جمعه ۰۲ مهر ۱۴۰۰ - ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱

سیمای دیکتاتوری حزب حاکم در روسیه!

۱۰ مرداد ۱۴۰۰

این سیاست دوگانه حزب کمونیست، خوش آیند بسیاری از مردم روسیه نیست، از طرفی نیز نامزدی دائمی زیوگانف و تکرار شعارهای ۲۹ سال پیش با وجود توپ خانه تبلیغاتی رژیم حاکم علیه ۷۰ سال سوسیالیسم شوروی بسیار خسته کننده است. با توجه به اینکه شرایط نو، رویکردهای نوین تری را می طلبد!. این در همان سال خای نخست فروریزی مانده است.

در زندگی سیاسی روسیه، اخیرا خبری منتشر شد، که نزدیکی شگفت آوری با اخبار زندگی سیاسی کشور ولایت زده ایران داشت.

پاول گرودینین از انتخابات پارلمان روسیه حذف شد!.

چرا چنین اتفاق شگفت آوری در کشور پوتین، که عده ای از ایرانیان انرا «نعمت الهی » می دانند رخ می دهد؟

جهت روشن کردن این موضوع به واکاوی برخی سیاستها و نظرات در جامعه روسیه می پردازیم!

اگر به یاد داشته باشید در دور قبلی انتخابات ریاست جمهوری گرودینین در «رقابت» با پوتین دست در دست گنادی زیوگانف صدر حزب کمونیست روسیه شرکت داشت، ایشان با کاریزمایی که دارد و با بیانی صاف و واضع و عامه پسند بر زبان روسی و تبلیغات گسترده حزب کمونیست توانست ۹ میلیون رای بدست آورد.

آرای ۹میلیونی ایشان در تبانی با پوتین دال بر سوپاپ اطمینان ‌بودن و سیاهکاری شرایط بازی به عنوان «رقیب الترناتیو» بدست آمد، که اینک به زنگ خطری برای پوتین و الیکارشی حاکم تبدیل شده است.

در رویکرد جدید گرودینین خطری بالقوه در انتخابات سال ۲۰۲۴ در برابر پوتین است، چرا که؛ از دور قبل تا به بازه کنونی شرایط افتصادی کشور بمراتب بدتر شده، محرک های اصلی از قبیل: الحاق کریمه به روسیه و تقسیم مناطق شرقی اکرایین به امری عادی تبدیل گردیده، سوریه و پرتاب موشک از کاسپین دیگر نقشی بر عظمت روسیه نمی افزاید، بدین خاطریا باید موضوع کلیدی قدرتمندی جهت تحریک حس ملی یافت، یا گرودی نین پوتین را پشت سر خواهد گذاشت.

در راستای یافتن حربه کلیدی قدرتمند، اعتراضات آگوست سال پیش دال بر تخلف در انتخابات ریاست جمهوری و امکان تحویل بلاروس به اپوزیسیون، اعتراضات فوق سرکوب شد. در حقیقت، بلاروس در آب و نمک قرار گرفت. در شرایط امروزی روسیه تنها حامی بلاروس در راستای مقاومت در برابر تحریمات اروپاست. درواقع، احتمال ادغام بلاروس به روسیه، همان لقمه خوش خوراک پوتین جهت کسب آرا در انتخابات ریاست جمهوری آتی است، که بر بشقاب طلایی ناسیونالیسم روس، به روسیه عرضه خواهد شد. با این فرض، امر حفظ و صیانت از رژیم دیکتاتوری بلاروس روشن می گردد.

از طرف دیگر، نقش روانشناختی رژیم های اقتدارگرا، ترس از رقبا و ایجاد موانع در برابر شرکت و حضور شان را نباید نادیده گرفت. تا بحال بازی با سوپاپ ها سیاست «برد، برد» یکطرف بر طرف دیگر را تضمین می نمود، همانطور که در ایران، رئیسی در برابر روحانی بهترین و یگانه محاسبه درست الیکارشی حاکم جهت برد تضمینی روحانی بود. سیاستی که نتیجه داد.

همانطور که مشاهده شد، دوران سیاستهای رقیب سازی های مهندسی شده تمام شد، انتخابات اخیر در ایران ابطال انرا اعلان کرد، رئیسی با ابزار زور و تقلب آشکار و بی اعتنایی به روحیه مخالفت مردم غالب شد. رویکردی که معضل عمده سیاست روسیه نیز شده است. الیکارشی حاکم بیم شکست مفتضحانه پوتین را در سال ۲۰۲۴ می بینید، پس باید چاره ای بجوید. چاره ای بهتر از بازی ازموده شده در ایران ولایی در صورت چموشگری و یا زیاده خواهی احتمالی بلاروس فعلا موجود نیست، پس باید پلان B را هم در نظر گرفت.

با اعلان مخفی کردن ۱۱ حساب بانکی در بانک های سوئیسی توسط گرودینین، از سوی کمینه انتخابات، همچین فشار عموم جهت ارائه سند معتبر در این رابطه، رتبه گرودینین بطرز چشمگیری افزایش یافته است. موضوعی که بیم پوتین را هرچه بیشتر خواهد کرد، پیامد آن و رویکرد مقابله (ادامه پرونده سازی، تا حد بازداشت و زندان، سیاستی که در بلاروس اجرایی شد) با ان در آینده نزدیک را شاهد خواهیم بود.

یکی از موضوعات مهم نامزدی گرودینین، برای جامعه روس چهره جدید او است. از بازه انحلال حزب کمونیست شوروی و تاسیس حزب کمونیست روسیه، زیوگانف بر مسند ریاست حزب جاودانه شده، ۲۹ سال گذشته در انتقاد از حکومت هیچ موضوع تازه ای ارائه نداده است.

تازه، در بسیاری موارد از سیاستهای خارجی الیکارشی حاکم: الحاق کریمه، تقسیم اکرایین، حضور در سوریه، روابط غارتگرانه با ایران و سایر کشورهای ضعیف شدیدا حمایت کرده است.

اما در زمینه سیاست داخلی دستگاه، سیاست حزب کمونیست شباهت بسیار زیادی به سیاست «اتحاد و انتقاد» حزب توده ایران با دستگاه ولایی خمینی دارد، که در مواردی مبحث انتقاد بمراتب شدیدتر است. این سیاست با نمایندگان سرمایه همانطور که منجر با نابودی حزب توده ایران شد، در روسیه نیز بشدت از اعتبار حزب کمونیست کاسته است. نباید فراموش کرد که این حزب ۲۰ سال پیش از اعتبار ۵۰ درصدی در میان واجدین شرایط برخوردار بود، که هماکنون به کمتر از ۱۳٪ رسیده است.

این سیاست دوگانه حزب کمونیست، خوش آیند بسیاری از مردم روسیه نیست، از طرفی نیز نامزدی دائمی زیوگانف و تکرار شعارهای ۲۹ سال پیش با وجود توپ خانه تبلیغاتی رژیم حاکم علیه ۷۰ سال سوسیالیسم شوروی بسیار خسته کننده است. با توجه به اینکه شرایط نو، رویکردهای نوین تری را می طلبد!. این در همان سال خای نخست فروریزی مانده است.

روسیه نیز با وجود افراد سیاسی مادام العمر، نیاز به تغییر رویکردها دارد، نسلی که امروز به مرز سی سال رسیده است، تمام سی سال گذشته را با تربیت شدگان نظامی گذرانده است، که اینک دشمن آن گشته، نفرت به انرا در اجتماع می پراکنند، همزمان بهمان سبک و سیاق حکومت می کنند. پارادوکسی که برای نسل جوان تحت هیچ شرایطی قابل درک نیست!

عواقب حذف نامزد حزب کمونیست !

ویدوموستی یکی از روزنامه های معروف روسیه در این مورد می نویسد؛ حذف کاندید حزب کمونیست، برایند آرای پوتین را بهتر می کند، همزمان مشروعیت انتخابات را ناقص می نماید.

زیوگانف صدر حزب کمونیست روسیه در این مورد می‌گوید: حذف گرودی نین از انتخابات« کلاهبرداری ناشیانه انگل شرور است».

برای ما ایرانیان چنین اقدامی بسیار عادی است که قریب به ۴۲ سال ادامه دارد، کشور را در میانه انتخاب بد و بدتر قرار داده و انچه که اخیرا در ایران گذشت، پس لرزهای آن سیاست است که در اعتراضات بحران آب خود را بنمایش گذاشته و به انتهای راه نزدیک میشود. در روسیه اما، این روند در حال تکوین است، باید راه درازی را بپیماید. با اینهمه، فرق بسیار بنیادی میان این دو کشور هست، فریب مردم با ترفندهای ازموده شده در ایران شدیدا مذهبی در روسیه کاربرد ندارد، جامعه روس با همه فراز و نشیب ها بمراتب روشن‌تر از کشور ولایی ماست.

این دوره در بهترین حالت جهت حفظ پوتین بر مسند ریاست، با کمترین آرای ممکن صورت خواهد گرفت، مگر همه کشورها و ابرشرکتهای سرمایه داری به یاری وی بشتابند. ماشین دروغ و تقلب بکار افتد، که چنین نیز خواهد بود.

با این همه آیا جامعه تن به چنین تقلبی خواهد داد؟. یک ضرب المثل روسی پاسخ بهتری دارد: با گذشت زمان، خواهیم دید!

 

افزودن دیدگاه جدید