات انقلابی ایران در سوئد است که با اطلاع سازمان امینت سوئد از آن جلوگیری شد.

در دوره دوم اما خبر چینی و تلاش برای نفوذ در اپوزیسیون به ویژه پس از دادگاه میکونوس یه شیوه اصلی فعالیت بیرون مرزی حکومت در برخورد به مخالفان بدل شد. این سیاست که نوعی از عقب نشینی ضمنی از ترور مستقیم به دلیل نگرانی از واکنش جدی تر اروپا بود باعث شد جز در ترکیه که آنرا حیات خلوت خود می داند شاهد کاهش ترورهای رژیم در کشورهای اروپایی باشیم. برای نمونه در سوئد بارها و بارها از طریق "تجار"، "خبرنگاران" ، "خانه های فرهنگی"، دانشجویان ودانشگاهیان" در دانشگاه چالمرز و لوند و لینیه و مسجد علی در استکهلم این گونه فعالیت جاسوسی وخبرچینی و نفوذ در اپوزیسیون و جامعه ایرانی تبعیدی در دهه هشتاد شمسی بالا گرفت که برخی از آن موارد در رسانه های سوئدی بازتاب یافت و شخصا در روشنگری و پیگیری مواردی از آن ها نقش داشتم و برخی نیز بی سر و صدا با اخراج آن افراد توسط سپو، سازمان امنیت سوئد همراه شد. در دوره سوم و به ویژه در سالهای اخیر اما تلاش برای آدم ربایی مخالفان و بردن آن به کشور و مجازات آنها و تبلیغات علنی در این موارد به سیاست اصلی حکومت بدل شده است. هرچند سیاست دوره نخست و دوم نیز همچنان ادامه دارد. ربودن ریگی، روح الله زم و حبیب فرج الله چعب، درجریان سفرش از سوئد به ترکیه و جمشید شارمهد، و بسیاری دیگر و تبلیغات پر سر و صدا در باره بسیاری از آنان نشان از سیاست تهاجمی نوین حکومت دارد که گاه با تلاش برای عملیات مستقیم تروریستی در خارج نیز همراه است. نمونه آن تلاش اسدی دیپلمات سابق نظام در اتریش برای عملیات تروریستی است که نشانگر آن است که حکومت دوباره به شیوه تهاجمی ترور مستقیم نیز روی آورده است. ترور مسعود مولوی در ترکیه نیز جلوه ای دیگر از این گونه سیاست های تهاجمی است. هدف اصلی حکومت اما از توسل به آدم ربایی و پذیرش مسئولیت آن و مجازات آنان در ایران در اساس به قصد اقتدار نمایی و تولید ارعاب در میان مخالفان است. گسترش این سیاست تهاجمی در سالیان اخیر به گونه ای است که سپو سازمان امنیت سوئد جاسوسی ایران، روسیه و چین را «بزرگ‌ترین تهدید» برای امنیت کشور دانسته که در اساس جان شهروندان ایرانی تبار را به خطر می اندازد. علاوه بر آن دانمارک و آلمان نیز از افزایش فعالیت تروریسیتی و جاسوسی جمهوری اسلامی در کشورهایشان ابراز نگرانی کرده اند. در دفترچه سبز که از اسداله اسدی بدست آمده است ۲۸۹ مکان در ۱۱ کشور اروپایی محل تماس با مأموران رژیم و عملیات جاسوسی بوده اند که تعداد این تماس ها در سوئد بیش از دیگر کشورهای اروپایی بوده است.

2 هم از این رو اقدام برای ربودن مسیح علی نژاد را در راستای سیاست دوره سوم عملیات بیرون مرزی حکومت باید خواند که می کوشد در قلب آمریکا با این عملیات قدرقدرتی خود را به نمایش بگذارد و زهر چشمی جدی از مخالفان برون مرزی حکومت نیز بگیرد.

3 اقدام برای ربودن مسیح علی نژاد توسط حکومت همچون اقدام برای ربودن هر دگراندیشی دیگری خلاف ابتدایی ترین موازین حقوق بشر بوده و باید به عنوان عملی تروریستی محکوم شود. همدردی با قربانیان این گونه آدم ربایی ها ربطی به هم نظری یا مخالفت با آنان ندارد، بلکه حمایت از آنان در برابر تروریسم محسوب می شود.

4 ادعای توطئه اف بی آی یا محافل اسرائیلی یا نئوکانان ها در آمریکا در این سناریوسازی بیش از همه برخاسته از ذهنیت تئوری توطئه است که در جامعه ایرانی رواج بسیار دارد. طرفداران این نظر گویا نیازی به مستند کردن نظر خویش نمی یابند، بلکه فرضیات ظاهرا منطقی خود را مبنای قضاوت یا تحلیل در باره یک رخداد واقعی قرار می دهند.

5 این که این سیاست در دوران مذاکرات برای دستیابی به توافق برای برجام تا چه حد عقلانی است، بحث پیچیده ای است هم من و هم جناب نوربخش در نقد نظرات آقای خزئلی تاکید کردیم عقلانیت جمهوری اسلامی الزاما با محاسبات عقلانی ما از یک منطق پیروی نمی کند. گرچه این اقدامات می تواند توافق در مذاکرات برجام را دشوار سازد، در عین حال می تواند به ابزاری برای قدرت نمایی و امتیازگیری های بیشتر دو سویه در مذاکرات منجر شود.

6 احتمال دارد که واکنش آمریکا و اروپا در این زمینه به آن شدتی که می بایست صورت نگیرد تا مذاکرات برجام با بن بست وشکست کامل روبرو نشود. اما فشار جامعه ایرانی تبعیدی به کشورهای مطبوع که برای حفظ امنیت جانی اشان می بایست گام های موثرتری برای پایان بخشیدن به فعالیت های جاسوسی جمهوری اسلامی انجام گیرد، می تواند در میزان شدت عمل کشورهای غربی موثر واقع شود.

7 این گونه عملیات و گسترش آن در پی یکدست شدن حکومت در انتخابات ریاست جمهوری اخیر ممکن است پیش از پیش افزایش یابد وهمچون بخشی از سیاست سرکوب خشن تر مخالفان به قصد مرعوب کردن آنان به شمار یابد. اما گذشته از این که این سیاست می تواند چالش هایی در توافقات اتمی با غرب ایجاد کند، قادر نخواهد بود ایرانیان تبعیدی را مرعوب کند. واکنش افکار عمومی به دستگیری و اعدام زم کاملا به ضد خود بدل شد و از هم اکنون روشن است سیاست سرکوب لجام گسیخته تر حکومت و از جمله آدم ربایی ها تنها حس انزجار و بیزاری از نظام را افزایش خواهد داد. هم از این رو تلاش برای ربودن مسیح علی نژاد نیز با واکنش گسترده افکار عمومی روبرو شده است. لینک این گفتگو در زیر قابل مشاهده است:

فراتر از خبر | ترور و ربایش مخالفان توسط حکومت ایران | 16/07/2021 - YouTube

افزودن دیدگاه جدید