جمعه ۰۲ مهر ۱۴۰۰ - ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱

فریاد مردم خوزستان، فریاد همه ایران است!

۰۴ مرداد ۱۴۰۰

فرقه دمکرات آذربایجان نه تنها حمایت از جنبش اعتراضی مردم خوزستان و دیگر مناطق کشورمان را وظیفه خود می داند، بلکه با تاکید بر شعارِ « اتحاد اتحاد » که از طرف مردم فریاد زده می شود، از همه احزاب و نیروهای آزادیخواه و مترقی میهنمان دعوت می کند تا با اتحاد عمل و روش و به شکل مشترک، به مبارزه همگانی مردم علیه سیاست های نامردمی حکومت جمهوری اسلامی ملحق شوند.

اعلامیه کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان

فریاد مردم خوزستان، فریاد همه ایران است!

هموطنان گرامی!

بیش از ده روز است که مردم خشمگین خوزستان به علت بی آبی، و به دنبال آنان، برخی از دیگر شهرهای میهنمان بر سر دولتمردانِ حکومت فاسد جمهوری اسلامی فریاد می کشند که با بی لیاقتی و بی تدبیری کشور را به زمینی سوخته تبدیل کرده اند.

ساکنین استان خوزستان اعم از برادران عرب و غیر عرب همآنانی هستند که متحمل اولین و بیشترین ضربات و یورش ها از طرف ارتش متجاوز دولت صدام حسین شدند. آنان در مقابل این تجاوز بیشترین فداکاری و گذشت را از خود نشان دادند و بیشترین خسارت های جانی و مالی به آنها وارد شد. با این حال، این مردم با نثار کردن هزاران شهید و معلول در پیشاپیش دیگر خلق های ساکن کشورمان چنان قهرمانانه از مرزها و امنیت کشور دفاع کردند که به حق به خرمشهر لقب شهر قهرمان داده شد.

ولی اکنون همین مردم برای مطالبۀ آب، این ابتدائی ترین و ضروری ترین مادۀ حیاتی، مجبور شده اند در مقابل گلوله های آتشینِ مامورینِ مسلح همین رژیم حاکم بر ایران ایستادگی کنند، نه در مقابل رگبار مسلسل سربازان عراقی.

پس از فتح خرمشهر که همۀ خاک کشورمان از متجاوزین ارتش صدام حسین آزاد شد و همه شرایط و فاکتورها برای پایان جنگ آماده بود، دولتمردان ضد مردمی و جنگ طلب حاکم بر کشورمان جنگ را تا 6 سال دیگر و تا روز و لحظۀ مجبور شدن به « نوشیدن جامِ زهر آتش بس(!) » ادامه دادند.

پس از «نوشیدن جام زهر»، اولین اقدام رژیم، کشتار جنایتکارانۀ هزاران زندانی سیاسی در زندانها بود که بسیاری از آنها در واقع به علت مخالفت با ادامۀ جنگ پس از فتح خرمشهر زندانی شده بودند.

بلافاصله پس از خاتمۀ جنگ، حکومت ایران به رهبری سردارِ سازندگی(!)، هاشمی رفسنجانی، با به اجرا گذاردن مجموعۀ سیاست های اقتصادی به نام « تعدیل اقتصادی » که همان سیاست های نئولیبرالی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بود، بازسازی مناطق ویران شده بر اثر جنگ را آغاز کرد. رفسنجانی نقش اصلی را برای این نوع سازندگی به سپاه پاسداران سپرد.

اکنون بیش از 30 سال از به اصطلاح «بازسازی» مناطق جنگی توسط سرداران سپاه می گذرد. ولی نه تنها ویرانه های جنگی در خوزستان بازسازی نشده، بلکه ساکنین این استان از عطش و بی آبی و تلف شدن دام ها و سوختن مزارع خود چاره ای جز راه پیمائی اعتراضی در خیابان های شهرها و روستاهای خود نیافته اند. در حالی که دهها سردار سپاه به طایفه میلیاردرها ملحق شده اند.

علیرغم این، حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه به جای هر اقدام مثبتی در جهت التیام این مردم تشنه لب، به بهانۀ عرب بودن بخشی از این هم میهنانمان و مبارزه با « تروریستهای تجزیه طلب »، راه پیمائی های مسالمت آمیز را با سرکوب شدید و تیراندازی و رگبار مسلسل جواب می دهد.

سیاست های نئولیبرالی تعدیل اقتصادی که مدتی بعد با اقدامات خلاف ماده 44 قانون اساسیِ انقلاب و واگذاری صنایع دولتی به بخش خصوصی با کارگردانی خامنه ای و رفسنجانی تکمیل شد، در واقع باز گذاشتن دست عده ای از تاجران و سرمایه داران و سردارانِ سپاهِ ذوب شده در ولایت فقیه و نزدیکان و کارگذاران حاکمیت برای تاراج ثروت های میهنمان و دسترنج زحمتکشان بود که هنوز هم اجرای آنها ادامه دارد.

این سیاستها نه تنها به ویرانی بسیاری از بخش های اقتصادی کشور منجر شد، بلکه تاثیر بسیار مخربی در زندگی اکثریت مردم بویژه زحمتکشان بر جای گذاشت. کافی است اشاره شود که در طول نزدیک به چهل سال، تولید کشور فقط نزدیک به دو برابر رشد را نشان می دهد، در حالی که تورم بیش از چهل برابر شده است. یعنی بیش از بیست برابر سفره مردم کوچکتر شده است.

سیاست های غلط و غیر کارشناسی دولتمردان همراه با منفت طلبی های ضد مردمی نورچشمی های حکومت در عرصه های گوناگونِ کشاورزی و صنعت و معادن در این مدت سی – چهل سال، زیان های جبران ناپذیری به ساکنین میهنمان و محیط زیست و منابع طبیعی کشورمان وارد کرده است. بی آبی و خشک شدن رودخانه ها، دریاچه ها، قنات ها، کاریزها و چشمه ها، نابودی جنگل ها و مراتع سبز از جمله نتایج این سیاست های اقتصادی و یکه تازی همان نورچشمی های گروه های حاکم در مینمان است. اگر حاکمیت به جای سرکوب و زندانی کردن دلسوزان کشور، به اعتراض متخصصین به سدسازی های بی رویه و غیر کارشناسی، حفر صدها هزار چاه عمیق و کشت محصولات آب بر و غیر ضرور، ویران کردن جنگل ها و دامنه کوهها گوش می دادند، امروز اوضاع کشور اینطور نبود.

اگر تدابیر صحیحی اتخاذ می شد و مسئولان حکومتی اعم از نظامی و غیر نظامی فاسد و مختلص و رانتخوار نبودند، خوزستان سرزمین رودهای بزرگ و بسیاری از دیگر مناطق کشورمان این گونه ویران نبود. سال هاست دریاچه های کشورمان منجمله دریاچه ارومیه خشکتر و خشکتر می شوند. سال هاست ساکنین خوزستان با بی آبی و شوری آب دست و پنجه نرم می کنند. سال هاست آب در سرزمین آب و آفتاب خرید و فروش می شود. سال هاست در هر خانۀ این استان، دستگاه تصفیه آب مهمترین وسیله ای است که باید تهیه شود. وقتی از مشکلات خوزستان سخن می رود، تنها ذکر اعداد و ارقام کافی نیست. این مشکلات که سال ها انباشته شده، دلیلی جز سیاست های ضدمردمی حکومت جمهوری اسلامی و سوء تدبیر مسئولین فاسد و نالایقِ ندارد.

خشکسالی و کمبود آب معضلی هست که در برخی مناطق کشورمان وجود دارد. اما این معضل نباید در خوزستان وجود داشته باشد. در حالی که این مشکل اکنون در خوزستان دوچندان است. پنج رودخانه پر آب کشور و 30 درصد آب های جاری کشور در خوزستان جریان دارد اما خوزستانی ‌ها همچنان مجبورند برای تأمین آب شرب خود دست به دامان آب فروشان سیار شوند. رودخانه کارون روزی منبع تامین آب شرب مردم خوزستان بود ولی امروز میزبان فاضلاب ها است.

مقامات جمهوری اسلامی از ولی فقیه گرفته تا روحانی، رئیسی، قالیباف و اژه ای و دیگران به جای پاسخگویی و اعتراف به بی لیاقتی و ناکارآمدی خود، به مردم جان به لب رسیده خوزستان هشدار می دهند که مواظب خارجی ها و دشمنان کشور باشند. آن هم شهروندان شجاع خوزستانی که همیشه در صف اول مبارزه با تجاوزکاران بوده اند.

ده روز است که نیروهای امنیتی و سرکوبگر رژیم ولایت فقیه به همراه وکیل و وزیر و سردار سپاه و معمم و مکلا تلاش می کنند با انواع سخنان گمراه کننده و حیله گرانه و تهدید آمیز مانع از گسترش این اعتراضات به دیگر مناطق میهنمان شوند. ولی موفق نشدند. به تدریج ساکنین جان به لب رسیدۀ دیگر شهر ها و مناطق کشورمان نیز با حمایت از هموطنانِ عرب خود در خوزستان، به خیابان ها جاری شده و ضمن حمایت از اعتراضات خوزستان شعار ها و اعتراضات خود را علیه حاکمان ضد مردمی فریاد می زنند. از جمله در آخرین خبر ها تا این لحظه، در شهر بزرگِ تبریز با شعار «آذربایجان بیدار است، پشتیبان خوزستان است» و در تهران مرکز میهنمان با شعار « تهران تا خوزستان، اتحاد اتحاد »، گروه های خروشان کثیری از مردم به خیابان ها و میدان ها سرازیر شده اند.

اکنون می توان گفت که صدای اعتراض مردم محروم خوزستان، سرآغاز صدای اعتراض همگانی مردم ایران و دعوت به اتحاد همه زحمتکشان و خلق های ساکنِ میهنمان است.

فرقه دمکرات آذربایجان نه تنها حمایت از جنبش اعتراضی مردم خوزستان و دیگر مناطق کشورمان را وظیفه خود می داند، بلکه با تاکید بر شعارِ « اتحاد اتحاد » که از طرف مردم فریاد زده می شود، از همه احزاب و نیروهای آزادیخواه و مترقی میهنمان دعوت می کند تا با اتحاد عمل و روش و به شکل مشترک، به مبارزه همگانی مردم علیه سیاست های نامردمی حکومت جمهوری اسلامی ملحق شوند.

شکی نباید داشت که اتحاد عمل نیروهای ترقی خواه همراه با جنبش اعتراضی سراسری کشور و به دور از مداخلات بیگانگان دستاوردهای بزرگی را به همراه خواهد داشت.

کمیته مرکزی فرقه دمکرات آذربایجان ۴ مرداد ۱۴۰۰

افزودن دیدگاه جدید